close
تبلیغات در اینترنت
تحقیق کامل در مورد بازی درمانی
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

    لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

  • لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

  • رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

    رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

    معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

  • معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

    معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
  • تاریخ ارسال : یکشنبه 19 مهر 1394
  • بازدید : 406 مشاهده

تحقیق کامل در مورد بازی درمانی

مقدمه

 بازي درماني، روشي است كه به ياري كودكان پرمشكل، مي شتابد تا هنگامي كه بتوانند مسائل خود را به دست خويش حل كنند و در عين حال، نشاندهنده اين واقعيت است كه بازي براي كودك، همانند يك وسيله طبيعي است با اين هدف كه او بتواند، خويشتن و همچنين ويژگيهاي درون خود را بشناسد و با آن عمل كند. در اين نوع درمان، به كودك، فرصت داده مي شود تا احساسات آزار دهنده و مشكلات درون خود را از طريق ((بازي)) بروز دهد و آنها را به نمايش بگذارد. همانند آن گونه از درمانهايي كه افراد بزرگسال از طريق آن با ((سخن گفتن)) مشكلات خود را بيان مي كنند.

بازي درماني، از نقطه نظرروش شناختي موضوع، بردوگونه است: روش مستقيم و روش غير مستقيم.

در نوع اول (با رهبري) درمانگر، مسئوليت راهنمايي و تفسير چگونگي داده هاي درمان را بر عهده مي گيردو در نوع دوم (بدون رهبري ) درمانگر مي تواند اين موضوع را به خود كودك واگذار كند.

نظريه ساخت شخصيت، زمينه سازبازي درماني بدون رهبري چیست

به نظرمي رسد كه درون هر انساني، نيروي توانايياست كه با تلاش هميشگي درصد به ادراك رساندن و همچنين از قوه به فعل در آمدن خويش است اين نيرو، داراي آنچنان ويژگي هايي است كه مي توان گفت، قادر است همچون ((سايق)) سوق دهنده اي روبه بلوغ، استقلال و به دست گرفتن زمام امور و هدايت فرد، توسط خويش، عمل كند. حركت در چنين وضعي مي تواند تا سرحد كمال ادامه يابد، اما دستيابي به ساختي متعادل و متوازن به وجود ((زمينه رشد)) مناسبي نيازمند است. همانگونه كه گياه براي رسيدن به رشد كامل، نيازمند نور و آب كافي و خاك مساعد و قوي است، انسان هم بايد اجازه يابد تا ((خودش)) باشد و موردتاًييد خودو ديگران نيز قرار گيرد. به عبارتي ديگر، از حقوق فردي و جاه و مقامي شايسته كه همزاد هر انساني است برخوردار شود. تا بر گردآوري همه ضروتهاي مذكور، موفق به كسب رضايت مستقيم از محرك رشد، در خود شود.

رشد فرايندي فرا گرد گونه و ديگر گوني است كه هم، نسبي است و هم پويا . تجربه هاي آدمي، چشم انداز و كانون بينايي او را دگرگوني، جابجايي و كسب درجات اهميت، به طورمتفاوت است.

كودك، آندسته ازتجربهايي را كه برايش تاًثير ناخوشايندي داشته بيشتر خيلي زود مي بخشد و آن را فراموش مي كند. مگر در موردهايي كه اينگونه تجربه ها ناراحتي شديدي براي او داشته است. در آن صورت، زندگي و افراددورو برش را، همانگونه كه مي فهمد مي پذيرد. رفتار كودك، همواره بيانگر علاقه، كنجكاوي وعشق بزرگي است كه به زندگي دارد. حتي، پيش پا افتاده ترين كارهاي خوشايند و لذت بخش، او را طوري خوشحال مي كند كه برخورد مي لرزد. بطور طبيعي، كودك به بزرگ شدن و رشد يافتن، عشق مي ورزد و هميشه براي رسيدن به آن، تلاش مي كند. گاهي وقتها نيز در پويندگي در راه اين آرزو، بيش از آنچه در گنجايش اوست گام بر مي دارد.

كودك در مقاطعي از مراحل رشد، از لحاظ كيفي، رفتارهاي متفاوت و گاه در نوع خود، متضادي از خود بروز مي دهد. به عبارتي ديگر، اوهم، فروتن است و هم سركش، هم، بيباك است و هم ترسو، هم فرمانبردار و هم فرمانروا، هم آرزومند است و هم شكيبا. هم آرمانگر است و هم بي تفاوت. او گاهي، مهر مي ورزد و هنگامي كينه توز است. زماني ستيزه جو است و موقعي خواستار صلح وسلامت ... و سرانجام، هنگامي شادمانه شاد است و يا نوميدانه، غمگين .- چرا؟

بارها گفته شده كه در درون هر فرد، دسته اي از نيازهاي اساسي وجود دارد و شخص، پيوسته خواستار رفع همه اين نيازهاست. هنگامي كه اين نيازها نسبتاً بصورت مستقيم رفع شود. چنين فردي را ((سازگار)) مي ناميم. اما اگر تلاشها در جهت نيازها، مفيد فايده نباشد فرد، به گزينش راههاي انحرافي مي پردازدو متوسل به آنها مي شود، چنين فردي را ناسازگارمي خوانند.

واكنش فردي كودك، به سبب شكل بندي كلي از تمام تجربه هاي به دست آمده آمده اش صورت مي گيرد و همچنين واكنشي از او، امري است پيچيده و سنجيده كه به رفع ابهام، عينيت بخشيدن، پذيرش و مسووليت انجام كاري موثر در قبال آن، نياز دارد.

درمان غير مستقيم (بدون رهبري)  چیست

درمان غير مستقيم (بدون رهبري ) بر پايه اين فرض استوار است كه فرد، نه تنها مي تواند مشكلات دروني خود را بطور رضايت بخش و مطلوبي حل كند، بلكه انگيزه اي در او به وجود مي آيد مكه رفتار پخته را بهتر و خواستني تر از رفتار ناپخته و رشد نايافته از خود بروز دهد.

در درمان غير مستقيم(بدون رهبري) به فرد، اجازه داده مي شودكه ((خودش)) باشد و ((خود)) ((درمانجو)) را بدون هيچگونه ارزشيابي و يا اعمال فشار نسبت به تغيير آن بلكه آنگونه كه هست مي پذيرد.

بازي درماني چیست

همانگونه كه پيش از اين اشاره كرديم، بازي درماني غير مستقيم (بدون رهبري) عبارت از اين است كه به كودك ، فرصت دهيم تا تجربه رشد خود را تحت دلخواه ترين شرايط ممكن، آزمايش كند. زيرا بازي، وسيله اي طبيعي براي ابزار احساسها و عاطفه ها، نزد كودك است و به اين جهت، اين فرصت در اختيار او واگذاشته مي شود تا به توسط آن، احساسهاي دروني خود را كه ناشي ازتنشها، ناكاميها، ناامني، پرخاشگريها، ترس ها، آشفتگيها و سردرگميهاي اوست به نمايش بگذارد.

اتاق بازي درماني، زمينه اي مناسب، براي رشد را به دست مي دهد. در مكان امن اتاق بازي جايي كه ((كودك)) به عنوان مهم ترين شخص، جلوه مي كند، خود، فرمانده محيط و شخص خويش است، كسي به او نمي گويد چه كاري بكند. هيچكي از رفتار او ايراد نمي گيرد، به او نق نمي زند، كاري به كارش ندارد، عقيده هايش را به او تحميل و تلقين نمي كند، در دنياي ويژه او، پرس جويي وجود ندارد- ناگهان او، حس مي كند كه مي تواند در(( اينجا)) بال و پربگشايد، و با انصاف بر خويش بنگرد. زيرا در اينجا او به طوركامل، مي پذيرند، مي تواندآرا و عقيده هايش را آزمايش كند و آنچه كه هست، بي پروا بگويد. ديگر، ((اتاق بازي)) جهان ((او)) است و اجباري در هماوردي و رقابت با نيروهايي مانند نيرواعمال نفوذ بزرگترها و يا رقيبان همزمان او و يا وضعي كه او را در آن بصورت يك گروگان در قماري بين پدر و مادر ستيزه جويي قرار دهد وجود ندارد. كودك، در اتاق بازي، آلت دست و هدفهاي پرخاشگريها و نا كاميهاي ديگران نيست، بلكه اوفردي در مسير خويش است. رفتار با او، محترمانه و برابر با منزلتي كه دارد صورت مي گيرد، هر چه دلش مي خواهد بگويد، بر زبان مي آورد و بطور كامل، او را مي پذيرند. در اينجا او هم مي تواند عشق بورزد و يا از كسي و چيزي نفرت داشته باشد و حتي اگر مانند تكه صورتك سنگي، بي تفاوت باشد، كسي اورا از خودنمي راند. او در انجام كارهاي مربوط به خود، دلش مي خواهد بسرعت باد، عمل كند و بكندي حركت خزه ها روي آبً! و در هيچيك از اين حالتها نه كسي او را به شتاب كردن مجبور مي كند و نه از كارش جلو، مي گيرد.

حضور درمانگري پذيرا، دوست و فهميده در اتاق بازي كودك به او احساس امنيت مي دهد. محدوديت ها هر چند ناچيز به اين احساس امنيت و واقعيت مي‌افزايند وشركت درمانگر، در بازي هنگام درمان، به اين احساس امنيت، نيرومي دهد. درمانگر، نسبت به آنچه، كودك، احساس كرده و از راه گفتار وبازي، ابراز مي كند، حساس است. درمانگر، آراي بيان شده و عاطفي كودك را بگونه اي پاسخ مي گويد كه او را به درك بهتر خويش كمك كند. او به كودك نيروي ايستادن بر روي روپا، استقلال و بلوغي كه هنگامداشتن فرصت مناسب از خود نشان مي دهد احترام مي گذارد.

درمانگر، علاوه بر ياري رساندن به كودك در دستيابي به فهم بيشتر از خود، ضمن دادن پاسخ مناسب به عقيده هاي عاطفي او، اينطور القا مي كند كه كودك را علاوه بر آنچه كه مي گويد و يا عمل مي كند، مي فهمد و مي پذيرد و به اين ترتيب، اين جراًت را به كودك مي دهد كه در اعماق دنياي خود فرو رود و خود حقيقي اش را بيرون ريزد.

كودكي كه از لحاظ رواني، آزاد است تا به گونه اي سازنده به هدفهاي ممكن، دست يابد با كودكي كه همه نيروي خود را درمبارزه اي ماًيوس كننده در راه دستيابي به آزادي و يافتن پايگاه راستين خويش صرف مي كند، همان كار را از راههاي (جايگزين ) ديگر انجام مي دهد. به اين ترتيب مي بينيم چنين كودكي با كردارهايي همانند: كج خلقي، آزار، قهر، روياًنگري، دعوا و وارد كردن شوك به ديگران ، براي اثبات فرديت خود، ك.شش مي كند.

بازي به طور آزاد، راهي است در جهت تبيين آنچه كه كودك، ((مي خواهند)) باشد. او مي تواند به دنيايي كه متعلق به خود مي داند نظم بخشد و به همين علت هم هست كه درمانگر ، در نوع درمان غير مستقيم به هرحال از هدايت بازي پرهيز مي كند. در اينجا، درمانگر آنچه را كه از آن كودك است به اومي بخشد. در اين مورد، اسباب بازيها وروش كاربرد دلخواه ازآنها، مورد بحث است... زماني كه كودك، با اين اسباب بازيها به دلخواه خود، رفتار مي كند، شخصيت خود را به طور كامل تبيين مي كند.به عبارتي، يك دوره انديشيدنو انجام كاري مستقل را مي گذراند.

در عصر كنوني، فشار و شتاب به اندازه اي است كه ايجاد رابطه ظريف وصميمي لازم براي كودك بين خود و بزرگتر از خود به منظور آشكار كردن اسرار آميزترين گوشه هايي ازجهانش مشكل است. آدمهاي زيادي پيرامون كودك هستند كه مي خواهند شخصيت او را استثمار كنند و به اين جهت او از هويت خود، دفاع مي كند. او با كنار نگهداشتن خود، به چيزهايي كه برايش به اندازه كافي مهم وجالب توجه است، غرق لذت مي شود. زماني كه كودك با هدفهاي گذشته ، نسبت به چيزهاي خيلي ساده، اصرار مي ورزدو تاكيد مي كند. در واقع، علاقه هاي حسي و كجكاوي سيري ناپذير خود را آزاد مي گذارد. در چنين حالتي، زماني كه اوبا لرزش صداي يك مكتشف حقيقي خبر مي دهد كه : ((چرااين شن خاك داره، ذره هاش تيزن و هيچ مزه يي ندارن)) آيا اين(( همان )) مزه ((هيچ چيزه؟)) بزرگترها بهاومي خندند و كوچكش مي پندازند. يا اينكه مي گويد : ((ازين انگشتم، موقع دنگ آميزي روي صفحه نقاشي، رنگ بيرون مي زنه، رنگ بيرون مي زنه- مثلِ گل قرمز يا گلِ سبز بيرون مي زنه. گلِ بيرون مي زنه)) يا در مورد مشاهداتش مي گويد: ((مردم از سر كار مي رن، خونه، از سر كار به خونه، از سركار به خونه، و حتي از سركار ميرن، به طرف شرق مي رن- مي رن براي شام. يه بار ديگه، فردا مي رن سر كار. دوباره، سر كار مي رن، دفعه ديگه مي يان به طرف غرب صب مي يان طرف غرب و برمي گردن سر كار!))

 

تجربه گروهي درمان را مي توان همراه با ارزيابي همزمان رفتار و واكنش افراد نسبت بهم، بصورتي حقيقي تر در آورد زيرا هر كودكي، همراه ديگر همسن و سالانش در جهان، زندگي مي كند و بايد واكنش ديگران را مورد توجه قرار دهد و طرحي ازاحساسات آنها را در ذهن داشته باشد. با اين وجود، گروهي كه در درمان غير مستقيم شركت دارد، همانند يك باشگاه، گروه تفريحي، گروه آموزشي و يا گروه جايگزين((يك خانواده )) عمل نمي كند.