close
تبلیغات در اینترنت
اختلال روانی
loading...

سایت پروژه های علمی

اختلال روانی

اختلال روانی

اختلال وسواس جبری از جمله اختلالات اضطرابی است و با افکار و امیال پایدار و مهار ناپذیر و نیاز به تکرار پی در پی اعمال خاص مشخص می شود . البته ما اغلب دچار افکار خاص و یا تردید های وسواس گونه می شویم . اما این افکار بعنوان عامل وارسی های مرتب و اضطراب ما در اثر انجام ندادن آن نمیشود.

برای تشخیص OCD یا وسواس فکری و عملی باید یا باعث رنج و نارحتی چشمگیر شود یا در عملکرد شخص ایجاد اختلال کند.

از اختلال وسواسی اجباری چه می دانید؟

علایم اختلال وسواسی اجباری این اختلال مجموعه علایمی را شامل می‌شود که به صورت، obsession یا compulsion یا تواماً بروز می‌کنند.

Obsession:
به معنای تجربه افکار، تکانه‌ها یا تصوراتی تکراری است که آزار دهنده و بدون سبب می‌باشند و اضطراب ایجاد می کنند. در این بیماران افکار، تصاویر یا تکانه‌‌های عصبی نگرانی بیش از حدی که در خصوص مشکلات واقعی زندگی فرد است نمی‌باشد. گاه این افکار آنقدر تمامی ذهن فرد را درگیر می‌کند، که در عملکرد روزانه وی تأثیرگذار می‌‌شود.

بیمار می‌داند که این وسواس‌های فکری زاییده فکر خود او می‌باشد. به همین سبب شخص مایل است با افکار یا اعمال دیگری این افکار وسواسی را از سر خود خارج کند. به عنوان مثال: در وسواس شستشو، فرد دائما به نجاست و پاکی یا آلودگی فکر می‌کند و با تکرار در شستن دست ممکن است دچار بیماری جسمی نظیر اگزما شود.

Compulsion:
به معنای یک رفتار تکراری و عمدی (مثل شستشو) یا یک عمل ذهنی (مثل شمارش) است که غالبا در واکنش به یک وسواس یا قوانین خشک انجام می گردد. این رفتارها به سبب کاهش رنج و اضطراب یا پیشگیری از یک اتفاق بد، ولی بیش از حد و اندازه معقول انجام می‌شود، در مقطعی از زمان در طول این اختلال بیمار تشخیص می‌دهد که افکار و یا اعمالش بیش از اندازه یا غیرمنطقی است، این افکار یا اعمال واماندگی بسیاری ایجاد می‌کنند و یا بیش از یک ساعت در روز وقت بیمار را می‌گیرند و به صورت چشمگیری با فعالیت‌ها و عملکردهای روزانه بیمار تداخل دارند. این اختلال ممکن است در بسیاری از موارد با بعضی از بیماری‌های اعصاب مانند افسردگی، اختلال اضطراب عمومی، اسکیزوفرنیا، اختلال دوقطبی، اختلال تیک به طور همزمان وجود داشته باشد.

اشکال مختلف وسواس – جبری

-
آداب تمیز کردن و ترس از آلودگی

در برخی از بیماران ، ترس از آلودگی ممکن است منجر به آداب شستشو شود که این آداب می تواند ده ها سال بیش از دوازده ساعت در روز به طول بینجامد. ابن افراد اغلب برای پیش گیری از تماس با آلودگی از تمامی قسمتهای منزل و حتی محله اجتناب می کنند.

-
آداب وارسی کردن و ترسهای مربوط به سلامتی

اگر شما به آداب وارسی کردن دچار باشید نمی توانید مطوئن شوید که مرتکب خطائی بزر گ نشده اید . بنابراین برای حصول اطمینان به وارسی کردن می پردازید . معمولاً می ترسید که در اثر خطائی که از شما سرزده است به خودتان و دیگران آسیبی برسانید.

-
آداب تکرار و اجبارهای شمارش

افراد مبتلا به این نوع وسواس احساس می کنند که باید حرکات ساده ای را چندین بار انجام دهند ، مانند وارد شدن به اتاق و یا شستن بخشی از بدن خود و… . ممکن است تا زمانی که این حرکات را به همان تعداد انجام ندهد احساس راحتی نکند

-
کندی اجبار گونه

شخص مبتلا به علائم اختلال وسواس ممکن است دچار کندی در کار باشد . زیرا زمان زیادی را انجام آداب خاص خود می کند.

-
وسواس اجبارهای خرافی

ممکن است خرافات بر زندگی همه زندگی مبتلایان به اختلال وسواس سایه بیندازد. به طور معمول وسواس های خرافی ، ترس از مرگ و نمادهای آن متمرکزند . اگر شما به این نوع وسواس مبتلا باشید میان اشیائی که ارتباط برقرار می کنید . یعنی چیزهائی را با بد شانسی مرتبط میدانید و سپس از فعالیتها و مکانهای خاصی که گمان می کنید موجب بدشانسی می شوند اجتناب می کنید.

-
آداب صرفه جوئی و اندوختن

همه انسانها اشیائی را که برایشان بار احساسی دارند یا ممکن است به آن نیاز پیدا کنند نگاه می دارند. اما افراد مبتلا به آداب اندوختن نمی توانند میان اشیاء محبوب و اشیاء مورد مصرف تمایزی قائل شوند. آنها نمی توانند مطمئن شوند که یک تکه کاغذ ممکن است ارزشی نداشته باشد ، به همین دلیل برای حل این مسئله هر چیزی را نگاه می دارند.

اقدامات کمکی جهت درمان وسواس
 -
تقویت جسمانی

امروزه از لحاظ پزشکی اثبات شده که ضعف جسمانی و کمبود ویتامین های مورد نیاز بدن نقش مهمی در ابتلا به وسواس ایفا می کند. بنابراین تقویت قوای جسمانی (زیر نظر پزشک) در این زمینه مفید خواهد بود.

-
عدم اعتقاد به افکار وسواسی

هرگاه همواره از صمیم قلب اعتقاد داشته باشید که افکار وسواسی شما حقیقی هستند یا آنکه اجبارهایتان در پیشگیری از یک پیشامد بد ضروری اند . آنگاه ممکن است به رفتاردرمانی جواب ندهید . بنابراین مهمترین اصل در درمان غیر داروئی وسواس عدم اعتقاد به افکار وسواسی است.

-
آوردن افکار وسواسی به ذهن از روی عمد

سعی کنید افکاری را که باعث بروز رفتارهائی بعد از آن میشود ، در حضور دیگران و یا در مکانهائی که نمی توانید آن اعمال را انجام دهید به ذهن بیاورید . آنگاه بعد از انجام ندادن چند باره آن اعمال متوجه بی اثر بودن آن می شوید.

-
رها کردن یکباره وسواس

خود را از بند افکار مزاحم رها کنید و برای خود شعاری بسازید ، مثلاً هرگاه افکار وسواسی به سراغ شما آمد بگوئید : پیش به سوی زندگی عادی عنوان عامل اصلی بیماری تلقی شود خط اول درمان را داروهای «SSRI» Serotonin Reuptake Inhibitor Specific شامل می‌شوند. این داروها به عنوان مهارکننده‌های باز جذب سروتونین به صورتی اختصاصی عمل می‌کنند.

سابقاً داروی کلومی پرامین با وجودی که یک داروی ضدافسردگی سه حلقه‌ای است ولی به سبب اینکه عمدتاً مهارکننده باز جذب سروتونین (SRI) می‌باشد در این بیماری کاربرد فراوانی داشته است. در حال حاضر علی‌رغم اینکه این دارو هنوز تجویز می‌شود ولی به سبب عوارض جانبی بسیار و ایجاد مشکلات مسمومیتی به عنوان خط اول درمان محسوب نمی‌شود. بنابراین تجویز داروهای (SSRI) که کم‌خطرترند مانند: فلوکساتین، پراکستین، سرترالین، فلوواکسامین، سیتالوپرام پیشنهاد می‌شود.

در حال حاضر داروی Venlefaxine که مهارکننده باز جذب نوراپی‌نفرین و سروتونین (SNRI) است نیز به صورت کمکی یا به تنهایی در درمان اختلال وسواسی جبری کاربرد دارد. باید توجه شود که دوز داروهای ضدافسردگی در درمان وسواس معمولا بیشتر از دوز این داروها در درمان افسردگی است.

زمان پاسخ‌دهی بیمار به دارو:

در بیماران مبتلا به وسواس، پاسخ‌دهی بیمار به داروی تجویزی را پس از گذشت مدت حدوداً ۱۲- ۸ هفته می‌توان ارزیابی کرد. این زمان معمولا بیش از زمان پاسخ به داروها در مبتلایان به افسردگی (۴- ۳ هفته) می‌باشد. البته این زمان ممکن است کمی متغیر باشد، ولی عمدتا در درمان وسواس برائ پاسخ‌دهی بیمار، نیازمند به زمان و دوز داروی بیشتری می‌باشیم.

هدف اصلی درمان کاهش افکار و اعمال وسواسی در حدی که بیمار بتواند به طور طبیعی فعالیت کرده و عملکرد داشته باشد معمولا کاهش ۳۵- ۲۵ درصد نمره فرم ارزیابی Y- Bocs به عنوان پاسخ بالینی مطلوب ارزیابی می‌شود. در حال حاضر حدود ۶۰- ۴۰ درصد بیماران پیشرفت معنی‌داری با مصرف اولین داروی SSRI و migna.irیا کلومی پرامین نشان می‌دهند ولی تعداد کمی پاسخ بسیار بالایی به داروها می‌دهند، حدود ۲۰ درصد از بیمارانی که به اولین داروی SSRI پاسخ نداده‌اند، به داروی دیگری از این خانواده و یا به کلومی پرامین پاسخ می‌دهند.

بایستی توجه شود که روش‌های درمانی دیگری مانند: شناخت رفتار درمانی (CBT) که نقش بسیار مهمی در بهینه کردن درمان این بیماران دارد و یا ECT و نوروسرجری در موارد بسیار شدیدی که وسواس به درمان‌های دیگر پاسخی نداده است مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اختلال اضطراب فراگیر(GAD) نگرانی مداوم یا ترسی است که به رویداد و موقعیت خاصی وابسته نیست، یا متناسب با انتظار از آن موقعیت نیست.

برای مثال، فردی که به این اختلال مبتلاست، ممکن است در مورد کودکی که در سلامت کامل است، دائما نگرانی داشته باشد.

احتمال  ابتلا به این عارضه در زنان بیشتر از مردان است. معمولا این عارضه در افراد وقتی در ابتدای دهه 20 زندگی هستند، شروع می‌شود.

 اغلب افراد گاه به گاه نگران می‌شوند و این نگرانی‌های گاهگاهی عادی محسوب می‌شود و به معنای ‌آن نیست که فرد دچاز اضطراب فراگیر است.

 اگر شما به اضطراب فراگیر مبتلا باشید، آنقدر احساس نگرانی می‌کنید که کارهای روزمره‌تان را نمی‌توانید انجام دهید، و در بیشتر روزها احساس تنش و نگرانی دارید.

 سایر نشانه‌های اختلال اضطراب فراگیر اینها هستند:

·         اشکال در به خواب رفتن یا در خواب ماندن.

·         تنش عضلانی.

·         تحریک پذیری.

·         اشکال در تمرکز کردن.

·         زود خسته شدن.

·         بیقراری یا احساس " دلشوره"  و عصبی بودن.

 اگر در اغلب اوقات احساس تنش می کنید و یا برخی از علائم بالا را دارید، با دکترتان در این مورد مشورت کنید.

احتملا پزشک شما را معاینه خواهد کرد و از شما  پرسش‌هایی به عمل خواهد آورد تا مطمئن شود چیز دیگری علت بیماری شما نیست.

بعضی وقتها برخی از انواع داروها ممکن است سبب اضطراب شود. اگر غده تیروئید شما بیش از حد فعال باشد یا مبتلا به افسردگی باشید، ممکن است دچار علائم اضطرابی شوید.

 اگر پزشک دلیل دیگری برای نشانه‌های اضطرابی پیدا نکند. ممکن است نیاز داشته باشید که برای بهیودی از این اختلال، تحت درمان قرار گیرید.
 
افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر باید راه‌هایی را یاد بگیرند تا از عهده‌ نگرانی و اضطراب بر آیند. ممکن است به مشاور نیاز داشته باشید تا به شما کمک کند به آنچه سبب ایجاد تنش در شما می‌شود، پی‌ببرید.

همچنین ممکن است نیاز به مصرف داروهایی که به کاهش اضطراب در شما کمک کنند، داشته باشید. پزشک می‌تواند درمان صحیح را به شما معرفی کند.

بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر را می‌توان بهبود بخشید. اگر داروی‌های ضداضطراب  برای شما تجویز شود، ممکن است بتوانید مصرف آنها را در زمانی در آینده متوقف کنید. دکترتان به شما خواهد گفت که چه وقت می‌توانید مصرف داروی‌تان را قطع کنید.

اشاره

بارها، لحظه های اضطراب و دلهره را تجربه کرده ایم. از اضطراب و لحظه شماری برای دیدن کسی، شنیدن خبری، انجام کاری تا اضطراب های ساده ای که هر روز، به دفعات سراغ مان می آیند. این حالت ها، گاهی بیش از چند لحظه طول نمی کشند و گاهی هم چند ساعت درگیر شان می شویم، اما به هر حال، بدون این که زندگی مان را مختل کنند، همان طور که آمده بودند، می روند.

اما نوعی از اختلالات اضطرابی، حمله های شدیدی است که وقتی کسی به آن دچار می شود، حس می کند هر بار تا دم مرگ رفته و باز گشته است. این حملات، " حمله پانیک "

( Attack Panic) نام دارند. این حالت ها می توانند زندگی خصوصی و اجتماعی فرد را تحت الشعاع قرار دهند. این بار درباره اختلال پانیک صحبت می کنیم.

 

الان آرام است؛ ولی معلوم نیست چند دقیقه دیگر چه حالی دارد. وقتی آن حالت ها می آیند، چنان مضطرب می شود که به قول خودش نزدیک است " دیوانه شود " یا " بمیرد. " کلافه و بی قرار راه می رود . گریه می کند و گاهی اوقات می خواهد سراسیمه از اتاق یا خانه بیرون برود و ما مانع او می شویم. وقتی هم آن حالت ها تمام می شوند، منتطریم، ببینیم کی دوباره حال همسرم دگرگون می شود.

این خانم مضطرب و نگران درباره حالت های همسرش ادامه داد :" دو هفته پیش وقتی از سر کار به خانه بر گشتم، شوکه شدم. دختر 5 ساله ام گوشه اتاق کز کرده بود. همسرم بی قرار و عصبی راه می رفت. عرق کرده بود. چند لحظه بعد، حالت های همسرم شدیدتر شد. احساس خفگی و کلافگی می کرد و دایم می گفت : " الان می میرم. "

حالت هایش شبیه کسانی بود که انگار دچار حمله قلبی شده اند. با وجودی که همسرم 39 سال اش است و تا به حال هم سابقه بیماری قلبی نداشته است، ترسیدم مبادا دچار سکته قلبی شود. بلافاصله او را به اورژانس رساندم. اما بعد از معاینه هیچ عارضه قلبی ای در او ندیدند. فردای همان روز ،همراه همسرم پیش متخصص قلب رفتیم. نظر پزشک هم همین بود. یعنی این که همسرم دچار بیماری قلبی یا سکته قلبی نشده بود. "

او ادامه داد : " طی این دو هفته چندین بار آزمایش های مختلفی انجام داده ایم. چند بار به متخصص قلب مراجعه کردیم. اما بیماری همسرم را تشخیص نمی دهند...."

چون این بیماران به بیماری جسمی مبتلا نیستند، طبیعی است که بعد از انجام معاینه ها و آزمایش های مختلف، بیماری جسمی ای در آنها دیده نشود. به همین دلیل نگران می شوند؛ چون احساس می کنند به بیماری ناشناخته ای دچار شده اند. برای این که به بیمار و همسر او اطمینان بدهم که به بیماری ناشناخته ای دچار نشده است، شروع کردم به شمردن علایم بیمار .

از او پرسیدم : " احساس می کنی همین الان سکته می کنی ؟" گفت : " بله " . به او گفتم : " وقتی این حالت ها به تو دست می دهد نمی توانی یک جا بمانی و می خواهی از جایی که هستی فرار کنی؟ با تعجب جواب داد :" بله " . گفتم : " نفس نفس می زنی و نمی توانی راحت نفس بکشی ؟" باز با هیجان جواب داد : " بله."

گفتم : " احساس گیجی و منگی و سبکی سر داری و حس می کنی مسخ شده ای ؟ " گفت :" بله " . گفتم : " حس می کنی بدن ات مال خودت نیست ؟" گفت:" بله و ادامه داد، شما دقیقا حالت های من را می گویید." دوباره پرسیدم : " بعد از تمام شدن حمله ها دایم نگران حمله بعدی هستی ؟ " گفت :" بله ، دقیقا."

از او پرسیدم: " دیگر نمی توانی تنها بیرون بروی یا تنها بمانی و برای بیرون رفتن از منزل باید کسی همراه تو باشد؟ " باز با هیجان گفت : " بله." پرسیدم : " مرگ را حس می کنی و هر لحظه احساس می کنی در حال مردن هستی؟" باز با هیجان گفت بله و تکرار کرد، " شما حالت های من را می گویید..."

بعد از این سوال ها، نام بیماری اش را به او گفتم و ادامه دادم: " دیدی که من همه حالت های تو را گفتم. اسم بیماری ات را هم گفتم. پس به بیماری ناشناخته ای دچار نشده ای. علاوه بر این که این حالت ها، حس وحشت عمیقی در تو ایجاد می کند که هیچ ارتباطی با میزان خطری که فکر می کنی تو را تهدید می کند، ندارد. " بیمار و همسر او آرام تر شدند و بعد، همسر بیمار به تشریح حالت - های او ادامه داد.

کنار او می مانیم

زندگی مان مختل شده است. طی این 2 هفته فقط 5 روز توانستم سر کار بروم. اوایل خودم می ترسیدم او را تنها بگذارم تا مبادا دچار این حالت ها شود و من کنارش نباشم و نتوانم به او کمک کنم. اما حالا خودش از ما می خواهد کنارش بمانیم.

او ادامه داد:" الان همسرم برای بیرون رفتن از منزل هم مشکل پیدا کرده است. یعنی باید حتما همراه من یا یکی از بچه ها، حتی دختر 5 ساله مان بیرون برود. فرقی هم نمی کند چه قدر از خانه دور می شود؛ تا سر کوچه و خرید کردن از سوپر مارکت یا مسافت های کمی بیشتر. این وابستگی او را بیش از هر کسی آزار می دهد."

این خانم در ادامه توضیح داد:" همسرم دیگر سر کار نمی رود؛با ادامه این وضع، دچار مشکلات اقتصادی خواهیم شد. با وجودی که مدیریت بخشی از شرکت به عهده او است، اما نمی تواند سر کار برود. چون می ترسد مبادا در فاصله خانه تا محل کار، به این حالت ها دچار شود و کسی نباشد که به او کمک کند. علاوه بر این که دوست ندارد همکاران اش او را در این حالت ها ببینند."

او ادامه داد: " اوایل تعداد حمله ها کمتر بود. اما حالا به روزی 5- 6 بار رسیده است. فقط یک لحظه خودتان را جای همه ما بگذارید که یکی از اعضای خانواده تان، روزی چند بار تا دم مرگ برود و برگردد."

این خانم درباره وضعیت فرزندان اش می گفت: " بچه ها هم مثل من نگران هستند. هر دو پسر 9 و 12 ساله من بچه های زرنگی هستند. اما از وقتی پدرشان به این حالت ها دچار شده -است، نمی توانند آن طور که باید درس بخوانند. حتی وقتی نیمه های شب ،این حالت ها به پدرشان دست می دهد، آنها مضطرب و نگران از خواب بیدار می شوند و گاهی حتی تا صبح کنار او می - نشینند. از من می پرسند؛ پدر زنده می ماند؟ "

او از چه رنج می برد

به دلیل شباهت برخی از علایم حملات " پانیک " با بیماری قلبی ،به ویژه سکته قلبی، معمولا اولین محل مراجعه این بیماران بعد از بروز حمله ها، اورژانس قلب است. اما بعد از مراجعه به اورژانس قلب و تشخیص سلامتی قلب، بیمار حس می کند به بیماری ناشناخته ای دچار شده است.

با بروز علایم ، بیمار دچار اضطراب خیلی شدید می شود و از مکانی که هست، فرار می کند. تپش قلب، احساس گرفتگی و خفگی، تعرق، نفس های بریده، گریه، گاهی جیغ کشیدن به دلیل وحشت از علایم، احساس سرما و یا گر گرفتگی، ترس از مردن، مور مور یا سوزن سوزن شدن یا کرختی، احساس درد در شکم، درد قفسه سینه، حالت منگی، ضعف و عدم تعادل، احساس مسخ شخصیت و واقعیت، لرزش اندام ها، ترس از دیوانه شدن و از دست دادن کنترل رفتار، از علایم این اختلال است.

اگر حداقل 4 علامت از این علامت ها ، حدوداً 10 دقیقه بروز کرده و ادامه پیدا کند، فرد دچار " حمله پانیک " شده است. اما اگر بعد از مدت یک ماه، این علایم مجددا دیده شود، یا بیمار در این مدت یک ماه نگران وقوع حمله های بعدی و یا نگران عوارض آن باشد یا تغییر چشمگیری در رفتارش دیده شود، دچار " اختلال پانیک " شده است.

در مواردی ( همیشه این طور نیست) مانند این آفا ،مشکل " گذر هراسی " هم به اختلال پانیک اضافه می شود. در این شرایط ،بیمار نمی تواند " تنها " بیرون برود. مثل همین آقا که حتی برای خرید از سوپر مارکت نزدیک منزل هم باید کسی ، حتی دختر 5 ساله اش او را همراهی می کرد.

از کجا می آید؟

اختلال پانیک ممکن است به صورت ناگهانی یا به دلیل قرار گرفتن در شرایط استرس زا ،مثل زمانی که فرد به هر دلیل " در کانون توجه دیگران قرار می گیرد " بروز کند. گاهی اختلال دیگری مثل، ترس از حضور در جمع، ترس از هر چیزی( فوبیا)، اختلال استرس پس از سانحه ( D . S .T .P )، سو مصرف مواد یا دارو یا یک بیماری جسمی مثل پر کاری غده تیرویید ،زمینه ساز بروز اختلال پانیک می شود؛ که در این حالت، اول باید بیماری اصلی درمان شود و بعد به درمان اختلال پانیک پرداخت.

جدا شدن والدین قبل از رسیدن فرزندشان به سن 17 سالگی، از دست دادن یکی از والدین به ویژه مادر، می توانند زمینه ساز اختلال پانیک باشند. احتمال ابتلا به اختلال پانیک در زن ها ،2 تا3 برابر مردها است.

درمان

معمولا برای درمان مراجعان مبتلا به این اختلال، از این مثال استفاده می کنم. به آنها می گویم فکر کنید در اتاقی هستید که ماری به طرف تان می آید. اگر ندانید مار سمی است یا نه ،خیلی وحشت می کنید و فکر می کنید اگر این مار شما را نیش بزند، حتما می میرید. اما اگر مطمئن شوید مار سمی نیست، باز هم می ترسید؛ اما چون مطمئن می شوید که نیش تان نمی زند، کمتر وحشت می کنید.این بیماری هم شبیه همان ماری است که سمی نیست، نیش نمی زند، نمی کشد. اما حالت هایی که ایجاد می کند ،ترسناک و ناراحت کننده است.

حمله های پانیک معمولا با مصرف دارو، بعد از گذشت یک هفته تا یک ماه کنترل می شود. همراه درمان دارویی، بیمار باید تنظیم نفس را تمرین کند تا در زمان حمله ها بتواند تنفس اش را کنترل کند. برای تنفس آرام می توانند با استفاده از کیسه نایلون و گرفتن آن جلوی دهان و بینی ، تمرین کنترل تنفس را انجام بدهند. علاوه بر این که در لحظه های بروز حمله ، به خودشان یاد -آوری کنند که بیماری من ناشناخته و خطرناک نیست و اگر قرار بود با این حمله ها اتفاقی برای من بیفتد، الان زنده نبودم.

ترک سیگار ،کاهش مصرف قهوه، تنظیم زمان خواب و استراحت ،تنظیم برنامه کاری و دور بودن از هرگونه تنش و اضطراب و ریلکسیشن در فواصل بین حمله ها و استفاده از نور ملایم در حین کار، از دیگر نکاتی است که بیماران مبتلا به اختلال پانیک، باید به آن توجه کنند.

ترس‌ مرضی‌ ـ phobias

 

ترس‌ مرضی‌ نوعی‌ اضطراب‌ به‌ صورت‌ ترس‌ مداوم‌ غیرمنطقی‌ یا بیش‌ از حد معمول‌ نسبت‌ به‌ یك‌ شیئی‌، موقعیت‌، فعالیت‌، شرایط‌ یا حتی‌ یك‌ عملكرد بدنی‌ (كه‌ هیچ‌ یك‌ از این‌ها اساساً خطرناك‌ نبوده‌ یا تناسب‌ منطقی‌ با اضطراب‌ ندارند). اكثر افراد دچار فویبا ترس‌ خود را نابجا نسبت‌ به‌ موقعیت‌ می‌شناسند. فویبا به‌ انواع‌ زیر تقسیم‌ می‌شود:

۱. جمع‌ هراسی‌ (ترس‌ از حضور در شلوغی‌ یا ترس‌ از مكان‌های‌ عمومی‌)

۲. اجتماع‌ هراسی‌ (ترس‌ از قرارگرفتن‌ در موقعیت‌های‌ اجتماعی‌ نظیر سخنرانی‌ عمومی‌ یا استفاده‌ از حمام‌ عمومی‌)

۳. ترس‌ مرضی‌ ساده‌ (ترس‌ از یك‌ نوع‌ محرك‌ خاص‌ نظیر حیوانات‌، حشرات‌، ارتفاع‌، سفرهوایی‌، مكان‌های‌ بسته‌ و غیره‌)

 

ـ علایم‌ شایع‌:

۱. تپش‌ قلب‌

۲. تعریق‌

۳. لرزش‌

۴. گُرگرفتگی‌

۵. تهوع‌

۶. افكار منفی‌ و تصورات‌ مضطرب‌كننده‌

ـ علل‌ بیماری:

علت‌ واقعی‌ این‌ اختلال‌ ناشناخته‌ است‌. علت‌ احتمالی‌ آن‌ عبارتست‌ از یك‌ واكنش‌ یادگرفته‌ شده‌ (ساخته‌ شده‌ در ذهن‌) مثلاً ناشی‌ از تماس‌ با فرد دیگری‌ دارای‌ ترس‌ مشابه‌، یا داشتن‌ تجربه‌ یك‌ ترس‌ اولیه‌ كه‌ همراه‌ با یك‌ شیئی‌ یا موقعیت‌ خاص‌ بوده‌ است‌. سایر فرضیه‌های‌ موجود در این‌ زمینه‌، ترس‌ مرضی‌ را دارای‌ یك‌ معنی‌ سُمبلیك‌ در نظر می‌گیرند.

ـ عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر:

۱. سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌

۲. اضطراب‌ ناشی‌ از جدایی‌ در كودكی‌

۳. وجود سایر اختلالات‌ روانی‌

۴. دارابودن‌ شخصیبت‌ كمال‌گرا

ـ پیشگیری:‌

اقدام‌ خاصی‌ برای‌ پیشگیری‌ از ترس‌ مرضی‌ وجود ندارد. روش‌هایی‌ برای‌ پیشگیری‌ یا كنترل‌ واكنش‌ها وجود دارد.

ـ عواقب‌ مورد انتظار:

۱. اجتماعی‌ هراسی، ممكن‌ است‌ با درمان‌ برطرف‌ شود؛ داروها در این‌ مورد معمولاً سودمندند.

۲. جمع‌ هراسی، افراد مبتلا بدون‌ درمان‌ روزبه‌روز بیشتر خانه‌نشین‌ می‌شوند؛ اغلب‌ با اختلال‌ هراس‌ همراه‌ است‌.

۳. ترس‌ ساده‌، در برخی‌ موارد با بالارفتن‌ سن‌ خود به‌ خود متوقف‌ می‌شود؛ برخی‌ موارد نیز چنانچه‌ از محرك‌ ترس‌ (مثلاً مار افعی‌) اجتناب‌ شود اختلال‌ قابل‌ توجهی‌ در زندگی‌ پدید نمی‌آید؛ برخی‌ موارد با قرار گرفتن‌ فرد مبتلا در موقعیت‌های‌ ترس‌آور (نظیر سفرهوایی‌) كاهش‌ می‌یابند؛ سایر موارد نیز با درمان‌ قابل‌ علاج‌اند.

ـ عوارض‌ احتمالی‌:

در اثر اجتناب‌ از محرك‌های‌ ترس‌ مرضی‌ زندگی‌ روزمره‌ دچار محدودیت‌ می‌شود. به‌ خصوص‌ جمع‌ هراسی‌ فعالیت‌ فرد را دچار محدودیت‌ كرده‌ و شدیداً ناتوان‌كننده‌ است‌.

ـ درمان‌:

۱. اقدامات‌ تشخیصی‌ شامل‌ مشاهده‌ علایم‌ توسط‌ خود بیمار است‌.

۲. بررسی‌ سابقه‌ طبی‌ و اجتماعی‌ و معاینه‌ فیزیكی‌ توسط‌ یك‌ پزشك‌ ضروری‌ است‌.

۳. افكار خود را از منفی‌ بودن‌ (مثلاً «سگ‌ گاز خواهد گرفت‌») به‌ سمت‌ افكار مثبت‌ و واقع‌گرایانه‌ (مثلاً «سگ‌ با بند بسته‌ شده‌ است‌») منحرف‌ سازید.

۴. به‌ یك‌ اقدام‌ كنترل‌كننده‌ بپردازید، مثلاً شمارش‌ معكوس‌ از 1000، كتاب‌ خواندن‌، بلند حرف‌ زدن‌، تنفس‌ عمیق‌ و شمردن‌ آنها

۵. افكار خود را به‌ سمت‌ افكار خوشایند منحرف‌ سازید. از روش‌های‌ آسوده‌سازی‌ استفاده‌ كنید.

ـ داروها:

داروها گاهی‌ در درمان‌ ترس‌ مرضی‌ مؤثرند.

ـ فعالیت‌:

محدودیتی‌ وجود ندارد.

ـ رژیم‌ غذائی‌:

رژیم‌ خاصی‌ نیاز نیست‌. از مصرف‌ كافئین‌ خودداری‌ كنید.

ـ در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمائید:

۱. بازگشت‌ علایم‌ ترس‌ مرضی‌ پس‌ از درمان‌

۲. اگر شما یا یكی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان دارای‌ علایم‌ ترس‌ مرضی‌ باشید كه‌ با مراقبت‌های‌ خود كنترل‌ نشده‌ است‌.

اختلال وسواسی-اجباری چیست؟

نویسنده:اسماعیل درمان  جمعه 21/اکتبر/2011 در:روانشناسی فامیلی (خانواده), روانشناسی کلانسالان, صدا و تصویر (ویدیو), مطالب عمومی یک نظر

 

PrintFriendly and PDFچاپ

تهیه، ویرایش و اضافات: اسماعیل درمان

ماستر روانشناسی بالینی (کلینیکال)

کریمه می‌ترسد که به هرچیزی دست بزند آلوده به میکروب و کثیف باشد و سبب مریضی شود. بنابراین برای باز کردن درها دستکش می‌پوشد و هر چند دقیقه اجباراً دست خود را می شوید تا از شر میکروبها خلاص شود.

احمد آنقدر زیاد متوجه مرتب بودن است که ساعتها در مرتب کردن و تنظیم و ترتیب وسایل روی میزش یا لباسش وقت صرف می کند. او قبل از آنکه همه چیز را دقیقاً سر جایش نگذارد نمی‌تواند خانه را ترک کند. دستان یک خانم 20 ساله که از فرط شستن به دستان یک زن مسن شباهت دارد

نگرانی‌ها، تردیدها، و باورهای خرافی که معمولاً‌ در زندگی روزمره شایع هستند اگر جنبه افراطی و شدید به خود بگیرند وسواس نامیده میشوند. مثلاً یک فرد در هنگام شستشوی دست و یا بدن و یا بازرسی و چک کردن، به صورت خیلی زیاد و شدید دست به این عمل بزند که هم وقت زیادی را بگیرد و هم سبب استرس و اضطراب او گردد.

اختلال وسواس به دو صورت فکری و عملی تظاهر می کند و در تمام سنین رخ میدهد، ولی در سنین جوانی بیشتر شایع است.

وسواس فکری: افکار، تصاویر یا تکانه های هستند که مکرراً رخ می دهند و شخص فکر میکند از کنترول او خارج اند و آنها را ناراحت کننده، مزاحم و بی معنا مییابد. شایعترین انواع وسواس فکری عبارتند از :

 ترس های آلودگی به میکروب ها و چرک (مثلا شخص فکر می کند به بسیاری چیزها نباید دست بزند چون کثیف و آلوده هستند)

 تردید و شک نسبت به انجام دادن درست یک کار (مثلاً بعد از قفل کردن دروازه، به شک می افتد که آیا دروازه را قفل کرده است یا نه)

تقارن و یا دقت بیش از حد (مثلاً اینکه کتابها بسیار منظم چیده شده باشند و یا عکس درست نصب شده باشد، بطوریکه نگرانی و دقت بحدی باشد که وقت ضایع شده و به کارهای مهمتر نتواند رسیدگی کند)

   وسواس عملی: اعمال اجباری هستند که شخص بارها و بارها و بر طبق یک سلسله قواعد و مناسک برای خنثی کردن افکار وسواسی خود اقدام به انجام آن می کند. شایعترین نوع وسواس عملی عبارتند از :

        چک کردن دوباره، شستشو، شماره کردن، پرسیدن، تقارن و دقت، و ذخیره کردن و انبارکردن بیش از حد اشیا (مثلاً ذخیره کردن اشیایی که شاید هیچ زمانی از آنها استفاده نگردد ولی شخص فکر میکند که به آنها نیاز مبرم پیدا خواهد کرد)

 ولی علائمی مانند نفرت و یا نگرانی از دفع ترشحات بدن ( مانند ادرار ، مدفوع ، بزاق )‌، ترس از احتمال وقوع اتفاق وحشتناک ( آتش سوزی ، مرگ وابستگان ، زهدورزی و عبادت مفرط ، اعتقاد به اعداد نحس مانند ۱۳،‌ مسواک زدن شدید و مفرط ، رسیدن به سر و وضع خود به نحو افراطی ، مو کندن از بدن و ناخن جویدن هم ممکن است از علائم وسواس باشند)

این اختلال در مواردی با افسردگی همراه می باشد .

   توصیه به خانواده ها:

۱ – استرس و  حوادث بحرانی وضعیت مریض را بدتر کرده و احتمال عود را افزایش می دهد، لذا علی رغم ایجاد مشکلات و آشفتگی در خانواده به واسطه این اختلال در منزل سعی نمایند فضای آرام برقرار باشد .

۲ – مریض روانی نیاز به درک خود از طرف دیگران دارد، لذا پائین آوردن سطح توقعات به طور موقت و مهربانی و حوصله کمک کننده خواهد بود .

۳ –به یاد داشته باشید که مریض برای رفع اضطراب خود دست به اعمال و مناسک وسواس گونه می زند و هیچ کس به اندازه خود او از رفتارهایش متنفر و ناراحت نمی باشد. لذا از قضاوت کردن و یا مسخره نمودن خودش و رفتارش پرهیز کنید .

۴ – شما درگیر رفتارهای وسواس گونه مریض نشوید، اما حد و حدود این اعمال باید به روشنی مشخص شده و فرد وسواسی طبق همان محدودیتها و قواعد عمل نماید .

۵ – به مریض جهت ترک اعمال خود فشار وارد نیاورید ولی به طور دائم به توصیه هایی که داکتر/مشاور برای مریض داشته توجه داشته و آنها را برای مریض یادآور شوید .

۶ – حرکات رفتاری که برای مریض بسیار سخت است و قادر به انجام آن نمی باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغییر دهید و همیشه تغییرات را به مریض گوشزد نمایید .

۷ – اگر مریض تهدید به خشونت ،خودکشی و یا دیگرکشی کرد، این تهدید را جدی گرفته و داکتر را در جریان بگذارید، چون این نوع رفتار نشان دهنده افسردگی شدید است .

۸- باید مواظب اعتماد به نفس مریض باشید. بجای او تصمیم نگیرید، ولی در تصمیم گیری او را کمک نمائید .

۹ – فعالیتهای روزانه مانند دویدن ، آببازی ، و ورزشهای گوناگون دیگر را که باعث صرف انرژی می شود برای مریض توصیه کنید .

۱۰ – موفقیت و پیشرفت مریض را تقدیر کنید و تشویق کردن را فراموش نکنید .

۱۱ – دائم رفتارها و علائم اختلال را زیر نظر داشته باشید در صورت ظهور علائم جدید و علائم عود مسئله را با داکتر/مشاور در میان بگذارید .

  معلومات بیشتر

اختلال وسواسی-جبری (وسواسی-اجباری) نوعی از اختلال اضطرابی می باشد که مانع کارایی کامل بسیاری از مردم می گردد. این اختلال اغلب در نوجوانی یا جوانی آغاز می شود.

فرد مبتلا به این اختلال معمولاً از ترسهای غیر منطقی یا افکار وسواسی رنج می برد و اغلب به صورت جبری رفتاری تکراری را برای برطرف کردن اضطراب ناشی از آن افکار وسواسی انجام می دهد. او معتقد است که اگر این رفتار را انجام ندهد اتفاق بدی خواهد افتاد. بطور مثال، اگر اجاق گاز را سه بار خاموش نکنم خانه آتش خواهد گرفت و یا اگر سه بار به عقبم نگاه نکنم حادثه بدی برای من یا نزدیکانم اتفاق خواهد افتاد.

 زندگی افراد مبتلا به این اختلال پراز اضطراب و شرمساری است و اغلب قبل از تشخیص و درمان سالها در عذاب استند. پس از تشخیص افراد مبتلا به این اختلال را می توان با دوا و مشاوره یا ترکیبی از این دو بخوبی تداوی کرد.

 بسیاری از مبتلایان به این اختلال می پذیرند که افکار آنها بی معنی است اما نمی توانند به آنها فکر نکنند چون منجر به نگرانی بیشتر می شود. و همانطور که اشاره شد، در پاسخ به این افکار وسواسی، آنها ممکن است به افکار جبری رفتارهای مقرراتی (عمل جبری) دچار شوند که بشدت تکرار می شوند تا به آنها در برطرف کردن اضطراب ناشی از افکار وسواسی کمک کنند. این اجبارها ممکن است به شکل شستشوی زیاد، یا بازرسی های مکرر برای اطمینان از مرتب بودن اوضاع باشد.

دواهای متعددی در مهار علائم اختلال وسواسی-اجباری در بالغین مؤ‌ثر بوده اند، از آن میان دواهای ضد افسردگی چون فلوکسیتین و کلومیپرامین.

علل:

علت دقیق اختلال وسواسی-اجباری هنوز در جریان تحقیق است. عده ای بر این باور اند که ممکن است ناشی از نامتعادل بودن سروتونین (که یک میانجی عصبی است) باشد. تحقیقات نشان میدهند که سروتونین در کنترل وضعیتهای خلقی (مثلاً شاد یا غمگین بودن) و هشیاری دخالت دارد .

 علائم :

علائم اختلال وسواسی-جبری طیفی از خفیف تا شدید را در برمی گیرد. عده ای ممکن است فقط به افکار وسواسی دچار باشند. برخی ممکن است بتوانند افکار وسواسی و رفتارهای جبری خود را برای مدت کوتاهی مهار کنند و بدینوسیله علائم خود را در مکتب یا محل کار پنهان کنند. اما هنگامی که وضعیت شدیدتر می شود ،‌ اختلال وسواسی-اجباری آنقدر زندگی فرد را اشغال می کند که دیگر نمی تواند در فعالیت های روزانه درست عمل کند، چون بسیاری از وقت خود را صرف مراسم وسواسی خود می کند.

اختلال وسواسی-جبری گاهی همراه با افسردگی،‌ اختلالات خوردن (پرخوری یا بی اشتهایی عصبی)، اختلال سوء‌ مصرف مواد (اعتیاد)،‌ اختلال شخصیتی، اختلال نقصان توجه یا دیگر اختلالهای اضطرابی می باشد. این اختلالات همراه‌ در ترکیب با تمایل به پنهان کردن مشکل،‌ تشخیص و تداوی اختلال را بسیار مشکل می کنند. و بدین ترتیب افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری تا سالها پس از شروع علائم هیچ تداوی دریافت نمی کنند .

 تداوی:

این اختلال اگر زود تشخیص داده شود، می توان بخوبی با ترکیبی از روان درمانی Psychotherapy (‌بویژه رفتار درمانی behavioral therapy) و دوا معالجه کرد. یک رویکرد ویژة رفتار درمانی بنام ”مواجهه وجلوگیری از پاسخ“ تاثیر خود را در تداوی مریضان وسواسی-اجباری ثابت کرده است. این رویکرد شامل مواجهه کردن عمدی مریض با فکر یا شی هراس آور بصورت مستقیم یا از طریق تصور است (روشی که فرد بطور واقعی با اشیا یا رویدادهایی که سبب وسواس و اضطراب او میشوند برخورد نکرده بلکه به کمک داکتر این رویدادها را در ذهن خود مجسم ساخته و با وسواس خود مقابله می کند)

 مطالعات اخیر نشان داده اند که دواهایی که بر سروتونین اثر می گذارند ، علائم اختلال وسواسی-اجباری را بطور چشمگیری کاهش می دهند.

ادویه که برای محدودکردن این اختلال معمولاً استفاده می شوند:

(Fluoxetine, Fluvoxamine, Sertraline, Citalopram, Escitalopram (SSRIs

(Clomipramine (Tricyclic

برای خوانندگانی که به زبان انگلیسی آشنایی دارند، مشاهده این ویدیو نیز توصیه می گردد:

httpv://www.youtube.com/watch?v=tPFQMRx2l3Y

منابع:

۱-   Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-IV-TR) 2000

2- وبسایت پزشکی شفا http://www.irshafa.ir

عکسها برگرفته از وبسایتهای http://www.bipolarlifestyles.com و http://ww.newsmania.com

این مطلب/مطالب را نیز بخوانید

 

اختلال وسواسی- جبری (اختلال وسواس فکری-عملی)

خودبیمارانگاری یا هایپوکاندریا چیست؟

تابوی اختلالات روانی در افغانستان

نگاهی به اضطراب و اختلالات اضطرابی

 Tweet 

اختلال اضطراب

 

اختلالات اضطرابی به دو دسته طبیعی (در موقع حادثه ایجاد شده و بارفع عامل اضطراب انگیز رفع می شود مثل موقع امتحان ) و غیرطبیعی (فرد بدون دلیل و مدام اضطراب دارد) تقسیم می شود. اختلالات اضطرابی شایع ترین اختلالات روانی است و گروهی از اختلالات را در بر می گیرد که خصوصیات اصلی آنها علائم روانی و فیزیکی اضطراب را شامل می شود.

 

تعریف اضطراب :

یک هیجان عادی می باشد و همه انسان ها آن را تجربه می کنند و عبارتست از یک احساس ناخوشایند ذهنی به صورت بیم، ناراحتی، تنش و دلواپسی مبهم که با یک یا چند علامت جسمی مثل احساس خالی شدن سردل، تنگی قفسه سینه، تپش قلب، تعریق، سردرد و بی قراری همراه است. (گاهی با رنگ پریدگی و گاهی با سرخی و داغ شدن صورت همراه است) .

 

اختلال اضطرابی فراگیر یا منتشر :

خصوصیات اصلی آن عبارتست از اضطراب و تشویش مفرط همراه با علائمی مثل تنش عضلانی، احساس گوش به زنگ بودن و از جا پریدن، اختلال در خواب، اختلال تمرکز، لرزش دست که این علائم باید حداقل 6 ماه ادامه داشته باشد این اختلال در زنان و در دهه سوم زندگی بیشتر است.

درمان: تجویز کوتاه مدت بنزودیازپین ها، بوسپیرون، ضد افسردگی های سه حلقه ای، پروپرانولول(برای کاهش علائم جسمی مثل لرزش دست) درمان دارویی 14-6 ماه و گاهی تا پایان عمر طول می کشد. همچنین آگاهی از علل و عوامل بیماری و استفاده از تکتیک های آرامی سازی نیز به درمان کمک می کند.

 

اختلال هراس:

عبارتست از بروز خودبخودی مکرر و غیرمنتظره حملات هراس (گرفتگی در گلو، تپش قلب شدید، احساس نزدیکی به مرگ، احساس خفگی و لرزش که کمتر از یک ساعت رفع می شود)

اختلال گذر هراسی:

یک ترس اکتسابی و غیرمنطقی از مکان هایی مثل فروشگاههای شلوغ، آسانسور، اتوبوس و .. است که فرد احساس می کند به دام افتاده است و در صورت بروز حمله هراس نمی تواند از آنجا خارج شود.

 

درمان :

تجویز ضد افسردگی های سه حلقه ای مثل

ایمی پرامین، بنزودیازپین ها مثل آلپرازولام، مهارکننده های مونوآمنیواکسیداز مثل فنلزین- مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین مثل فلوئوکسیتین – آرام سازی – مواجهه تدریجی با مکان ها و شرایط استرس زا و کنار آمدن با آنها.

 

اختلالات فوبی :

فوبی به معنی ترس غیرمنطقی و بیمارگونه است. خصوصیات این اختلالات ترس است که قرار گرفتن در آنها بلافاصله منجر به واکنش اضطرابی می شود بطوری که از محرک اضطراب آور به طور آگاهانه اجتناب می کند علائم فوبی همان علائم اضطراب فراگیر است با این تفاوت که مبتلایان به فوبی فقط در شرایط خاص و قابل شناسایی دچار اضطراب می شوند. فوبی به دو دسته خاص واجتماعی تقسیم می شود.

 

فوب خاص (ساده) :

ترس غیرمنطقی، بارز و مستمر نسبت به یک شی یا موقعیت خاص که منجر به اجتناب از آن شی یا موقعیت می شود و در صورت مواجه شدن با آن اضطراب شدید را متحمل می شود. نمونه های فوبی ساده عبارتست از : ترس از حیوانات مثل گربه، ترس از ارتفاع، فضای بسته ، طوفان ، آب و ...

 

فوبی اجتماعی :

عبارتست از ترس بارز و مستمر از یک یا چند موقعیت یا عملکرد اجتماعی که در آن، شخص با افراد ناآشنا مواجه است یا ممکن است مورد کنجکاوی آنها قرار گیرد و فرد می ترسد به گونه ای رفتار کند که موجب تحقیر و شرمندگی او گردد. اگر فرد در این شرایط قرار گیرد دچار اضطراب قابل توجه ای می شود.

درمان فوبی:

بهترین درمان مواجهه تدریجی با عامل ترس آور است. آشنایی با علل بیماری و صحبت با روانپزشک مربوط – استفاده از داروهایی مثل پروپرانولول و فنلزین

 

اختلال وسواسی- جبری :

 وسواس به دوشکل فکری و عملی دیده می شود. وسواس فکری به یک عقیده، احساس یا فکر مربوط می شود. (مثل اشنغال دائم فکر به یکموضوع که فرد نمی تواند فکر را از ذهنش خارج کند) و وسواس عملی به حالت جبری انجام یک عمل اطلاق می شود. (مثل شستن مکرر دست ها)

انواع اختلال وسواسی- جبری : 1- نوع آلودگی مثل شستن مکرر دست ها2-نوع شک و تردید مثل چک کردن مرتب در که آقای قفل است یا نه3-افکار مزاحم بدون اعمال وسواسی مثل مرتب فکر می کند که بچه اش را بکشد اما این فکر بدون عمل است و اقدام به کشتن بچه اش نمی کند. 4- نوع دقت که فرد در کارها دقت افراطی دارد مثل دقت بیش از اندازه در خوردن غذا 5- نوع شمارش مثل شمردن موزاییک ها یا پلاک ماشین ها و ...

 

درمان:

داروهایی مثل کلومیپرامین و فلوکسیتین و در صورت عدم پاسخ درمانی استفاده از فلووکسامین و در صورت عدم پاسخ درمانی استفاده از فلووکسامین و بوسپیرون با یک بنزو دیازپین مثل کلونازپام- گاهی در وسواس آلودگی فرد را با عامل آلوده مواجه

می کنیم و اجازه نمی دهیم که آلودگی را رفع کند.

اختلال استرس پس از سانحه:

این اختلال عبارتست از یک واکنش اضطرابی قابل توجه به دنبال یک ضربه بسیار شدید که با مرگ یا تهدید جدی زندگی و یا جراحت به بیمار یا فرد دیگر توأم بوده است که یا خود فرد در آن موقعیت وحشتناک بوده و یا شاهد آن بوده و وقتی حادثه تمام شده فرد مدام آن صحنه را به خاطر می آورد گاهی زیر 3 ماه (حاد) و گاهی تا 40 طول می کشد.

 

خصوصیات بالینی:

1-تجربه مجدد سانحه در رویا یا خیالات بیداری2-اجتناب مستمر از یادآوری سانحه3-برانگیختی بیش از حد و مداوم

درمان :

ضد افسردگی های سه حلقه ای مثل آمی تریپتلین – وقفه دهنده های مونوآمینو اکسیدازمثل فنلزین- مهارکننده های اختصاصی باز جذب سرتونین مثل فلووکسامین

 

مداخلات لازم:

1- صحبت بیمار در مورد مسائل خود که باعث آرامش قابل توجهی در فرد می شود.

 2-استفاده از روش آرام سازی به این صورت که فرد روی تخت دراز کشیده تمام عضلات خود را شل می کند و به یک صحنه آرام مثل طبیعت فکر می کند سپس از نوک پا تا سر به تدریج عضلات را به صورت متناوب به مدت 3 ثانیه منقبض می کند و سپس به حالت اول برگشته و می گوید آرام

 3-شناسایی عوامل ایجاد کننده: اضطراب و رفع آنها

 4- سعی کنید که به تدریج و با کمک دیگران با عامل ترس آور مواجه شوید.

 5-در برابر خواسته دیگران قاطع باشید و در صورت لزوم به آنها نه بگویید.

 6- سعی کنید در اجتماعات یا

مکان هایی که باعث ترس و اضطراب شما می شود به تدریج و به تنهایی شرکت کنید.

 7- برای بهبود خواب در یک محیط آام قرار بگیرید و قبل از خواب دوش آب گرم  بگیرید و از نوشیدنی های گرم مثل شیا راستفاده کنید. از مصرف موادحاوی کافئین مثل چای و قهوه اجتناب شود.

 8- در صورت بروز حمله اضطرات و افزایش تعداد تنفس سعی کنید عمیق و کند تنفس بکشید یک پاکت یا نایلون را جلوی دهان و بینی خود گرفته و در آن نفس بکشید.

 9-در صورت ابتلا به استرس پس از سانحه سعی کنید صحنه حادثه را به یادآورده و احساسات خود را بروز دهید مطمئن باشید که فرد مبتلا به اختلالات اضطرابی هیچکاه دچار جنون نمی شود.

برچسب ها اختلال روانی ,
نظرات () تاریخ : سه شنبه 14 مهر 1394 زمان : 21:26 بازدید : 386 نویسنده : reyhaneh
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
آرشیو
  • 1396
  • 1394