close
تبلیغات در اینترنت
اهمیت در روان درمانی
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

    لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

  • لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

  • رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

    رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

    معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

  • معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

    معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

اهمیت در روان درمانی

پست شماره 1640
  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 347 مشاهده

 

اهمیت در روان درمانی

 

پيامبر گرامياسلام صلي عليه واله در باره حق بدن بر انسان مي فرمايد:

اِنَّ لِرَبِّکَعَلَيکَ حَقّاً، وَ اِنَّ لِجَسَدِکَ عَلَيکَ حَقّاً وَ لاَ هلِکَ عَلَيکَحَقّاً؛

پروردگارت بر تو حقي دارد، و بدنت بر تو حقي دارد، و خانواده ات(نيز) بر تو حقي دارد.

 

آن چه در اين حديث ارزنده قابل توجه است، اين است کهپيامبربزرگوار اسلام، تا بدان پايه برايجسم و بدن ارزش و اهميت قابل است که حق بدن را در رديف حق پروردگار (آن هم بلافاصلهبعد از آن) و در کنار حق خانواده (و حتي قبل از آن) ذکر مي فرمايد. زماني انسان ميتواند حق پروردگار و خانواده خويش را به بهترين نحوي ادا کند، که از بدني سالم ونيرومند برخوردار باشد.

ورزش، کمک شاياني به ايجاد و تقويت سلامتي جسماني ورواني مي کند، و افرادي که با روش صحيح ورزش مي کنند و يا داراي کارهاي با تحرک ميباشند، سالم تر بوده و عمرشان از افرادي که کارهاي بدون تحرک دارند بيشتر است.

شهيد دکتر سيدرضا پاک نژاد در کتاب اولين دانشگاه و آخرين پيامبر مي نويسد:

عضلات در حال ورزش10 تا 18 برابر در حال استراحت احتياج به خون دارند،20دفعهبيشتر قند و اکسيژن مصرف مي نمايند،50 بار زيادتر گازکربنيک دفع مي نمايند، و باتوجه به همين ارقام، اهميت کار قلب هنگام ورزش روشن مي گردد... .
در واکنشقلب در برابر کار عضلاني، مشاهده مي شود ضربان هاي دبي، حجم خون، فشار خون و حتيترکيبات فيزيکو شيميايي خون را دگرگون مي سازد. ضربانقلب هنگام کاربدني، يعني زماني که عضلات را به فعاليت مي داريم، 2- 3 و حتي 4 برابر، و امکاندارد به 200 ضربه در دقيقه برسد. حجم خون 2- 3 برابر و دبي قلب 6- 7 و حتي 8 برابرو گاه زيادتر شود و دبي قلب از 4 ليتر در دقيقه ممکن است به 30 تا 35 ليتر در دقيقهبرسد، در صورتي که دبي قلب شخص سالم و ورزيده در حال معمولي 25 ليتر است... .
حجم قلب ورزش کاران و کارگراني که کار بدني سنگيني دارند، بدون شک افزايش مييابد، اما اين افزايش به عقيده بسياري،فيزيولوژيکو کاملاً طبيعي است. در اثرفعاليت بدن، حجم قلب افزايش مي يابد، زيرا جداربطنها به ويژه بطن چپ ضخيم مي شوند؛ يعنيهمان طور که عضلات بازو در اثر ورزش يا ابتلا به برخي بيماري ها قوي مي شود، عضلاتقلب هم در اثر کار، قوي مي گردد و در نتيجه قدرت انقباض قلب زياد مي شود... ."

وي در بخش ديگري از کتابش، در بارهفوايد ورزشچنين مي نگارد:

  • قدرت انقباض و نظم ضربان قلب پس از مدتي ورزش کردن بهتر مي شود... .
  • گنجايش ريه ها بيشتر مي گردد و در نتيجه،اکسيژن بهتري و بيش تري به بدن مي رسد... ورزش صحيح و معتدل و متناسب با مزاج، سبب نظم وثبات حرکات تنفس مي گردد و تنفس عميق تر، ولي شمارش آن کم تر مي شود.
  • هر چه شخص ورزيده تر باشد، مقدار سوخت بدنش نقصان مي يابد؛ يعني در حقيقت دراثر مدتي ورزش کردن، بدن بهتر از مواد غذايي خود استفاده مي کند.
  • رشد و نمو بهتر انجام مي گيرد، زيرا اکسيژن بهتر و بيشتر به تمام نسوج مي رسد ودر نتيجه، فعاليت غدد داخلي افزوده شده و بنابر عقيده اي در عضلاني که فعاليت ميکنند، موادي ايجاد مي شوند که به رشد و نمو کمک مي نمايد.
  • قوّه جذب و دفع بهتر مي شود.
  • بدن عادت مي کند در برابر مختصر فعاليت، ناگهان نفس تنگي پيش نيايد و ضربان قلبزياد نشود و ديرتر خسته گردد و عرق نمايد.
  • هماهنگي بين اعصاب و مراکز عصبي و تقويت اعصاب، ايجاد شده و کارهاي فکري، آسانتر مي شود."

در کتابزن و ورزشنيز در باره فوايد ورزش چنين آمدهاست:

"بدن انسان بر خلافماشين يا هروسيله ديگر که بر اثر کار و فعاليت مستهلک مي گردد، با کار جان گرفته و توانايي بيشتري کسب مي نمايد. در زمان هاي گذشته، حرکت و تمرين هاي بدني، بخشي از کار روزانهفرد به شمار مي رفت، اما امروزه بر اثر پيش رفت تکنولوژي و ماشين، بايد بيش تر ازگذشته در جستجوي حرکت بود، و هر فرد بايستي آن را در برنامه روزانه خود بگنجاند... .

تنفس و يا نفس کشيدن وسيله اي است که با آن، اکسيژن به همه بدن مي رسد و موادزايد و اکسيده به بيرون ريخته مي شود. در خلال تمرين، ميزان نفس کشيدن افزايش مييابد. شخصي که بدنش تربيت شده با تمرين هاي ورزشي است، آهسته تر و عميق تر از افرادديگر نفس مي کشد، فشارهاي وارد بر سيستم تنفسي خويش را با تلاش کم تر و کارايي بيشتر پاسخ گوست.

تاثير ورزش بر کارکردهاي شناختي

 تحقيقات نشان مي دهد که ورزش بر عملکردهاي شناختي و هوش تاثيرمثبت دارد .البته پاره اي از محققان نيز بر اين باورند که چنين رابطه اي وجود ندارد .بدون شک رشد حرکتي کودک در رشد ذهني وي مهم وموثر است و ميزان يادگيري کودک با سطحفعاليت هاي حرکتي و جسمي وي مربوط است . آن طور که پژوهش هاي اخير نشان داده اند ،انجام ورزش و اجراي حرکات جسمي باعث افزايش در بهره هوشي حاصل از اجراي برخي ازآزمون هاي هوشي مي شود ، علت عملکرد بهتر ذهني و شناختي ناشي از ورزش رابا افزايشاکسيژن موجود در هواي استشناقي به دنبال خستگي ناشي از کار ذهني مربوط مي دارند. بهبودي کارکردهاي شناختي و ذهني ناشي از ورزش ، هم در بزرگسالان و سالمندان و همجوانان و نوجوانان ديده شده است. تحقيقات نشان داده که پس از اجراي تمرينات وبرنامه هاي ورزشي حتي در عملکرد شناختي بيماران رواني سال خورده نيز بهبودي ديده ميشود.و اين به دليل اين است که درگيري غير قابل اجتناب کل مغز در فعاليت هاي بدني،يک عامل مهم احتمالي در بازگرداندن و توقف فرآيندهاي انحطاط سلولي جسمي پيري استکه در نتيجه آن در توانش هاي ذهني سال خوردگان تغييرات مثبتي حاصل مي شود . دربارهتاثير ورزش بر بهبود عملکرد تحصيلي بايستي گفت که در نوجوانان وجوانان هم بستگيمعنادار مثبتي بين آمادگي جسماني وموفقيت تحصيلي وجود دارد.چنين رابطه مثبت معناداررا در دانشجويان دختر نيز مشاهده کرده اند. بنابراين صرف نظر از متغيير جنسيت انجامورزش بر عملکرد تحصيلي آثار مثبت دارد. همچنين گزارشات انجام شده در خصوص کودکانحاکي از آن است که انجام تمرينات ورزشي بر عملکرد تحصيلي آنان تاثير مثبت دارد. بهطور کلي فعاليت هاي جسماني وتمرينات ورزشي و کارکردهاي مختلف ذهني و شناختي اثرمثبت دارد وآنها راباور مي کنند .

 تاثير ورزش بر رفتار

پژوهش هاي متعدد نشان مي دهند که بازي هاي ورزشي باعث افزايشخلاقيت ، استقلال ، رهاسازي تنش و نيز برقراري بيش تر روابط صميمانه بين افراد ميشود .هم چنين فعاليت هاي ورشي محبوبيت و سازگاري اجتماعي افراد را افزايش مي دهد .تاثير ورزش بر رفتار شغلي نيز مورد بررسي قرار گرفته است ، انجام فعاليت هايجسماني با کاهش قابل ملاحظه اي در غيبت شغلي همراه است . اين قبيل فعاليت ها که باسلامت جسماني و کاهش عوارض قلبي به عنوان عوامل عمده غيبت مطرح مي شوند ،مرتبط است .همچنين ورزش با اصلاح برون داده هاي شغلي و کاهش خطاهاي ناشي از کارها نيز همراهاست.

ورزش ، خلق و شخصيت

  براساس يافته هاي پژوهشي ،بين شخصيت ،خلق و ورزش رابطه اي وجوددارد . از يک سوء ورزش باعث ايجاد تغييرات مثبت و معناداري در متغيرهاي شخصيتيهيجاني مي شود و از سوي ديگر ويژگيهاي شخصيتي در انجام ورزش و هم چنين انتخاب انواعخاص فعاليت ها و برنامه هاي ورزشي موثر است .به نظر مي رسد که تاثير ورزش بر شخصيت،به متغير هاي متعددي از جمله نوع ورزش و مدت انجام آن تمرينات بستگي داشته باشد ،چرا که تغييرات شخصيتي بيش تر ناشي از تمرينات طولاني و مداومند به اين دليل که اينقبيل تمرينات در بيوشيمي بدن تغييرات معناداري ايجادمي کنند و در نتيجه متغييرهايشخصيتي با تغييرات بيوشيمي بدن همراه مي شود. يکي از ابعاد عمده شخصيتي در رابطه باتاثيرات ورزش "خودپنداره" است . خودپنداره تصور و برداشت فرد از جنبه هاي گوناگونموجوديت خويش نظير :جنبه هاي بدني و جسمي ،اجتماعي ،هوشي ،شناختي وغيره مي باشد.بهنظر مي رسد که خودآگاهي بيشتر فرد از خويش بالا رفتن خود پنداره و عزت نفس وي همراهاست .در اين زمينه تحقيقات نشان مي دهد که در اثر تمرينات جسماني خاص مثل :دوميداني، خودپنداره زنان افسرده به صورت پايدار بهبود يافته است. همچنين تمرينات با وزنهبهبودي قابل ملاحظه اي در قدرت واندزه عضلات به وجود مي آورد و ميزان بازدهي آنانرا افزايش مي دهد و اين خود در ايجاد خودباوري بسيار موثر است .سازوکار تاثير ورزشبر عزت نفس احتمالاً ناشي از احساس مهارت و کفايت بيشتر است فعاليت هاي جسماني نوعياحساس مهارت و کفايت به فرد مي دهد که به افزايش در احساس کنترل بر زندگي خودوسلامتي منجر مي گردد. اين احساس کنترل وکفايت به نوبه خود موجب افزايش عزت نفس ميشود .

 به طور کلي تحقيقات نشان مي دهد که افراد پس از انجام فعاليت هايجسماني و تمرينات ورزشي نوعي تجربه مثبت يا حس بهبود و پيشرفت کيفيت زندگي را درخود مشاهده مي کنند. اين موارد تنها به ورزشکاران اختصاص ندارد بلکه در مورد افراديکه به صورت تفريحي و غير مستمر ورزش مي کنند نيز صادق است .معمولاً پس از اجرايتمرينات متوالي ،در بعضي افراد نوعي «عزت به نفس متورم» به وجود مي آيد . لذا آنانتوانايي خويش را بسيار بالا تخمين مي زنند .اين امر به ويژه در ورزشکاران قبل ازانجام مسابقات ورزشي و پس از تمرينات مداوم ديده مي شود. شايد يکي از علل اساسيبسياري از اظهارات ورزشکاران ومربيان ورزش مبني بر اين بر قهرماني قبل از انجاممسابقات و عدم موفقيت هاي بعدي آنان همين عزت نفس متورم ناشي از تمرينات ورزشيمتداوم باشد. ورزش باعث افزايش خلاقيت و استقلال فرد مي شود . از آنجا که خلاقيت واستقلال فردي از جمله متغيرهاي موثر بر شخصيت و خلق مي باشد،لذا فعاليت هاي جسمانياز اين طريق بر شخصيت افراد تاثير مي گذارد .يک متغيير شخصيتي ديگري که دراثرتمرينات ورزشي وبدني تغييراتي در آن ديده مي شود « کانون کنترلي» است کانون کنترليعبارت است از انتساب علل وعوامل پديد آورنده حوادث و وقايع با خود و پابه محيطبيروني و پيراموني است .افرادي که علل رخداد وقايع و پديده هارا به خود نسبت ندادهو خود را در اين عامل دخالت نمي دهند داراي «کانون کنترلي بيروني » هستند . تحقيقاتحاکي از آن است که افراد با کانون کنترل داخلي در بخورد ومواجه شدن با اتفاقاتوفشارهاي رواني معمولاً سازگاري بهتري دارند و بيشتر مي توانند ناگواري ها و مشکلاترا تحمل کنند . اثر ورزش کانون کنترل خارجي کودکان را به کانون کنترل داخلي به معناداري تغيير داده است . در زمينه ويژگي هاي خلقي شخصيتي ورزشکاران موفق ، تحقيقاتبيانگر آن است که اين افراد نسبت به ساير ورزشکاران حالات خلقي باثبات تر و مناسبتري دارند. هم چنين اين افراد تصفيه وپالايش حرکات حسي وتغيير و تفسيرهاي محيطيمناسب تر و بيش تري دارند. در ضمن ورزشکاران موفق آستانه تحريک درد بالاتر و سرعتواکنش بيشتري دارند.

 

 

 


تمرين ها به دستگاه هاضمه به دو طريق کمک مي کنند:

  • به علت پي آمد نياز بدن به غذا، اشتها را افزايش مي دهند.
  • حرکت اندام هاي هاضمه تسريع مي شود و حرکات دودي شکل معده که موجب هضم غذا ميگردد سريع تر و راحت تر صورت مي گيرد.
  • تمرين هاي ورزشي، عمل تخليه را بهبود و ازيبوست پيش گيري مي کند. حرکات دودي شکل افزايش مي يابد و در نتيجه ، روند ترشحاتبدن کار آمدتر تنظيم مي شوند. به طور کلي افرادي که فعاليت هاي جسماني بيش تريدارند، کم تر از افراد کم حرکت ، به بيماري سنگ کليه و اختلالات مشابه به آن مبتلامي شوند.
  • بسياري از مواد زايد، از طريق غدد عرق در پوست بدن بيرون ريخته مي شود. اينفرايند با تمرين هاي شديد ورزشي تسريع مي شود؛ علاوه بر اين، عرق کردن باعث تميزشدن پوست مي گردد.
  • ارزش ديگر تمرين هاي ورزشي، در افزايش توليد سلول هاي قرمز خون در بافت هايلنفاوياستخوان است. شمارشهموگلوبين خون بر اثر فعاليت بالا مي رود. تمرين ها از بالا رفت فشار خون جلوگيري مي کند."
  • به طور کلي نقش ورزش در سلامتي انسان آن قدر زياد است که امروزه بسياري ازبيماري ها را با ورزش مداوا مي کنند، که به اين شيوه مداوا "ورزش درماني" گفته مي شود.
  • امروزه ورزش در سطحبين المللي، بعدسياسينيز به خود گرفته است. گاه اتفاق ميافتد کشوري که بيش تر مردم حتي نام آن را نشنيده اند، يک باره در جهان مطرح شده وبه واسطه پيروزي هاي ورزشي، نامش در صفحه اول روزنامه هاي جهان و صدر اخبار قرار ميگيرد. شرکت و يا عدم شرکت تيم هاي ورزشي يک کشور در يک کشور ديگر نيز، گاه جنبهسياسي داشته و به معناي دوستي، دوشمني، اعتراض و ... تلقي مي شود.
  • در انسان غريزه قدرت طلبي، برتري جويي و مبارزه وجود دارد. ورزش ومسابقات ورزشي اگر در محيط و جوّ سالم برگزار شوند، زمينه اشباع اين غريزه از طريق صحيح رافراهم مي سازند. اگر اين غريزه و ساير غرايز، کنترل نشده و به مسير صحيح هدايتنشوند، براي جامعه بشري مشکل ساز و مساله آفرين خواهند بود.
  • ورزش، توان انسان را براي انجام کارهاي روزمره شخصي و اجتماعي بالا مي برد، حتيعباداتي از قبيلنماز ،روزه،حجوجهادنيز با بدني سالم و نيرومند، بهتر، بيشتر و راحت تر جامه عمل به خود مي پوشند.
  • انسان مايل است با ديگران باشد و با آنان بياميزد. اين غريزه و يا تمايل شديدرا مي توان از طريق ورزش بر آورده ساخت. در ورزش، در زمينه نيل به ارزش هاي اجتماعيديگري نيز، چون کار گروهي، وفاداري،روحيه ورزشکاريمي توان توفيق يافت. محيطصميمانه و مطلوب ورزشي، اغلب فرصتي مناسب براي ايجاد روابط انساني و شکل گيري دوستيهاست.
  • ورزش به انسان تحرک مي بخشد و حرکت و تحرک به ويژه در کودکان لازمه رشد است. اگر عضو نيرومندي از اعضاي بدن يک ورزش کار را چندين ماه در گچ قرار دهند و تحرک رااز آن سلب نمايند، ضعيف و لاغر خواهد شد. اگر جنبش بدن کم شود، دفاع بدن کم و ضعيفمي گردد، و همچنان که داشتن تحرک و ورزش موجب سلامتي بدن و طول عمر مي گردد، نداشتنتحرک نيز موجب مرگ زود رس مي شود.

 

 

 

 

 

اهميتورزش براي جوانان و دانش آموز از ديدگاه فيزيولوژي

لزوم و اهميت ورزش و تمرينات ورزشي براي هر دو جنس در سنين مختلف مورد تأييد محققين است .

به طور کلي ورزش و تحرک بر رشد عمومي بدن تأثير مي گذارد اين امر با پژوهش انجام شده روي موش هايي که در محدوديت حرکتي بودند و موشهايي که آزادي حرکت داشتند به اثبات رسيده است .

رشد و تکامل دستگاه عصبي و دستگاههاي حرکتي ( عضلات و استخوانها ) با يکديگر در ارتباطند و هر چه ارتباط دستگاه عصبي با دستگاههاي حرکتي بيشتر و گسترده تر شود حرکات پيچيده ، شکل گرفته و هدفمند مي شوند در مورد نقش ورزش در پيشرفت رشد ، سلامتي و آمادگي جسماني کودکان و نوجوانان تحقيقات متعددي انجام شده است .

در اين تحقيقات تأثير ورزش را بر روي رشد و آمادگي جسماني همچنين نشاط دختران دانش آموز فنلاندي نشان دادند . دختراني که ورزش مي کنند داراي بدني انعطاف پذير و فعال هستند .  بايد توجه داشت که اهميت ورزش منحصر به سنين کودکي و نوجواني نيست . در سنين بالا ورزش براي جلوگيري از پوکي استخوان ، اضافه وزن و ناراحتي هاي قلبي و عروقي ، همچنين براي پر کردن اوقات بيکاري و جلوگيري از افسردگي و روان پريشي توصيه مي شود .

رشد در دوران کودکي تحت تأثير فاکتورهاي متعددي است از آن جمله هورمون رشد و فاکتورهاي رشد ، در عين حال هورمونهاي ديگر و نوع تغذيه نيز بر رشد تأثير دارند .

رشد قدي با رشد استخوانهاي دراز همراه است . رشد قد در دختران در سنين ۱۶ تا ۱۷ سالگي و در پسرها تقريباً در ۱۸ سالگي پايان مي يابد ولي از اين سن به بعد رشد قدي بصورت ناچيزي انجام مي شود که مربوط به دراز شدن طول ستون مهره ها است . در صورت عدم فعاليت بدني رشد استخوانها کاهش مي يابد .

حرکت که با جابجايي استخوانها انجام مي گيرد حاصل انقباض عضلات تحت فرمان هاي عصبي به صورت حرکات ارادي يا به دنبال تحريکات حسي به صورت رفلکسي است . ممانعت از حرکت يک اندام يا نرسيدن پيام عصبي به عضله به دنبال قطع عصب حرکتي مانع حرکت اندام حرکتي مي شود و پيامد آن آتروفي عضلاني و در نهايت عدم رشد استخوان مربوط به آن عضله است . استخوان در اين شرايط دکلسيفيه مي شود و حالت تراکمي خود را از دست مي دهد . نيروي کششي و تانسيوني که عضلات روي استخوانها وارد مي سازند موجب رشد طبيعي استخوانها و مانع از تغيير شکل آنها مي گردد . ضمناً وزن عضلات بر تراکم استخوانها اثر مي گذارند . در زنها استخوانها سبک ترند و در سنين بالا توده استخواني متناسب با کوچک شدن و تحليل عضله کاهش مي يابد و به همين جهت استئوپروز در زنها در مقايسه با مردها به مراتب بيشتر است . معهذا چنانچه استخوان تحت نيروهاي شديد عضلاني قرار گيرند رشد آنها کند و محدود مي شود . ضمناً عضله اي که مدتي منقبض مي ماند روي رگهاي خوني آن فشار وارد مي شود و احتمال قطع جريان خون در آن وجود دارد که زيان آور است . تحقيقات نشان داده است که فشار زياد بر مفاصل و استخوانها در دوران قبل ازبلوغ موجب آسيب ساختاري مي گردد .

هنگام فعاليت سلول هاي عضلاني ، دستگاه متابوليکي نيازمند انرژي است و اين انرژي را از اکسيداسيون گلوکز و اسيدهاي چرب تأمين مي کند . محصول اين اکسيداسيون دي اکسيد کربن است . گرفتن اکسيژن و دفع CO2 وظيفه شش ها است که تنفس بيروني  را بعهده دارند ولي تنفس بيروني با تنفس دروني که در سطح سلولي انجام مي گيرد بستگي نزديک دارد . بهمين جهت بي توجه به ميزان متابوليسم عضلاني فشار O2 و PH خون لازمست در حدي ثابت بماند . هنگام ورزش مقدار متابوليسم افزايش مي يابد و اين امر با افزايش هم تعداد تنفس و ضربان قلب در دقيقه  و هم افزايش حجم هواي جاري و حجم ضربه اي صورت مي گيرد .

 

با توجه به اينکه دانش آموزان روزانه چند ساعت در کلاس هاي درس روي نيمکت مي نشينند حتي اگر نوع نشستن مناسب باشد و نيمکت نيز مطابق استاندارد باشد در آنها احساس خستگي فيزيکي بوجود مي آيد و چنانه نوع نشستن مناسب نباشد و يا نيمکت مطابق استاندارد نباشد در دراز مدت موجب اختلالات ساختاري مي شود که Scoliosis و شکل C در مهره ها از آن جمله است . دانش آموزان پسر غالباً اين شکل را با بازي کردن ( عمدتاً فوتبال ) در کوچه و خيابان و يا ورزشگاهها حل مي کنند ولي براي دختران دانش آموز به دليل اعتقادات و فرهنگ جامعه امکانات کمتري وجود دارد بنابراين لازمست در مدارس ساعتهايي براي تمرين هاي بدني و ورزش دختران منظور شود .

 

نقش ورزش در کاهش اضطراب و ايجاد نشاط

 

   امروزه نقش ورزش آنقدر مورد توجه قرار گرفته که آنرادر تکنيکهاي رفتار درماني توصيه مي کنند.

نقش شنا در اضطراب زدايي وتخلييه نگراني هاي نا شناخته مورد توجه قرار گرفته  است. با انجام آزمايشات روان شناسي ثابت گرديده است که سطح اضطراب در افراد٬قبل وبعد از شنا به ويژه به صورت شيرجه در آب فرو رفتن تفاوتهاي معنا داري رانشان مي دهد. مشاوران از ورزش بوکس ومشت زني به عنوان روش کم هزينه اي براي تخلييه هيجانات زايد به ويژه درکودکان ونوجوانان بزهکار استفاده درماني مي نمايند.

نقش ورزش کوهنوردي ودو استقامت در تمرکز بخشي وتقويت اراده امروز توجه روان درمانگران را به خود جلب نموده است. از نکات عمدهاي که موجب گرديده است٬توجه به ورزش در فرايند درماني مشاوران وروان شناسان به صورت ويژه اي موردتوجه قرار گيرد مي توان به موارد ذيل اشاره نمود.

۱-توجه به اين اصل که عقل سالم در بدن سالم است درواقع بيانگر اين نکته مهم است که فعاليت هاي ورزشي نقش اصلاح گري بالايي در رفع مشکلات روحي٬رواني دارند.

۲-بکارگيري ورزش درماني هزينه هاي زيادي را دربردارند.

۳-تاثير عميق رکود فعاليتهاي جسمي در بروز ناراحتي هايي مانند نا اميدي وافسردگي هاي حاد حاکي ازاين است که چنانچه با توصيه هاي ورزشي اين افراد وادار به تحرک شوند به سرعت نشاط و اميدواري درانان افزايش مييابد.

اصولاتجويزهرنوع داروي شيميايي به ويژه درمورد بيماران روحي٬رواني با عوارض منفي جانبي همراه است که ضمن درمان يک مشکل امکان بروز مشکل ديگري را درسيستم بدن بيماران افزايش مي دهد.

در حالي که تجويز ورزش به عنوان يک عامل درماني هيچگونه عارضه منفي ومخرب در بيمار ايجادنکرده٬وبه عکس موجب تقويت قواي فکري وجسمي براي مقابله با مشکل مي گردد.

ورزش و روان درماني

بسيار سخن و حديث از تأثير و اهميت تربيت بدني و ورزش بر ابعاد مختلف رشدي چون جسم و روان شنيده ايم يا خوانده ايم. البته بيشترين كوشش در ارائه چگونگي افزايش يا تقويت قواي جسماني بوسيله تربيت بدني ورزشي صرف گرديده و كمتر به مشخص نمودن ويژگيهاي سلامت روان پرداخته شده است لذا بر آن شده ايم كه حتي مختصر به تعريفي كلي از سلامت روان به شناخت اصول ويژگيهاي آن پرداخته و بخش تربيت بدني و ورزش را در اين بعد مهم انساني مشخص نمائيم.

يك فرد زماني داراي سلامت روان است كه با شناخت و حفظ ويژگيهاي شخصيتي، خود را با محيط تطبيق دهد. شناخت خود مجموعه ادراكات، ارزشها، افكار و عواطف را تشكيل مي دهد كه سبب و آگاهي فرد از موجوديت خود مي شود. بدين معني او مي فهمد كيست و چيست. در تامين سلامت روان علاوه بر عوامل ژنتيكي عوامل محيطي نيز تاثير فراوان خواهند داشت. اگرچه شناخت كامل ويژگيهاي مربوط به سلامت روان در يك فرد بسيار مشكل است ولي زماني افراد از نظر رواني سالم مي باشند كه داراي خصوصيات شاخصي گردند:

1.    اعتماد به نفس دارند. از خصوصيات مثبت و برجسته خود استفاده مي كنند در عين اينكه به محدوديتها و نواقص خود آشنايي دارند توانائيهاي خود را مي شناسند و حداكثر استفاده از آن را مي كنند اين افراد واقعيت وجودي خود را انكار نمي نمايند بجاي عذرتراشي و دليل تراشي شكستها را براحتي پذيرفته و نگراني به خود راه نمي دهند.

2. احتياجات اوليه را براحتي برطرف مي نمايند. برآوردن نيازهاي اوليه زندگي بخصوص نيازهاي جسماني باعث تلاش دائمي در اين افراد مي گردد. و با شناخت واقعيتها واقع بينانه تر با مشكلات زندگي مقابله مي نمايند.

3. به ديگران به ديده خوب مي نگرند. ضمن دوست داشتن ديگران به آنها اعتماد مي كنند و در حفظ روابط با ديگران كوشا هستند محبت خويش را مستقيماً ابراز مي نمايند و براي آن شواهدي مناسب ابراز مي دارند.

4. مسئوليت پذيرند ضمن پذيرش مسئوليت مناسب با سن خود مسئوليت كارهايي كه خود انجام مي دهند را مي پذيرند از كسب تجربه لذت برده و هميشه براي بهترين نتيجه در تلاش خواهند بود.

مجموعه اين ويژگيهاي شاخص تشكيل دهنده سلامت روان در يك فرد مي باشد. بدون شك رفتار بشر تابع تماميت وجود اوست بدين معني روان تابع جسم و جسم تابع روان است. امروزه تحقيقات نشان مي دهد كه ناراحتي هاي جسماني اختلالات رواني را بهمراه داشته و برعكس. ولي نكته برجسته در تقويت قواي جسماني حفظ روان سالم مي باشد.

كتر آرترويدر روانشناس معروف آمريكايي در تحقيق بسيار جامع خود اظهار مي نمايد عدم تعادل رواني بسياري بيماران نتيجه عدم فعاليت حركتي و ورزشي در دوران كودكي است. جونز در قسمتي از تحقيق خود دريافت پسراني كه از نظر قواي جسماني ضعيف مي باشند علاوه بر ضعف جسماني داراي مشكلات رواني مانند احساس حقارت عدم توانائي تطبيق خود با ديگران مي باشند. راويك و مك كي دريافتند دانش آموزاني كه در مهارتهاي حركتي ضعيف مي باشند اغلب خجول و گوشه گير هستند و برعكس دانش آموزاني كه از نظر مهارتهاي حركتي قوي مي باشند داراي ويژگيهاي برجسته بسيار نماياني از نظر رفتار چون فروتني، تدبير، توجه و حس همكاري هستند.

شندل با استفاده از آزمون رواني خصوصيات رواني دانش آموزان ورزشكار و غير ورزشكار را مورد بررسي قرار داد و به اين نتيجه رسيد دانش آموزان ورزشكار داراي صفات ممتاز رفتاري چون رهبري، تحركهاي اجتماعي حس ارزشهاي فردي و اجتماعي، عدم شك و ترديد در خود عدم بهانه جوئي و نتيجتاً رشد اجتماعي بيشتر مي باشد

مسلماً عدم سازش وجود و اختلالات رفتاري در هر طبقه و صنفي و در هر گروه و جمعي بسيار مشهود است عوامل مختلفي را مي توان در بوجود آوردن يا پايه ريزي عدم سلامت روان ذكر نمود: فشارهاي اجتماعي، فقر مادي، اختلافات خانوادگي، تصادفات، بيماريها، مرگ و ميرهاي پيش بيني نشده و بسياري از عوامل خانوادگي و اجتماعي همراه با عوامل وراثتي، افراد را دچار عدم تعادل روان مي سازد. بنابراين براي پيش گيري از بيماري رواني و حفظ سلامت روان توصيه هاي مختصري در نظر گرفته مي شود:

1. سعي كنيد به انجام فعاليتهاي ورزشي بپردازيد زيرا ورزش تنشهاي رواني را از بين مي برد و اخمها را به لبخند تبديل مي نمايد.

2. در رابطه با نگراني خود با ديگران صحبت كنيد و اگر مشكل شما جدي است از مراجعه به پزشك روان درمان مضايقه نكنيد.

3. موقعيت خود را بشناسيد و بجاي جنگيدن با آن خود را با ان سازگار سازيد. با تغذيه مناسب ورزش مناسب، استراحت كامل مواظب سلامت جسم خود

باشيد.

4. با ديگران معاشرت و دوستي نمائيد.

5. براي انجام هر كاري زمان خاص و منظمي را در نظر بگيريد.

6. در نهايت ياد بگيريد كه هميشه خونسرد و فرد راحتي باشيد.
7. در نهايت اگر داراي توانائي لازم براي تحمل درد و رنج باشيد و در موقع لزوم با شهامت و بردباري برخورد نموديد به زندگي و رفاه ديگران علاقمند بوديد و در اين زمينه فعاليت داشتيد شما از: سلامت روان برخورداريد.

استرس و روشهاي درمان آن با ورزش

در دنياي امروز دانستن راه و روش زندگي و پيشرفت عملاً بدون استرس امكان پذير نيست و در بين جوامع بشر بصورت قانون درآمده است. نظام پيچيده كنوني ما چنان است كه دستگاه عصبي ما در طي روز دائماً از سوي تكان هاي استرس زاي كوچك و بزرگ بسيار زيادي بمباران مي شود و دستگاههاي عصبي- عضلاني ما دائم در حالت تنش بسر مي برند. درنتيجه استرس يكي از عمومي ترين مشكلاتي است كه افراد با آن روبرو هستند و از آنجائي كه امروزه مسئله سالم زيستن و رابطه آن با فعاليتهاي بدني اهميتي اساسي يافته است، تمرين و ورزش يكي از ساده ترين ابزاري است كه استرس را كنترل ميکند

 

تاثير ورزش بر کارکردهاي شناختي

 تحقيقات نشان مي دهد که ورزش بر عملکردهاي شناختي و هوش تاثيرمثبت دارد .البته پاره اي از محققان نيز بر اين باورند که چنين رابطه اي وجود ندارد .بدون شک رشد حرکتي کودک در رشد ذهني وي مهم وموثر است و ميزان يادگيري کودک با سطحفعاليت هاي حرکتي و جسمي وي مربوط است . آن طور که پژوهش هاي اخير نشان داده اند ،انجام ورزش و اجراي حرکات جسمي باعث افزايش در بهره هوشي حاصل از اجراي برخي ازآزمون هاي هوشي مي شود ، علت عملکرد بهتر ذهني و شناختي ناشي از ورزش رابا افزايشاکسيژن موجود در هواي استشناقي به دنبال خستگي ناشي از کار ذهني مربوط مي دارند. بهبودي کارکردهاي شناختي و ذهني ناشي از ورزش ، هم در بزرگسالان و سالمندان و همجوانان و نوجوانان ديده شده است. تحقيقات نشان داده که پس از اجراي تمرينات وبرنامه هاي ورزشي حتي در عملکرد شناختي بيماران رواني سال خورده نيز بهبودي ديده ميشود.و اين به دليل اين است که درگيري غير قابل اجتناب کل مغز در فعاليت هاي بدني،يک عامل مهم احتمالي در بازگرداندن و توقف فرآيندهاي انحطاط سلولي جسمي پيري استکه در نتيجه آن در توانش هاي ذهني سال خوردگان تغييرات مثبتي حاصل مي شود . دربارهتاثير ورزش بر بهبود عملکرد تحصيلي بايستي گفت که در نوجوانان وجوانان هم بستگيمعنادار مثبتي بين آمادگي جسماني وموفقيت تحصيلي وجود دارد.چنين رابطه مثبت معناداررا در دانشجويان دختر نيز مشاهده کرده اند. بنابراين صرف نظر از متغيير جنسيت انجامورزش بر عملکرد تحصيلي آثار مثبت دارد. همچنين گزارشات انجام شده در خصوص کودکانحاکي از آن است که انجام تمرينات ورزشي بر عملکرد تحصيلي آنان تاثير مثبت دارد. بهطور کلي فعاليت هاي جسماني وتمرينات ورزشي و کارکردهاي مختلف ذهني و شناختي اثرمثبت دارد وآنها راباور مي کنند .

 تاثير ورزش بر رفتار

پژوهش هاي متعدد نشان مي دهند که بازي هاي ورزشي باعث افزايشخلاقيت ، استقلال ، رهاسازي تنش و نيز برقراري بيش تر روابط صميمانه بين افراد ميشود .هم چنين فعاليت هاي ورشي محبوبيت و سازگاري اجتماعي افراد را افزايش مي دهد .تاثير ورزش بر رفتار شغلي نيز مورد بررسي قرار گرفته است ، انجام فعاليت هايجسماني با کاهش قابل ملاحظه اي در غيبت شغلي همراه است . اين قبيل فعاليت ها که باسلامت جسماني و کاهش عوارض قلبي به عنوان عوامل عمده غيبت مطرح مي شوند ،مرتبط است .همچنين ورزش با اصلاح برون داده هاي شغلي و کاهش خطاهاي ناشي از کارها نيز همراهاست.

ورزش ، خلق و شخصيت

  براساس يافته هاي پژوهشي ،بين شخصيت ،خلق و ورزش رابطه اي وجوددارد . از يک سوء ورزش باعث ايجاد تغييرات مثبت و معناداري در متغيرهاي شخصيتيهيجاني مي شود و از سوي ديگر ويژگيهاي شخصيتي در انجام ورزش و هم چنين انتخاب انواعخاص فعاليت ها و برنامه هاي ورزشي موثر است .به نظر مي رسد که تاثير ورزش بر شخصيت،به متغير هاي متعددي از جمله نوع ورزش و مدت انجام آن تمرينات بستگي داشته باشد ،چرا که تغييرات شخصيتي بيش تر ناشي از تمرينات طولاني و مداومند به اين دليل که اينقبيل تمرينات در بيوشيمي بدن تغييرات معناداري ايجادمي کنند و در نتيجه متغييرهايشخصيتي با تغييرات بيوشيمي بدن همراه مي شود. يکي از ابعاد عمده شخصيتي در رابطه باتاثيرات ورزش "خودپنداره" است . خودپنداره تصور و برداشت فرد از جنبه هاي گوناگونموجوديت خويش نظير :جنبه هاي بدني و جسمي ،اجتماعي ،هوشي ،شناختي وغيره مي باشد.بهنظر مي رسد که خودآگاهي بيشتر فرد از خويش بالا رفتن خود پنداره و عزت نفس وي همراهاست .در اين زمينه تحقيقات نشان مي دهد که در اثر تمرينات جسماني خاص مثل :دوميداني، خودپنداره زنان افسرده به صورت پايدار بهبود يافته است. همچنين تمرينات با وزنهبهبودي قابل ملاحظه اي در قدرت واندزه عضلات به وجود مي آورد و ميزان بازدهي آنانرا افزايش مي دهد و اين خود در ايجاد خودباوري بسيار موثر است .سازوکار تاثير ورزشبر عزت نفس احتمالاً ناشي از احساس مهارت و کفايت بيشتر است فعاليت هاي جسماني نوعياحساس مهارت و کفايت به فرد مي دهد که به افزايش در احساس کنترل بر زندگي خودوسلامتي منجر مي گردد. اين احساس کنترل وکفايت به نوبه خود موجب افزايش عزت نفس ميشود .

 به طور کلي تحقيقات نشان مي دهد که افراد پس از انجام فعاليت هايجسماني و تمرينات ورزشي نوعي تجربه مثبت يا حس بهبود و پيشرفت کيفيت زندگي را درخود مشاهده مي کنند. اين موارد تنها به ورزشکاران اختصاص ندارد بلکه در مورد افراديکه به صورت تفريحي و غير مستمر ورزش مي کنند نيز صادق است .معمولاً پس از اجرايتمرينات متوالي ،در بعضي افراد نوعي «عزت به نفس متورم» به وجود مي آيد . لذا آنانتوانايي خويش را بسيار بالا تخمين مي زنند .اين امر به ويژه در ورزشکاران قبل ازانجام مسابقات ورزشي و پس از تمرينات مداوم ديده مي شود. شايد يکي از علل اساسيبسياري از اظهارات ورزشکاران ومربيان ورزش مبني بر اين بر قهرماني قبل از انجاممسابقات و عدم موفقيت هاي بعدي آنان همين عزت نفس متورم ناشي از تمرينات ورزشيمتداوم باشد. ورزش باعث افزايش خلاقيت و استقلال فرد مي شود . از آنجا که خلاقيت واستقلال فردي از جمله متغيرهاي موثر بر شخصيت و خلق مي باشد،لذا فعاليت هاي جسمانياز اين طريق بر شخصيت افراد تاثير مي گذارد .يک متغيير شخصيتي ديگري که دراثرتمرينات ورزشي وبدني تغييراتي در آن ديده مي شود « کانون کنترلي» است کانون کنترليعبارت است از انتساب علل وعوامل پديد آورنده حوادث و وقايع با خود و پابه محيطبيروني و پيراموني است .افرادي که علل رخداد وقايع و پديده هارا به خود نسبت ندادهو خود را در اين عامل دخالت نمي دهند داراي «کانون کنترلي بيروني » هستند . تحقيقاتحاکي از آن است که افراد با کانون کنترل داخلي در بخورد ومواجه شدن با اتفاقاتوفشارهاي رواني معمولاً سازگاري بهتري دارند و بيشتر مي توانند ناگواري ها و مشکلاترا تحمل کنند . اثر ورزش کانون کنترل خارجي کودکان را به کانون کنترل داخلي به معناداري تغيير داده است . در زمينه ويژگي هاي خلقي شخصيتي ورزشکاران موفق ، تحقيقاتبيانگر آن است که اين افراد نسبت به ساير ورزشکاران حالات خلقي باثبات تر و مناسبتري دارند. هم چنين اين افراد تصفيه وپالايش حرکات حسي وتغيير و تفسيرهاي محيطيمناسب تر و بيش تري دارند. در ضمن ورزشکاران موفق آستانه تحريک درد بالاتر و سرعتواکنش بيشتري دارند.

 تحقیق رایگان از سایت فروشگاه علمی اسمان
 

منابع :

ورزش در اسلام ، حسين صبوري
ورزش از ديدگاه اسلام