close
تبلیغات در اینترنت

جهاني شدن اقتصاد و تأثير آن بر وضعيت زنان

بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شما بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شما بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شما

جهاني شدن اقتصاد و تأثير آن بر وضعيت زنان

بازدید: 329

 

چكيده

در اين مقاله، جهاني شدن اقتصاد به عنوان يكي از پديده هاي غير قابل اجتناب در آينده جهان از منظر تغيير تعاريف در واژه هاي كليدي اقتصاد، جا به جايي قدرت از دولت هاي ملي به نهادهاي بين المللي، تغيير تئوري هاي حاكم بر اقتصاد، تغيير در تقسيم كار جهاني و ظهور امپرياليسم جهاني مورد بررسي قرار گرفته است و به فرصت هاي طلايي كه از اين تغييرات براي زنان در دنياي «جهاني شده» پديد آمده و مي آيد اشاره شده است. همچنين تبعيض هاي جنسيتي، وضعيت سازمان هاي غير دولتي زنان، درك موقعيت هاي جديد از سوي زنان به ويژه در كشورهاي پيشرفته صنعتي و اهميت آماده شدن براي دنياي «جهاني شده» مخصوصاً در بعد اقتصاد مورد نظر قرار گرفته است.

كليد واژه: جهاني شدن، جهاني سازي، اقتصاد زنان، تقسيم كار جهاني، تغيير باورها و تئوري هاي اقتصادي.

 

جهاني شدن اقتصاد

در روند جهاني شدن شايد مهمترين و پيشتازترين بخش، اقتصاد بوده است؛ به طوري كه بسياري از محققين تا مدت هاي مديد، جهاني شدن را منحصراً در چارچوب اقتصاد مورد بررسي و تدقيق قرار مي دادند و از بخش هاي ديگر جهاني شدن، همچون فرهنگ و سياست غافل بودند. اين مسئله از آنجا ناشي مي شود كه روند جهاني شدن بيشترين تأثيرات خود را بر اقتصاد جهان گذارده و در اين وادي خودنمايي نمايد. به عنوان مثال، سازمان تجارت جهاني به عنوان مهمترين نماد عيني جهاني شدن در وادي اقتصاد پس از جنگ جهاني دوم تشكيل شد و تا جايي پيش رفت كه رئيس جمهور امريكا مجبور گرديد به تهديدات اين سازمان گوش فرا داده و تعرفه هاي وضع شده بر فولادهاي وارداتي را كه به يك جنگ اقتصادي تبديل شده بود حذف كند.

به هر حال اگر جهاني شدن را پيكري واحد تصور نماييم بخش اقتصادي اين پيكر رشد بسيار بيشتري از ديگر بخشهاي آن داشته است و اين ويژگي تأثيرات اين بخش را بر تمامي امور همچون وضعيت زنان وسيع تر و گسترده تر مي نمايد.

خطوط كلي جهاني شدن اقتصاد را مي توان در عوامل ذيل جستجو نمود:

1- تغيير تعاريف در واژه هاي كليدي اقتصاد.

2- جا به جايي تدريجي قدرت از دولت هاي محلي به نهادهاي بين المللي و شركت هاي فرامليتي.

3- تغيير تئوري هاي حاكم بر اقتصاد.

4- تغيير در تقسيم كار جهاني از شيوه ي خوشه اي به خطي.

5- ظهور امپرياليسم جهاني در چارچوب جهاني سازي اقتصادي.

 

1- تغيير تعاريف در واژه هاي كليدي اقتصاد:

تغييرات حاصله در اثر جهاني شدن در بخش اقتصاد به قدري عميق بوده است كه مي توان گفت به تدريج بايد تعاريفي جديد براي واژه هاي كليدي اقتصاد ارائه كرد و اين مسئله بدان معناست كه بنيان هاي علم اقتصاد در حال تغيير بوده و افقي تازه در پيش روي اين علم قرار گرفته است. هر چند طليعه اين تغييرات در كتاب جا به جايي قدرت، شوك اوليه را به جهان اقتصاد وارد نمود.

اينك با بررسي يكي از اين واژه ها به اهميت اين تغييرات خواهيم پرداخت.

واژه كار: در علم اقتصاد واژه ي كار به «انجام فيزيكي عملي بي واسطه كه باعث ارزش افزوده مي گردد» اطلاق مي شد. در اين ميان «انجام عمل فيزيكي» مهمترين ويژگي كار را تشكيل مي داد. به عبارت دقيق تر، كارگر به كسي اطلاق مي شد كه اين عمل فيزيكي را به انجام مي رساند و به همين دليل مكاتب ماركسيستي «كارگر» را مهمترين عامل اقتصاد تعريف مي نمودند ولي در شرايط حاضر كه جهان هنوز به اوج شكوفايي اقتصادي جهاني شده، نرسيده، تعريف كار در جوامع پيشرفته تغيير زيادي نموده است. بر اين پايه مهمترين ويژگي «كار و توليد»، «عمل فيزيكي» بي واسطه نيست، بلكه «كار و توليد» در دو بعد افقي و عمودي گسترش مي يابند. به عبارت ديگر فكر هم جزء توليدات قرار گرفته و حتي شركت در بورس نيز نوعي «كار» اقتصادي محسوب مي شود. البته، ورود گسترده به اين بحث در مجال اين نوشتار نيست، اما بايد گفت كه اين تغييرات، اثرات فوق العاده اي در سيماي اقتصادي جهان از خود بر جاي مي گذارد كه در بخش تأثير اقتصاد جهاني بر وضعيت زنان، اين تغييرات مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

 

2- جا به جايي تدريجي قدرت از دولت هاي محلي به نهادهاي بين المللي و شركت هاي فرامليتي

يكي ديگر از شرايط «اقتصاد جهاني شده» تغيير حاملان قدرت از بازيگران محلي به بازيگران بين المللي و فرامليتي است. از آغاز تاريخ بشر تاكنون با گسترش هر چه بيشتر امكانات ارتباطي، حاملان قدرت به شعاع فرمانبري مردمان تحت سلطه خود از ابعاد مختلف افزوده اند. اما طي قرون گذشته ،دولت هاي ملي – محلي توانستند سيطره خود را حفظ كنند؛ تا جايي كه حتي در قوانين بين المللي نيز تثبيت گرديد.

اما «جهاني شدن» بيشترين لطمه را براي اصول بين المللي به ويژه در بخش اقتصادي آن وارد نموده است. براي مثال، سازمان تجارت جهاني به عنوان يكي از نهادهاي مهم «جهاني شدن» در حال از بين بردن محدوديت حاصل از مرزها براي كالاهاي كشورهاي عضو ، از بين بردن تعرفه هاي اقتصادي و به طور كلي، كم رنگ كردن قدرت دولت هاي ملي در وادي اقتصاد جهان مي باشد.

شركت هاي فرامليتي يكي ديگر از تهديد كننده هاي بازيگران قدرت در دنياي «جهاني شده» مي باشند. در شرايط حاضر 37000 شركت فرامليتي در جهان وجود دارد كه بسياري از آنها داراي بودجه هاي بيشتري از كشورهاي متوسط مي باشند. اين شركت ها نبايد وفاداري خود را به مليت، كشور يا دولتي خاص ابراز دارند، بلكه آنها بايد به فكر تأمين منافع سهامداران خود كه از سراسر جهان هستند باشند.

در حال حاضر شركت هاي فرامليتي بيش از 50 درصد از بزرگ ترين واحدهاي اقتصادي جهان را تشكيل مي دهند.

 

3- تغيير تئوري هاي حاكم بر جهان اقتصاد

تغييرات حاكم بر اقتصاد جهان در اثر جهاني شدن به ميزاني گسترده بوده است كه ديگر تئوري هاي سنتي حاكم بر محيط هاي آكادميك نمي تواند به تبيين روابط حاكم بر اقتصاد بپردازد.

به طور مثال، يكي از بلند آوازه ترين تئوري هايي كه در اين چارچوب از كاركرد اصلي خود جدا شده، نظريات «گيتز»، در رابطه با «چگونگي تعامل ميان دولت و مردم بر محور اقتصاد» مي باشد. از اين رو فرايندهاي مالي و اقتصادي، ديگر نمي توانند به طور كامل و در سطح ملي، تابع ساز و كارهاي داخلي و تصميم گيري دولت هاي خود باشند.

 

4- تغيير در تقسيم كار جهاني از شيوه خوشه اي به خطي

شايد مهمترين تأثير جهاني شدن در حيطه اقتصاد در درازمدت را مي توان در چارچوب تغيير تقسيم كار جهاني جستجو نمود.

تا قبل از جهاني شدن حتي در سطح كنوني، تقسيم كار جهاني به صورت خوشه اي بوده است؛ بدين معنا كه تقسيم كار، در خوشه يك كشور و يا حداكثر در يك منطقه صورت مي پذيرفته است. به عبارت ديگر، يك ملت در دايره ي شرايط كشور خود به تقسيم كار روي مي آورد و تنظيم روابط توليدي و خدماتي خود را بر مبناي اين محور تعريف مي كند و البته هدف نهايي از اين گونه اقدامات نيز استقلال اقتصادي بود. در اين روش هر چند كشورها ،منافع ملي خود را با منظر سياسي مي ديدند و به امتيازات سياسي مي رسيدند، اما در بسياري از موارد، كالاهاي توليد شده نسبت به ديگر مناطق، از قيمت بيشتر و كيفيت كمتري برخوردار بود كه البته اين موضوع در چارچوب علم اقتصاد غيرقابل پذيرش است. از اين رو، دنياي جهاني شده، به فكر عقلاني عمل نمودن كارها در حيطه اقتصاد مدرن افتاد. بدين معنا كه براي هر كشور و يا هر منطقه بر اساس شرايط و منابع اقتصادي و يا انساني، محصول يا محصولاتي متناسب با آن شرايط و منابع مشخص شده و در اين راستا برنامه كلي توليد در جهان تعيين مي گردد. به عبارت ديگر، در اين حالت «جهان» به مثابه يك كشور نگريسته مي شود و بر اساس برنامه اي مدون براي هر نقطه از اين كشور محصولاتي معين مي گردد و مردم آن مناطق بايد بر اساس تقسيم كار جهاني به توليد آن محصولات مشغول شوند.

براي مثال، در ايران با توجه به وجود منابع سرشار نفت، اصلي ترين صنعت در برنامه جهاني شدن، صنعت پتروشيمي و يا ساير صنايع مربوط به نفت مي باشد.

 

5- ظهور امپرياليسم جهاني در چارچوب جهاني سازي اقتصادي

برخي بر اين عقيده اند كه جهاني شدن نام جعلي «جهاني سازي» و يا «امپرياليسيم جهاني» است. به عبارت ديگر، آنها معتقدند كشورهاي استعمارگر براي آن كه بتوانند به گونه اي سهل تر به چپاول و غارت جهان بپردازند، پروژه ي جهاني سازي را طرح و به اجرا درآورده اند. در حقيقت «جهاني سازي» پروژه اي برنامه ريزي شده است و نه پروسه اي برخاسته از شرايط جهاني.

اما بايد گفت: هر چند جهاني سازي اقتصادي واقعيتي است گريزناپذير ولي اين پروژه، موجوديتي مستقل از پروسه جهاني شدن دارد. لذا وظيفه ي انسان هاي آزادي خواه آن است كه اين پروسه را در مقابل آن پروژه تقويت نمايند و به مرحله ي اجرا برسانند.

 

جهاني شدن اقتصاد و تأثير آن بر وضعيت زنان

اصولاً بايد جهاني شدن اقتصاد را فرصت بي بديل براي زنان جهان دانست تا بتوانند از اين مقوله وضعيت خود را در سطح جهان ارتقا داده و بسياري از محدوديت هاي موجود در جهان را كه مانع بالندگي آنها شده بود، به وادي نيستي رهنمون سازند و بايد گفت: زنان جهان تاكنون نيز با توسعه ي روند جهاني شدن به گونه اي هوشيارانه از اين فرصت استفاده نموده و با همان سرعت به توسعه حضور خود در بخش هاي گوناگون اقتصاد جهان پرداخته اند. براي شفاف شدن هر چه بيشتر اين موضوع به زواياي مختلف آن اشاره مي شود:

1- جا به جايي تدريجي قدرت از دولت هاي ملي به قدرت هاي بين المللي و فرصت هاي ايجاد شده براي زنان:

همان گونه كه اشاره شد، يكي از مشخصه هاي جهاني شدن جا به جايي قدرت از بازيگران ملي و منطقه اي به بازيگران جهاني است و ويژگي بارز آن جا به جايي بسياري از ارزش ها، باورها و عقايد ملي و منطقه اي به ارزش ها، باورها و عقايد جهاني مي باشد.

در بعد اقتصادي، تغيير ارزش هايي كه به زنان مربوط مي شود از وسعت زيادي برخوردار است كه اولين آنها اجازه شركت زنان درامور اقتصادي است. از ديگر ارزش هاي قبول حق داشتن برخي از مشاغل توسط زنان و با حق برابر دستمزد زنان در برابر دستمزد مردان است.

البته اين تغيير ارزش از آنجايي ناشي مي شود كه دولت هاي ملي و منطقه اي در مقابل نيروي فائق جهاني ضعيف شده و مجبور به قبول ارزش هاي جهاني مي گردند.

به طور معمول تثبيت نظرهاي «دنياي جهاني شده» به وسيله ي قانوني شدن كنوانسيون هاي جهاني و يا قانوني شدن آن ارزش ها، توسط پارلمان هاي محلي صورت خواهد پذيرفت.

اينك براي شفافيت هر چه بيشتر موضوع، توضيحات ذيل ارائه مي شود:

 

1- اجازه شركت زنان در امور اقتصادي:

تا چندي پيش در بسياري از نقاط جهان به وسيله ي اعمال قانون و يا برقراري برخي شرايط، اجازه ورود زنان به بخش اقتصادي جامعه داده نمي شد، به گونه اي كه بخش اعظم جامعه زنان از حضور در بخش هاي اقتصادي اجتماع محروم مي شدند و اين امر باعث توانمندي ملي مردان و تثبيت مردسالاري مي گرديد. به عبارت روشن تر، «مردسالاري» توان مالي خود را از همين شيوه اقتصاد حاكم بر جامعه تأمين مي كرد و در بسياري از مناطق هنوز نيز همين روال ادامه دارد.

 

2- حق برابري دستمزد زنان:

يكي از تبعيض هاي بسيار ظالمانه بر جامعه زنان شاغل، برقراري شيوه تفاوت دستمزد زنان با مردان در مشاغل مشابه مي باشد.

در اين زمينه در تحقيقي تحت عنوان «بررسي موانع و مشكلات موجود در اشتغال زنان در بخش هاي دولتي» چنين آمده است: «تقريباً در سراسر جهان، زنان ساعات طولاني تري را با دستمزدهاي كمتر در مقايسه با مردان در مشاغل مشابه كار مي كنند. در كشورهاي توسعه يافته، زنان دست كم در هفته بين 2 تا 10 ساعت بيشتر از مردان كار مي كنند.

زنان در ايتاليا 28 درصد، اتريش 12 درصد، فرانسه 11 درصد و ژاپن 7 درصد بيشتر از مردان كار مي كنند. در ژاپن در مشاغلي كه پرداختي به آنان تعلق نمي گيرد سهم زنان 9 برابر سهم مردان است. آمار نشان مي دهد كه در امريكا طي يك دوره ي سي ساله، زنان همواره شصت سنت در برابر هر دلاري كه مردان كسب كرده اند به دست آورده اند، هر چند اين آمار اخيراً به حدود 75 سنت ترقي كرده است. در بررسي تجربي كه از بعد عيني تبعيض ميان زنان و مردان بر روي 1003 نفر از زنان و مردان شاغل در شهر تهران انجام گرديد، ميانگين دستمزد زنان در سازمان هاي دولتي 20606 تومان و مردان 25740 تومان است، كه نسبت آن در صورتي كه مردان را 100 در نظر بگيريم دستمزد زنان 80 خواهد بود.

مروري بر آمارهاي موجود در باره ي دستمزد زنان،  گواهي است بر وجود موانع تبعيض هاي جنسيتي در سازمان ها و بنگاه هاي اقتصادي كه بازنگري اساسي و عاجلي را درباره ي وضعيت اشتغال زنان و رفع موانع بر سر راه اشتغال آنان طلب مي كند.»

در دنياي جهاني شده با گسترش حضور زنان در صحنه هاي اقتصادي و به ويژه بخش هاي تصميم گيرنده براي شرايط اقتصادي اعم از سيستم هاي قانونگذاري و نظارتي، زنان مي توانند اين گونه تبعيض ها را كمرنگ نموده و از بين ببرند.

و طليعه اين راه عدالت جويانه را مي توان در دنياي پيشرفته صنعتي امروز همچون كشورهاي اسكانديناوي و به ويژه كشور فنلاند مشاهده كرد.

زنان در اين گونه كشورها با تأسيس N.G.O ها به تأكيد بر اين ارزش ها در منطقه ي خود  كمك مي كنند. در اين راستا، با توجه به اهميت جايگاه و نقش N.G.O هاي زنان در دنياي جهاني شده به تبيين هر چه بيشتر اين مقوله مي پردازيم:

N.G.O ها داراي ويژگي هايي هستند كه موجب بالندگي و تأثيرات شگرف در جهان آينده مي شوند.

الف) استقلال: از آنجا كه در دنياي «جهاني شده» نقش دولت ها كم رنگ مي شود، بهترين گزينه براي پر كردن اين خلأ N.G.O هاي مستقل و كارآمد مي باشد.

اين استقلال از ابعاد مختلف مالي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، و ... قابل تصور است. و همين استقلال مي تواند افكار عدالت طلبانه را در اذهان و باورهاي مردم وارد نمايد.

N.G.O هاي زنان نيز مي توانند با همين ويژگي بهره ي شايان توجهي براي تغيير باورها نسبت به توسعه جامعه در چارچوب مسايل زنان، نصيب زنان نمايد.

ب) سلول هاي تشكيلاتي: در دنياي جهاني شده مهمترين سلولهاي تشكيلات اجتماع براي كاركرد سيستماتيك را مي توان N.G.O ها در كنار نهاد خانواده دانست.

بدين معنا كه N.G.O ها مهمترين عامل طرح سؤالات، طرح داده ها، تبيين نهادها، انتقال بازخوردها و يا تعاملات بخش هاي مختلف جامعه با يكديگر مي باشند.

زنان در صورت درك اين حقيقت و پيشتاز شدن در تشكيل اين N.G.O ها مي توانند اين فرصت با به بهترين نهادهاي توسعه زاي آينده به ويژه در تسخير موفقيت هاي اقتصادي تبديل نمايند.

ج) نيروهاي داوطلب: با توجه به شيوه ي تشكيلاتي N.G.O ها نيروي داوطلب در آنها نقش تعيين كننده دارند، اين ويژگي از مهمترين عوامل بالندگي اين نوع تشكيلات است كه زنان مي توانند از اين مشخصه براي تأثير گذاري هر چه بيشتر در دنياي آينده سود ببرند.

د) خودجوشي: خودجوشي N.G.O ها نيز ويژگي ديگري براي توانمند ساختن آنها و تأثيرگذاري هر چه بيشتر آنهاست، همچنين با توجه به تجربيات اخير زنان ايران براي راه اندازي تشكيلات خودجوش در ابعاد خيريه، رسيدگي به نيازمندان، يتيمان و ديگر اقشار مستضعف در بعد اقتصادي، در صورت آمادگي زنان براي تشكيل گسترده تر اين گونه تشكيلات خودجوش، آنها مي توانند سرنوشت خود را به گونه اي دلخواه به سوي توسعه مورد نظر پيش برند.

 

3- تقسيم كار جهاني و پديد آوردن فرصت هاي جديد براي زنان:

قبلاً اشاره شد كه يكي از ويژگي هاي جهاني شدن اقتصاد تغيير در تقسيم كار جهاني است؛ اكنون بايد به اين نكته بپردازيم كه اين تقسيم كار جديد، تغييرات شگرفي را در وضعيت اقتصاد جهان ايجاد مي نمايد كه اين دگرگوني ها باعث پديد آمدن فرصت هاي طلايي براي توسعه ي حضور و مشاركت زنان در ابعاد مختلف اقتصاد جامعه مي گردد. چگونگي پديد آمدن اين فرصت ها از دو زاويه قابل بررسي است:

الف) شكستن انحصارهاي سنتي در بخش اقتصاد:

شالوده اقتصادهاي سنتي مبتني بر دولت هاي ملي و منطقه اي معمولاً بر پايه انحصارهاي مربوط به هر كالا استوار است. به عبارت ديگر، در اين گونه ساختارهاي اقتصادي، فردي يا گروهي از افراد، انحصار، توليد، جا به جايي و يا هر گونه حركت اقتصادي مربوط به يك كالا يا مجموعه اي از كالاهاي مربوط به هم را در اختيار دارند و اين افراد معمولاً از ورود اشخاص جديد به مجموعه خود، جلوگيري مي نمايند، در صورتي كه در اين مجموعه ها براي پيشرفت كار خود، از اقدامات غيرقانوني نيز ابايي نداشته باشند، به عنوان مافياي آن كالا مشهور مي شوند.

به هر حال نوع مشروع آن، كه از اقدامات غير قانوني نيز پرهيز مي نمايند، تا قبل از قرون و يا حتي دهه هاي اخير به طور كامل در دست مردان قرار داشته و هنوز هم در بسياري از نقاط جهان در دست مردان است. اين انحصار تاريخي باعث شده است كه حتي بسياري از زنان از انديشه ورود به وادي اقتصاد اجتناب نمايند. اما بايد دانست كه تغيير در تقسيم كار جهاني باعث ساختار شگفتي در اقتصاد جهان شده و اولين نتيجه آن شكسته شدن اين گونه انحصارهاست.

با شكسته شدن انحصارهاي فوق براي مدتي، فرصت لازم براي ورود افراد جديد به وجود مي آيد، در صورتي كه زنان بتوانند از اين موقعيت طلايي به نفع خود سود برند، مي توانند يكي از ظلم هاي تاريخي را كه در طول ساليان متمادي بر آنها تحميل شده است، محو نمايند.

ب) با تغيير تركيب نيروهاي توليد در اثر تقسيم كار جهاني و نيز با اجراي تقسيم جديد كار جهاني، تغيير تركيب نيروهاي توليد نيز پديد خواهد آمد.

اين مسئله بدين معناست كه زماني كه كشوري مجبور گردد از بسياري از مشاغل قبلي خود دست برداشته و به كارهاي جديدي كه براي آن كشور تعريف كرده اند بپردازد، تغييرات گسترده در صحنه توليد و اقتصاد، پديد خواهد آمد. يكي از اين تغييرات، دگرگوني در عوامل توليد است و پديد آمدن موفقيت تغيير در عوامل توليد به معناي ايجاد فرصت هاي شغلي جديد براي همگان از جمله زنان مي باشد.

به تعبير ديگر براي زنان موقعيتي پديد مي آيد كه با استفاده از آن مي توانند حضور خود را در صحنه اقتصاد گسترش دهند.

اين فرصت مهم نيز نشأت گرفته از روند جهاني شدن است. در اين خصوص مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

تاكنون جهاني شدن، بيشترين تأثير خود را در كشورهاي صنعتي پيشرفته گذاشته است. در اين ميان زنان در كشورهاي امريكا، استراليا، اروپاي شمالي، ايتاليا و اسكانديناوي ،اكثريت اعضاي فعال اتحاديه ها را تشكيل مي دهند؛ اين در حالي است كه تا چندي قبل، مردان بيشترين تأثير را در اين اتحاديه ها داشتند.

همچنين حضور زنان در اتحاديه هاي كارگري آزاد (IGFIU) و خدمات عمومي بين المللي (PSI)، كميته سازماندهي صنعتي (AFL-CIO) بسيار بيشتر از قبل شده و نسب زنان در رهبري اتحاديه ها به ويژه در آلمان، پرتغال، ايتاليا، هلند، فرانسه و انگلستان رو به تزايد است.

اين حضور گسترده زنان توانسته است پيامدهايي همچون برخورد منصفانه با آنها در خصوص استخدام، دستمزد و رفاه هر چه بيشتر داشته باشد.

 

3- توسعه فناوري ارتباطات اقتصادي در راستاي جهاني شدن:

يكي ديگر از نتايج جهاني شدن اقتصاد توسعه «اقتصاد الكترونيكي» و يا مبادله از طريق رايانه مي باشد. اين پديده مدرن فرصت بسيار قابل توجهي را در اختيار همگان به ويژه زنان قرار داده است تا بتوانند شركت فعالي در امور اقتصادي جهان مدرن داشته باشند.

براي بررسي هر چه دقيق تر اين مقوله از زواياي ذيل به آن مي پردازيم:

الف) ايجاد فرصت هاي غير حضوري:

از مهمترين مواردي كه باعث محدوديت زنان براي شركت در امور اقتصادي مي گردد، لزوم حضور مستقيم در محيط هاي اقتصادي است؛ زيرا بسياري از زنان به دلايل خانوادگي (براي رسيدگي به امور خانه و خانواده) و اخلاقي ( به دليل رضايتمند نبودن بسياري از محيط هاي اقتصادي) فرصت كافي براي حضور در محيط هاي اقتصادي را نمي يابند تا بتوانند با مشاركت در آن به افزودن توانايي هاي مالي خود بپردازند.

اما اقتصاد رايانه اي كه منتج از دنياي جهاني شده مي باشد به نوعي توانسته و مي تواند اين گونه محدوديت ها را از بين برده و فرصت هاي شگفت انگيزي در اختيار تمامي مردم مخصوصاً زنان قرار دهد. به عبارت روشن تر، زنان خانه دار مي توانند در خانه از فرزندان و خانواده ي خود نگهداري كنند و در عين حال به وسيله يك رايانه به خريد و فروش، مبادله و رسيدگي به امور اقتصادي خود بپردازند. بديهي است اين فرصت تنها به زنان خانه دار محدود نمي شود، بلكه زنان كارمند و اصولاً تمامي زنان مي توانند در كنار ساير اشتغالات خود به اين مهم نيز بپردازند.

ب) ايجاد فرصت هاي شغلي جديد:

توسعه فناوري ارتباطات اقتصادي در دنياي جهاني شده موجب ايجاد فرصت هاي شغلي جديد در جهان مي شود. و زنان مي توانند با فعاليت بيشتر، ميزان بشتري از اين فرصت هاي شغلي را به خود اختصاص دهند.

 

4- پيدايش قدرت گسترده بورس در دنياي جهاني شده:

يكي ديگر از ويژگي هاي دنيا در عصر جهاني شدن، گسترش هر چه بيشتر بازارهاي بورس مي باشد.

در بازار بورس بايد توانايي تشخيص فرصت و كسب اطلاعات هر چه افزون تر را مد نظر قرار داد. اين شيوه كار اقتصادي مي تواند فرصت هاي گرانبهايي را در اختيار زنان قرار دهد.

خوشبختانه حتي در بورس اوراق بهادار تهران، زنان با درك اين موقعيت، حضور بسيار فعالي پيدا كرده و مي روند تا موقعيتي بي نظير در اين چارچوب براي خود بيابند.

در انتها بار ديگر اشاره مي شود كه بايد به تفكيك منطقي ميان جهاني شدن و جهاني سازي پرداخته و از هر طريق ممكن، جامعه زنان را براي حضور هر چه قوي تر در دنياي جهاني شده آماده ساخت تا بلكه بتوان بسياري از حقوق از دست رفته آنان در طول قرون متمادي و ساليان دراز را به آنها بازگرداند.

به عبارت شفاف تر، همان گونه كه در اين مقاله بدان پرداخته شد، جهاني شدن فرصت هاي طلايي را در بخش اقتصاد در اختيار زنان قرار مي دهد، اين فرصت ها ناشي از زلزله ي شگرفي است كه در بخش اقتصادي جهان در حال شكل گيري است. تكان هاي شديد نشأت گرفته از اين زلزله ها مي تواند فرصت هايي بي بديل را در اختيار آنان قرار دهد.

ظهور اقتصاد الكترونيكي و رايانه اي، تغيير باورهاي جهاني، تضعيف دولت ها به عنوان نگاهبان ارزش هاي سنتي ، تغيير تئوري هاي اقتصاد جهاني، تحول در تقسيم كار جهاني و جابه جايي در قدرت همگي دست به دست هم داده اند تا بستر حضور گسترده زنان را در صحنه اقتصاد مدرن جهان فراهم آورند.

زنان نيز نشان داده اند هوشيارانه به درك اين موقعيت ها نائل آمده اند و هنوز اميدورانه منتظر ظهور هر چه گسترده تر نتايج اين پديده هستند تا بتوانند نقش اقتصادي و عادلانه خود را در سطح جهاني بيابند و از آنجا كه طليعه اين نقش در بسياري از كشورها آغاز گرديده است، اميدواريم زنان ايران نيز با درك هر چه عميق تر اين موقعيت به حقوق حقه خود دست يابند.

 

منابع:

1) بشريه، حسين، جامعه شناسي سياسي معاصر، جهاني شدن، سياست، قدرت تهران، كوير، 1380.

2) تهرانيان مجيد. جهان شدن فرهنگ و فرهنگ جهان شدن، نشريه پل فيروزه، ش 1، پاييز 1380.

3) جز ني، نسرين. بررسي موانع و مشكلات موجود در اشتغال زنان در بخش هاي دولتي، طرح پژوهشي مركز امور مشاركت زنان با همكاري دانشگاه شهيد بهشتي، 1381.

4) رسولي زاده، محبوبه. توسعه و بعد چند فرهنگي جهاني شدن، نشريه پگاه حوزه، ش55.

5) نقيب زاده، سيدرضا. زنان و پيامدهاي جهاني شدن، فصلنامه شوراي فرهنگي – اجتماعي زنان، ش 10 و 11، زمستان 79 و بهار 80.

6) نش، كيت. جامعه شناسي سياسي معاصر: جهان شدن، سياست و قدرت؛ ترجمه محمد تقي دلفروز. تهران، كوير، 1380.

7- Valentine M.Moghadam, "Gender andGlobali3ation: Female Labor and Womens Mobili3ation. "Jouarnal of World sestem Research.

8- Dickenson, K: "Counting Women in:

Globali3ation, Democrati3tion and the Womens maremenl "Press: Campridge.

 

منبع: فصلنامه ريحانه – شماره 5

به نقل از: http://www.tebyan.net/Teb.aspx?nId=7747

 


این مطلب در تاریخ: یکشنبه 12 مهر 1394 ساعت: 23:19 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات()

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 1796
کل نظرات کل نظرات : 105
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 5
تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 684
بازدید دیروز بازدید دیروز : 2,878
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 15
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 200
آي پي امروز آي پي امروز : 48
آي پي ديروز آي پي ديروز : 323
بازدید هفته بازدید هفته : 19,949
بازدید ماه بازدید ماه : 59,743
بازدید سال بازدید سال : 155,764
بازدید کلی بازدید کلی : 1,555,964

اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی آی پی : 54.82.94.86
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
تاریخ امروز امروز : یکشنبه 29 بهمن 1396