close
تبلیغات در اینترنت
تحقیق درباره تفکر خلاق
loading...

سایت پروژه های علمی

تحقیق درباره تفکر خلاق

تحقیق درباره تفکر خلاق

درآمدی بر تفکر خلاق


قسمت اعظم آنچه در رابطه با  آموزش رسمی تفکر انجام شده ، بر مهارت هایی همچون تدریس تحلیلی تاکید می کند . اینکه چگونه دانش آموزان ادعاها را درک کنند، یک استدلال منطقی را به وجود آورند یا آنرا دنبال کنند، پاسخ ها را بفهمند ، راه های نادرست را حذف کرده و بر راه های صحیحتمرکز کنند. با وجود این ، یک نوع تفکر دیگر هم وجود دارد که به بررسی ایده ها میپردازد، احتمالات را به وجود می آورد، به دنبال پاسخ های متعدد و صحیحی می گردد وتنها به یک پاسخ درست اکتفا نمی کند. هر دو نوع تفکر برای موفقیت در زندگی روزمره  حیاتی هستند ؛ اما نوع دوم بیشتر پس از اتمام دروه کالج نادیده گرفته می شود. بایدبین این دو روش بدین نحو تماییز قائل شویم :

تفکر خلاق

تفکر نقدی

تولیدی

تحلیلی

واگرا

همگرا

عمودی

 عمودی

امکان

احتمال

تعلیق داوری

داوری

پخش شده

متمرکز شده

ذهنی

عینی

یک جواب

جواب

نیم کره چپ مغز

نیم کره چپ مغز

بصری

شفاهی

تداعی کننده

یک بعدی

پر مایه و تازه

استدلال

بله و...

بله اما...


در فعالیتی چون حل کردن مسئله، هردو نوع تفکربرای ما مهم تلقی می شود. اول، باید مسئله را تحلیل کنیم؛ سپس باید راهحل های ممکن را به وجود آوریم، پس از آن باید بهترین راه حل را انتخاب کره وآن راکامل نماییم ، و سر انجام باید تاثیر راه حل را ارزیانی کنیم. همانطو که مشاهده میکنید، این فرآیند یک تناوب را بین دو نوع تفکر نقدی و خلاق آشکار می کند. عملاً ایندو نوع تفکر بیشتر مواقع با هم عمل می کنند اما به یکدیگر وابستهنیستند.

خلاقیت چیست؟

 

 توانایییک  تعریف ساده  می گوید خلاقیت توانایی تصور و ابداع چیزی است. همانطوکه در زیر مشاهده خواهید کرد، خلاقیت به خلق چیزی از عدم اطلاق نمی شود( تنها خدامی تواند این کار را انجام دهد)، خلاقیت توانایی ایجاد ایده های تازه از طریق ترکیب، تغییر یا دوباره استفاده کردن ازایده های موجود است. برخی ایده های خلاق شگفتانگیز وهوشمندانه هستند، درشرایطی که برخی دیگر ساده ، خوب و کاربردی بوده اماآنقدرها مور توجه قرار نمی گیرند.

باور کنید یا نه ، باید بگوییم که هر کسدارای توانایی خلاق ذاتی است. برای مثال ، خلاقیت کودکان را در نظر بگیرید. در سنینبزرگسالی اغلب خلاقیت توسط آموزش سرکوب شده، اما هنوز وجود دارد و می توان آن رابیدار کرد. تمام آن چیزهایی که برای خلاق بودن بدان نیاز داریم تعهد به خلاقیت ووقت گذاشتن برای آن است.

 
رویکرد.خلاقیت یکرویکرد است : توانایی پذیرفتن تغییر و تازگی، آمادگی بازی با ایده ها و امکانات،انعطاف در برابر دیدگاه ها ، در حالی که در جستجوی راه های اصلاح آنهستید

فرآیند.افراد خلاق به سختی و به طورمستمر کار می کنند تا به وسیله تغییرات تدریجی و پالایش کارهایشان، ایده ها وراه حلها را اصلاح کنند. بر خلاف اسطوره شناسی خلاقیت ، تنها تعداد بسیار اندکی از آثارخلاق و عالی با یک ضربه ناگهانی و هوشمندانه خلق شده است. آنچه بیشتر به حقایقواقعی نزدیک تر است، داستان آنهایی است که اختراع را از مخترع دور کردند تا آن رابفروشند ؛ چرا که مخترع می خواست تغییرات جزئی را در اختراع خود وارد کند و در کلآن را بهتر کند. شخص خلاق می داند هر چیز همواره جایی برای تغییر دارد.

روش های خلاق

 
برای ایجاد نتایج خلاق روش هایبسیاری وجود دارد. در اینجا به پنج روش کلاسیک اشاره کرده ایم :

 

 تکامل تدریجی .این شیوه  افزایش پیشرفت است. ایده های تازه ای که از دیگر ایده ها وراه حل ها تازهای که از راه حل های قبلی مشتق می شوند، ایده های تازه ای  به وجود می آورند که اینایده ها و راه حل های تاره نسبت به دیگر راه حل ها اندکی اصلاح شده اند. بسیاری ازموارد پیچیده ای که امروزه از آن استفاده می کنیم، در طی یک دوره طولانی و افزایشمستمر به وجود آمده است. بهتر کردن چیز از زاویه های مختلف تدریجاً آن را بسیاربهبود می بخشد-،حتی ممکن است با ماهیت اصلی خود کاملاً تفاوت پیدا کند. برای مثالبه تاریخ اتومبیل با هر محصول پیشرفت تکنولوژی  نگاه کنید. با تولید هر محصول جدیدیاصلاحات به وجود آمدند. هر مدل جدیدی براساس مجموعه خلاقیت های مدل قبلی ساخته میشود ، تا این که در طول زمان،  پیشرفت در اقتصاد و داوم آسایش  صورت می گیرد. دراینجا خلاقیت در پالایش ، پیشرفت مرحله به مرحله نهفته است تا بوجود آوردن چیزی کاملاًجدید. شیوه تکامل خلاقیت همچنین تداعی کننده اصول نقدی است : هر مسئله ای که یکبارحل شده ، برای بار دوم به شیوه ای بهتر قابل حل است. متفکران خلاق این ایده را قبولنمی کنند که هنگامی که یک مشکل حل شده است، فراموش می شود یا این که " اگر نشکسته ،تعمیرش نکن". فلسفه یک متفکر خلاق این است که " هیچ چیز همانند یک تغییر جزئی  تاثیر ندارد".

تلفیق .با این روش، دو یا چندایده  موجود با یکدیگر ترکیب شده و یک ایده  سوم را به وجود می آورد. ترکیب ایده یکمجله و یک نوار کاست این ایده مجله ای  به وجود می آید که می توانید مجله ای راتاسیس کنید که شنیداری باشد. این مجله می تواند برای افراد ناشنوا و کسانی که فواصلدور شهری را هر روز طی می کنند ، مورد استفاده قرار گیرد.

تحولبنیادین .گاهی ایده جدید ایده ای کاملاً متفاوت و دارای تغییراتواضحی نسبت به ایده های پیشین است. در شرایطی که فلسفه  پیشرفت تکاملی ممکن است یکاستاد را به پرسیدن این سوال وادارد که " چگونه می توانم بهتر و بهتر درس بدهم؟،  اما پیشرفت تحولی این سوال را بیان می کند که " چرا درس بدهم، دانشجویان را به درسدادن به یکدیگر ترغیب می کنم ، کار گروهی یا ارائه گزارش؟ "  . برای مثال ،تکنولوژی تکاملی در زمینه مبارزه با موریانه هایی که وسایل خانه را می جوند گستردهشده و حشره کش ها و گاز های بی خطرتر و سریع تربرای از بین بردن آنها به وجود آمدهاست. یک تغییر نسبتاً تحولی می گوید: گازها را به دلیل نیتروژن استفاده نکنید. یکایده خلاق تحولی می پرسد،" در ابتدا چه تدابیری بیاندیشیم تا از خوردن وسایل توسطموریانه ها جلوگیری کنیم؟" این پرسش به ابداع راه حلی چون تولید یک خوراک مخصوصموریانه منتهی می شود.

استفاده دوباره .به یکچیز قدیمی نگاهی نو داشته باشید. نام ها را کنار بگذارید تعصب ها، انتظارات وپیشفرض ها را دور بریزید و فکر کنید چگونه می توان از چیزی دوباره استفاده کرد. یکشخص خلاق ممکن است به گورستان اتومبیل ها برود و از موتور یک اتومبیل مدل T [ اتومبیل هایی که کمپانی فورد بین سال های 1908 تا  1927 ساخته می شد.] یک اثر هنریخلق کند. آن را نقاشی کرده و در اتاق نشیمن قرار دهد. یک شخص خلاق دیگر ممکن استهمان موتور را به ابزاری برای حرکت سریع گاری اش تغییر دهد. هدف، دیدن فراتر ازهمان ابزار قبلی و  استفاده های سابق است تا بتوانیم  ایده های تازه و راه حل هایمناسب پیدا کنیم. برای مثال، یک گیره کاغذ می تواتد به عنوان آچار و رنگ به عنوانچسب  مورد استقاده قرار گیرد، از مایع ظرفشویی می توان برای از بین بردن" اسید دیاکسی ریبونو کلیک" از باطری ها استفاده کرد. اسپری های پاک کننده می تواند مورچه هارا بکشد

تغییر مسیر .  بسیاری از پیشرفت هازمانی اتفاق می افتد که توجه از یک زاویه مسئله به یک  زاویه دیگر معطوف می شود وگاهی  این امر را بینش خلاق می خوانند. یک مثال کلاسیک در این زمینه : ادارهراهنمایی رانندگی سعی می کند مانع اسکیت سواری کودکان درگودال ها شود. ادراهراهنمایی رانندگی حصار به وجود آورد که کودکان دور شوند، اما چنین نشد. سپس یک نردهبزرگ تر گذاشتند که توسط کودکان سوراخ شد. یک حصار قوی تر جایگزین آن کردند که آنهم شکسته شد. حصار بعدی یک حصار تهدید آمیز بود که نادیده گرفته شد. سر انجام شخصیتصمیم گرفت مسیر را تغییر دهد و پرسید، "مشکل در اینجا چیست؟ "کودکان می خواهند درگودال اسکیت سواری کنند ". "چگونه می توان مانع اسکیت سواری  آنها شد؟" راه حلریختن بتون وسط گودال بود تاسطح صاف آن را از بین ببرد. این راه حل هوشمندانه مشکلرا حل کرد.

این مثال یک حقیقت نقدی را در حل مسئله نشان می دهد : هدف حلمسئله است ، نه اعمال یک راه حل خاص. وقتی یکی از راه حل ها عمل نمی کند، به راه حلدیگری فکر کنید. هیچ تعهدی نسبت به یک راه خاص وجود ندارد. تنها هدف را مد نظرداشته باشید. پافشاری در یک راه گاهی خود مشکل است. زیرا کسانی که در یک راهپافشاری می کنند، بیش از حد به یک راه احساس تعهد کرده ، کارشان عملی نخواهد شد ، ونتیجه نمی گیرند.

 

 

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=86688

 

 

تفكر  خلاق

 

وزن  مغز  سه پوند مي  باشد  و  هر  روز  هزار تاي آن  از  بين مي  رود. اين  عضو مهم  كم  به  كار  گرفته مي شود  و  هيچ آموزش  درستي  درباره  استفاده  از  آن  داده  نشده  است .

فكر  كردن  يك  مهارت  است   و  بنابراين  مي  تواند  آموخته  شود .متاسفانه  در  مدارس  ،دانشگاهها  و مراكز  آموزشي   بندرت  آموزش  دغاده  مي  شود.يك  مطالعه تازه  در  آمريكا  نشان  داد كه همبستگي   زيادي ميان ضريب  هوشي  بالا  و خلاقيت ،استقلال،حس  كنجكاوي،معلومات رواني  در  كلام  يا  فعاليت  وجود  ندارد.

مغز داراي  دو  نيمه  است  كه  به  وسيله  رشته  اي   از  تارهاي   عصبي   به  هم  مربوط  شده  است .هر  نيمه  فعاليتي  متفاوت  را انجام مي  دهد.

طرف  چپ  مغز  بيشتر  با  فعاليتهاي  علمي  سروكار دارد  مانند منطق ،استدلال ،استنتاج  و  تحليل.

طرف   راست   با  فعاليتهاي   هنري  مربوط  است  مانند  موسيقي ،تصور خلاق،رنگ و  هنر.

بيشتر   فعاليتها  نياز  به  آن  دارد  كه  هر  دو  طرف  در زمانهاي   مختلف  به  كار افتد   تا  توازني  پديد آيد.تجزيه  و تحليل  مسائل  كار  طرف چپ  است  ولي  يافتن  راه  حلي   مناسب  مي  تواند  از  وظايف  ناحيه  راست  باشد.

پديد  آوردن   راههاي  مختلف  تصميم  گيري  كاري  تصوري   است  و  مقايسه  اين  راه  كارها  با  هدفهاي  اصلي ، فعاليتي  منطقي  و مربوط  به  طرف  چپ  است .هنرمندان  بايد  داراي   قرينه  سازي   و طراحي   و  نيز  شناخت   تناسب   رنگها  باشند،دانشمندان  نياز  دارند  كه  از  موانع منطقي  پرش   نمايند  تا  اكتشافها ي  تازه اي  بكنند. گفته  مي شود  انيشتن  نوعي  تفكر   خيالي   را  شروع  كرده  بود  و  مي  پنداشت   كه  برروي  اشعه  خورشيد  سفر  مي  كند،بدين  سان  وي  اين  حالت   درون  بيني  و  بصيرت  را بدون  ارتباط  منطق ي  دنبال  مي  كرد.اين  دو  نيمه  مغز در  دو  طرف،دو  شيوه  تفكر  جدا  از  هم  را پديد  مي  آورند.لذا  انسان  داراي  دو  نوع  تفكر  مي  باشد:

1-تفكر متقارب (به  نزديك  شونده )   Convergent

2-تفكر  متباعد (از  هم  دور شونده)    Divergent

تفكر  متقارب

تفكر  متقارب  هميشه  كوشش  م يكند  كه  به  سوي   يك راه  حل،شعاع هاي  خود  را  تنگ  و  متمركز كند.آن  تفكري  است  استقرايي  منطقي  و داراي  تطابق  زماني ،و  اين  شيوه  انديشيدن  است  كه  مديران  آن  را  طبيعي  ترين  نوع  مي  دانند.

تفكر  متباعد

تفكر  متباعد   آن  است  كه  پاره  كند  و  در  هم  بشكند  تا  از  طرح  موجود  دور  شود .ديناسور،رهبر  پيشين  بازار  جهان  حيوانات ،از  سازگاري   و  پيشرفت  سرباز  زد.ناگهان  تعييري  در  وضع  بازار،گونه  هايي  را محو  و  نابود  كرد.عبرتي  براي  ما.

****

 

منبع : کتاب " مديريت اثربخش "-نويسنده :  جان لاكت ،ترجمه : سيد امين  الله  علوي ،انتشارات :مركز آموزش  مديريت  دولتي ،چاپ اول :1373،شمارگان :5000

http://www.fekreno.org/ARFEK8.HTM

 

 

مفهوم اسرار آمیز خلاقیت

 

 

به پرواز زنبور دقت کن !

 

در میان موجودات ، آنچه انسان را از دیگران متمایز ساخته و او را اشرف مخلوقات کرده ، داشتن قوه تفکر و درک کلیات است .

زندگی انسان در طول تاریخ هرگز از تفکر و اندیشه خالی نبوده است ؛ اما چیزی که مهم است و ابعاد موثر این تفکر را وسعت می بخشد ، پویایی اندیشه است . انسانی که پیوسته تفکر می کند و ذهن را از محبوس شدن در چارچوب ثابت و قواعد معین رها می کند و هر بار امور را به نحوی نو به هم مرتبط می سازد ، می تواند ایده یی جدید ارایه کند و در اینجا است که خلاقیت ظهور و بروز پیدا می کند .

خلاقیت ، همواره مفهومی اسرار آمیز ، وسیع و بسیار پیچیده بوده است ، بالاترین توانمندی تفکر و محصول نهایی ذهن و اندیشه انسان دانست اما صرف نظر از این باور قدیمی که خلاقیت را ناشی از نیروی اسطوره یی و ماورایی می پنداشتند در قلمرو علم روانشناسی و رفتارشناسی جدید نیز به دلیل ابهام و پیچیدگی ماهیت خلاقیت ، میان روانشناسی و پژوهشگران ذهن و روان در تعریف و تبیین آن اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد .

 

عناصر خلاقیت

خلاقیت ، دارای عناصر تشکیل دهنده یی است ، اولین عنصر ، قلمرو مهارت ها است کهر مربوط به استعداد آموزش و تجربه در یک زمینه خاص است و به عنوان مواد اولیه کار محسوب می شود زیرا ، برای اینکه در یک حوزه خاص ، خلاق شوند ، باید دارای مهارت لازم در آن زمینه باشند . عنصر دوم مهارت های خود را در راه جدیدی به کار اندازند . این ویژگی ها یا مهارت ها را میتوان با آموزش و تجربه گسترش داد .

عنصر سوم ، انگیزه است ، انگیزه میل به کار بخاطر همان کار است . اصولا انگیزه زمانی ایجاد می شود که شخص ، کار را جالب ، جذاب و رضایت آمیز ببیند و به انجام آن علاقه مند شود .

 

روش های ایجاد تفکر خلاق

معلم می تواند با به کارگیری شیوه های مناسب زمینه رشد خلاقیت را در دانش آموزان فراهم کند ذیل از آن جمله اند :

1- استفاده از مغایرت ها : ارایه مطالبی که خلاف باورها مرسوم و عمومی علمی باشد ، مثلاً معلم در درس علوم از دانش آموزان بخواهد که نظریات قدیمی را رد کنند و بدین ترتیب دانش آموزان را بر انگیزاند تا چیزها را ارزیابی کنند و راه های جالبی برای آزمون و اثبات کردن مسائل بیابند .

2- استفاده از تمثیل : معلم به دانش آموزان کمک کند تا با استفاده از چیزهایی که قبلاً می دانستند در موقعیتی مشابه به اطلاعات ، حقایق و اصول تازه یی دستیابند . به آنها نشان داده شود چگونه محصولات علمی بر اساس موقعیت های مشابه شکل گرفته اند .

3-  توجه دادن به کمبودها و خلأ موجود در دانش : از دانش آموزان خواسته شود بجای آنکه به دانستنی های انسان بپردازند آنچه را که برای انسان مجهول مانده است بررسی کنند . مهارتهای دانش آموزان را برای جستجوی شکافهای ، ناشناخته ها و مجهولات توسعه دهند . معلم باید از دانش آموزان بخواهد تا تمام تعاریف ممکن یک مساله و همچنین موارد نقض آن را جست و جو کنند .

4- تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات : فرصتهایی ایجاد شود تا به سوالهایی مانند چطور ، اگر ، یا از چه راههایی پاسخ داده شود و حتی خود وادار به پاسخ دادن به آنها بشود . دانش آموزان باید بفهمند چگونه یک چیز به چیزدیگر منجر می شود . هنگام گفتن مساله به دانش آموزان فرصت اندیشیدن به راههای مختلف حل مساله داده شود .

5- استفاده از سوالهای محرک : معلم باید بیشتر به گزاره های پرسشی که نیاز به درک عمیق دارد ، توجه کند و سوالهایی که نیاز به ترجمه ، تفسیر ، تعریف ، اکتشاف و تجزیه و تحلیل دارد استفاده کند .

6-   ایجاد فرصتهایی برای دانش آموزان تا رازهایی هر چیز را جستجو کنند .

7-   تشویق به مطالب زندگی افراد خلاق .

8- تقویت تعامل دانش آموزان با اطلاعات قبلی : ایجاد فرصتهایی برای دانش آموزان تا با اطلاعاتی که دارند بازی کنند و به آنها کمک کنند و فرصت دهند تا بتوانند با استفاده از حقایق و اطلاعات که قبلا آموخته اند کارهایی را تجربه کنند .

9-  تقویت مهارتهای مطالعه خلاق : از دانش آموزان خواسته شود به جای آنکه بگویند چه خوانده اند ، عقایدی را که در نتیجه خوانده اند به دست آورده اند بیان کنند .

10- ایجاد ابهام و تقویت آن : همه می دانند دانش آموزان زمانی یاد می گیرند که با موفقیتهای حل مساله مواجه باشند . بنابراین معلم باید موقعیت یادگیری را بیان نکته یی آغاز کند و سپس دست نگهدارد و اجازه دهد دانش آموزان خود با اطلاعات بازی کنند و درگیر شوند ، این روش خوبی است که منجر به یادگیری خود هدایتی می شود .

11- استفاده از روش اکتشافی : در روش اکتشافی ، دانش آموز خود به جستجوی راه حل می رود و معلم نقش راهنما را ایفا می کند . در این روش بیش از جواب مساله چگونگی یافتن جواب مهم است . دانش آموز خود را به اطلاعاتی که پیرامون مساله توجه کرده و حتی ممکن است تغییراتی در آن ایجاد کند . بدین ترتیب امکان تجربه شخصی توسط دانش آموزان ، موقعیت یادگیری را برای آنها جذاب و مطبوع می نمایید و انگیزه های درونی آنها را تقویت میکند . همه این جنبه ها در کشف و شکوفایی استعداد خلاق دانش آموزان تأثیر مستقیم دارد .

 

ویژگی های شخصیت خلاق

هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه انسانها کم و بیش از آن برخوردارند اما افرادی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند دارای خصوصیات شخصیتی و رفتار ویژه یی هستند که به وسیله این خصوصیات می تواند آن را از سایر افرادی که از خلاقیت کمتری برخوردار هستند تشخیص داد .

1-   استقلال :  فرد خلاق در افکار و کارهای خویش از استقلال بالایی برخوردار است .

2-   کنجکاوی : کنجکاوی یک خصوصیت بارز فرد خلاق است . او تمایل زیادی به کشف مسائل و پی بردن به اصل پدیده ها دارد .

3- علاقه به کارهای پیچیده : فرد خلاق پیچیدگی را دوست دارد به همین دلیل او در کارهای مشکل و پیچیده بیش از هر چیز دیگر انرژی صرف می کند .

4-   تحمل ابهام : برای فرد خلاق مواجه شدن با ابهامات ، یک مبارزه محسوب می شود و برای او نوعی لذت به دنبال دارد .

5-   انعطاف پذیری : فرد خلاق از ذهن و شخصیتی بسیار انعطاف پذیر برخوردار است .

6-   شوخ طبعی : شوخی ، خود نوعی خلاقیت است و شوخ طبعی از جمله ویژگی های عینی و قابل مشاهده در افراد خلاق است .

7-   اعتماد به نفس بالا : فرد خلاق نسبت به خود و توانمندی هایش آگاهی دارد به همین سبب است از اعمتاد به نفس زیاد برخوردار است .

8- ابتکار : ابتکار داشتن یعنی دور شدن از کلیشه ها ، قالبها و عادت های رایج و تکراری . فرد خلاق به راه حلهای کلیشه ای و به طور کلی تفکر مبتنی بر عادت علاقه ای ندارد .

9-   پشتکار : فرد خلاق تلاشگر و سخت کوش است و شکستها او را خسته نمی کند .

10- تخیل قوی : تخیل زیربنای خلاقیت است . این واقعیت را تاریخ علم و اندیشه های شخصیتهای خلاق به اثبات رسانیده است .

11- حساسیت و توجه :  بسیار از اشیا و پدیده هایی که برای اغلب مردم عادی و پیش پا افتاده جلوه می کند ، می تواند توجه و حساسیت فرد خلاق را برانگیزد .

12- زیبایی دوستی : فرد خلاق به اسانی مجذوب زیبایی می وشدو نسبت به آن توجه و دقت زیادی دارد .

13- تردید :  فرد خلاق معمولا هر عقیده یا ایده تازه یی را به راحتی نمی پذیرد .

 

شناخت ویژگی های خلاق

1-   ایده ها و نظرات خود را بدون ترس مطرح می کند .

2-   معمولاً برای مسائل ، راه حلها و پاسخهایی متفاوت از سایر همسالان خود ارایه می کند .

3-   به فعالیتها هنری علاقه زیادی دارد و در این زمینه دارای تجربه و مهارت است .

4-   قالباً ایده ها و راه حلهای بیشتری نسبت به سایر همسالان خود پیشنهاد می کند .

5-   معمولا قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند .

6-   از والدین خود اغلب سؤالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد .

7-   علاقه زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد .

8-   انتقادگر است وهر نظر یا عقیده یی را به راحتی نمی پذیرد .

9-   گاهی به خاطر بیان نظرات ایده های عجیب و غریبش در نظر همسالان خود فردی غیر عادی جلوه می کند .

10- از قوه تخیل خوبی برخوردار است .

11- معمولا با آب و تاب صحبت می کند وسعی می کند ایده هایش را با جزییات کامل شرح دهد .

 

منابع خلاقیت

1-   عدم آشنایی والدین و مربیان با مفهوم واقعی خلاقیت

2-   قرار دادن قوانین خشک و دست و پاگیر در منزل و جامعه

3-   عدم تکیه بر تفاوتهای فردی

4-   عدم اعمال مدیریت مناسب برای ایجاد جو مناسب برای خلاقیت

5-   عدم مشاهده و آزمایش

6-   تأکید بر روش تقلیدی و قالبی در علم و یادگیری

7-   تأکید بر تفکر همگرا به جای تفکر واگرا

8-   رواج روح سکوت در مقابل افراد

9-   درگیر نشدن در مسائل زندگی

10-عدم نشاط و پویایی در جامعه

 

نگاه خلاقانه آبراهام لینکلن رئیس جمهور پیشین آمریکا را در باره معلم پسرش می آوریم . آبراهام لینکلن در نامه یی به آموزاگار پسرش نوشت :

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند . اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسانهای صدیق هم وجود دارد ، به او بگویید در ازای هر سیاستمدار خودخواه رهبر با همتی  هم وجود دارد ، به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست .

می دانیم که وقت می گیرد ، اما به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه بر حضر دارید . به او نقش مهم کسب در زندگی را آموزش دهید به او بگویید تعمق کند . به پرندگان در در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود . به گلهای درون باغچه ، به زنبورها که در هوا پرواز می کند دقیق شود .

به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد به پسرم یاد بدهید با ملایم ها ملایم و با گردن کشها گردن کش باشد . به عقاید ایمان داشته باشد حتی اگر همه در جهت خلاف حرف می زنند .

به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند . ارزشتهای زندگی را پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند ، به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی و جود ندارد ، به او بیاموزید که برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند ، اما قیمت گذاری برای دل بی معنا است . به او بگوید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد . در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید ، اما از او یک نازپرورده نسازید .

بگذارید که او شجاع باشد . به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد . توقع زیادی است ، اما ببینید که چه می توانید بکنید . پسرم کودک کم سال خوبی است .

 

http://mhm.blogsky.com/

 

خلاقيت و يادگيري در کودکان ( قسمت اول )

 

همه ما اغلب با ديدن کودکاني که رفتار قابل ملاحظه اي دارند، از آنها به عنوان کودکان نابهنجار ياد مي کنيم. برخي از معلمان نيز با ديدن چنين دانش آموزاني، بدون ارزيابي هوش و توان خلاقيت او، برخوردهاي نادرستي از خود نشان مي دهند. البته اين رويه در مورد پدر و مادران چنين فرزنداني هم صادق است. يکي از دوستان مي گويد: چند سال پيش در گفت و گو با يکي از پدران مراجعه کننده به کانون اصلاح و تربيت، متوجه شدم که پدري، فرزندش را به خاطر شيطنت، شوخ طبعي، رفتار گاه احمقانه و در نهايت زبل بازي بر زمين کوفته بود، به عبارت ديگر او با اين عمل خود، فرزند خلاق خود را ناخواسته به فرزند بزهکار مبدل کرده بود؛ چون فرزندش پس از اين رفتارهاي نابهنجار پدر، دچار دگرگوني اساسي شده بود: از آن فرزند خلاق با فکر مثبت ديگر اثري نبود. آيا او بايد اين بار خلاقيت اش را در رفتارهاي بزهکارانه دنبال مي کرد؟به راستي شما پدران و مادران و اولياي مدرسه ها، چقدر با مقوله خلاقيت و ارتباط آن با يادگيري کودکان آشنايي داريد؟ مطلبي را که خانم «نگين برات دستجردي» در اين مورد گردآوري کرده است، در ذيل مي خوانيد.

اگرچه تمدن و فرهنگ بشري نتيجه تلاش همه آدميان در تمام دوران هاست، اما غنا و عظمت آن را مديون گروه کوچکي از انسان ها هستيم که کاشف، مخترع، هنرمند يا متفکر ناميده مي شوند. از کشف آتش تا اختراع راديو و سفينه هاي فضايي، از نقاشي هاي ديواري در غارها تا آثار هنرمنداني نظير کمال الملک و پيکاسو و از اولين آثار مکتوب نانوشته ها ، سروده هاي فردوسي و شکسپير، همه محصول کار و انديشه جمع کوچکي از بشريت است. تمدن بشر مرهون انديشه خلاق آدمي بوده و دوام آن نيز بدون بهره گيري از خلاقيت که عالي ترين عملکرد ذهن انسان محسوب مي شود، غير ممکن خواهد بود. عصاره خلاقيت غيرقابل پيشگويي بودن است.

مفهوم خلاقيت و تفکر خلاق از منظر ديگران نگاهي به منابع معتبر مربوط به خلاقيت، نوآوري و تفکر خلاق نشان مي دهد که ريشه اين اصطلاح در نوع روش فکري انسان نهفته است. در حقيقت فرد خلاق کسي است که از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. بررسي تعاريف خلاقيت نشان مي دهد که عده اي از آنها به ويژگي هاي شخصيتي افراد، بعضي به فرآيند و برخي نيز به نتيجه و محصول خلاقيت پرداخته اند. بنابر تعريفي، خلاقيت توانايي مرزشکني يا توانايي سفر به فراسوي چهارچوب استانداردهاي علمي شغلي حرفه اي و اجتماعي را در بر مي گيرد. به عبارتي ديگر خلاقيت هم درک و پذيرش الگوهاي قبلي و هم تشکيل و ابداع الگوهاي جديد را در حوزه هاي مختلف شامل مي شود.

«هالپرن» خلاقيت را توانايي شکل دادن به ترکيب تازه اي از نظرات با ايده ها براي رسيدن به يک نياز يا تحقق يک هدف مي داند. از ديدگاه «پرکينز» تفکر خلاق، تفکري است که به نحوي تشکيل شده که منجر به نتايج تازه و خلاق مي شود. خلاقيت را مي توان با اشاره به چند توانايي ذهني توصيف کرد که به توليد آثار خلاق منجر مي شود.

فرآيند آموزش و يادگيري، مي تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادي کاوشگر، آفريننده، مشکل گشا، نوآور، مولد و عامل تغيير را تربيت کند.

خلاقيت در روند شکل گيري تحقيقات تجربي و گسترده مربوط به خلاقيت به طور عمده از اواخر دهه 1950 در ايالات متحده آمريکا آغاز شده است. هر چند پيش از اين نيز مطالعاتي محدود توسط گالتون، والاس، پاتريک راس من و ديگران در زمينه خلاقيت صورت پذيرفته بود، ولي تا آن زمان خلاقيت به عنوان موهبتي که به افراد قليلي از اجتماع اعطا شده، در نظر گرفته مي شد. شوک اسپوتنيک در اواخر 1950 حرکت گسترده اي را در مراکز علمي و تحقيقاتي آمريکا و اروپا موجب گرديد. اين جنبش با هدف جبران عقب ماندگي هاي علمي تحقيقاتي غرب و با به کارگيري امکانات مالي قابل توجه صورت پذيرفت و باعث رشد سريع تحقيقات مربوط به خلاقيت شد.

گيلفورد يکي از پيشگامان اين گرايش به حوزه خلاقيت محسوب مي گردد.هدف پروژه تحقيقاتي گيلفورد و همکاران وي آن بود که درباره ي ماهيت هوش انسان و فرآيند ذهني که منجر به ظهور رفتار خلاق مي شود، تحقيق کند.

خانواده مهمترين نقش را در کنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت دارد. اگر خانواده فرصت هاي لازم را براي سؤال کردن، کنجکاوي و کشف محيط به کودکان بدهد و هرگز آنها را تنبيه نکند، زمينه را براي رشد خلاقيت فراهم مي کنند. تنبيه و تهديدهاي مکرر، آفت خلاقيت هاي ذهن است.
 


گروه گيلفورد موفق شد قابليت هايي نظير سيالي ذهن، انعطاف پذيري و حساسيت نسبت به مسائل را کشف کند. پس از گيلفورد گروه «بارون و مک ميلان» با هدف تعيين ويژگي هاي شخصيتي افراد خلاق تحقيقات دامنه داري را در دانشگاه کاليفرنيا انجام دادند. همچنين تحقيقات پل تورنس در مورد روش هاي پرورش خلاقيت در کودکان و نوجوانان نتايج پرباري را به همراه داشت.

تايلور و همکاران با جمع آوري سرگذشت افرادي که از لحاظ علمي سرآمد محسوب مي شدند، سعي کردند خصوصيات و ويژگي هاي افراد خلاق را مشخص کنند. تحقيقات مربوط به خلاقيت از آن زمان تاکنون به طور خستگي ناپذيري ادامه يافت و روز به روز بر وسعت و غناي موضوعات مورد مطالعه افزوده مي شود. آنها چهار کارکرد عمده براي ذهن خلاق قائل هستند که عبارت اند از:

- پديد آوردن يک محصول يا خدمت جديد

- پديد آوردن کاربردي جديد از يک محصول يا خدمت جديد

- حل يک مسئله.

- حل يک منازعه.

از آنجايي که شناخت مسائل، تحليل و بازسازي اطلاعات، ابداع راه حل ها يا تعديل هاي نو يا بديع فعاليت هاي ذهني است که براي فرآيند خلاقيت ضروري است و از آنجا که خلاقيت واژه اي بسيار مبهم است و بين محققان و روان شناسان در مورد تعريف آن اتفاق نظر جامعي وجود ندارد، لذا لازم است که مفهوم خلاقيت با دقت بيشتر بررسي شود.

از جمله به اين نکته ظريف توجه شود که خلاقيت خود يک فرآيند است، نه توليد. در هر حال در مطالعه خلاقيت بايد به دو نکته بسيار مهم توجه داشت:

الف: اول اين که خلاقيت مي تواند خلق شکل ها يا صورت هاي نو از ايده ها يا توليدهاي کهنه باشد، در اين صورت عمدتاً فکرها و ايده هاي گذشته است که اساس خلاقيت هاي جديد قرار مي گيرد.

ب: دوم اين که خلاقيت امري است انحصاري و حاصل تلاش فردي و لزوماً موقعيت يا اقدامي عمومي نيست.

يعني ممکن است فردي چيزي را خلق کند که قبلاً هيچگونه سابقه ذهني از آن نداشته است، گرچه آن چه که او خلق کرده است، به صورت هاي مشابه يا کاملاً يکسان قبلاً توسط شخص ديگري و در موقعيت خاصي خلق شده باشد.

خلاقيت و يادگيري در کودکان ( قسمت دوم )

 

ويژگي هاي تفکر خلاق : ويژگي هاي تفکر خلاق عبارت اند از:

1- خلاقيت در ارتباط با ميل، رغبت و آمادگي شديد اتفاق مي افتد.

2- خلاقيت کار در نهايت ظرفيت شخصي را در بر مي گيرد، نه در حد معمول آن.

3- خلاقيت، تنظيم مجدد، بسط يا تفسير و يا بازسازي انديشه ها، نظريه ها و يا عقايد را در بر مي گيرد.

4- خلاقيت به يک مکان دروني براي ارزشيابي بيشتر از مکان بيروني آن احتياج دارد.

5- خلاقيت بعضي اوقات، از طريق پرهيز از درگيري شديد براي مدتي به منظور اجازه دادن به بروز جريان آزاد فکر تسهيل مي شود.
خصوصيات شخص خلاق يافته هاي علمي نشان مي دهد که اشخاص خلاق کم و بيش داراي خصايص ششگانه زير هستند:1- فصيح صحبت مي کنند.  2- در جو آزاد انعطاف و وفاق دارند و در جو فشار گردن کشي مي کنند.   3- در فکر کردن بيشتر واگرا و مبتکرند تا همگرا و دنباله رو.   4- حافظه خوب و فکر جوياي آنها سبب مي شود که هر چيز نوظهور را آشنا بيابند.   5- به خلق خوش و رفتار شوخ تمايل دارند.   6- به داشتن افکار احمقانه و غريب شهرت دارند. 

به آساني مي توان دريافت که بعضي از اين مختصات سبب ناراحتي بسياري از معلمان مي شود خوشبختانه عدم وفاق در زمينه خاص بيش از آنکه نمودي از شرارت ذاتي باشد، به طور ساده يک صفت مطلوب شناخته مي شود اين شناخت اولين گام معلم يا مربي در جهت حفظ اين منبع خلاقيت محسوب مي شود.

اما اين نگراني کاملاً از بين نمي رود، زيرا خلاق بالقوه در مدرسه به دفعات عديده ناموفق است و نيز خلاقان بالقوه افرادي مستقل، روشنفکر، زبان دار در حد اعلا هستند و در بعضي اوقات غير اجتماعي اند. آنان از دروس حفظي و گوش دادني عادي لذت نمي برند. دانش آموز خلاق تفکري تحليل گر، بارور و سازنده دارد. او مي تواند ذهن خود را روي يک چيز متمرکز کند و آن قدر به آن انرژي بدهد تا واقعيت امر با آفريدن تصوير کاملاً واضح و قابل درک در ذهن روشن شود و در نهايت مسئله حل گردد.

ارتباط خلاقيت و هوش برخي معتقدند که بين آزمون هاي هوش و آزمون هاي خلاقيت از لحاظ توانايي مورد اندازه گيري هم پوشي زيادي وجود دارد و در کل جمعيت بين نمره هاي آزمون هوش و آزمون هاي خلاقيت همبستگي مثبت ديده مي شود.

البته برخي ديگر معتقدند همبستگي بين آزمون هاي خلاقيت و هوش بسيار پايين است. بنابراين از روي نمرات هوش کودکان نمي توان ميزان خلاقيت آنها را پيش بيني کرد. به طور کلي چنين به نظر مي رسد که آزمون هاي خلاقيت، دسته اي از ويژگي هاي ذهني را مي سنجند که آزمون هاي هوش قادر به اندازه گيري آنها نيستند. اين وضعيت درباره رابطه بين خلاقيت و پيشرفت تحصيلي نيز صادق است، بدين معني که بين نمرات آزمون هاي خلاقيت و نمرات آزمون هاي پيشرفت تحصيلي نيز ضريب همبستگي بالايي به دست نيامده است، اما با وجود همبستگي ناچيز بين نمرات آزمون هاي هوش و پيشرفت تحصيلي نبايد انتظار داشت که افراد خلاق را در ميان افراد داراي هوش پايين يافت.

والدچ و رانکو ضمن تأييد اين مطالب اظهار مي دارند که داشتن حداقلي از هوش، براي خلاقيت ضروري به نظر مي رسد. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد افراد ، با هوش بالاتر از حد متوسط معمولاً در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بالايي مي گيرند. البته از سطح هوشي معيني به بالا (مثلاً بالاتر از 120) رابطه بسيار ناچيزي بين هوش و نمره ها خلاقيت ديده مي شود.

چه بسيار کودکاني با هوش بهره هايي بسيار بالا، در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بسيار پاييني دارند و از سوي ديگر کودکاني که از لحاظ هوش مختصري بالاتر از حد متوسط هستند، اما در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بسيار بالايي به دست مي آوردند. نتيجه اينکه گرچه خلاقيت بسيار پيچيده است، ولي انجام يک عمل خلاق يا کارهاي برجسته و فوق العاده صرفاً نتيجه ضريب هوشي بيشتر و بالاتر نيست.

حال اين پرسش پيش مي آيد که هوش و خلاقيت، دو مفهوم مترادف يا دو خصوصيت کاملاً متفاوتند؟

روان شناسان براي پاسخ به اين پرسش با استفاده از روش تحليل عوامل يا الگوهايي از ساخت توانايي ذهني انسان به دست آورده اند که از جمله آنها الگوي اسپيرمن، ورئون، ترستون و گيلفورد است.

در الگوي اسپيرمن و ورئون، خلاقيت يکي از عوامل گروهي کوچک و محدود است که در سطح استعداد عددي يا مکانيکي به شمار مي آيد، ولي گيلفورد با کنار گذاشتن مفهوم هوش عمومي، خلاقيت را يکي از 5 عمل اصلي ذهن مي داند و از آن تحت عنوان تفکر واگرا در برابر تفکر همگرا سخن مي گويد. آزمايشات والاج و آندرسون و کروبلي نشان داده است که افراد خلاق طبقات ادراکي گسترده تري از محيط مي گيرند و در واقع مي توان گفت که گسترش طبقه ادراکي يکي از مشخصات بارز افراد خلاق است.

حذف يا سانسور شناختي در فرد خلاق کمتر صورت مي گيرد و از سويي توجه گسترده او به محيط سبب مي شود که در آن واحد، با عناصر متعددي سر و کار داشته باشد و به اشتباه کردن و تجديد نظر در رفتار عادت کند. در نتيجه نسبت به ديگران انعطاف پذيري ذهني بيشتري دارد. دل به دريا مي زند و راه حل هاي گوناگون را مي آزمايد. مک کينون بر مبناي چند معيار مختلف خصوصيات فردي گروه برجسته اي از نويسندگان رياضي دانان و ... را بررسي کرد.

نتايج تحقيقات او نشان مي دهد که هر گروه از اين افراد خلاق، از هوش بسيار بالايي برخوردارند و قدرت تخيل قوي دارند، فرد گرا، مستقل و خودپرورند. از ذوق و احساس هنري بهره مندند، بر رفتار خود تسلط دارند و پيشرفت فردي و استقلال را به پيشرفت از طريق همرنگي با ديگران ترجيح مي دهند و به آساني مي توانند از فرآيندهاي فکري ثانويه (تفکر منطقي) به فرآيندي فکري ابتدايي وارد شوند.

خانواده و خلاقيت  بدون شک خانواده مهم ترين نقش را در کنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت دارد. اگر خانواده فرصت هاي لازم را براي سؤال کردن، کنجکاوي و کشف محيط به کودکان بدهد و هرگز آنها را تنبيه نکند، زمينه را براي رشد خلاقيت فراهم مي کنند. تنبيه و تهديدهاي مکرر، آفت خلاقيت هاي ذهن است. فرزندان خلاق در خانه به آرامش رواني، اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي نياز دارند.

هرچند شواهد کامل نيست، اما برخي تحقيقات نشان مي دهد که والدين کودکان خلاق در رفتار خود هماهنگي کمتري نشان مي دهند، کودکان خود را آن گونه که هستند، قبول دارند و آنها را به کنجکاوي درباره اشياء و امور تشويق مي کنند و کودکان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد مي گذارند و کارها و برنامه هاي آنان را تحت نظر دارند و پي گيري مي کنند.

لذا شايسته است والدين تا آنجا که امکان دارد کودکان خود را مستقل بار آورند و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان را ياري کنند و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا شوند و هنگام شکست، به جاي سرزنش راهنما و راهگشاي مشکلات کودکان خود باشند، تا کودکان بتوانند ضمن احساس ارزشمندي در انجام کارها، راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن را نيز بيازمايند، چرا که چنين کارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است.

مدرسه و خلاقيت کودکان  علاوه بر خانواده، مدرسه نيز نقش بسيار مهمي در شکوفايي خلاقيت هاي کودکان دارد. سن ورود به مدرسه سن بسيار حساس و بحراني در ارتباط با خلاقيت هاي ذهني است. عواملي چون تکاليف درسي، تأکيد بر محفوظات، اجراي برنامه هاي هماهنگ و انتظار رفتارهاي يکسان از کودکان، عدم توجه به تفاوت هاي فردي، عدم شناخت يا بي توجهي به ويژگي هاي کودکان خلاق سبب مي شود که قدرت خلاقيت آنان به تدريج کاهش يابد. براي اين که مدرسه بيشترين نقش را در پرورش و خلاقيت کودکان داشته باشد، روان شناسان پيشنهاد کرده اند که در مدارس مسائلي را که به ياد گيرندگان ارائه داده مي شود طبقه بندي کنيد و دستاوردهاي خلاق ياد گيرندگان را مورد تشويق قرار دهيد.  همچنين مدارس نبايد تجارب کودکان را به موارد بخصوصي محدود کنند و نسبت به اختلافات فردي ياد گيرندگان با احترام برخورد کنند و در پرورش استعدادهاي ويژه آنان بکوشند

 

 

http://www.tebyan.net/Teb.aspx?nId=16196

 

دانش آموز خلاق

آشنایی

·         دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف می زنند.

·         جزییات را می‌گویند و رفتارهایشان را به نمایش می‌گذارند.

·         می‌خواهند مطرح شوند.

·         دنبال سوژه می‌گردند تابرنامه ریزیبکنند.

خصوصیات دانش آموزان خلاق

·         دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری

·         استفاده از قیاس در صحبت کردن

·         ابراز هیجان در اثر یک اکتشاف

 

·         عادت به پرسیدن سوال و آزمودن نتایج

·         یادگیری از روی ابتکار شخصی

·         عادت به گلچین و وارسی منابع مختلف (کتاب، تلویزیون، سوال از استاد، رایانهو...)

 

·         صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور

·         طرح سوالات عجیب و غیر معمول بالاتر از سطح علمی و سن دانش آموزان

·         نگاه کردن با دقت به اشیا

 

·         اشتیاق در صحبت کردن در مورد کشفیات دیگران

·         مستقل عمل کردن و حساستقلال طلبیبالا

·         شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی

 

·         ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشی کردن بعد از زنگ تفریح ، گوش دادن بهموسیقی و ...)

·         دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداری در نگاهها

·         استفاده از نظرات و اشیا برای دستیابی به یک هدفی معین

 

·         پی بردن به روابط در اموری که به ظاهر از هم بی‌ارتباطند.

·         طرح رابطه‌ها مانند اینکه وقتی برف آب می‌شود رنگ سفید آن کجا می‌رود.

·         میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات

 

·         علاقه مندی به چیستان و معماها و یافتن پاسخشان

·         فکر کردن به چیزی که در تلویزیون ، رایانه و سایر رسانه‌ها نشان داده می‌شود.

·         استفاده از اکتشاف یا تجربه

·         بررسی و مطالعه الگوهای اختراعی دانشمندان

 

·         مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان

·         معاشرت و صحبت با بزرگان و دبیران و احساس لذت از این صحبتها

·         دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید

·         علاقه‌مندی بهفشرده‌سازی و خلاصه‌نویسیمطالب

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
آرشیو
  • 1396
  • 1394