close
تبلیغات در اینترنت
مقاله و تحقیق درباره اينترنت و امنيت فرهنگي ـ سياسی
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

    لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

  • لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

  • رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

    رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

    معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

  • معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

    معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
  • تاریخ ارسال : جمعه 17 مهر 1394
  • بازدید : 381 مشاهده

مقاله و تحقیق درباره اينترنت و امنيت فرهنگي ـ سياسی

شايد آنگاه كه يك پژوهشگر آفريقايي در كنفرانس باشگاه رم تحت عنوان «جهان در آستانهقرن بيست و يكم» گفتار خود در باره «عصر نوين فرهنگ و ارتباطات » را با اين جملاتبه پايان برد كسي سخنان او را چندان جدي نگرفت؛ او معتقد بود: «دوران كنوني تمام ميشود و عصر تازه اي آغاز مي گردد. تاكنون در هيچ زماني بشر براي بقا تا اين حد بهقدرت انطباق و تخيل نياز نداشته است. عصر جديد فرهنگ و ارتباطات، در مرحله نخستعصري است كه انسان بايد در آن شجاعت خود را متحول كند.» (پچي155:1370) اما سرعتتغييرات ارتباطي و فرهنگي در پايان قرن گذشته و سالهاي آغازين سده جديد، اهميت سهمفهوم كليدي قدرت تخيل، قدرت انطباق و شجاعت تحول را براي تداوم حيات دولتها،فرهنگهاي ملي و حتي -در سطحي انتزاعي تر- تمدنها بخوبي نشان داده است. حكومتها وحاكماني كه توانايي آينده‌نگري، ارايه هويت فرهنگي مناسب در عرصه جهاني و شجاعت تركپاسخهاي كهنه به پرسشهاي نو را نداشتند با جهل مركب ، ملتشان را به جاي دروازه هايتمدن بزرگ به آستانه انقلاب سوق دادند و لا جرم خود به حاشيه تاريخ رانده شدند. انقلاب اسلامي پاسخ خلاق، متناسب و شجاعانه مردم ايران به الزامات تمدني و تاريخيخودبود. آخرين انقلاب قرن بيستم، اولين انقلاب سياسي بود كه براساس درك و تدبيرعميق رهبري و نواوريهاي درون‌زا، با تركيبي بي‌بديل از ارتباطات ماهواره‌اي (تلفنبين‌المللي)، رسانه‌هاي كوچك(نوار كاست فتوكپي- اعلاميه) و ارتباطاتسنتي(راهپيمايي- منبر- ديوارنويسي)، شبكه عظيم ارتباطات جمعي دولتي ازجمله سازمانراديو و تلويزيون را در هم شكست و پيامهاي سنت‌گرايانه اسلامي و انقلابي را- بسيارموثرتر از آنچه شرام و لرنر در مورد تاثير تجددگرايانه رسانه‌ها مي پنداشتند(شرام 1356و lerner1956) و بسيار سريعتر و عميقتر از آنچه راجرز و شوميكر در مورد چگونگيگسترش نوآوريها يافته بودند(راجرز و شوميكر 1369)- تا عمق روستاهاي فاقد جاده وبرق، پادگانهاي ارتش آمريكا محور و دانشگاههاي غرب بنياد منتقل كرد و در يك كلامانقلاب ارتباطات را به خدمت ارتباطات انقلاب درآورد.(tehranian1998، mohammadi1996،مولانا1371، آشنا1377) پيروزي ناگهاني و غيرمنتظره انقلاب، فقدان زود هنگامنظريه‌پردازان و ساختارسازان جمهوري اسلامي، هجوم ستيزنده رسانه هاي غربي، ندرت وغربت فزاينده آفرينشگران و آفرينشهاي بومي، كاهش چشمگير سرمايه‌گزاريهايآينده‌نگرانه در زيرساختهاي ارتباطي و رسانه اي در اثر جنگ ديرپاي تحميلي و مهمتراز همه بروز شكاف فرهنگي ميان نسلها و عدم انتقال ارزشها، از يك طرف موجبات نااميديرهبران از امكان رقابت و احساس حقارت نسبت به فراورده‌هاي ارتباطي و كالاهاي فرهنگيغربيان، وتقديس تمركز گرايي دولتي در عرصه فرهنگ و ارتباطات را از طرف ديگر فراهمآورد،درنتيجه نوآوري هاي رسانه اي اوليه جاي خود را به محافظه كاري، اصالت نظارت وهراس انديشي از رسانه هاي نظارت ناپذيرو تسلط نظريه هنجاري رسانه هاي شبه اقتدارگرا برذهن و زبان نخبگان و مسولان حكومتي داد. ممنوعيت درازپاي ويديو، بازيهايرايانه‌اي، لوحهاي فشرده و تجهيزات دريافت از ماهواره، سياستهاي محدود كنندهمطبوعات، اعمال نظارت پيش از انتشار در مورد كتاب ،سياست هدايت و نظارت همه جانبهبر تاتر و صنعت سينما و انحصار حكومتي سازمان صدا و سيما را در اين چارچوب مي توانتحليل كرد (محمدي1379، آشنا1377، محسنيان 1376 و 1377 ) آخرين موج فناوري اطلاعاتيو ارتباطي در حالي به ايران رسيد كه عليرغم پايان جنگ و وجود توانايي ملي براي غلبهبر محدوديتهاي اقتصادي ، سياسي و تكنولوژيك، آمادگي كافي براي سياستگزاري متناسب باسير تحولات جهاني آن وجود نداشته است؛ اكنون پس از گذشت دو دهه از پيروزي انقلاباسلامي و استقرار جمهوري اسلامي در ايران اين مسئله استراتژيك بطور جدي در مقابلسياستگزاران ارتباطي، امنيتي و فرهنگي كشور مطرح است كه: - گسترش زيرساختهايپيشرفته ارتباطي در داخل كشور و افزايش امكانات تبادل اطلاعات وداده ها در سطحبين‌المللي چه تاثيراتي بر امنيت كشور خصوصا در ابعاد سياسي-فرهنگي دارد؟ - در اثرافزايش حجم و سرعت تبادل و ورود به بزرگراههاي جهاني چه تغييرات محتملي را در اينابعاد متحمل خواهيم شد؟ - چه سياستهاي ارتباطي كمترين زيان و بيشترين فايده را برايمنافع ملي خواهد داشت ؟ - اولويتهاي ملي در اين حوزه بايد چگونه تعيين شود؟متاسفانه تا كنون حتي در سطوح كلان سياست گزاري پاسخهاي سريع و سطحي متعددي از جانبسياستمداران،نظاميان و مهندسان برا ي اين پرسشها ارايه شده است(مجمع تشخيص مصلحتنظام1380 )اما باتوجه به ماهيت فرهنگي و ارتباطي اينترنت شايسته است آن دسته ازپژوهشگران فرهنگ و ارتباطات كه متعهد به حفظ و شكوفايي نظام و آرمانهاي جمهورياسلامي ايران هستند پيشتاز شناخت و ارايه راهبردهاي ملي در مورد اينترنت باشند. دراين راه پرداختن به امور زير گريز ناپذير است: - باز شناسي انتقادي ماهيت، تاريخچهتحولات و روندهاي جهاني جاري و آتي اينترنت - پس ازآن باز نگري ادبيات متحول امنيتپژوهي - سپس ارايه رويكردي متناسب با شرايط خاص ايران اسلامي مقاله حاضر كوششيابتدايي در اين راه است. اينترنت: ويژگيها و تاثيرات جهاني اينترنت را مي توان ازمحصولات دوران جنگ سرد و حاصل هراس وزارت دفاع آمريكا ازخطرات جنگ هسته اي دانست. آرپانت سلف اينترنت يك شبكه آزمايشي بود كه به عنوان يك پروژه ملي از طرف آژانسپروژه هاي تحقيقاتي پيشرفته وابسته به وزارت دفاع آمريكا از سال 1971 آغاز بكاركرد. و طي دهه 70 به يك پروژه فراگير ملي و تا حدودي بين المللي تبديل شد درسال 1986 موسسه ملي علوم آمريكا، NSFNET را براي ارائه ارتباطات شبكه اي بهمراكزتحقيقاتي بيشتر و گسترش شبكه بين المللي تاسيس نمود. در سال 1987 شبكه اينترنتمشتمل بر ده هزاركاربر بود و در سال 1989 اين تعداد به صد هزار رسيد. در سال 1990آرپانت به زندگي خود خاتمه داد ولي اينترنت به رشد خود ادامه داد تا جاييكه در دههنود هر ساله تعداد كامپيوترهاي موجوددر شبكه اينترنت دو برابر شده است. از سال 1997با تجاري شدن اينترنت خدمات آن بشدت تنوع و افزايش يافت وهزينه هاي دسترسي به آنبشدت كاهش يافت. در واقع در آمريكا هردو ثانيه يك host به اينترنت اضافه مي شود. ازميان سرويسهاي متعدد اينترنت، سرويس وب با شبكه جهان گستر بخاطر توان گرافيكي بالاو ارائه خدمات متون مرتبط رشد چشمگيري داشته است (ITU1999.) تقريبا هر سه ماه يكبارتوسعه وب دو برابر مي شود. (www.mit.edu/.../web-growth-summary) اما اين رشد روزافزون بطور كاملا نابرابر توزيع شده است. در حالي كه آمريكا و كانادا63درصد، اروپا 4/22درصد و استرليا، ژاپن و نيوزلند 4/6درصد از كامپيوترهاي متصل به اينترنت را دراختياردارند. بقيه كشورهاي آسيايي و آفريقايي تنها 9/5درصد از اين كامپيوترها را درخود جاي داده اند(ITU1999.( بررسي ويژگيهاي كاربران اينترنت نشان مي دهد كه تحصيلاتو ثروت دو عامل مهم در ميزان استفاده است. كاربران اينترنت بيشتر از طبقه متوسطبالا، جوان، تحصيلكرده، مرد و شهرنشين هستند.(ucla2000) 83درصد كاربران اينترنت درآمريكا 6درصد اروپا 3درصد در اقيانوسيه و 8درصد در بقيه قاره هاي دنيا قراردارند. ( (www.iranonline.com نگاهي به وضعيت و موقعيت زبانهاي مختلف در اينترنت ميزان سلطهزبانهاي غربي رانشان مي دهد. در ميان كساني كه از اينترنت استفاده مي كنند و حدود 288 ميليون نفر برآورد مي شوند 3/51درصد به انگليسي سخن مي گويند و عرب زبانان كمتراز 1درصد استفاده كنندگان را تشكيل مي دهند.((www.glreach.com اينترنت جهان جديديخلق كرده است.خوشبينان مي گويند در اين جهان جديد كه آنرا جامعه اطلاعاتي ناميدهاند آزاديهاي فكري، تحقيقاتي، آموزشي، تفريحي، شغلي رو به رشد خواهد بود و تجارتالكترونيك، خدمات بهداشتي و پزشكي راه دور و خدمات تلفن بين‌المللي از طريق اينترنتجاي اشكال سنتي را خواهد گرفت اما منتقدان اينترنت را بيشتر در تركيبهاي اضافي وبعنوان مضاف به مناطق جغرافيايي،سياسي و اقتصادي بكار ميبرند؛ با اين وصف مانندديگر پديده هاي وارداتي از جهان صنعتي ميتوان از اينترنت اغنيا و فقرا،اينترنتآمريكايي، اروپايي،آفريقايي و در سطوح ملي مثلا اينترنت ايراني سخن گفت؛ مطالعهتاثير پذيري متقابل اينترنت و فرهنگهاي مختلف از آخرين پروژه هاي كلان دانشگاه UCLAدر آمريكا است .(www.ccp.ucla.edu) در تحليل مسايل مربوط به اينترنت در كشورهايدر حال توسعه عليرغم برخي مشابهت‌هاي ظاهري بايد تفاوتهاي ساختاري و عميق آنها رابا كشورهاي صنعتي در نظر گرفت. اينترنت و كشورهاي در حال توسعه در كشورهاي در حالتوسعه به علت فقدان زيرساختهاي ملي مخابرات و فقدان رونق اقتصادي و توسعه اجتماعيهزينه تمام شده براي اتصال به اينترنت براي كاربر نهايي بسيار گرانتر از كشورهايتوسعه يافته است. خصوصا اگر اين هزينه با درآمد سرانه سنجيده شود. مثلا در آمريكايك كاربر نهايي براي يك ماه اتصال به اينترنت بايد بطور متوسط 29 دلار معادل 2/1درصد از درآمد خود را بپردازد ولي در اوگاندا همين كاربر با 92 دلار معادل 107درصد درآمد خود را بابت اتصال ماهانه به اينترنت بپردازد(ITU1999) در بسياري ازكشورهاي در حال توسعه كه با مشكلاتي بنيادي نظير كمبود تغذيه،ارتباطات جاده اي،برق، بهداشت، اشتغال، مهاجرت، جنگ، نظامهاي سياسي فاقد مشروعيت و بي ثبات درگيرهستند هزينه هاي سنگين براي تجهيزات مخابراتي و كامپيوتري امكان ندارد و اين گونهامكانات به طبقه بالا و مستقل از اقتصاد ملي اختصاص دارد. ميلتون مولر استادمخابرات و مديريت شبكه‌ها در دانشگاه سيراكوس معتقد است: >تفاوت راديو وتلويزيون با اينترنت در اين است كه آنها به محض خريد قابل بهره برداري هستند وليخريد يك كامپيوتر اولين قدم براي اتصال به اينترنت است. اگر شما جاده، برق، خطتلفن، سرويس دهنده ملي نداشته باشيد سخن گفتن از اينترنت دشوار است (Muller1999) مخابرات در بسياري كشورها جزء انحصارات دولتي است ودولت به خاطر در اختيار داشتنلايه فيزيكي، معمولا مدعي خطوط ارتباطي داده‌ها نيز مي باشد و عدم امكان رقابت وناكافي بودن دستمزدها موجب افت شديد كيفيت نيروي انساني شاغل در بخشهاي تخصصيمخابرات مي شود و اين نيروها در ابعاد ملي توان ارائه راه حلهاي جامع و ارائهسرويسهاي متنوع را ندارند. در نتيجه سرويسهاي ارائه شده در اين كشورها اغلب بي ثباتو غير فني است. در كشوري مانند هاييتي بخش خصوصي با نصب شبكه‌هايي با مودمهاي بيسيم تلاش كرده ارتباط اينترنتي را از انحصار دولت خارج كند. تشكيل مراكز كوچك وليفعال كه با هزينه هاي كم و براي استفاده در مدت اندك خدمات پست الكترونيك و دريافتاطلاعات در اينترنت را ارائه مي دهد راه حل ديگري براي شكستن انحصار مخابراتي بودهاست (techweb.com) كامپيوتر و به دنبال آن اينترنت هم نياز به نوعي خاص از سواد ومهارت دارد و هم الگوهاي فرهنگي و رفتاري ويژه اي را به دنبال مي آورد. مهمترينمسائل اينترنت از لحاظ فرهنگي عدم تطابق محتواي ارائه شده با الگوهاي فرهنگي وهنجارهاي رفتاري جوامع مختلف است.تكنولوژي اينترنت براي بيشترين سرعت و كمترينكنترل طراحي شده است لذا اعمال كنترلهاي اخلاقي در آن دشوار است. حجم بالاي محتوايمستهجن تجاري و مجاني در اينترنت يكي از معضلات اخلاقي و خانوادگي است (no.) مشكلديگر فرهنگي اينترنت غلبه زبان انگليسي و فقدان منابع غني بر زبانهاي ديگر است درنتيجه سلطه زبان انگليسي بر زبانهاي ديگر به وسيله اينترنت تقويت مي شود. (www.ifi.uib) از امنيت ملي تا امنيت فرهنگي ديدگاههايي وجود دارد كه اساسا برايواژه امنيت مفهوم و مصداقي واقعي قائل نيست و هر گونه مفهوم سازي در حوزه امنيت رااز جنس بازيهاي زباني و گفتمان‌هاي غير ثابت مي‌داند.(تاجيك، بهار114:1377) اما درچارچوب ادبيات مطالعات استراتژيك مفهوم امنيت را مي توان از خلال بررسي نظراتمتفكراني چون افلاطون: عدالت ورزي، هابز: محفوظ بودن در مقابل تجاوز خارجيان، لاك: دستيابي به رفاه و آسايش، روسو: اعتماد، نظاميان در جنگ جهاني دوم: رهايي ازتهديدات نظامي خارجي، هافمن: تاكيد بر محفوظ ماندن فعاليتهاي اقتصادي يك ملت ازجريانات ويران كننده بيروني، مك نامارا: تكيه بر توسعه سياسي و اقتصادي به عنوانعامل و حاصل امنيت و پيروان فوكو: تكيه بر رابطه معرفت، قدرت و امنيت، جستجو كرد (بوزان1378: 14-44). در سالهاي اخير تمركز تحقيقات بر ابعاد غير نظامي امنيت مليبيشتر شده است. دو بعد مهم امنيت ملي امنيت سياسي و فرهنگي است؛ ويور تعريف زير رابراي اين دو بعد ارايه كرده است: «توانايي جامعه براي تداوم بخشيدن به ويژگيهايسياسي و فرهنگي بنيادي خود تحت شرايط متحول و در مقابل تهديدات احتمالي يا واقعي ».(ماندل149:1377) در تشريح اين تعريف بايد به نكات زير توجه كرد: - امنيت سياسي وفرهنگي نيز مانند ابعاد ديگر امنيت امري نسبي هستند؛ يك فرهنگ خود محور و بيگانهترس ممكن است دايما از توهم هجوم فرهنگهاي رقيب در هراس باشد و هر تغيير در هر سطحو لايه از فرهنگ را تهديدي براي امنيت فرهنگ ملي تلقي كند و حكومتي كه نسبت به هويتفرهنگي بي مبالات است از تهديدات جدي و فوري نيز غافل بماند. - در ميان دو حيطهامنيت سياسي و امنيت فرهنگي ميتوان نوعي تقابل احتمالي را مشاهده كرد؛ اگر حاكميتدچار بحران مشروعيت و كارايي باشد امكان تامين همزمان انسجام اجتماعي و تنوع فرهنگيبسيار دشوار مي شود. - اگر جامعه اي نسبت به امنيت فرهنگي خود تهديدي را احساس كندنسبت به تقويت و تشديد هويتهاي مورد تهاجم حساسيت بيشتري نشان مي دهد و ميزانوفاداري نسبت به آنها در عكس‌العمل به فشارهاي خارجي بشدت افزايش ميابد. تبيينويژگيهاي بنيادي سياسي و فرهنگي نيز بسيار مهم است؛ ديتريك فيشر در تحقيقي برايسازمان ملل متحد با تفكيك تهديدات داخلي، خارجي و بين‌المللي، پنج بعد: بقاء،سلامت، بهزيستي اقتصادي، محيط زيست قابل زندگي و حقوق سياسي را در امنيت اساسيدانسته و در مقابل نابودي، بيماري، فقر، تخريب محيط زيست و سركوب داخلي را عواملاصلي تهديد امنيت ملي مي داند. (رنجبر72:1378-78) امنيت، فرهنگ و ارتباطات در ميانابعاد مختلف امنيت آنچه در اين مقاله مورد تاكيد خواهد بود بعد حقوق سياسي در جدولفيشر به اضافه امنيت فرهنگي است كه در جدول شماره 1 تشريح شده است. منابع منابعداخلي منابع خارجي منابع جهاني ابعاد حقوق سياسي كودتا تقلب انتخاباتي ديكتاتوريتبعيض سانسور شكنجه انهدام خرابكاري تبليغات منفي تحريمهاي بين‌المللي امنيت فرهنگياستبداد رسانه‌اي يكسان سازي فرهنگ ملي عمليات رواني تهاجم فرهنگي و رسانه ايمبادله نابرابر اطلاعات يكسان سازي فرهنگ جهاني جدول شماره -1 طبقه‌بندي اصلاح شدهفيشر از تهديدات امنيت ملي ماخذ: رنجبر،7813 تاكيد بر حقوق سياسي به جاي حقوق بشرنشان از توجه ويژه به آزادي بيان و اجتماع، دسترسي به اطلاعات، حق تشكيل احزابسياسي و حق راي برابر مي باشد و با اضافه كردن مفهوم امنيت فرهنگي به جدول فيشر ميتوان از مسائل امنيتي جديد كه بيشتر ناشي از انقلاب اطلاعات و گسترش ارتباطاتبين‌المللي است سخن گفت چرا كه تعارض ميان فرهنگ ملي و يكپارچه سازي فرهنگي در سطحجهاني مهمترين مسئله دولتها در عرصه سياستگذاري فرهنگي است. جريان بين‌المللياطلاعات بنا به نظر منتقدانه مولانا و ديگر همفكرانش جرياني است مركز - پيراموني ازشمال و غرب به سوي جنوب و شرق، از كشورهاي توسعه يافته بسوي كشورهاي در حال توسعه. در واقع اين جريان به شدت يكسويه، عمودي، تحقيرگر، منفي‌گرا و سلطه‌جويانه است (مولانا66:1371-60) اين جريان توانايي منابع خارجي جهت اجراي اقداماتي نظير كنترل ونفوذ را در كشورهاي هدف بسيار افزايش داده است. كشورهاي در حال توسعه معتقدند جريانآزاد اطلاعات آنها را در يك رقابت نابرابر و بي فايده با دولتهاي ديگر و شركتهايخارجي و چند مليتي قرار مي دهد و با تهديد ثبات جامعه از لحاظ فرهنگي، ناامنيفزاينده اي را بر اين كشورها تحميل مي كند. فروريختن مرزهاي فرهنگي كشورهاي هدف دربرابر تكنولوژيهاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي تاثيرات شگرفي بر امنيت سياسي، اقتصاديو فرهنگي اين كشورها داشته است و تلاشهاي انفرادي كشورهايي نظير كانادا و فرانسه وجهت گيري هاي جمعي اتحاديه هاي بين‌المللي نظير جنبش غيرمتعهدها و سازمان كنفرانساسلامي در برابر سلطه جويي ارتباطي برخي كشورها كه در يونسكو نيز بازتاب پردامنه‌اي داشته است نشانه نگراني جدي اين دولتهاست.(مك برايد1370، سازمان كنفرانساسلامي 1378) از طرف ديگر در داخل كشور نيز به بهانه حفظ امنيت ملي، امنيت فرهنگي وسياسي از سوي دولتها و گروههاي تماميت خواه تهديد مي شود. در برخي كشورهاي جنوبمشروعيت سياسي حاكمان مبتني بر توان سركوب مخالفان و يكپارچه سازي سياسي و فرهنگيبخصوص در مورد ناراضيان، رقباي سياسي و اقليتها است. در اين كشورها ساختار دولتبگونه اي است كه قدرت، شخصي تلقي شده و اين به نوبه خود باعث اختلاط امنيت حاكمانبا امنيت ملي شده و در بسياري موارد حمله به شخص، حزب يا هيئت حاكمه مهمترين تهديدامنيت ملي تلقي مي شود. در كشورهايي كه حكومت فاقد مقبوليت و مشروعيت كافي است، بيثباتي داخلي سر چشمه اصلي ناامني بوده و زمينه ساز آسيب پذيري در برابر فتنه‌ها وفشارهاي خارجي است. مساله در اين كشورها تقابل امنيت حكومتگران با امنيت فردي وفرهنگي حكومت شوندگان است. براي درك عميقتر اين مفهوم مي توان به تعاريف فرهنگ محوراز امنيت نيز توجه كرد؛ اين رويكرد، امنيت فرهنگي را زير بخش امنيت ملي ارزيابي نميكند بلكه آنرا جزيي از مفهوم وسيع تر امنيت انساني قرار مي دهد و به اين ترتيب بهدوران پس از سيطره دولت ملتها، حاكميت جهاني(global governance )، تكامل پروژهجهاني گرايي و هويت بخشي به انسانها توسط سازمانهاي بين‌المللي مي‌انديشد. تهرانيانمعتقد است: «امنيت فرهنگي بعدي از امنيت انساني است كه دائما ناديده گرفته مي شود. امنيت فرهنگي شامل - و نه محدود به - آزادي عقيده، وجدان، زبان، بيان، شيوه زندگي،قوميت، جنسيت، شراكت، اجتماع و مشاركت فرهنگي و سياسي است. اگر چه قوانين اساسيجوامع مدرن معمولا اين آزاديها را تضمين كرده است اما پيشداوريهاي مدرن و پيش مدرنباعث اختلال در عملي شدن اين آزاديها در عرصه حيات ملي شده است.» (Tehranian: 1997) امنيت فرهنگي مهمترين مولفه براي ساختن مفهوم جديد مردم سالاري فرهنگي است. بنا بهيك تعبير مردم سالاري فرهنگي عبارت است از: 1- حفاظت و تشويق تنوع فرهنگي و حقدسترسي به فرهنگ براي همه افراد داخل كشور و جهان 2- تشويق مشاركت فعال در حياتفرهنگي جامعه 3-توانا ساختن مردم براي مشاركت در تصميم سازيهايي كه كيفيت زندگيفرهنگي آنان را تحت تاثير قرار مي دهد. 4- تضمين دسترسي برابر و عادلانه به منابع وحمايتهاي فرهنگي ( http://www.wwcd.crg/cddef.htm ) به اين ترتيب در امنيت فرهنگينيز بايد به دو بعد ملي و جهاني توجه كرد. امنيت فرهنگي و سياسي: رويكردها وراهبردها ظهور تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي چالش بزرگ نظامهاي سياسي درعرصه سياستگذاري ملي است. وفاق يا اختلاف تصميم سازان و سياستگذاران در مورد تعريفو كاركردها، آينده و تاثيرات تكنولوژي جديد بر ابعاد داخلي و خارجي امنيت سياسي وفرهنگي منجر به ارائه استراتژيهاي كاملا متفاوتي خواهد شد.(لي1356) بر مبناي سه نوعرويكرد: ثبات گرايي، تحول گرايي و اعتدال گرايي نسبت به امنيت وبا توجه به سه محوراساسي در سياستگزاري راهبردي در حوزه سياسي و فرهنگي يعني: - خط مشي سياسي / فرهنگي - تمركز قدرت سياسي / فرهنگي - شيوه مديريت سياسي / فرهنگي مي توان راهبردهاي مختلفنسبت به امنيت سياسي و فرهنگي را در جدول زير ملاحظه كرد؛ دو رويكرد ثبات گرا وتحول گرا شناخته شده هستند و دو قطب مقابل يكديگر را تشكيل مي دهند اما رويكرداعتدال گرا كه بنظر ميرسد مناسبترين پاسخ راهبردي به چالشهاي فن‌آوري‌هاي اطلاعاتيو ارتباطي براي ايران در دهه هشتاد باشد همواره مورد بي توجهي مستمر واقع شده است. رويكردها راهبردها بومي گرايي ثبات محور واقع گرايي اعتدال محور جهاني گرايي تحولمحور اولويتها حفظ ارزشهاي سنتي و بومي حفظ ويژگيهاي منحصر به فرد جامعه حفظارزشهاي بنيادي افزايش نوآوريهاي درون‌زا اتخاذ ارزشهاي تجدد گرايانه افزايش تطابقيا همساني جهاني خط مشي اقتدار سياسي تحميل همساني اقتدار كارا طراحي وحدت در عينكثرت آزادي سياسي تحمل تنوع تمركز قدرت مشروعيت متمركز سياسي/ ملي مشروعيت هوشمندسياسي / ملي/ بين‌المللي مشروعيت غير متمركز سياسي/ بين‌المللي شيوه مديريت نظامتصميم گيري منزوي و غير حساس نسبت به فشارهاي داخلي و خارجي سلطه نخبگان بر سياستامنيتي نظام تصميم گيري راهبردي و حساس نسبت به تصحيح انحراف مسير ناشي از فشارهايداخلي و خارجي مشاركت نخبگان غير دولتي در تدوين راهبردهاي ملي نظام تصميم گيري بهمپيوسته و بسيار حساس نسبت به فشارهاي داخلي و خارجي نفوذ گروههاي ذي نفع داخلي وكشورها ي قدرتمند بر سياست امنيتي و خارجي جدول شماره 2: تقابلهاي موجود در عرصهسياستگزاري با توجه به امنيت سياسي /فرهنگي همانگونه كه ملاحظه مي شود تقابل نهاييدر امنيت سياسي / فرهنگي در عرصه داخلي ميان آزادي، تحمل چندگانگي و تكثر از يك طرفو حاكميت، اقتدار و نظم از طرف ديگر است. در بحث تئوريهاي هنجاري رسانه‌ها هم عينااين تقابل به چشم مي خورد و ميزان گرايش يك سيستم رسانه اي ملي به يك طرف طيف،نمايانگر نظام سياسي حاكم برسيستم رسانه اي آن كشور است. نحوه نگرش به منشاء و آثارتوسعه فن آوري و رسانه هاي نوين به خصوص اينترنت يكي از عرصه‌هاي اصلي تقابل مياندو راهبرد ثبات گرا و تحول گرا در رويكردهاي امنيتي ايران امروزاست. درراهبرد ثباتگرايي، گسترش رسانه‌هاي نوين موجب تقدس زدايي از ارزشهاي سنتي و قديمي و اختلال درحفظ ويژگيهاي منحصر به فرد جامعه ايراني مي شود. در مقابل تحول گرايان معتقدندگسترش رسانه‌ها موجب ظهور ارزشهاي جديد و افزايش تطابق با فرهنگ جهاني مي شود. ثباتگرايان كه نگران كاهش توان حاكميت سياسي، نظم، كنترل، اقتدار، استقلال و سلطهنخبگان داخلي هستند رسانه هاي مرز شكن و جديد را عامل اصلي بي ثباتي مي دانند و ازطرف ديگر تحول گرايان كه آزادي سياسي، تنوع، مشروعيت غير متمركز، اقتدار اسفنجي،بهم پيوستگي بين‌المللي و جهاني شدن را شعار خود قرار داده اند اين رسانه هاي نوينرا به عنوان مهمترين عامل تحول ارزيابي مي كنند. در اين ميان رويكرد اعتدال گرا درزمينه اولويتهاي فرهنگي معتقد است ميتوان با تفكيك ارزشهاي بنيادي از سنتها وارزشهاي ابزاري، موقتي و مصلحتي، پنداره تقابل ميان تغييرات محيطي ناشي از تقويترسانه هاي جهاني با ارزشها را واكاوي و باز سنجي كرد و با سخت گيري نسبت به حفظارزشهاي بنيادي، از نوآوري‌هاي درون فرهنگي نسبت به آن دسته از سنتهاي مقدس نمايامروزي كه خود چيزي جز بدعتهاي دير پا نيستند استقبال نمود. خط مشي اعتدال گرايانه،افزايش كارايي دولت در مقايسه با بديلهاي فراملي و تحمل وحدت فرهنگي ساختاري در عينپاسداشت پاره فرهنگهاي قومي و بومي- بعنوان سرچشمه هاي زلال آفرينش‌هاي فرهنگي- درسطوح فرو ملي را لازمه اقتدار حكومت مي داند. در زمينه راهبردهاي مربوط به تمركزقدرت مشروعيت هوشمند به معناي اتخاذ الگوي اقتضايي و پرهيز از الگوهاي تماما همگرايا تماما واگرا در قبال معادله مشروعيت ملي و بين‌المللي است. الگوي مديريت كلان دراين رويكرد متمايل به تفكر راهبردي و مديريت بر مبناي هدف و نتيجه است. در اينديدگاه انحرافات ناشي از فشارهاي داخلي و خارجي از طريق بازنگري مستمر اهداف ومسيرها تصحيح ميشود و در اين فرايند خصوصا بر نظرات و مشاركت نخبگان غير دولتي اعماز دانشيان، فناوران حرفه اي و منتقدان و رقباي سياسي تاكيد مي شود. شناخت و تشريحچگونگي مواجهه منابع قدرت و ثروت در ايران با پديده اينترنت نشان دهنده برآيند دركملي از فرصتها و تهديدات امنيتي ناشي از تعامل اين پديده ارتباطي با فرهنگ سياسيحاكم بر كشور و رقابت مخرب رويكردها و راهبرهاي سه‌گانه بالا است. امواج اينترنت درايران با صرف نظر از اسراييل، ايران اولين كشور خاور ميانه بود كه در سال 1993بهاينترنت پيوست (khazai1997) و در سال 1994داراي اينترانت دانشگاهي شد(burkhart1998 ) و اين اقدام را بدون سرمايه و پشتيباني فني خارجيان و تنها با خريد پنجاه هزاردلار سخت افزار، چندين جلد خودآموز و سخت كوشي چند جوان 25 ساله انجام داد(شهشهاني 1374 ). اما سرعت گسترش و ضريب نفوذ اينترنت در ايران نسبت به كشورهاي منطقه با افتو خيزهايي روبرو بوده است(burkhart1998، آشنا1378). موج اول دسترسي به شبكه هايجهاني در سالهاي ابتدايي دهه هفتاد خورشيدي با روندي كند ولي بومي آغاز شد. بر خلافتمامي كشورهاي منطقه و بسياري از كشورهاي جهان و كاملا شبيه تجربه آغازين امريكا درراه‌اندازي شبكه بنياد ملي علوم(NSFNET)، در ايران نيز بخش علمي و پژوهشي و نهبخشهاي بازرگاني و اقتصادي، بنيان‌گذار و پيشتاز ارتباط با اينترنت بودهاست(burkhart1998)؛ در سال 1372 مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات(IPM) با پشتكارپژوهشگران جوان و پشتيباني سياسي رييس خود كه همزمان يكي از قدرتمندترين نمايندگانمجلس نيز بود توانست با گذر از موانع قانوني، از طريق شبكه علمي و آموزشي اروپا (EARN) و پس از ثبت جهاني حوزه ملي(IR )، برخي از دانشگاههاي كشور را به اينترنتمتصل نمايد(شهشهاني 1374). تا سال 1374، در سطح جامعه دانشگاهي، بهره برداري صرفاعلمي و پژوهشي از اينترنت تقريبا بدون هيچ سياستگذاري كلان، با پهناي باند بسياراندك و بدون بهره گيري از امكانات گرافيكي، بطور تدريجي گسترش يافت و حدود 60 هزاركاربر دانشگاهي را پوشش داد. در سالهاي اخير مسئوليت اينترانت بين دانشگاهي بهسازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي واگذار شده است و شبكه علمي كشور(IROST) بيش از 140دانشگاه و مركز پژوهشي را به يكديگر و اينترنت متصل كرده است. در اين ميان اعمالتحريمهاي اقتصادي، تكنولوژيك و حتي گاه علمي آمريكا، در كاهش كميت و كيفيت توسعهاينترنت در ايران بي تاثير نبوده است (arabshahi1996،burkhart998). موج دوم اينترنتاز نهادهاي شهري سر بر داشت و به توسعه بخش خصوصي انجاميد. در سال 1374همزمان باشكستن پوسته ابتدايي و تجاري شدن سريع اينترنت در جهان ، موسسه ندارايانه وابسته بهشهرداري تهران اقدامات نمايشي و بلندپروازانه‌اي را با الگوبرداري از شبكه ميني تل (minitel) فرانسه براي ارايه خدمات اطلاع رساني شهري سامان داد. پس از يك دورهتجربه و شكستي پر هزينه، شركت با تغيير استراتژي خود، راه اندازي خدمات اينترنتيبجاي توليد و اشاعه اطلاعات شهري را در اولويت قرار داد و به اين ترتيب قويترينارايه كننده خدمات اينترنت در بخش شبه دولتي متولد شد. چندي بعد، ندا رايانه باپشتيباني شهردار مقتدر تهران و يك هيات امناي ويژه و چند منظوره تلاش كرد از طريقارايه خدمات سريع و سهل عملا انحصار اينترنت تجاري را بدست آورد؛ اينجا بود كهمخالفت رقابت‌آميز وزير وقت مخابرات و توقف پروژه يك هزار شماره تلفني، و توقيف 200خط تلفني آن، دومين شكست تجاري- سياسي را بر اين شركت تحميل كرد(ندارايانه 1377) در اين ميان نبايد نقش تاريخي و پيشتازانه اين موسسه را در ارايه اولين خدمات عمومي e-mail, bbs, telebazar, newsgroup و روزنامه الكترونيك را از جنبه بومي سازي فرهنگتوليد و مصرف اطلاعات با بهره گيري از شبكه هاي رايانه اي فراموش كرد. تنش ميانمخابرات و شهرداري راه را براي ديگران باز كرد تضعيف رقيب اصلي، كاهش ريسك سرمايهگزاري و تداوم بلا تكليفي قانوني اين امكان را فراهم آورد كه بخش خصوصي مرتبط بادولت با بهره گيري از رانت‌هاي دولتي و سرمايه‌ها و امكانات ايرانيان خارج از كشور،با اتكا به فن‌آوري گران قيمت ارتباطات ماهواره اي و فارغ از محدوديتهاي خطوطمخابراتي درون و ميان شهري، سر رشته واقعي گسترش دسترسي شهروندان عادي، كاربرانخانگي و شركتهاي تجاري به اينترنت و خدمات متنوع آن را بدست بگيرد افزايش تعدادكاربران از ده هزار به يكصد هزار نفر در فاصله چهار سال را ميتوان حاصل تلاش سودآوربخش خصوصي دانست. (rouhani2000). دولت و اينترنت در ايرانبه علل تاريخي، سياسي واقتصادي حضور دولت در همه عرصه هاي زندگي اجتماعي در ايران بسيار پر رنگ است اماتوجه دولت به اينترنت عليرغم اهميت آن دير هنگام، بخشي‌نگر و تابع تغييرات سياسيبوده است. در بخش دولتي، شركت مخابرات داده هاي ايران (DCI) وابسته به شركت مخابراترا مي‌توان مهمترين عامل بالقوه و در عين حال مانع بالفعل در راه گسترش اينترنت درچند سال اخير دانست. اين شركت كه از نظر حقوقي وضعيت آن روشن نشده است و بودجه جارياندكي در اختيار دارد در سال 1374 تاسيس شد و به سرعت مدعي انحصار اطلاع رسانيالكترونيكي در كشور شد. پروژه‌هاي گران قيمت سويچ‌هاي X.25 و شبكه ايران پك - BBS شارع، شبكه صوتي صبا و...- علاوه بر ايجاد امكان انتقال داده‌ها از طريق مراكزمخابراتي سراسر كشور با استفاده از يك ارتباط9600|b/s با كانادا اتصال 20000 مشتركرا در سال 1995 فراهم كرده و در سالهاي بعد با راه اندازي يك خط Kb/s Vsat64 ازطريق Gulf Net كويت خدمات خود را گسترش داد. در حال حاضر DCI در ميان مدت برايظرفيت 44 مگا بيت در ثانيه برنامه ريزي كرده است. DCI در برنامه سوم توسعه برايچندمين بار طرح شبكه ملي ديتا را ارايه كرد و با اجراي فاز اول آن كه قرار بود تاانتهاي سال 1380 تكميل شود چهار ويژگي اصلي شبكه ديتا را به شرح زير تعهد كرد: 1- ارايه سرويسهاي شبكه ديتا در 420 نقطه در بيش از 180 شهر كشور 2- ايجاد زير ساختلازم براي شبكه هاي داخل سازماني و ارتباطات نقطه به نقطه با ظرفيت 7000پورت وسرعتهاي 64 كيلو بيت بر ثانيه با توان پوشش يك ميليون كاربر انتهايي 3- ارايه خدماتاينترنت و شبكه ملي IP در سراسر كشور با ظرفيت10000 پورت با توان پوشش1000 ISP ويكميليون كاربر انتهايي اينترنت 4- ارايه بيش از 200 پورت نامتقارنِِِِِِِِِِِ ADSL با سرعت8 مگا بيت بر ثانيه در هشت شهر بزرگ كشور براي سرويسهاي مالتي مديا و ويديويزنده(شركت مخابرات ايران 1379) اگر چه اين هدف‌گذاري‌ها در مقايسه با طرحهاي توسعهبسياري از كشورهاي جهان و منطقه بسيار محافظه‌كارانه است، تحقق عيني همان هم درشرايط فعلي به عزمي جدي نياز دارد وگرنه تنها كاركرد آن قطورتر شدن پرونده وعده هايانجام نشده مخابرات است. سياست گزاري ملي در بستر جهاني واقعيت اين است كه بدونملاحظه چند الگوي ملي در برخورد با اينترنت نميتوان از سياستگزاري مبتني بر فهمجهاني سخن گفت لذا معرفي اجمالي چند نمونه كه با سه رويكرد تحول‌گرا، ثبات‌گرا واعتدال‌گرا تناسب بيشتري دارند ضروري است. الگوي آمريكايي اينترنت در امريكا نه بهعنوان تهديد امنيتي بلكه به عنوان بزرگترين فرصت ملي تلقي مي شود. كاخ سفيد در پنجمژانويه 2000 بيانيه اي را تحت عنوان استراتژي امنيت ملي در قرن جديد منتشر كرد. دراين بيانيه ضمن بر شمردن منافع حياتي آمريكا، از اينترنت به عنوان مهمترين ابزارديپلماسي مردمي Public diplomacy نام برده شده است. «پيشرفت جهاني تكنولوژيهاي آزادو اطلاع رساني چون اينترنت توانايي شهروندان و موسسات را براي تاثير گذاري برسياستهاي دولتها تا حد غير قابل تصوري بالا برده است ديپلماسي مردمي يعني تلاش برايانتقال اطلاعات و پيامهايمان به مردم جهان يكي از ابعاد مهم استراتژي امنيت ملي مااست. برنامه ريزي ما بايد به گونه اي باشد كه توانايي ما را براي اطلاع رساني وتاثير گذاري بر ملل كشورهاي ديگر در جهت منافع امريكا تقويت كند و گفتگوي ميانشهروندان و موسسات امريكايي را با نظايرشان در ديگر كشورهاي توسعه ببخشد». توسعهاينترنت در داخل و استفاده از آن براي تاثير گذاري بر ديگران بخشي مهمي از سياستهاياستراتژيك آمريكا است (us Depts. State: 2000) از طرف ديگر مراقبت الكترونيك برحجم، جهت و محتواي ارتباطات مخابراتي و ماهواره‌اي در قالب اطلاعات سيگنال (SIGINT)امنيت اطلاعات(INFOSEC) بخش مهمي از وظايف آژانس امنيت ملي(NSA) را تشكيلمي دهد. (WWW.NSA.gov) افزايش جرايم كامپيوتري در آمريكا از جمله حمله به سايتهاي Amazon و Cnn وYahoo، رييس اف بي آي را واداشت تا در فوريه سال 2000 از كنگرهبخواهد 37 ميليون دلار به بودجه 100 ميليون دلاري وزارت دادگستري براي مبارزه باجرايم كامپيوتري بيفزايد و كلينتون در همان ماه درخواست يك بودجه 9 ميليون دلاريبراي تاسيس مركز امنيت ملي، مشاركت شركتهاي اينترنتي و تجارت الكترونيك عليه حملهكنندگان به سايتهاي كامپيوتري را به كنگره ارائه كرد. (WWW.Cnn.com: 2000،feb،16) الگوي اسراييلي اسرائيل در فاصله سال 1994 تا 2000 تبديل به يك غول صنعت اينترنتشده است؛ در سطح داخلي اتخاذ سياستهاي كلاني از قبيل - اختصاص 3درصد از GDP كشورمعادل 90 ميليارد دلار به تحقيق و توسعه در زمينه تكنولوژي پيشرفته، - آموزشمهارتهاي پيشرفته كامپيوتري در دوران سربازي و تداوم آموزش در دوران خدمت احتياط. ودر سطح جهاني - توليد Checkpoint باپيشينه و ريشه دركاربردهاي نظامي- بعنوان يكيازقابل اطمينان ترين و پر فروش ترين فايروالهاي جهان كه كشورهاي عربي نيز به آنمتكي هستند- بخشي از سياستهاي اينترنتي اعلام شده اسراييل است.( wang1997) الگويچيني چين رسما اعلام كرده است به دنبال برقراري توازن ميان جريان آزاد اطلاعات وصيانت فرهنگ و ارزشهاي اجتماعي خود مي باشد. پيتر ييپ معاون شركت دولتي اينترنت چينگفته است: ما علاقه اي به قمار، پورنوگرافي و موارد حساسيت برانگيز سياسي نداريم ماحتي محتواي فيلتر شده اينترنت را تنها و مهمترين نيرويي مي دانيم كه درهاي چين رابر روي دنيا مي گشايد و راه تغييرات اقتصادي را هموار مي كند. در اجراي ايناستراتژي چين اقدامات زير را انجام داده است. - سرمايه گذاري عظيم در صنايعالكترونيك، مخابرات و كامپيوتر - اقدامات وسيع و سازمان يافته براي تكثير، شكستنقفل و شبيه سازي نرم افزارها وبرنامه هاي كاربردي كامپيوتري و تقويت صنعت عظيم نرمافزار در چين. - تاسيس شركت دولتي اينترنت چين و انحصار ورود اينترنت به كشور ازطريق اين شركت - همكاري شركت با غولهاي اينترنتي آمريكا براي ايجاد خدمات مبتني بروب با استانداردهاي كيفي AOL و استانداردهاي اخلاقي و قانوني چين. - جلب همكاري AOL و Netscape براي توليد يك پويشگر اينترنت به زبان چيني - هزينه عظيم براي فيلتركردن محتواي نامناسب اخلاقي و سياسي در اينترنت ( www.techweb.com/news/twb ) الگويكشورهاي عربي حاشيه خليج فارس تقريبا در تمام كشورهاي حاشيه خليج فارس كنترل قويدولتي بر محتوا و توزيع اطلاعات وجود دارد. اين كنترلها به علل مذهبي، سياسي وفشارهاي داخلي صورت مي گيرد. روش اصلي كنترل اطلاعات الكترونيك در اين كشورهاانحصار مخابرات در شركتهاي دولتي است. يكي از پيامدهاي اصلي اين كنترل دولتي تاخيردر رسيدن اينترنت و كندي در همه گير شدن آن در اين كشورها است. در كشورهاي عربيمنطقه خليج فارس دولت و بخش دانشگاهي عامل گسترش اينترنت نبوده اند در عوض تجارتآزاد و بازرگانان خارجي مقيم بيشترين مشتاقان و كاربران اينترنت را تشكيل مي دهند،در واقع هيچ شخص، سازمان و تجارت مدرني نمي تواند بدون اتكاء به وب و اينترنت دررقابت جهاني براي دسترس به منابع طبيعي و اقتصادي خليج فارس به بقاء خود ادامه دهد. اقتصاد وابسته و ادغام منطقه در اقتصاد جهاني اتصال به اينترنت را گريزناپذيري كند. بازار مصرف اينترنت در كشورهاي عربي خليج فارس اساس تجاري است. كشورهاي خليج فارساز نظر سياستگذاري در مورد اينترنت روي يك طيف قرار دارند كه يك طرف آن عراق و طرفديگر آن يمن و قطر است. عراق تاكنون رسم به اينترنت متصل نشده است و مودمهاي شخصيرا ممنوع كرده است از طرف ديگر يمن و قطر با حذف هر گونه كنترلي بر روي اينترنت وسرمايه گذاري براي گسترش زيرساختها به منافع اينترنت بيشتر از خطرات آن بهاداده‌اند. كويت با برخورداري از سيستم مخابراتي كاملا پيشرفته در 1994 ارائه خدماتعمومي اينترنت را آغاز كرد. وزارت مخابرات كويت امتياز ISP به ابتدا به گلف نت وسپس به يك كمپاني ديگر واگذار كرد. گلف نت از طريق ماهواره به Sprint آمريكا متصلاست. دانشجويان كويتي بدون هيچ گونه هزينه به اينترنت دسترسي دارند. عمان به واسطهجبران عقب ماندگي نسبي از ديگر كشورهاي خليج فارس، بازسازي سيستم مخابراتي را دراولويتهاي خود قرار داده است در چارچوب يك طراحي ملي براي زيرساختها و خدماتمخابراتي GTO سازمان عمومي مخابرات طرحي را براي سال 2000 ارائه كرد كه در آن امكاندسترسي به هر اطلاعي در هر زماني در هر كجا و به هر شكل ارائه براي دولت و بخشخصوصي پيش بيني شده اند. GTO در سال 1995 يك مناقصه بين‌المللي را براي ISP اعلامكرد. در اين مناقصه Sprint آمريكا برگزيده شد و علاوه بر ايجاد سايت، اداره آن رابه مدت 5 سال تعهد كرد. دسترسي عمومي به اينترنت از دسامبر 1996 فراهم شد و كاربريتجاري آن به سرعت توسعه يافت. قطر مدرنترين شبكه مخابراتي منطقه را ايجاد كرده استو انحصار مخابرات دولتي توسط Q-tel اعمال مي شود كه تنها ISP كشور را دارا مي باشدولي بررسيهايي به منظور خصوصي سازي - ولي به صورت غيررقابتي - در حال انجام است،دولت در كنار اينترنت يك سيستم اطلاعاتي ژئوفيزيكي را با اهداف توسعه بخشي عمومي وخصوصي به سرعت توسعه داده است ولي آموزش عالي و دانشگاه بهره چنداني از آن نبردهاند. قطر تنها كشور حاشيه خليج فارس است كه خود را منطقه فارغ از سانسور اطلاعاتمعرفي كرده و هيچگونه كنترلي بر محتواي اينترنت اعمال نمي كند. تنها حساسيت دولتمسئله پورنوگرافي است كه با استفاده از فايروال تا حدي كنترل مي‌شود. امارات متحدهعربي از سال 1995 ارزان قيمت‌ترين و نظارت شده‌ترين خدمات اينترنت منطقه را ارائهمي كند و بيشترين نسبت كامپيوتر متصل به اينترنت نسبت به جمعيت را دارا مي‌باشد. دولت بخش تجاري و دانشگاهها همه پشتيبان اينترنت هستند و از آن به خوبي بهره برداريمي كنند. وزارت مخابرات با راه اندازي چند پراكسي سرور گران قيمت تمام تبادلات دادهها را فيلتر كرده و كنترل مي كند. در عين حال امارات شاهد بيشترين مباحثات افكارعمومي درباره خطرات استفاده از اينترنت بوده است. عربستان سعودي بزرگترين ومحافظه‌كارترين كشور منطقه است و خاندان حاكم بر سعودي نسبت به موارد غير اخلاقي وفعاليتهاي تبعيديان خارج‌نشين بسيار حساس هستند هنوز اينترنت در سعودي توسعه چندانيپيدا نكرده است و دسترسي عمومي در اينترنت همگاني نشده است. اما برخي از بخشهايدولتي، پزشكي و دانشگاهي از طريق يك اتصال ماهواره اي به امريكا از خدمات اينترنتاستفاده مي كنند. سعودي گرانترين طرح مطالعاتي در مورد كاربردها و استلزاماتاينترنت را به مدت 2 سال پي گيري كرد و در نتيجه روش مديريت كاملا متمركز براي وروداينترنت به كشور و كنترل كل ورودي توسط يك فايروال ملي براي جلوگيري از دسترسي بهمحتواي نامناسب - از نظر دولت - پذيرفته شد.((burkhart1998 اينترنت و امنيت فرهنگيدر ايران در بحبوحه جنگ نگرشها، اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه در حالحاضر اينترنت در ايران نقش بسيار مهمي از لحاظ امنيت فرهنگي ايفا مي كند، از نظرعلمي افزايش توانايي دسترسي دانشجويان، اساتيد و محققان ايراني به منابع الكترونيكو تماسهاي علمي با دانشمندان ديگر كشورها كاملا مرهون اينترنت دانشگاهي است. از نظرافزايش توان كسب آگاهيهاي سياسي و اجتماعي و دريافت آراء مختلف و امكان گفتگو وابراز خود براي همگان نمي توان نقش اينترنت را انكار كرد. امروزه سايتهاي مختلفايراني با تشكيل گروههاي مباحثاتي بسيار جدي در مورد مسائل جهاني و ملي عرصه وسيعيرا براي آگاهي جويي و اعلام نظرهاي تخصصي و عمومي فراهم كرده اند.(sick1997) پيگيري نظر سنجي هاي اينترنتي در مورد انتخابات مجلس ششم، انتخاب رئيس مجلس فايده ياضرر ارتباط با آمريكا، مهمترين شخصيت قرن اخيرايران و... نشان مي دهد كه اينترنتبراي ايرانيان امكانات كاملا مساعدي براي ابراز آزادانه عقايد، و مشاركت سياسي وفرهنگي فراهم آورده است. حتي برخي احزاب و داوطلبان نمايندگي از جمله آقاي دكترحداد عادل براي تبليغات انتخاباتي خود از اينترنت استفاده كردند. به اين ترتيب ميتوان نقش مهمي براي اينترنت در گسترش آزاديها و مشاركت سياسي و دمكراسي فرهنگي قايلشد. معيارهاي امنيت فرهنگي در سياستگذاري براي تحليل فرآيند سياستگذاري در مورداينترنت در ايران، پاسخ به سوالاتي در مورد آزادي بيان، كنترل جريان اطلاعات،قوانين مربوط و در يك بيان تئوري هنجاري حاكم بر رسانه‌هاي جديد ضروري است. اينسوالات به 5 حيطه اصلي قابل تحليل است - حق ارتباط خصوصي - حق ارتباط ناشناس - حقرمز گذاري در ارتباط - معافيت كانال ارتباطي از مسووليت محتوا - دسترسي عمومي وارزان با توجه به تحقيق محسنيان‌راد، تئوري هنجاري حاكم بر رسانه هاي مرسوم درايران در سال 1376، آميزه اي از تئوري مسووليت اجتماعي، توسعه بخش و ايدئولوژيكبوده است.(44) تغييرات سياسي سال 76 به بعد نقش تئوري مسووليت اجتماعي را تقويتكرده است ولي در مورد اينترنت وضع متفاوت است و حاكميت تئوري آزادي گرا بر دسترسي وانتشار از طريق اينترنت كاملا ملموس است تا اواخر نيمه اول سال 1380 دولت هيچگونهنظارت و دخالت محسوسي در مورد آن نداشته است. زيرا: - قوانين مربوط به مطبوعات كهعمده‌ترين قانون در حوزه محدوده محدوديتهاي آزادي بيان است در مورد گفتار روي شبكهتسري ندارد. - افراد، سازمانها و شركتها امكان دسترسي به سرويس دهندگان اينترنت رااز طريق خطوط تلفن دارند. - براي دسترسي به اينترنت هيچگونه مجوز دولتي لازم نيست. - دسترسي به اينترنت بايست يا پست الكترونيك نياز به هيچ نوع تاييديه اي از طرف هيچسازمان دولتي ندارد. - هيچ دستورالعمل يا بخشنامه اي وجود ندارد كه سرويس دهندگانرا موظف كند اطلاعات مربوط به مشتركان، كاربران و محتواي داده هاي تبادل شده را بهسازمانهاي دولتي ارائه دهند. - هيچ قانون يا دستورالعملي براي منع رمز گذاري محتوايداده هاي مبادله شده وجود ندارد. - هيچ قانوني وجود ندارد كه سرويس دهندگان ملزم بهكنترل محتوا نمايد. - هيچ سياست و اقدام مشخصي در مورد سانسور يا بلوك كردن سايتها،گروههاي مباحثاتي و آدرسهاي پست الكترونيكي وجود ندارد و ايران فاقد يك فايروال وسيستم فيلترينگ ملي و مركزي است. - هيچ قانوني وجود ندارد كه سرويس دهندگان رامسوول محتواي سايتهاي روي سرويس بداند. - كافه هاي اينترنتي به سرعت در حال رشد استو هيچ قانون خاصي براي نحوه تاسيس و نحوه اداره آن وجود ندارد. اين كافه‌ها تابعقانون اماكن عمومي هستند. - خدمات اينترنت در ايران به سرعت ارزان شده است و دولتبراي دسترسيهاي دانشگاهي سوبسيد قابل ملاحظه اي را پذيرفته است. سياست گسترش فيبرنوري و افزايش ظرفيت تبادل بين‌المللي داده‌ها از سياستهاي جاري دولت است. مشكلاتفعلي سياستگذاري در امنيت فرهنگي و اينترنت در جريان سياستگذاري براي اينترنت دركشور ما موانع جدي وجود دارد. اين موانع را مي توان به شرح زير مرتب كرد: فقداناستراتژي فرهنگي كلان در مورد صنايع فرهنگي جديد فقدان سياست ملي مخابراتي روشننبودن اولويت بندي در مورد گسترش تلفن ثابت، همراه و مخابرات داده‌ها روشن نبودنميزان ظرفيت دولت در پذيرش مشاركت بخش خصوصي در وارد كردن و توزيع اينترنت. فقدانسياست روشن گمركي در مورد مجاز يا ممنوع بودن واردات تجهيزات دريافت و ارسالماهواره‌اي براي خدمات اينترنت وجود رقابت تخريبي ميان ارگانهاي عمومي متولياينترنت در كشور از جمله فيزيك نظري، شركت مخابرات و صدا و سيما فقدان سياست ملياطلاع رساني عليرغم تشكيل شوراي عالي اطلاع رساني اين شورا به سياستگزاري تفصيلي واعلام شده اي در زمينه اطلاع رساني دست نيافته است. وجود مدعيان و متوليان متعدد درمديريت ملي اطلاع رساني و عدم تفكيك وظايف آنها موجب كندي و بلكه عقب ماندگي جديايران در توليد و سازماندهي اطلاعات الكترونيك شده است. امروز به علت عدم ساماندهياطلاعات علمي كشور دسترسي به كتابخانه كنگره امريكا بسيار ساده تر و مقيدتر ازدسترسي به كتابخانه هاي ملي، مجلس و دانشگاه تهران است. فقدان سياستهاي نظارتي وامنيتي هم اكنون معلوم نيست مسوول حفاظت از داده هاي موجود در سامانه‌هاي نظامي،امنيتي و اقتصادي كشور كيست؟ چه سازماني مسوول جلوگيري، پيش گيري و پي گيري حملاتالكترونيكي و نقض امنيت سامانه‌هاي ملي است؟ معلوم نيست چه سازماني متوليسياستگذاري و تعيين موارد ممنوعه در تبادل داده‌ها است؟ معلوم نيست كدام سازمانمسوول نظارت بر كيفيت فرهنگي و محتواي سايتهاي توليد شده و قابل دسترس در كشور است؟ملاحظات فرهنگي در سياستگذاري به نظر مي رسد ملاحظات اساسي فرهنگي در سياستگذاريهايآتي در مورد اينترنت در ايران به شرح زير مي باشد: - گسترش اينترنت در كشور ايرانبايد به گونه اي باشد كه به خلاقيت گستري مدد رساند نه اينكه موجبات خلاقيت زداييرا فراهم آورد. سياستگذاري در مورد توسعه اينترنت نبايد به توسعه مصرف يا باز توليدمحتواي آن محدود شود بلكه بايد گسترش فرهنگ بومي و مذهبي و مقاومت فرهنگي را بهدنبال داشته باشد. - بيش و پيش از توسعه اينترنت بايد به نظام توليد و سازماندهيالكترونيك اطلاعات علمي، اداري و مالي بر اساس استانداردهاي قابل تبادل در شبكهاهتمام داشت و بودجه هاي كلاني را به اين امر اختصاص داد. - تدوين و اجراي قوانينمورد نياز و روز آمد در حوزه ارتباطات شبكه اي بسيار اساسي است. اين قوانين به خصوصموضوع حقوق تكثير و مالكيت آثار فرهنگي و نرم افزارها و اطلاعات الكترونيك تاثيرقاطعي در تشويق توليد فرهنگي بر روي شبكه دارد. - در سياستگذاري فرهنگي بايد چگونگيكاربرد تكنولوژي توسط موسسات فرهنگي و تاثير آن را بر مخاطبان در نظر گرفت. معلومنيست كه هر گونه استفاده از تكنولوژي جديد لزوم به افزايش تاثير پذيري مخاطبان منجرشود. - نظام نظارت فرهنگي بر محتواي داده هاي مبادله شده و ثبت ملي Domain نقشاساسي در پيش گيري از گسترش فساد، تهديدات امنيتي، رسوخ جاسوسي و خرابكاريالكترونيك و عمليات رواني دارد. جمع بندي بنظر ميرسد تهديد اصلي و بالفعل كشور درمورد اينترنت فقدان گفتمان امنيتي در مورد اين پديده است. اينترنت كه بطور بالقوهمي تواند هم تهديد و هم فرصتي طلايي براي امنيت فرهنگي و سياسي باشد به عرصه ايفراخ براي رقابت گروههاي فشار سياسي و اقتصادي تبديل شده است. فقدان دانش جامع نگردر مورد صورت مسئله و عدم وجود مطالعات سياستگذاري مقايسه اي در كشور حاكميت روشآزمون خطا و اعمال سلايق فردي و سازماني را به دنبال داشته است. مسووليت پذيري دولتدر سياستگذاري علمي، كارشناسانه و همه‌سونگر و بهره گيري از تمام توان علمي كشورشرط اصلي تحقق بيشترين منافع و كمترين آسيبها از گسترش صنعت اينترنت در ايران است. منابع فارسي آشنا حسام الدين1378 الگوي هنجاري رسانه‌ها در كشورهاي همسايه ايران،دانشگاه امام صادق، انتشار محدود آشنا حسام الدين1374 تئوريهاي هنجاري ساخت وكاركرد رسانه‌ه، تهران: دانشگاه امام صادق، انتشار محدود آشنا حسام الدين، رضيحسين1376 بازنگري نظريه هاي هنجاري رسانه هاو ارائه ديدگاهي اسلامي، فصلنامه پژوهشيدانشگاه امام صادق، شماره چهارم، تابستان 1376، صص 207-246 اي آرلي جان،1356 به سويسياستهاي ارتباطي واقع‌بينانه، ترجمه خسرو جهانداري، تهران: سروش بوزان باري، 1378مردم، دولتها و هراس، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي پچي آيورليو و ديگران 1370جهان در آستانه قرن بيست و يكم، ترجمه علي اسدي، تهران، انتشارات و آموزش انقلاباسلامي تاجيك محمد رضا، 1377 قدرت و امنيت در عصر پسامدرنيسم، گفتمان، شماره صفر،بهار 1377، ص 114 راجرز اورث ام و شوميكراف فلويد 1369 رسانش نوآوري‌ها ترجمه عزتالله كرمي و ابوطالب فنايي، شيراز: دانشگاه شيراز رشيد پور ابراهيم 1356 ارتباطجمعي و رشد ملي، تهران: دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران رنجبر مقصود،1378ملاحظات امنيتي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تهران: پژوهشكده مطالعاتراهبردي شركت مخابرات ايران 1379 توسعه مخابرات در برنامه سوم توسعه اقتصادياجتماعي كشور، انتشار محدود شهشهاني 1374 ايران به اينترنت پيوست، خبرنامه مركزتحقيقات فيزيك نظري و رياضيات رابرت، 1377 . ماندل چهره متغير امنيت ملي، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي محسنيان راد مهدي1377 ارتباط جمعي در كشورهاي اسلامي،دانشگاه امام صادق، انتشار محدود محسنيان راد مهدي 1376 انتقاد در مطبوعات ايران،مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها، انتشار محدود محمدي مجيد1379 سيماي اقتدار گراييتلويزيون دولتي ايران، تهران: جامعه ايرانيان مك برايد شون1369 يك جهان چندين صدا،ترجمه ايرج پاد، تهران: سروش مولانا حميد1371 جريان بين‌المللي اطلاعات، ترجمه يونسشكر خواه، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها نصر سيد حسين زبان فارسي و هويتملي، گلستان، بي تا، صص43-25 منابع انگليسي Burkhart Grey and Seymour E Good man، Mar 1998 The Internet gains acceptance in the Persian Gulf،Communication،New York. Mohammadi Annabelle Sreberny،Ali (Editor)1994 Small Media، Big Revolution: Communication، Culture، and the Iranian Revolution University of Minnesota Press Sick Gary 1996 Middle East Studies Association Bulletin، December Tehranian majid 1999 Global Communication and World Politics: Domination، Development، and Discourse Lynne Rienner Publishers Us Dept. of state 2000 A National security strategy for a new century منابع اينترنتيwww.glreach.com/globalstats/index Global Internet Statistics (by language) http://www.iranonline.com/ http://www.itu.int/ ti publications INET - 99 ITU، Challenges to the network، 1999 http://www.mit.edu/...web-growth-summary Internet for Development www.techweb.com/wire/story/TWB/19990609 Milton Muller، Internet Growth lags In Developing Nations، 1999 www.ifi.uib.no/staff/research/delexApplicatca 98 icapaper.htm Alexander E. Voiskounsky، Internet: Diversity or unification? http://www.nsa.gov/ About the National security Agency، 2000 WWW.Cnn.com Clinton administration develops Internet security proposals as investigators pursue hackers, Feb, 16,26- www.techweb.com/news/twb/9980528 so China Seeking Filtered content, 05/28/98 WWW.georgetown.edu/research/arabtech/pgi98-1.html Burkhart Grey National security and the Internet in the Persian Gulag Region, 1998, Abstract www.iranian.com/ sep96 web internet Iran Neda News: Dramatic increasing Neda's site Traffic http://neda.net/ nedanews 30 – Peyman Arabshahi: The Internet in Iran, 1996 www.iranonline.com/magazine/issu26/internet/index.html www.ezbord.com http://www.wwcd.crg/cddef.htm What is Cultural Democracy? www.hrw.org/advocacy/internat/mena/appendix.htm www.hrw.org/advocacy/internet/mena/intro.htm www.internetworld.com/print/01/20/in/israel.htm Nelson wang، How Tiny Israel Became An internet Industry Giant,1997.