close
تبلیغات در اینترنت
چالش‌ها و راهکارهاي شكوفايي کارآفريني در کشاورزي
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

    لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

  • لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

  • رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

    رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

    معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

  • معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

    معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
  • تاریخ ارسال : دوشنبه 13 مهر 1394
  • بازدید : 210 مشاهده

     چالش‌ها و راهکارهاي شكوفايي کارآفريني در کشاورزي

 

سيد موسي حسيني/ دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي كشاورزي دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائم‌شهر

دكتر غلامرضا ميرزايي/ عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائم‌شهر

 

چكيده

علي‌رغم گسترش روزافزون دانشکده هاي کشاورزي در کشور، چراهنوزکشاورزي ايران از توسعه شايسته خودبازمانده است ؟ زماني عقيده براين بودکه گسترش دانشکده هاي کشاورزي وتربيت نيروي تحصيلکرده منجربه توسعه کشاورزي خواهدشد. لذا دراين راستا قدم‌هاي زيادي براي تربيت نيروي انساني ماهر برداشته شد بطوريکه امروزه به جرات مي توان گفت کشورمان در زمينه نيروي تحصيلکرده کشاورزي، البته به لحاظ کمي، نه تنها کمبودي ندارد بلکه مشکل بيکاري انبوه فارغ التحصيلان اين بخش خود به معضل عمده ديگري تبديل شده است. به راستي براي رسيدن به توسعه قابل قبول در بخش کشاورزي چه بايد کرد؟ با بررسي روند رشد اقتصادي کشورهاي توسعه يافته، مشخص مي شود که کارآفرينان در رشد اقتصادي و اشتغال زايي نقش زيادي داشته اند. يکي از کارکردهاي اصلي آموزش در سطوح مختلف بويژه آموزش عالي تربيت فارغ التحصيلان خلاق و کارآفرين مي باشد. نگاهي اجمالي به کارايي فارغ التحصيلان رشته هاي کشاورزي و توانمنديهاي عملي آنها براي ايجاد تحول در بخش کشاورزي کشور نشان دهنده اين واقعيت ناخوشايند مي باشد که آموزش عالي در رسيدن به اين مهم از کارايي چنداني برخوردار نبوده است. سوالي که مطرح مي شود اين است که موانع تحقق کارآفريني در کشاورزي ما کدامند؟ آيا راهکارهايي براي رفع اين موانع وجود دارند؟ مطالعه حاضر با هدف پاسخگويي به اين سوالات انجام گرديده است.

كلمات كليدي: كارآفريني،كشاورزي،توسعه،نوآوري

 

مقدمه

در دنياي امروز،كارآفريني يكي از جنبه‌هاي كشاورزي است كه روز به روز بر اهميت آن افزوده مي‌شود.تغييرات صورت گرفته در بازار(جهاني شدن،رشد جمعيت،دگرگوني در بازار كشاورزي،امنيت غذايي،رقابتي شدن)سياست‌هاي كشاورزي(فائو،سازمان تجارت جهاني،اتحاديه اروپا و حركت به سوي كشاورزي تجاري مبتني بر بازار)و خود جامعه ( افزايش بيكاري و كم كاري،مباحث زيست محيطي،تنوع زيستي ، منابع طبيعي) از عواملي هستند كه ضرورت كارآفريني در كشاورزي را بيش از پيش نمايان مي‌سازد.

زماني عقيده براين بود که گسترش دانشکده هاي کشاورزي وتربيت نيروي تحصيلکرده منجر به توسعه کشاورزي خواهد شد. در اين راستا قدمهاي زيادي براي تربيت نيروي انساني ماهربرداشته شده است که نگاهي اجمالي به تعداد پذيرش دانشجو در رشته هاي کشاورزي کنکور سال جاري از يک سو و ظرفيت پذيرش دانشگاه آزاد در اين رشته ها از سوي ديگر به روشني بيانگر توجه جدي و کافي به اين مقوله مي باشد. بطوري که امروزه از نظر تعداد فارغ التحصيلان و دانشجويان رشته هاي کشاورزي به نظر مي رسد کمبودي وجود نداشته باشد. پس اگر از نظر تعداد نيروي تحصيلکرده کشاورزي کمبودي نداريم، چراکشاورزي ما آنطور که بايد، رشدنکرده است ؟ واقعيت امر اين است که تربيت شدگان آموزش عالي ما در زمينه کشاورزي، فاقد قابليت ها ومهارتهاي عملي و کاربردي لازم هستند، تمايل بسيار شديد اين فارغ التحصيلان به جذب در نهادهاي دولتي و رضايت آنها به استخدام در اين واحدها، حتي با حقوق و مزاياي بسيار ناچيز، نشانه بارز و گويايي بر اين واقعيت است. درمقابل، اين افراد به کار توليدي رغبت چنداني از خود نشان نمي دهند و اکثرا اين گونه کارها را شغلي پرزحمت، کم درآمد و دور از شأن يک فارغ التحصيل دانشگاهي تلقي مي کنند. درصورتي که انتظارمسوولين و جامعه از فارغ التحصيلان کشاورزي اين است که علاوه بر اشتغال خود، براي افراد ديگرجامعه نيزکار ايجاد کنند و در توسعه کشاورزي نيز نقش اساسي ايفا نمايند.

با بررسي روند رشد اقتصادي کشورهاي توسعه يافته، مشخص مي شود که کارآفرينان در رشد اقتصادي و اشتغال زايي نقش زيادي داشته اند. توسعه کارآفرینی تنها استراتژی مناسب برای توسعه كشاورزي  نیست، اما نسبت به سایر استراتژیها هزینه کمتری دارد. با توسعه کارآفرینی و ایجاد شرکتهای کوچک کارآفرین، روستاییان به کالاها و خدمات مورد نیاز خود دست می‌یابند و این امر تاثیر زیادی در رشد اقتصادی كشاورزي دارد. روستاها نیز همچون شهرها، مملو از فرصتهای جدید و کشف‌نشده هستند که کشف و بهره‌برداری به‌موقع از این فرصت‌ها و ایجاد کسب‌وکارهای جدید و رقابت‌پذیر بر مبنای آن، می‌تواند مزایای اقتصادی چشمگیری برای روستاییان به همراه آورد.

 

اهميت كارآفريني در بخش كشاورزي

کار آفريني با کارکردها و پيامدهاي مثبتي که دارد، به عنوان راه حلي اساسي براي رفع بسياري از مشکلات و بحرانهاي داخلي و باقي ماندن درعرصه رقابتهاي جهاني، از سوي بسياري از کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته است.

کشورهاي مختلف به چند دليل براي موضوع کار آفريني اهميت قايل شده و به آن پرداخته اند که عبارتند از:

۱) ايجاد و توسعه تکنولوژي

۲) توليد ثروت در جامعه

۳) ايجاد اشتغال

4)متنوع سازي فعاليتهاي كشاورزي با در نظر گرفتن ويژگي‌هاي كشاورزي اقليمي و اقتصادي و اجتماعي مناطق مورد نظر

5)افزودن ارزش به محصولات كشاورزي و در نتيجه افزايش صادرات محصولات زراعي و غذايي به خارج از جامعه محلي و خارج از كشور

6)ايجاد اشتغال و كمك به حل مشكل بيكاري در مناطق روستايي در بخش كشاورزي

از طرفي ديگر امروزه به خاطر شرايط جديد توسعه كشاورزي و لزوم توجه به كشاورزي رقابتي و تحولات دروني و بروني صورت گرفته در جامعه كشاورزي ايران ،بازار كار كشاورزي دچار تحولات گسترده اي گرديده است،به طوري كه افراد بايستي خود به فكر اشتغال‌زايي براي خود بيفتند. چرا كه همانند گذشته احتمال پيدا كردن كار در بخش دولتي بالا نيست و از سوي ديگر امنيت شغلي همانند گذشته معنا و مفهوم ندارد. در چنين شرايطي اهميت كارآفريني در كشاورزي بيشتر مشخص مي‌شود.

 

کارآفريني

بسياري از انديشمندان كارآفريني را نوعي رفتار و شيوه زندگي مي‌دانند ، گروهي ديگر آن را كار هنري مي‌انگارند ولي پيتردراكر كارآفريني را به مفهوم جستجوي دائمي براي تغيير‌، واكنشي در برابر آن و بهره‌برداري از آن به عنوان يك فرصت بيان مي‌دارد . از طرف ديگر شومپتر به عنوان كسي كه براي نخستين بار اين مقوله را درنظريات خود به صورت علمي بيان كرد‌، كارآفريني را فرآيند تخريب خلاق مي‌داند . در مجموع تعاريف ارائه شده از كارآفريني بسيار مختلف است و اين شايد به دليل اين امر باشد كه هر محققي با توجه به زمينه تحقيقاتي خود به اين مفهوم نگريسته است .

به زعم تعاريف بسيار گسترده‌اي كه از كارآفريني شده است ، در زير چندين تعريف از كارآفريني به اختصار ذكر مي‌گردد :

-کارآفرینی به عنوان پروسه‌ای از ارائه اندیشه‌های جدید و نو ، بهره‌گیری از امکانات و فرصت‌های موجود با تکیه بر دانش ، تجربه و کار مربوط به آن و پذیرفتن ریسک و خطر است .

-کارآفرینی به عنوان یک عامل مهم در کنار هم قراردادن عوامل و امکانات متنوع و گوناگون به گونه‌ای که بهره‌برداری از منابع و فعال شدن آن‌ها جهت بهره‌وری و تأمین منافع ملی میسر گردد و در سايه این امر مؤسسات خلاق و بهره‌ور ایجاد گردد که باعث توسعه همه جانبه باشد .

-کارآفرینی فرآیندی است که به ایجاد رضایت‌مندی و تقاضای تازه منجر مي‌گردد.

-كارآفريني به فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه‌ای منحصر به فرد از منابع به منظور بهره‌گیری از فرصت‌های موجود در محیط و جامعه گفته مي‌شود .

اما تعريفي كه تقريباً اكثر صاحب‌نظران در مورد آن اتفاق نظر دارند به شرح زير است : «فرآيند خلق چيزي باارزش و متفاوت ، از طريق اختصاص زمان و تلاش كافي ، همراه با خطر مالي، رواني و اجتماعي ، به منظور دريافت پاداش‌هاي مالي و رضايت‌بخش از نتايج حاصله . »

اهميت و نقش کارآفرينی

مطالعات نشان می‌دهد که از نظر برخی از اقتصاد‌دانان و صاحب‌نظران و دانشمندان مدیریت ، موتور حرکت و رشد اقتصاد یک جامعه ، کارآفرینان هستند که در محیط رقابتی و در شرایط عدم تعادل ( و نه تعادل ایستا ) جامعه را به حرکت در می‌آورند و توسعه می‌بخشند‌. کلید موفقیت کارآفرینی ، یافتن روش‌های خلاقانه‌ای است که با به کارگیری تکنولوژی‌های جدید یا بازاریابی بهتر ، سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر کالاهای جدید ، خواسته‌های بشری را به نحو احسن برآورده می‌سازند. این به معنای تولید کالاهای موجود با هزینه‌های کمتر یا ارتقاء کیفیت آن‌ها و یا به معنای ایجاد بازارهایی برای کالاهای کاملاً جدید است . تعاریفی که از کارآفرینی ارائه شد ، مبین آن است که ، کارآفرین منتظر سرمایه‌گذاری و ایجاد شغل از طرف دولت نیست . او خود با شناخت صحیح از فرصت‌ها و استفاده از سرمایه‌های راکد امکاناتی را فراهم نموده و با سازماندهی و مدیریت مناسب منابع ، ایده خویش را عملی می‌نماید .

 او تنها خودش شاغل نمی‌شود ، بلکه بدون اتکاء به دولت ، در بخش غیر‌دولتی برای تعداد دیگری نیز شغل می‌آفریند و علاوه بر آن نقش مهمی در تولید و اشتغال مولد دارد . این امر سبب کاهش نرخ بیکاری بدون نیاز به سرمایه‌گذاری دولت برای ایجاد اشتغال می‌گردد . البته دولت می‌تواند با ارائه تسهیلات و پی‌گیری سیاست‌های مناسب ، حرکت کارآفرینان را شدت بخشد .

کارآفرینی به عنوان اهرم حل معضل بیکاری و دمیدن روح نوآوری در کالبد اجتماع ، بیش از پیش توجه شده است . از مهمترین عللی که باعث اهمیت روزافزون کارآفرینی در جامعه گردیده می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

1-   رشد کارآفرینی موجب می‌گردد تا گروه عظیمی از صاحبان مشاغل جدید نه با امکانات خیلی بالا وارد بازار کسب و کار شوند که چنین وضعی شکاف عظیم فقیر و غنی را پر نموده و منجر به تحقق عدالت اجتماعی خواهد شد .

2-     کارآفرینی به عنوان یکی از راه حل‌های ثمربخش برای معضل بیکاری و ایجاد اشتغال شناخته شده است .

3-   کارآفرینی موجب از بین بردن شکاف‌های بازار کار می‌گردد . یعنی با توجه به دگرگونی شرایط بازار کار و به وجود آمدن فرصت‌های تازه تصمیمات تازه‌ای نیز گرفته می‌شود.

4-     کارآفرینی به عنوان یکی از راه‌های گذر از بحران‌های اقتصادی و جبران عقب‌ماندگی‌های اقتصادی است .

5-      کارآفرینی در مواقعی که بخش خصوصی نتواند به ایجاد اشتغال بپردازد یکی از عواملی است که باعث جلوگیری از پس‌روی اقتصادی می‌شود .

6-   کارآفرینی موجب به وجود آمدن یک رقابت به ویژه بین صنایع داخلی می‌گردد که این امر باعث بهبود و بالا رفتن کیفیت کالا و خدمات ارائه شده می‌شود .

7-     کارآفرینی باعث خلق محصولات ، خدمات ، سیاست‌ها و راه‌کارهای بدیع و تازه برای حل مشکلات جامعه می‌گردد .

 

موقعيت بخش کشاورزي ايران در قرن ۲۱ و لزوم توجه به کارآفريني

توجه به شش ويژگي مهم

۱) کل مساحت ايران حدود ۱۶۵ ميليون هکتار مي‌باشد که حدود ۵۱ ميليون آن زراعي است. در سال ۲۰۰۰ کل سطح زير کشت در ايران ۱۸ ميليون هکتار بوده است که ۳۳% آن آبي، ۲۸% آن ديم، ۱۲% آن باغات و ۲۷% آن اراضي آيش و باير بوده است. در حدود ۵/۳ ميليون قطعه زمين زراعي در ايران وجود دارد. خرده‌مالکي با زمين کمتر از ۱۰ هکتار حدود ۲۲% از کل زمين‌هاي زراعي را به‌خود اختصاص مي‌دهد در حاليکه ۸۵% از جمعيت کشاورز را دربر مي‌گيرد. مالکيت متوسط (۱۵-۱۰ هکتار) حدود ۶۵% ار از اراضي و ۱۴% از جمعيت کشاورز را دارد. مالکيت بزرگ (بالاي ۱۵ هکتار) حدود ۱۳% از اراضي و ۱% از جمعيت را به خود اختصاص مي‌دهد.

۲) بر اساس گزارش بانک جهاني، در فاصلة سال‌هاي ۲۰۰۱-۱۹۹۰ کشاورزي ايران به‌طور متوسط ۲/۱۵% از توليدات ناخالص داخلي را به خود اختصاص داده است. همچنين سهم اين بخش از درآمدهاي حاصل از صادرات غيرنفتي معادل ۲۶% بوده است (اگر چه در حال کاهش بوده است). اين در حالي است که کشاورزي سهم کوچکي از واردات ايران را به‌خود اختصاص مي‌دهد (۱۴درصد). از طرف ديگر کشاورزي ايران يک چهارم کل اشتغال ايران را به خود اختصاص مي‌دهد، به عبارت ديگر ۲۵% از کل فرصت‌هاي شغلي ايران مربوط به بخش کشاورزي است. صنايع غذايي کشور(به عنوان بخش مهمي از صنايع بخش کشاورزي)، بعد از صنعت پالايش نفت، مهمترين بخش صنعتي کشور از لحاظ توليد ارزش افزوده مي‌باشد.

۳) کشاورزي ايران بايستي خود را آماده کند تا غذاي جمعيتي معادل ۱۰۰ ميليون نفر را در سال ۲۰۲۰ تهيه کرده و ضمن ايفاي نقش خود به عنوان يک موتور رشد اقتصادي، به کاهش فقر در ايران نيز کمک کند

۴) عليرغم دستاوردهاي کمي قابل‌ملاحظه در زمينة کشاورزي، کشاورزان ايراني در محيطي فعاليت مي‌کنند که قوياً تحت تأثير مداخله‌گري‌هاي ناکارآمد دولت قرار دارد. علاوه‌بر آن، اراضي کوچک و قطعه قطعه، استفاده از شيوه‌هاي سنتي توليد توسط کشاورزان خرده‌پا و مسائل جامعه‌شناسي مربوط به نسق زراعي در کنار فقدان يک ساختار مناسب از بازار (که منجر به خسارت‌هاي فراوان پس از برداشت گرديده است) باعث شده است تا اين بخش با وجود پتانسيل‌هاي بالايي که دارد نتواند کمک قابل توجهي به رشد اقتصادي کشور و اشتغال‌زايي نمايد.

۵) کشاورزي ايران به‌طور مشخص، در دهة گذشته شاهد تغييرات مداومي بوده است. در سال‌هاي اخير کشاورزي ايران با چالش‌هايي نظير: آزادسازي تجاري و در نتيجه دگرگوني در بازار، کاهش حمايت‌هاي دولت از توليدکننده، افزايش رقابت در بازارهاي کشاورزي جهاني، جهاني شدن، پيشرفت در زمينه فناوري‌هاي مرتبط، بيوتکنولوژي کشاورزي، سياست‌هاي خصوصي‌سازي و کوچک‌سازي ساختار دولت و در نتيجه دگرگوني در بازار کار کشاورزي و مشکلات اکولوژيکي و اقليمي نظير سيل و خشکسالي که باعث افزايش ريسک کار کشاورزي گرديده است، مواجه بوده است. همچنين تغيير در ذائقه مشتريان توليدات کشاورزي و تقاضاي مشتريان کشاورزي از ديگر مواردي بوده که بخش کشاورزي ايران شاهد آن بوده است.

۶) از طرف ديگر، امروزه براي توسعه کشاورزي، کشاورزي رقابتي که قوياً تحت تأثير نيروهاي بازار (مشتري) است، مورد تأکيد قرار گرفته است (فائو، بانک جهاني،سازمان بهره‌وري آسياي، سازمان تجارت جهاني). در کشاورزي رقابتي و مبتني بر بازار، کشاورز براي آنکه موفق عمل کند بايستي خلاق، نوآور و فرصت‌شناس باشد؛ يعني اينکه بايستي کارآفرين باشد نه اجراکنندة سياست‌هاي دولت.

 

موانع آموزش عالي کشاورزي در تربيت فارغ التحصيلان کارآفرين

با توجه به مباحث مطرح شده، اهميت کارآفريني و تربيت فارغ التحصيلان کشاورزي کارآفرين مشخص مي شود.. سوالي که در اين زمينه مطرح مي شود اين است که موانع تربيت فارغ التحصيلان کارآفرين در آموزش عالي کشور ما کدامند. براي پاسخ به اين سوال توجه به تاريخچه شروع اموزش کشاورزي در ايران مي تواند راه گشا باشد. با بررسي نحوه شروع آموزش عالي کشاورزي در ايران مشخص مي شود که سيستم فعلي اموزش عالي از خارج وارد شده و در واقع آموزش عالي کشاورزي با ساختار موجود فعلي از غرب وارد کشور شده است و لذا رابطه مناسبي بين محيط واقعي روستاها و بخش کشاورزي کشور با آموزش عالي وجود ندارد. اين موضوع يکي از موانع اصلي در نزديک نمودن محتوا و ماهيت آموزش عالي به شرايط واقعي محيط روستا و کشاورزي را موجب شده است.

مانع عمده ديگري که درمقابل افزايش کارايي آموزش عالي قرار دارد فاصله جغرافياي ايجاد شده بين محيط آموزشي و محيط واقعي کشاورزي مي باشد که خود به خود منجر به ايجاد موانع ديگري در زمينه ارتباط دانشجويان و در نتيجه فارغ التحصيلان کشاورزي با کسب و کارهاي مرتبط با کشاورزي مي گردد.

همانطور که در مباحث بالا مطرح شد کارآفريني ارتباط مستقيمي با خلاقيت و نوآوري دارد. لذا يکي از لازمه هاي تقويت کارآفريني در ميان داشنجويان، ايجاد محيطي مشوق ابتکار و خلاقيت دانشجويان مي باشد که لازمه ايجاد چنين محيطي فراگير محور بودن دانشگاهها و محيطهاي آموزشي مي باشد. توجه به واقعيتهاي موجود در دانشگاهها و از جمله دانشکده هاي کشاورزي گوياي اين واقعيت است که دانشگاهها بيشتر متوا محور و در برخي موارد آموزشگر محور مي باشند.

 

نتيجه‌گيري

دست‌يابي به آرمان‌هاي توسعه پايدار كشور كه جايگاه شايسته اي در اقتصاد جهاني كشور فراهم مي كند تنها از طريق اجراي استراتژي توسعه كارآفريني امكان‌پذير است.بدون يك برنامه جامع توسعه كارافريني در حوزه كشاورزي تحقق هدف ها امكان‌پذير نيست.كارآفريني موتور محرك اقتصادي كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه است.در حال حاضر بيشتر كشورها در توسعه كارآفريني سرمايه‌گذاري مي كنند. براي رسيدن به اين توسعه بايد موانع و تنگناهاي توسعه كارآفريني شناخته شده و اقدام به رفع آن نمود. برخي از راهکارهاي مهم جهت توسعه و شكوفايي کارآفريني در بخش کشاورزي به شرح زي مي باشد:

۱) بايد وضعيت نيروي انساني و توانمندي‌هاي فعلي و نارسايي‌هاي فعلي بخش کشاورزي را از بعد کارآفريني شناسايي نمود. در اين رابطه ديد نظام‌مند ضرورت دارد تا تعادل و پايداري سيستم کشاورزي و تعامل آن با ساير سيستم‌هاي اجتماعي و اقتصادي جامعه به‌هم نخورد.

۲) ايستي زيرساخت‌هاي مناسبي را براي اين کار فراهم نمود. زيرا اولين اصل مهم در توسعه کارآفريني در سطح کلان، توسعه زيرساخت‌ها است:

الف) سياست‌هاي دولت در بخش کشاورزي

▪ اولويت بخشي به کشاورزي در برنامه‌ريزي‌هاي توسعه

▪ حرکت به سوي رقابتي کردن بازار محصولات کشاروزي

▪ کاهش/ حذف و يا بازنگري در قوانين صادرات و واردات محصولات و نهاده‌هاي کشاورزي

▪ تقويت بخش‌هاي توليد، ارزش‌افزوده، و خدمات کشاورزي

▪ متنوع‌سازي فعاليت‌هاي کشاورزي و کشاورزي جايگزين

ب) شرايط اقتصادي- اجتماعي:

▪ بکارگيري و توجه به "الگوهاي نقش" موفق( کشاورزان کارآفرين)

▪ استفاده از مشوق‌هاي اقتصادي و وام‌هاي مناسب و کم‌بهره

ج) آموزش

▪ آموزش‌فني- حرفه‌اي کشاورزي

▪ آموزش مهارت‌هاي کسب‌وکار

▪ توسعه و تقويت خصوصيات و مهارت‌هاي کارآفرينانه

▪ برنامه‌هاي کوتاه‌مدت آموزش کارآفريني براي گروه‌هاي مختلف کشاورزان

▪ پرورشگاه‌ها و پارک‌هاي فناوري

د) حمايت‌هاي مالي و غيرمالي

▪ برنامه‌هاي مشاوره‌اي

▪ ايجاد و توسعة شبکه‌هاي کارآ‌فريني

▪ نظام و شبکة اطلاعاتي کارآفريني

▪ تحقيق و توسعه

▪ وام‌ها و مشوق‌هاي مالياتي

▪ تسهيلات و امکانات فيزيکي( زيرساخت‌هاي فيزيکي، نهاده‌ها و مواد اولية مورد نياز، جاده، مخابرات، حمل‌ونقل و...)

۳) بايد به توسعه سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاي موردنياز جهت اجراي مکانيزم‌هاي موردنظر فعالانه همت ورزيد

۴) استراتژي‌هايي به منظور توليد محصولات جديد جهت ارائه به بازار

۵) استراتژي‌هايي جهت ارائة خدمات جديد کشاورزي به جامعه

۶) استراتژي‌هايي براي نفوذ در بازار و يا ايجاد بازار جديد

۷) استراتژي‌هايي جهت راه‌اندازي يک کسب و کار جديد وابسته به کشاورزي. اين کسب و کار مي‌تواند در بخش فعاليت‌هاي درون‌مزرعه‌اي، فعاليت‌هاي مربوط به فرآوري و صنايع تکميلي کشاورزي با هدف توليد ارزش افزوده به محصولات کشاورزي و يا فعاليت‌هايي در خارج از مزرعه و در بخش خدمات کشاورزي صورت پذيرد

۸) استراتژي‌هايي در جهت به کارگيري تکنولوژي و شيوه‌هاي جديد توليد در کشاورزي

 

● پيشنهادات

در بخش آموزش عالي کشاورزي

▪ حرکت به سوي فراگير محوري در دانشگاهها(نياز دانشجو محور باشد). تجربه دانشگاه رازي

▪ ايجاد محيطي مشوق ابتکار و خلاقيت دانشجويان(محيط فعلي کاملا برعکس مي باشد)

▪ دروسي در زمينه کارآفريني در دانشکده هاي کشاورزي براي دانشجويان رشته هاي کشاورزي اضافه گردد.

▪ همکاري سازمان جهاد کشاورزي با دانشکده کشاورزي در ارتقاء مهارت عملي دانشجويان

در وزارت جهاد کشاورزي

▪ سياست‌هاي اقتصادي کلان پايدار و مناسب در جهت توسعة کشاورزي با در نظر گرفتن محيط کلان اقتصادي مورد نياز جهت توسعة کارآفريني؛ ايجاد يک محيط مساعد جهت انجام فعاليت‌هاي کارآفرينانه ابتدائاً از سطح ملي شروع مي‌گردد. دولت‌ها بايستي شرايطي را مهيا کنند که در آن شاهد يک پايداري اقتصادي در سطح کلان باشيم. سياست‌هاي بنياني براي اقتصاد کلان، پايداري سياست‌ها و داشتن يک تعريف مناسب و معقول از حق مالکيت بسيار مهم است

▪ برنامه‌ها و سياست‌هاي مناسب در جهت توسعه و پرورش خصوصيات و مهارت‌هاي کارآفرينانه در نيروي انساني بخش کشاورزي از طريق آموزش‌هاي رسمي و غير رسمي

▪ تلاش در جهت بسته نگه‌داشتن اقتصاد و حمايت از اقتصاد داخلي از موانع کارآفريني محسوب مي‌شود. سياست‌هاي ملي کشاورزي نظير سوبسيد در جهت قيمت کالاهاي کشاورزي با توجه به آنکه باعث تضمين کردن حداقل درآمد براي افراد مي‌گردد (اين ايده را در ذهن افراد پرورش مي‌دهد) مناسب در جهت کارآفريني نيست

▪ ترويج فرهنگ کارآفرينانه در مناطق روستايي و در سطوح مختلف

▪ ترويج کشاورزي مي‌تواند نقش بسيار ارزنده‌اي در توسعه کارآفريني در مناطق روستايي (از بعد کشاورزي و غير کشاورزي) ايفا نمايد، اما مروجان بايستي خودشان قبلاً داراي ديدگاه کارآفرينانه باشند. آنها بايد سعي کنند که به کشاورزي تنها همانند يکي از فعاليت‌هاي ممکن در روستا که مي‌تواند به توسعة روستا کمک کند، نگاه کنند. آنها بايد سعي کنند که در مناطق مختلف و براساس پتانسيل‌هاي منطقه و ساير عوامل اثرگذار بر رشد و توسعه اقتصادي منطقه، استفاده‌هاي جديدي را از زمين کشف نموده و سپس سعي کنند که روستايان را در جهت اين فعاليت جديد هدايت نمايند.

كارآفريني يكي از جنبه‌هاي كشاورزي است كه روز به روز بر اهميت آن افزوده مي‌شود.تغييرات صورت گرفته در بازار(جهاني شدن،رشد جمعيت،دگرگوني در بازار كشاورزي،امنيت غذايي،رقابتي شدن)سياست‌هاي كشاورزي(فائو،سازمان تجارت جهاني،اتحاديه اروپا و حركت به سوي كشاورزي تجاري مبتني بر بازار)و خود جامعه ( افزايش بيكاري و كم كاري،مباحث زيست محيطي،تنوع زيستي ، منابع طبيعي) از عواملي هستند كه ضرورت كارآفريني در كشاورزي را بيش از پيش نمايان مي‌سازد.به طور حتم توجه به كارآفريني در كشاورزي سبب پيشرفت در اين عرصه خواهد شد.

 

منابع و مأخذ

۱- شكي،‌محمد حسن و سيد موسي حسيني و كيوان مرادپور،همگام با كارآفريني،انتشارات مبعث،1387

2- حسيني،سيد موسي و كيوان مرادپور ، موانع و راهكارهاي توسعه كارآفريني در ايران،مجموعه مقالات اولين همايش ملي كارآفريني با تاكيد بر تربيت تكنسين،دانشگاه آزاد رودهن،1387.

3- نصيري قيداري، حسن.(۱۳۸۱). بسترسازي کارآفريني،همت همگاني مي طلبد. مجله بازاريابي. شماره ۲۲، دي ماه، ۲-۳.صص۱۱-۷

4- يعقوبي ، جعفر.(۱۳۸۲).کارآفريني در کشاورزي. ماهنامه الکترونيکي ترويج و توسعه روستايي، شماره ۲، ارديبهشت ماه، ص۲۰-۲۵.

5- مقيمي ،محمد و محمود احمدپور دارياني. (۱۳۸۱). طراحي دوره هاي آموزش کارآفريني براي کارآفرينان صنايع کوچک و متوسط که در مرحله بهره برداري قرار دارند. مجله بازاريابي. شماره ۲۲، دي ماه. صص ۳۷-۳۸.

6- پاپ زن، عبدالحميد (۱۳۸۲). کدامين استراتژي براي حل مشکل بيکاري در ايران: توسعه سخت افزار و يا مغز افزار. دومين کنفرانس اشتغال و توسعه. تهران. آبان ۱۳۸۲

7- حسيني، سيد محمود(۱۳۸۴). آموزش کشاورزي کارآفرينانه. جزوه درسي دوره دکتري آموزش کشاورزي. تهران: دانشکده کشاورزي دانشگاه تهران

8-Don Mackie. (2002). Entrepreneurship in Rural America Southern. Rural Development Center’s quarterly newsletter

9-Henry, Collette, frances hill and Claire litch (2003). Entrepreneurship education and training. London: Ashgate

10-Lescevica Maira. (2002). Rural Entrepreneurship Success Determinants.

11-Brian Dabson. (2002). Supporting Rural Entrepreneurship.

 

 

 

 

Challenges and Solutions innovation Entrepreneurship in agriculture

 

Abstract

The number of agricultural colleges was increased in Iran, but our country couldn’t carry out appropriate development. The numbers of agricultural colleges were increasing during last decades, but now unemployment of agricultural graduate is one of the most problems in Iran. There is a question that how we can have appropriate agricultural development. Assessing the growth process of developed countries show that entrepreneurs had significant role in this process. Providing creative and entrepreneur graduate is one of the most functions of agricultural higher education. Unfortunately, agricultural higher education in Iran hasn’t successful in this area. What are the barriers of successful agricultural and how we can solve them? The purpose of this study is answering this question. Literature review indicated that successful agricultural higher education needs some characteristics including critical environment, practical education and et al. the successful experiments such as experiment of Razi University in Kerman shah and haxbery model in Australian are considering and in the base of these experiments, some approaches for encouraging entrepreneurship in agricultural higher education are offered.

Key words: Entrepreneurship, agriculture, development, innovation