close
تبلیغات در اینترنت
زندگی نامه شيخ فضل بن الحسن طبرسي
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

    لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

  • لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

  • رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

    رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

    معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

  • معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

    معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 مهر 1394
  • بازدید : 277 مشاهده

زندگينامه و آثار شيخ فضل بن الحسن طبرسي

معروف به علاّمه امين الاسلام طَبْرِسي

 

علاّمه بزرگوار امين الاسلام، ابوعلي فضل بن حسن طَبْرِسي از جمله انديشمندان نادرياست كه هر چند در دانشهاي رايج عصر خويش خبره بود، منزلت او در تفسير، تمام ابعاد وجوانب علمي‌اش را تحت شعاع قرار داده، وي را به مثابة مفسّري سترگ در دنياي دانش ومعرف معرفي كرد. در اين نوشتار برآنيم كه به گوشه‌هايي از زندگي هفتاد و نه (ياهشتاد) سالة اين مفسّر قرآن و پيشواي مفسران بپردازيم.

ولادت
او به سال 468 (يا 469 ق.)[1] ديده به جهان گشود وحسن بن فضل طبرسي پدر آن عزيز، او را «فضل» ناميد.[2] اصل و منشأ «فضل بن حسن» طبرسي «تفرش» بوده و به همين سبب به «طَبْرسي» معروف و مشهور گشته است؛[3]هر چند دليلي بر ولادت يا اقامت او در آن ديار علم خيز در دست نيست. در مقابل،گروهي از شرح حال نويسان، طبرسي را اهل طبرستان (مازندران امروز) دانسته‌اند،[4]ليكن وجود دلايلي روشن بر يكي بودنطبرس و تفرش آن ادعاها را مخدوش مي‌سازد؛[5]كه مي‌توان به برخي از آنها اشاره كرد:

بيهقي (معروف بهابن فندق) كه از معاصران طبرسي است[6]در بيان شرح حال او مي‌گويد «طبرس منزلي است ميان قاشان (كاشان) و اصفهان. اصلايشان از آن بقعت بوده است».[7] همچنين يعقوبي[8]و علامه مجلسي،[9]طبرسي را معرّب تفرشي و منسوب به تفرشاز توابع قم مي‌دانسته‌اند.

اين ناحيه نخست از توابع قم بوده و امروزه ازشهرهاي استان مركزي به شمار مي‌رود. اين شهر به دليل نزديكي‌اش به قم، در آغاز وروداسلام، مذهب تشيع را پذيرفت.[10]
تحصيل

فضل بن حسن دوران كودكي و تحصيل خود را در جوار بارگاه ملكوتي امامهشتم ـ عليه السّلام ـ گذراند و پس از چند سال حضور در مكتب، و فراگيري خواندن ونوشتن و يادگيري قرائت قرآن، خود را به منظور تحصيل علوم اسلامي و شركت در جلسه درسبزرگان دين آماده ساخت. او در فراگيري علومي چون ادبيات عرب، قرائت، تفسير، حديث،فقه، اصول و كلام فوق‌العاده تلاش كرد، بدان حد كه در هر يك از آن رشته‌ها صاحبنظرگرديد. با وجودي كه در مدارس آن عصر، علومي چون حساب، جبر و مقابله رايج نبود و كسيبراي فراگيري آن رغبت نمي‌ورزيد، او به سوي آن علوم شتافت و از صاحبنظران آن فن بهشمار مي‌آمد.[11]

اساتيدِ امينالدين[12]طبرسي كه نقش مهمي دربارور كردن شخصيت علمي و معنوي او داشتند از اين قرارند: ابوعلي طوسي (فرزند شيخطوسي)، جعفر بن محمد دوريستي، عبدالجبار مقري نيشابوري، امام موفق الدين حسين واعظبكرآبادي جرجاني، سيد محمد قصبي جرجاني، عبدالله قشيري، ابوالحسن عبيدالله محمدبيهقي، سيد مهدي حسيني قايني، شمس الاسلام حسن بن بابويه قمي رازي، موفق عارفنوقاني و تاج القراء كرماني.[13]

هجرتي پربار

امين الاسلام طبرسي حدود 54 سال در مشهد مقدس سكونت داشت و سپسبنابر دعوت بزرگان سبزوار، و با توجه به امكانات بسياري كه در آن شهر موجود بود وزمينه تدريس، تأليف و ترويج دين را براي او فراهم مي‌ساخت، در سال 523 ق. راهي آنديار گرديد. سادات آل زباره ـ كه طبرسي با آنان نسبت فاميلي داشت ـ ميزبان او بودندو از كمك و همكاري با آن عالم وارسته دريغ ننمودند.[14]

نخستين اقدام شيخ، پذيرش مسؤوليت «مدرسة دروازه عراق» بود[15]كه با سرپرستي و راهنمايياو، مدرسه به حوزه علميه وسيع و با اهميتي مبدّل گشت غناي فرهنگي و علمي اين مكان،سبب جذب محصلان بسياري از دور افتاده‌ترين نقاط ايران گرديد و طلبه‌هاي جوان به عشقرسيدن به كمال و خدمت به مكتب در آن مدرسه مشغول تحصيل شدند و علوم مختلفي چون فقهو تفسير را از محضر طبرسي فرا گرفتند. شاگردان دانشمند و بلند آوازه ذيل ثمره تلاشعلمي شيخ است: رضي الدين حسن طبرسي (فرزند طبرسي)، قطب الدين راوندي، محمد بن عليبن شهر آشوب، ضياء الدين فضل الله حسني راوندي، شيخ منتجب الدين قمي، شاذان بنجبرئيل قمي، عبدالله بن جعفر دوريستي، سيد شرف شاه حسيني افطسي نيشابوري و برهانالدين قزويني همداني.[16]

آثارسبز

 
مصنفات و آثار متعددي از امين الاسلام طبرسي به يادگار مانده است كه جملگياز فضل و دانش آن عالم كوشا و انديشمند توانا حكايت مي‌كند. گنجينه آثار او بدينشرح است: الآداب الدينيه للخزانه المعينيه، اسرار الامامة، اعلام الوري باعلامالهدي، تاج المواليد، جوامع الجامع، الجواهر (جواهر الجمل)، حقائق الامور، عدةالسفر و عمدة الحضر، العمده في اصول الدين و الفرائض النوافل، غنية العابد و منيةالزاهد، الفائق، الكافي الشافي، كنوز النجاح، مجمع البيان، مشكوة الانوار فيالاخبار، معارج السؤال، المؤتلف من المختلف بين ائمة السلف، نثراللآلي، النورالمبين و روايت صحيفة الرضا ـ عليه السّلام ـ.[17]

پيشواي مفسران

انديشه خدمت به قرآن از اوان جوانيدر ذهن علاّمه جاي داشت. زندگي‌اش آميخته با آن كتاب الهي بود احياي معارف آن معجزهبي‌بديل و يگانه و نوشتن تفسير از آرزوهاي اصلي او به شمار مي‌رفت. خالق هستي، آنبر آورنده آرزوها، توفيق عرضه آثار جاودان و ميراث ماندگار را به او ارزاني داشت ودر حالي كه سن علاّمه از شصت تجاوز كرده و موهاي سرش به سپيدي گراييده بود سه كتابتفسير قرآن را به سبك‌هاي مختلف به رشتة تحرير درآورد. او چنان ابتكاري را در تفسيرقرآن به كار بست كه تا قر حاضر، مفسّران ديگر بر آستان تفسير او اعتكاف كرده، ازخرمن بي‌‌پايانش ـ كه الهام گرفته از مكتب اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السّلام ـبود ـ استفاده كردند. مناسب است به اختصار به سبك و محتويات هر يك از تفاسير آندانشمند فرزانه اشاره نماييم.
الف. «مجمع البيان» سرآمد تفاسير

«آستين همتبالا زدم و نهايت جدّ و جهد را به كار بستم و ديدار بيدار داشتم و انديشه به زحمتافكندم و بسيار تفكر كردم و تفاسير گوناگون را در پيش رو نهادم و از خداوند سبحانتوفيق و تيسير طلبيدم و نگارش كتابي را آغاز كردم كه در نهايت فشردگي و پيراستگي وحسن نظم و ترتيب است و حاوي انواع و اقسام دانش تفسير است و درّ و گوهرهايي اعم ازعلم قرائت، اعراب و لغت، پيچيدگي و مشكلات، معاني و جوانب، نزول و اخبار، قصص وآثار، حدود و احكام و حلال و حرام در بردارد و از خدشه‌هايي كه مبطلان آن مطرحكرده‌اند سخن گفته و سخني را آورده‌ام كه تنها اصحاب ما ـ رضي الله عنهم ـ متعرض آنشده‌اند و استدلالات بسياري را در صحت اعتقادات خود اعم از اصول و فروع و معقول ومنقول به گونه‌اي معتدل و مختصر و بالاتر از ايجاز و پايين‌تر از تفصيل در بردارد؛زيرا انديشه‌هاي عصر حاضر تاب تحمل سنگيني فراوان ندارد و از تلاش در ميادينمسابقات بزرگ ناتوان است زيرا از علما تنها نامي مانده و از علوم تنها رمقي».[18]

گرايش روحي بر نوشتن تفسير باابتكار و سبكي منحصر به فرد كه از روزگار جواني در او جولان داشت و همچنين تشويقيار و دوست نزديكش، محمد بن يحيي (از سادات آل زباره و از شخصيتهاي برجسته سبزوار) دو عامل و انگيزه‌اي است كه مؤلف محترم خود در مقدمه بدان اشاره كرده است. برخي ازمورخان با بيان داستاني از طبرسي، انگيزة ديگري را در باب علت نوشتن تفسير دخيلمي‌دانند. آن حكايت از اين قرار است:
زماني سكته‌اي بر علامه عارض مي‌شود وخاندانش به اين گمان كه او به رحمت ايزدي پيوسته است وي را به خاك مي‌سپارند. او پساز مدتي به هوش آمده، خود را درون قبر مي‌بيند و هيچ راهي را براي خارج شدن ورهايياز آن نمي‌يابد. در آن حال نذر مي‌كند كه اگر خداوند او را از درون قبر نجات دهدكتابي را در تفسير قرآن بنويسد. در همان شب قبرش به دست فردي كفن دزد نبش مي‌شود وآن گوركن پس از شكافتن قبر شروع به باز كردن كفنهاي او مي‌كند. در آن هنگام علامهدست او را مي‌گيرد! كفن دزد از ترس، تمام بدنش به لرزه مي‌افتد، علامه با او سخنمي‌گويد، ليكن ترس و وحشت آن مرد بيشتر مي‌شود. علاوه طبرسي به منظور آرام ساختناو، ماجراي خود را شرح مي‌دهد و پس از آن مي‌ايستد. كفن دزد نيز آرام شده، بادرخواست علامه كه قادر به حركت نبود، او را بر پشت خود مي‌نهد و به منزلش مي‌رساند. طبرسي نيز به پاس زحمات آن گوركن، كفنهاي خود را به همراه مقدار بسياري پول به اوهديه مي‌كند. آن مرد نيز با مشاهده اين صحنه‌ها و با ياري و كمك علامه توبه كرده،از كردار گذشته‌اش از درگاه خداوند طلب آمرزش مي‌كند. طبرسي نيز پس از آن به نذرخود وفا كرده، كتاب مجمع البيان را مي‌نويسد.[19]

شيخ طبرسي تفسيرخود را در مدت هفت سال و با اقتباس ازتفسير«التبيان» اثر شيخ طوسي، تدوين كرد و هر يك از فنون مختلف قرآني را به صورتجدا از هم و در قالبي منظم و مرتب بيان نمود. اين نظم خاص سبب گرديد كه دانشمندانشيعه و سنّي، آن تفسير را بر بسياري از تفاسير ديگر برتري داده، آن را مورد ستايشقرار دهند.[20]
مجمع البيان درده جلد تدوين و در پنج مجلد چاپ شده است. اين كتاب با مقدمه‌اي مفيد آغاز شده وموضوعاتي در هفت فن به قرار ذيل در آن مطرح شده است: تعداد آيات قرآن و ثمره آشناييبا آن، ذكر اسامي قرّاء مشهور قرآن و نظرات آنان، تعريف تفسير، تأويل و معني،نامهاي قرآن و معاني آن، يادي از علوم قرآن و مسائل مربوط به آن و كتابهايي كه درمورد آن تأليف شده است، احاديث مشهور پيرامون فضيلت قرآن و اهل آن و بيان آنچه كهبراي قاري قرآن نيكوست (چون زيبا خواندن الفاظ قرآن.

 

 

 

پي نوشت :


 

[1] . طبرسي و مجمع البيان، حسينكريمان، ج 1، ص 207.
[2] .
مجالسالمؤمنين، قاضي نور الله شوشتري، ص 202؛ امل الامل، حر عاملي، ج 2، ص 216.
[3] .
تاريخ بيهق، ابوالحسن علي بن زيدبيهقي، ص 242.
[4] .
رياضالعلماء، ميرزا عبدالله افندي، ج 4، ص 357؛ اعيان الشيعه، محسن امين عاملي، ج 8، ص 398.
[5] .
رك: تاريخ بيهقي،تعليقات آقاي احمد بهمنيار، ص 353؛ طبرسي و مجمع البيان، ج 1، ص 172.
[6] .
تاريخ بيهقي در سال 565 ق. تأليفشده است.
[7] .
تاريخ بيهق، ص 242. (شايان ذكر آنكه در سال 565 ه‍ . ق تأليف شده است).
[8] .
البلدان، احمد بن ابي يعقوب يعقوبي، ص 38.
[9] .
روضات الجنات، ميرزا محمدباقر خوانساري، ج 1، ص 64، به نقل از ميرزا عبدالله افندي، شاگرد مرحوم مجلسي.
[10] .
نزهة القلوب، حمداللهمستوفي، ص 68.
[11] .
تاريخبيهق، ص 242.
[12] .
امين الدينو امين الاسلام از القاب فضل بن حسن طبرسي است.
[13] .
رياض العلماء، ج 4، ص 357؛ مستدرك الوسائل، ميرزا حسيننوري، ج 3، ص 487؛ طبرسي و مجمع البيان، ج 1، ص 300، مفاخر الاسلام، علي دواني، ج 3، ص 412.
[14] .
تاريخ بيهق، ص 242.
[15] .
همان.
[16] .
رياض العلماء، ج 4، ص 341 و 342، مقابس الانوار، شيخ اسدالله تستري، ص 14؛ روضات الجنات، ج 5، ص 357؛ طبرسي ومجمع البيان، ج 1، ص 313.
[17] .
معالم العلماء، ابن شهر آشوب، ص 315، امل الامل، ج 2، ص 216؛ بحار الانوار، علامهمجلسي، ج 1، ص 30؛ كشف الظنون، حاجي خليفه، ج 2، ص 1602؛ ايضاح المكنون، اسماعيباشابغدادي، ج 2، ص 433، الذريعة، آقا بزرگ تهراني، ج 2، ص 41؛ منتهي المقال،ابوعلي حائري، ص 241؛ معجم المؤلفين، عمر رضا كحاله، ج 8، ص 66؛ طبقات اعلام الشيعه (قرن سادس)، آقا بزرگ تهراني، ص 217؛ روضات الجنات، ج 5، ص 361.
[18] .
مجمع البيان، امين الاسلام طبرسي، ج 1، ص 10.
[19] .
رياض العلماء، ج 2،ص 358؛ روضات الجنات، ج 5، ص 362؛ مستدرك الوسائل، ج 3، ص 487، در ضمن نمونه همينماجرا به مولا فتح الله كاشاني نويسنده تفسير منهج الصادقين (متوفي 988 ق.) نيزنسبت داده شده است. ر. ك: روضات الجنات، همان.
[20] .
طبرسي و مجمع البيان، ج 2، ص 42، نويسنده در اين كتابصفحاتي را به مقايسه اين دو تفسير اختصاص داده است.