close
تبلیغات در اینترنت
پتانسیل آللوپاتیک پسمانهای جو( Hordeum vulgare) روی کنترل علف ¬هرز و ر
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

    لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

  • لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

  • رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

    رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

    معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

  • معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

    معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
  • تاریخ ارسال : یکشنبه 19 مهر 1394
  • بازدید : 328 مشاهده

پتانسیل آللوپاتیک پسمانهای جو( Hordeum vulgare) روی کنترل علف ¬هرز و رشد نخود (Cicer arietinum):

چكيده :

نخود در رقابت با علف­هاي هرز ضعيف بوده و دسترسي به علف­كش­های بعد از كاشت مخصوصاً عليه علف­هاي هرز پهن برگ با محدوديت روبرو است. به منظور بررسي پتانسیل آللوپاتیک پسمانهای جو روی کنترل علف­هرز و رشد نخود در زراعت نخود ديم انتظاري، آزمايشي در شهرستان اروميه با کاربرد تيمارهاي شاهد بدون كنترل، شاهد با وجين دستي طي دو مرحله ، كنترل شيميايي و مخلوط كردن پسمانهای جو در کرتهای نخود به ميزان4/2 و 8/4 تن در هكتار براساس طرح آماري بلوكهاي كامل تصادفي در 4 تكرار انجام قرار گرفت. علف­های هرز مورد بررسی عبارت بودند از: شيرسگ Euphorbia spp. ،گل گندم Centaura depressa ، گوش خرگوش Conringia orientalis ، و هفت­بند Polygonum aviculare . ارزيابي­ها شامل تعيين تعداد بوته نخود در واحد سطح، شمارش وتعيين وزن تر علف هاي هرز غالب وعملكرد محصول بودند. نتايج اين بررسي نشان مي­دهد بين تيمارها از نظر تعداد بوته نخود در واحد سطح نسبت به شاهد تفاوت معنی داری وجود نداشته و بقایای جو بر پیدایش جوانه و رشد علف­هرز اثر بازدارنده دارد. داده های حاصل از مقايسه ميانگين­ها بيانگر اين است وجين دستي اختلاف معني داري با تيمارهای دیگر داشته و انجام وجين دستي موجب افزايش محصول به ميزان 186 درصدنسبت به شاهد بدون كنترل می­گردد. همچنین استفاده از بقاياي جوبه میزان 8/4تن در هکتار تأثير معني­داري روي تعداد علف­هاي هرز يكساله گوش خرگوش و هفت بند و نیز وزن تر آنها به ميزان 4/42،1/50،6/53و 8/47 درصد به ترتيب داشت.

مقدمه :

حبوبات بعداز غلات بزرگترين منبع تامين پروتئين گياهي و با توجه به كم توقع بودن نخود، گياهي مناسب درتناوب زراعي با گندم و جو دراستان آذربايجانغربي مي‌باشد. وجود علف‌هاي هرز در مزارع و عدم كنترل آنها سبب كاهش شديد محصول مي‌شود(1). براي كنترل علف هاي هرز نخود از روشهاي متعدد استفاده مي­شود(7). اصطلاح آللوپاتی اولین بار در سال 1937 توسط هانس مولیش در اتریش به کار رفت . او این لغت را به عنوان بیوشیمیایی گیاهان و از جمله اثر میکروارگانیسم ها بر یکدیگر به کار برد(4). بر طبق تعریف رایس (9 ) آللوپاتی شامل هر گونه اثر مضر یا مفید به صورت مستقیم یا غیر مستقیم است که توسط یک گیاه روی گیاهی دیگر از طریق تولید ترکیبات شیمیائی صورت می­گیرد. مطالعات نشان داده است که گیاهان متعددی هستند که نسبت به گیاهان دیگر بعدا یا همزمان با آنها رشد ونمو می­کنند، آللوپاتیک می­باشند. از این میان می­توان به یولاف، سورگوم، گندم، چاودار و جو اشاره کرد(8 و10 ). نتايج به دست آمده نشان می دهد عصاره های گندم و جو موجب جلوگیری از جوانه زدن علف هرز شده و این اثر روی کشیده برگها بیشتر بود(3). مطالعه در زمینه آللوپاتی در دهه های اخیر از توجهاتی ویژه ای برخوردار است که به مدیریت علف هرز، اصلاح و افزایش عملکرد گیاهان زراعی و حفظ تنوع گونه­ای اشاره کرد. آللوپاتی استراتژی جانشین برای مدیریت علف هرز است و در آینده با به کارگیری این استراتژی، مصرف علف­کش­های سنتی در خاک کاهش یافته و علف­کش­های زیستی جایگزین علف کشهای سنتزی خواهند شد(2 ). به همين دليل امروزه تحقيقات زيادي بر روي روشهاي جايگزيني انجام مي­گيرد. ساده ترین روش برای مطالعه آللوپاتی استفاده از اضافات و باقیمانده گیاهی است(5). هدف از این پژوهش بررسی تاثیر بقایای اندامهای هوایی گیاه جوروی جوانه زنی ورشد نخود وعلف هرز غالب و مقایسه آنها با یکدیگر بوده است.

مواد و روشها:

اين بررسي درقالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در 4 تكرار و با 5 تيمار به شرح زير به اجراء در آمد:

1- شاهد بدون كنترل علفهاي هرز 2- وجين دستي علفهاي هرز در دو مرحله 40-30 و 70-60 روز پس از جوانه زني نخود3- كنترل شيميايي با علف‌كش پريديت) (Lentagran600EC به ميزان 2 ليتر در هكتار در مرحله4-2 برگي علف‌هاي هرز4- مخلوط كردن 4/2 تن در هكتار بقاياي جو در بين رديفهاي نخود5- مخلوط كردن 8/4 تن درهكتار بقاياي جو در بين رديفهاي نخود. درطول اجراي 2 ساله طرح كليه مراقبتهاي زراعي اعم از ضدعفوني و سمپاشي برعليه آفات وامراض و تمام يادداشت برداريها انجام شد. درانجام محاسبات آماري ازنرم افزار Mstatc آناليز واريانس گرديد و جهت ايجاد توزيع نرمال داده‌ها، اعداد خام ناشي از شمارش علف‌هاي هرز و وزن تر آنها براساس تنظيم وتجزيه وتحليل هاي آماري براساس ارقام تبديل يافته بعمل آمد وآزمون دانكن جهت گروه‌بندي ميانگين تيمارها مورد استفاده قرار گرفت.

نتايج و بحث :

گوش‌خرگوش C.orientalis و هفت بندP.avicular از علف‌هاي هرز يكساله و شير سگ Euphorbia ssp. و گل‌گندم C.depressa از علف‌هاي هرز چند ساله به عنوان علف‌هاي هرز غالب تعيين شدند. نتايج تجزيه واريانس مركب براي دو سال نشان مي دهد كه تيمارها تفاوت معني داري از نظر تعداد و وزن تر علف های هرز و عملکرد نخود در سطح احتمال 1 درصد دارند. مقايسه ميانگين فاكتورهاي مورد بررسي به روش دانكن نشان مي‌دهد وجين دستي موثرترين روش در كنترل علف­هاي هرز بوده به طوريكه انجام وجين دستي باعث افزايش محصول به ميزان 186 در صد مي‌‌گردد. نتايج نشان مي‌دهد كه بقاياي جو به ميزان 8/ 4 تن در هكتار به طور معني‌دار در كاهش تراكم علف‌هاي هرز هفت‌بند وگوش خرگوش تاثیردارد به طوریکه تفاوت معنی­داری با علف کش پریدیت نداشت. بقاياي جو به ميزان 4/2 و 8/4 تن در هكتار كنترل ضعيفي روي كاهش وزن تر علفهاي هرز گل گندم و شيرسگ داشتند و به نظر مي­رسد ترشحات حاصل از بقاياي جو روي ريشه علفهاي هرز چند ساله چندان مؤثر نيست. کاشت به صورت دیم نیز می تواند در این مورد موثر باشد. بقاياي جو به ميزان 4/2 و 8/4 تن در هكتار تأثير معني داري روي علف­هاي هرز يكساله ( گوش خرگوش و هفت بند ) داشته و مي­توان از بقاياي جو در روشهاي تلفيقي استفاده كرد به نظر می­رسد با شناخت عملی کاربرد اندامهای گیاهی واجد ترکیبات خاص در مزرعه می­توان در کنترل شیمیایی علف هرز از آنها بهره جست و به این ترتیب به کاهش مصرف علف­کشهای شیمیایی و توسعه کشاورزی پایدارکمک نمود.

منابع مورد استفاده:

1- باقري ، ع . , ا. زند ، م. پارسا. 1376. حبوبات تنگناها و راهبردها. انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد. 93 صفحه.

2- رضوی، س.1377.کاربرد آللوپاتی در گیاهپزشکی. سیزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران- کرج.صفحه 326.

3- فرح بخش، ‌ع . 1381 . بررسي تأثير بقاياي جو ، گندم ، كلزا روي علف هرز . هفتمين كنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ايران ، صفحه 654.

4- کیارستمی، خ . 1382 .تاثیر آللوپاتیک برخی علف هرز بر جوانه زنی و رشد گیاهچه های ارقام مختلف گندم. پژوهش و سازندگی، شماره 4. جلد 16.صفحه 72-66.

5- كوچكي، ع . , م . حسيني و ا. هاشمي ، 1374 . كشاورزي پايدار ، انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد. 164 صفحه.

6- کوچکی، ع. ، ح. رحیمیان، م. بصیری و ح. خیابانی.1373. اکولوژی علف هرز، انتشارات جهاد دانشگاهی. 244 صفحه.

7-Gan, yantai and Nybo, bryan. 2001. Best management practices for chickpea, Saskatchewan pulse Growevs: 42-45.

8-Kohli, P.K., H.P. Sing and D.R.Batish. 2001. Allolopathy in agroecosystems.The waworth Press. London.

9- Rice, E. L. 1984. Allelopathy.2nd. ed. Academic Press, Orlando.

10- Rizvi, S. J. H. and V.Rizvi.1992. Allelopathy: basic and applied aspects. Chapman and Hall. London.

Allelopathic potential of barley (Hordeum vulgare) resides on weed control and growth of chickpea (Cicer arietinum)

Abstract:

Chickpea is a poor competitor of weeds, and availability of post–emergence herbicides particularly against broad-leaf weeds is limited. In order to investigate the Allelopathic potential of barley resides on weed control and growth of chickpea an experiment was conducted in Oroumieh Agricultural Research station using a randomized complete block design with five treatments and four replications during 2003-4. Treatments included: no control (check), hand weeding in two times, chemical control and mixing barley residues in chickpea rows in 2/4 and 4/8 t/h. The investigated dominant weeds were Euphorbia spp., Centaurea depressa, Conringia orientalis and Polygouum aviculare. Assessments including the number of chickpea, and weed per plot, and weight of fresh biomass of weeds. Analysis of variance showed no significant difference between the number of chickpea per plot. The results indicate that the barley residues effect on germination and growth of weeds, and hand – weeding is significantly superior than other control measures and increased yield by 186 percent in comparison with the check. Using barley residues at rate 4/8 t/h reduced number and fresh weight of annual weeds as Conringia orientalis and Polygouum aviculare in 42.4, 50.1, 53.6, and 47.8 percent, respectively