close
تبلیغات در اینترنت
تحقیق رایگان - 5
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

    لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

  • لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

  • رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

    رمز های جی تی ای 5 بصورت کامل

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

    معرفی دانشکده سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

    آشنایی با دانشکده فنی انقلاب اسلامی

  • معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

    معرفی نظام آموزش عالی فیلیپین

  • معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

    معرفی نظام آموزش عالی ترکیه

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 917 مشاهده

سایت فروشگاه علمی آسمان تحقیق رایگان زیر را تقدیم می نماید :

تحقیق درباره مديريت و برنامه ريزي آموزشي

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در مورخه دسامبر 1979 موردپذيرشواقع گرديد.مطابق ماده30 قانون اساسي‌، ارائه تعليم و تربيت رايگان از اهم وظايفدولت به شمار مي رود. بنابر ماده قانون مذكور دولت ملزم به فراهم آوردن تسهيلاتمورد نياز شهروندان جهت برخورداري از آموزش رايگان تا پايان آموزش متوسطه ميباشد.دولت همچنين مسئوليت توسعه آموزش عمومي رايگان ‌به‌منظور دستيابي ‌به‌خودكفايي را عهده دار مي باشد. درجمهوري اسلامي ايران دولت در قبال توسعه آموزش وپرورش مسئول بوده و وزارت آموزش و پرورش با نيت نيل به هدف فوق فعاليت مي نمايد. استراتژي‌‌هاي اساسي آموزشي و پرورشي كشور در چهار چوب برنامه هاي توسعه اول و دومطي سا‌ل‌هاي دهه 1990 سازماندهي شده ، واين درحاليست كه اتخاذتصميمات عمده حوزهآموزش بر عهده كابينه و شوراي عالي آموزش وزارت آموزش و پرورش مي باشد.با توجه‌به‌دامنه گسترده فعاليت‌هاي وزارت آموزش و پرورش درحوزه (( آموزش همگاني )) شورايمذكور به پذيرش سياستگذاري كلان برنامه‌هاي آموزشي شامل تصميم گيري وتعيينتاكتيكهاي عمومي (( آموزش همگاني )) طي دهه 1990 مبادرت نمود. شوراي عالي وزارتآموزش و پرورش كه در1979 تشكيل يافت از تعداد 17 عضو برخوردار مي باشد كه باپيشنهاد وزارت آموزش و پرورش و حكم قانوني رئيس جمهور منصوب مي‌گردند. علاوه بر اينچندين مركز هماهنگي در جهت ارائه(( آموزش همگاني )) به شهروندان فعاليت دارند كه ازآن جمله ميتوان به (( دپارتمان آموزش ))‌، (( دپارتمان پرورش)) ، (( دپارتمانبرنامه ريزي )) ، (( سازمان تحقيقات و برنامه ريزي هاي آموزشي ))‌، ((سازمان نوسازي و توسعه مدارس ))‌، (( سازمان آموزش و پرورش استثنايي ))‌و (( اداره آموزشعمومي)) اشاره نمود.مسووليت اصلي نهادهاي مذكور ارائه لوايح قانوني آموزش همگانيبه‌شوراي عالي وزارت آموزش و پرورش بر اساس توصيه‌ها و پيشنهادات ادارات تحتسرپرستي‌‌ و همچنين ادارات عمومي وزارت آموزش و پرورش مستقر درمراكز استانها‌ ميباشد.گفتني است كه لوايح قانوني فوق پس از تصويب شوراي عالي‌ آموزش و پرورش، قانونيو لازم الاجرا مي گردند. ادارات عمومي وزارت آموزش و پرورش مستقر درمراكز استانها‌كه تحت نظارت و هماهنگي دپارتمان‌ها و سازمانهاي مربوطه‌ فعاليت مي نمايند به اجرايقوانين مصوب مبادرت مي‌نمايند. معاونين آموزشي وكارشناسان ارشد آموزش ابتدايي وزارتآموزش و پرورش به تشكيل جلسات جداگانه‌‌6 ماه يكباردرجهت ارزيابي فعاليت‌هاي جاري ونظارت بر روند پيشرفت آموزش همگاني مبادرت مي‌نمايند.نتايج جلسات و استراتژي‌‌هايطراحي شده جهت ارزيابي اهداف آموزش همگاني به‌دپارتمانها و مراكز تحت نظارت وزارتآموزش و پرورش ارسال مي گردد.

نهادهاي مركزي مديريتي چیست

از جمله مهمترين نهادهاي مركزي مديريتيمي توان به مواردذيل اشاره نمود:

1-وزارت آموزش و پرورش كه مسووليت طبقه بندي و تأمين ماليمقاطع3 گانه آموزشي را بر عهده دارد.

2-شوراي عالي آموزش كه مسووليت سياستگذاري براي آموزش غيردانشگاهي را بر عهده دارد.

3-وزارت فرهنگ و آموزش عالي كه مسووليت رسيدگي و نظارت بر اموردانشگاههاي علوم ، هنر و تكنولوژي را عهده دار مي باشد.

4-وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي كه مسووليت رسيدگي ونظارتبر مدارس پزشكي، پيراپزشكي و مراكز ويژه آموزش بهياران را عهده دار مي باشد.

5-وزارت كار و امور اجتماعي كه مسووليت ارائه آموزشهاي غير رسميمن جمله رشته هاي فني و حرفه‌اي را عهده دار مي باشد.

6-مؤسسات تخصصي آموزش عالي كه تحت نظارت وزارتخانه هاي كشاورزي ،نفت ، صنايع و و با توافق وزارت فرهنگ و آموزش عالي به اهداء گواهينامه هاي آموزشيمبادرت مي نمايد كه از آنجمله مي‌توان به مؤسسات « دانشگاههاي علمي كاربردي » اشاره نمود.

7-ادارات كل آموزش استاني كه مسووليت نظارت ، تجهيز ، برنامهريزي ، اجرا ،تخصيص بودجه و كلية امور مربوط به مدارس ، مراكز آموزش معلمان وشوراهاي استاني را برعهده دارند.

8-ادارات آموزشي منطقه اي كه مسووليت رسيدگي و نظارت بر امورويژه مدارس ، مؤسسات پيش‌دانشگاهي، كار و دانش ، مؤسسات آموزش خصوصي ، مدارس شاهد وايثارگران ، انجمن‌هاي اولياء و مربيان و مراكز فرهنگي را عهده دار مي باشند.

چالش ها و باید های مديريتي نظام آموزشي

نظام آموزش و پرورش در ايران به دو دليل اصلي به شرح ذيل از آغازپذيرش تحولات جديد ( از اواسط قرن نوزدهم ميلادي ) تا كنون در ايجاد بستر مناسب جهتتوسعه علمي كشور موفق نبوده است:

1-آشنايي محدود و پذيرش سطحي شيوه هاي نوين تعليم و تربيت غربي

2-تفوق سياستمداران برعرصه فرهنگ و آموزش علوم

در گذشته آشنايي محدود و بهره برداري سطحي از دستاوردهاي جديدنظام آموزشي غرب تا حدود بسيار زيادي به مواجهه " غير منطقي و احساسي " حكومتهايوقت و كليت جامعه ايراني با مظاهر تمدن غرب باز مي گشت. از اين روي، تغييرات اعمالشده در نظام كهن آموزش و پرورش ايران از تغيير مكاتب آموزشي به مدارس ، حصير بهنيمكت، عريض تر نمودن تشكيلات آموزشي و به كارگيري و استخدام معلمين جديد , مديرانو ناظمين , ساعات حضور و غياب , سرود خواني و افراز پرچم ,انتشار كتب جديد و لباسهاي متحدالشكل فراتر نرفته و كمتر نشانه اي از تغيير تفكر سنتي در شيوه هاي مديريتنظام آموزشي ، پذيرش الزام آشنايي جدي با مباني علوم جديد و روش هاي آموزش علمي ،تحول رابطه معلم و متعلم ، انطباق محتواي كتب درسي با نيازهاي جامعه و بكارگيريشيوه هاي نوين تعليم و تربيت لحاظ نگرديد..در نتيجه به رغم افزايش كمي مدارس و دانشآموزان و تاليف و تدريس كتب جديد ، بنيانهاي توسعه علمي كشور قوام نيافت. اصلي ترينعلت اين مساله به شيوه مديريت نظام آموزشي كشور كه به رغم قرار گرفتن ايران در يكموقعيت جديد , كماكان بر پايه تفكرات سنتي و نا كارآمد استوار بود ، باز مي گشت.تحتچنين شرايطي، ايرانيان از يك سو فرصت آشنايي عميق با مباني علوم جديد و جستجويراهكارهاي تحقق توسعه علمي كشور را از دست داده واز سوي ديگر تربيت فرزندان اين مرزو بوم براساس شيوه هاي نوين تعليم و تربيت صورت نگرفت تا به عنوان پشتوانه هايمناسبي جهت رفع عقب‌ ماندگي‌هاي تاريخي ايران محسوب گردد. از اين روي تا آغازانقلاب اسلامي , پيشرفتهاي علمي برخي از نخبگان ايراني بيشتر معلول نبوغ ذاتي آنانو نه تحول مثبت در نظام آموزشي كهن ايران بوده است. اما علي رغم وقوع انقلاب اسلامي , بنا به دلايل گوناگون , مساله جستجوي راهكارهاي صحيح بهره مندي از دستاوردهايجديد آموزشي جهان و تلاش جهت كارآمدسازي نظام آموزش و پرورش ، تحت الشعاع مسايلديگري قرار گرفته است. اختصاص بودجه ناچيز به امور با اهميتي نظير تامين ابزارآموزشي و كمك آموزشي , تغيير كيفي كتب درسي , بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان , اصلاحساختار اداري نظام آموزش و پرورش از يكسو و عدم برنامه ريزي علمي در جهت اصلاح شيوهمواجهه نابرابر و سردرگم بخشهاي متعدد جامعه آموزشي با تحولات جديد دنيا از سويديگر , از دلايل صحت ادعاي فوق به شمار مي رود. بنابراين از آنجا كه به رغم كليهتلاشهاي مثبت, تاكنون اقدامات مهم و اساسي , جهت كارآمدسازي نظام آموزش و پرورش ازطريق اصلاح نظام مديريتي, ايجاد تشكيلات مناسب اداري و مدرن سازي شيوه هاي آموزشيصورت نگرفته , تحقق اهداف برنامه هاي توسعه علمي- اجتماعي كشور با مشكل مواجه شدهاست. همانگونه كه قبلا نيز بدان اشاره گرديد،تفوق سنتي و قيم مابانه مسئولين سياسيبر مقدرات نظام آموزش وپرورش كشور يكي ديگر از دلايل ناكارآمدي نظام آموزش و پرورشدر زمينه سازي توسعه علمي كشور محسوب مي گردد. در واقع برنامه ريزي و هدايت نظامآموزشي و مقدرات آن در آماده سازي بسترهاي توسعه علمي كشور , نبايد به چگونگي تشكيليك حكومت يا روي كار آمدن يك دولت وابسته باشد. در واقع اصلاح , بازسازي و كارآمدسازي اين سيستم از طريق تصحيح شيو هاي مديريتي آن و با پذيرش فرضيه لزوم علمي بودنمديريت نطام آموزشي از جانب مسئولين امكان پذير است. از اين روي در شرايط كنوني "تغيير و بهينه سازي " نظام مديريتي آموزش و پرورش به قدري مهم است كه مساله "مقبوليت سياسي " مديريت آن در پيشگاه مسئولين حكومتي در درجه دوم اهميت قرارميگيرد. از اين رو بيشترين تلاش نخبگان فرهنگي به اعمال تغيير معادله هميشگي رويكارآمدن دولت جديد بادگرگوني اهداف, مديريتها و شيوه هاي نظام آموزشي كشور معطوفميگردد. فرايند تكوين و تحول نظام آموزش و پرورش بايد به گونه اي طراحي گردد كه ازيك روال منظم, منطقي و علمي متناسب با شرايط و نيازهاي جديد جامعه تبعيت نموده وحتي الامكان به دور ماندن نظام مذكور از تاثيرات منفي تحولات سياسي منتهي گردد.جهتكاهش تسلط سياست بر نهادهاي آموزشي , راهي غير از تلاش فرهنگيان براي محقق سازي " جامعه مدني " از طريق تقويت " روح عمل جمعي " و علاقه به " مشاركت جويي" اجتماعي , سياسي و كوشش جهت تسلط " فرهنگ انتقادي " در ميان معلمين و دانش آموزان و جديت درآموزش مباني علوم جديد وجود ندارد. تنها در اين صورت است كه ميتوان به واگذاريمديريت نظام آموزشي به فرهنگيان متخصص و كاهش نقش دولت تا حد طراحي "سازو كارهايحمايتي " متناسب با تقويت نقش فرهنگيان در مديريت نظام آموزشي اميدوار بود.وجودنظام آموزش و پرورش كارآمد ,علاوه بر تقويت بنيه علمي كشور و تربيت صحيح بنيادشخصيتي كودكان, آحاد جامعه را نيز به سوي مشاركت فعال در فرايند توسعه همه جانبهرهنمون مي سازد. از اين روي، برمسئولين حكومتي است كه با همكاري فرهنگيان و سايركارشناسان به تعيين و تببين استراتژي مديريت نظام آموزش و پرورش در قالب يك مرحلهانتقالي و با توجه به اهداف ذيل مبادرت نمايند:

1-كاهش نقش مديريتي و نظارتي دولت در آموزش و پرورش و فراهم سازيزمينه هاي استقلال نظام آموزشي از نظام سياسي

2-سپارش مديريت نظام آموزشي به كارشناسان واقعي و اشخاصي كه ازقدرت طراحي برنامه هاي نوين و بهره مندي هر چه بهتر از تحولات جديد دنيا در زمينهآموزش برخوردار بوده و به اصلاح ساختار بوروكراسي اداري، مشكلات عمده فرهنگيان , جذب برنامه هاي حمايتي دولت و اجراي رضايت بخش سياستهاي عمومي دولت در حوزه آموزش وفرهنگ مبادرت نمايند. استراتژي مذكور به عنوان مبناي تدوين طرح جامع آموزشي فرهنگي،به تحول اساسي در نظام آموزش و پرورش از طريق اصلاح ساختار اداري ناكار آمد نظامآموزشي , مدرنيزاسيون روشهاي آموزشي ، ارتقا، كيفيت كتابهاي درسي،تامين ابزارآموزشي و كمك آموزشي , افزايش كمي مدارس و تعداد افراد برخوردار از تحصيلات رايگانمنتهي مي گردد. دراين طرح نظام آموزشي، لزوما يكسان سازي شكلها ، روحيات و تفكراتكودكان با آرمانهاي سياسي حكومتي مد نظر نمي باشد زيرا تحقق توسعه علمي و حل مشكلاتعديده آموزش و پرورش , از طريق مقيد نمودن آن به رعايت الگوهاي مطلوب سياسي امكانپذير نيست.

عملكرد وزارت آموزش و پرورش

آموزش و پرورش را چنانچه " تفكر سيستماتيك " در آن جاري نباشد نميتوان " نظام آموزش و پرورش " ناميد. عملكرد وزارت آموزش و پرورش كشور ايران راميبايستي از دو جنبه مد نظر قرار داد كه به طور قراردادي مي توان آن ها را بعد " كمي " و بعد " كيفي " نام نهاد. تكنولوژي آموزشي كه بر مفهومي فراتر از كاربردابزارهاي آموزشي مشتمل مي گردد، عبارت است از يك رويكرد نظا م مند جهت طراحي , اجرا , ارزش يابي و حل مشكلات در كل فرايند ياد دهي و يادگيري با بهره گيري بهينه ازيافته‌هاي علمي نظير روانشناسي و علم ارتباط انساني و تلفيق مطلوب و مناسبي ازمنابع انساني و غير انساني به منظور ايجاد يادگيري عميق تر، موثر ترو پايدارتر

شكل اصلي و كلي آموزش و پرورش ميبايستي از يك تفكر نظام مند متاثرگردد، به عبارت ديگر آموزش وپرورش را چنانچه "تفكر سيستماتيك " در آن جاري نباشدنمي توان نظام آموزش و پرورش , ناميد. در حاليكه اگر عناصر موجود در آن به شكلياتفاقي و تا حدودي غير منطقي كنار يكديگر قرار گيرند بهترين نام براي آن " شبه نظامآموزش و پرورش " خواهد بود.

وزارت آموزش و پرورش كشور ايران به اجراي سياست " عنصر گرايي" كهبيش از يكصد سال است در ايران الگوبرداري شده مبادرت نموده و از نگرشي " كل گرا " به مسائل آموزشي كشور گريزان است.

و اين در حالي است كه مفهوم "كل گرايي " بيش از پنجاه سال است كهدر نظام هاي مترقي آموزش و پرورش دنيا مطرح شده و مورد استفاده بسياري از نظام هايآموزشي قرار گرفته است. در ايران به دليل " عنصر گرايي " بيش از حدي كه بر شبه نظامآموزش و پرورش كشور حاكم است , هر از چند گاهي، كتب درسي ، ابزارهاي آموزشي ،روشهاي تحرير, نحوه مديريت مديران و عناصر مشابه اساس نقائص و گرفتاريهاي نظامآموزشي قلمداد مي گردند. بعد سوم، بعدطراحي آموزش وپرورش و طراحي نوعي نقشه كشيآموزشي وپرورشي است( نظير نقشه ساختماني مورد استفاده كادر ساختماني) .با وجوديكه اجراي بعد مذكور به اجراي دقيق سياستهاي آموزشيوپرورشي منجر مي گردد اما متاسفانه به رغم طرح هايي كه عمدتا توسط فارغ التحصيلانگرايشات علوم تربيتي دانشگاهها به طور پراكنده به اجرا در مي آيد ، بهره گيري ازچنين نحوه طراحي در عملكرد آموزش و پرورش كشور مشاهده نمي گردد.

بعد چهارم , بعد اجراي سياستهاي آموزش و پرورش از حيث كيفي است. " اجراي كيفي " به شكل مطلوب بر اساس همان طرح و نقشه اي كه در رابطه با طراحي مطرحاست صورت مي گيرد. اجراي سياستهاي آموزشي و پرورشي بدون طراحي قبلي آن نظير احداثبنايي بدون نقشه قبلي و طراحي دقيقي از نقشه بنا مي باشد., امروزه در بسياري ازكشورهاي جهان ارتباطات من جمله " ارتباطات آموزشي " ارتباطاتي است علمي كه در آن ازنظريه ها , الگو ها و روشهاي خاص بهره گيري مي شود. برقراري ارتباط آموزشي " ارتباطات كلاسي " از نوع ظريف ترين ارتباطات انساني است. به جرات مي توان گفت كهشخصيت فراگيران از دوره هاي پيش دبستاني تا پايان دانشگاه بر اساس تعاملا ت ومناسباتي شكل مي گيرد كه "خانه " و " مدرسه " هر دو در آن سهمي بزرگ دارند. بعدپنجم , بعد ارزشيابي تحصيلي است. ارزشيابي در آموزش و پرورش از انواع گوناگونبرخوردار مي باشدكه از هر يك مي بايستي به موقع خود و با توجه به نظريه ها , الگوها و روشهاي خاص خود بهره برداري نمود. نوعي از ارزشيابي كه در شبه نظام آموزش وپرورش ايران از كوچكترين سابقه اي برخوردار نبوده و با روند موجود حتي در دراز مدتنيز دست يابي به آن ميسر نمي باشد , ارزشيابي از كل نظام آموزشي و نظام يادگيرياست. تمهيدات مربوط به آموزش و پرورش همچون حلقه هاي زنجير، به يكديگر مرتبط بوده واز جايگاه منطقي و خاص خود برخوردار مي باشند. در كشور ايران ، نظر به اينكه بهمراحل طراحي، اجرا و ارزشيابي تحصيلي اهميتي داده نمي شود , اين نوع ارزشيابي نيزمحلي از اعراب نداشته و تنها ارزشيابي كه بيش از انواع ديگر مورد توجه قرار ميگيرد، همان ارزشيابي پيشرفت تحصيلي است كه آن هم به جز مشخص نمودن موقعيت فراگيردانش آموزان از حيث قبولي يا مردودي فايده ديگري در بر ندارد واين در حاليست كهارزشيابي كلي نظام آموزش و پرورش، مسئولان و دست اندركاران مربوطه را به سمت و سوييهدايت مي نمايد كه بتوانند در هر گام در راستاي اعتلاي كيفي آموزش و پرورش گام بردارند. اجراي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در آموزش و پرورش ايران به همان شكل سنتي وغير منطقي خود صورت گرفته و به نظر نمي رسد واحدهاي مجري ارزشيابي آموزشي به ايننتيجه رسيد ه باشند كه بيش از اجراي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي , ضرورت ارزشيابي كلينظام آموزش و پرورش و خرده نظام هاي مرتبط با آن مطرح است. بعد ششم , بعد يافته هايعلوم مختلف من جمله روانشناسي در آموزش و پرورش است. يافته هاي روانشناسي در ابعادگوناگون به آموزش و پرورش كمك مي كند. اين يافته ها عمدتا بر كميت و كيفيت يادگيري،نحوه برخورد با فراگيران و زمينه هاي مشابه تاثير مي گذارند. ملحوظ داشتن اين يافتهها از مرحله طراحي برنامه تا اجرا و ارزشيابي آن بر تنوع ويژگيهاي فارغ التحصيلانتاثير فراوان بر جاي مي گذارد. جز در موارد بسيار نادرو پراكنده، آن هم در حد نگارشبرنامه و نه اجراي طرح، آموزش وپرورش برنامه ريزي درسي به معناي علمي و فني آن دركشور ايران صورت نمي گيرد. از يافته هاي روانشناسي , نيز به شكلي غير سيستماتيك وموردي بهره برداري مي گردد. بعد هفتم , بعد به كارگيري تلفيقي مطلوب از منابعانساني و غير انساني است. بهره گيري از اين دو نوع منبع نيز ميبايستي به صورتيكاملا سيستماتيك و نه بي منطق و حساب نشده صورت گيرد. در اين ميان , در رابطه بااستفاده از منابع انساني بايد پذيرفت كه معلمين تنها نيروهاي انساني موجود در آموزشو پرورش نمي باشند،بلكه بسياري از متغيرها من جمله اهداف آموزش وپرورش مشخص كنندهبهره گيري از منابع انساني است. اين واقعيتي است كه اين مسئله در دنيا به جد گرفتهمي شود به شكلي كه گاهي يك استاد دانشگاه جهت تدريس درس مشخص از كشور ژاپن بهامريكا و يا بالعكس مسافرت مي نمايد. به همين ترتيب , كارشناسان و تكنسين هايآزمايشگاههاي مختلف و مراكز رايانه اي , صاحبان حرف و صنايع ،كارشناسان نهادها وسازمان هاي فني و تخصصي , پزشكان , پرستاران و پيراپزشكان , نيروهاي پليس ومامورانآتش نشاني و .. , نسبت به موارد خاص به عنوان منابع نيروي انساني مي توانند دررابطه با نقش هاي مختلف خود در خدمت آموزشي و پرورشي قرار گيرند. در اين راستا , اجراي بازديد و گردشهاي علمي و پرورشي و نيز اردوها در پاره اي از كشورها از يك سرياصول و دستور العملها تبعيت مي نمايد كه از پشتوانه هاي نظري و علمي برخوردار ميباشد. چگونه مي توان پذيرفت كه بي هيچ طرح و نقشه اي از پيش طراحي شده , گروهي ازفراگيران را به فعاليتي خارج از آموزشگاه مشغول نمود و خيال تغييرات مطلوب در رفتارآنان را در سر پروراند. در اين رابطه منابع مكتوب و معتبر وجود دارد كه متاسفانهكمتر مورد توجه و استفاده دست اندركاران قرار مي گيرد. به علاوه مربيان وكارشناساني كه به اجراي چنين فعاليتهايي مبادرت مي ورزند ميبايستي به نظريه هايعلمي مربوط آشنا بوده و از طريق كارورزيهاي درست و به شكلي علمي نسبت به كارگيرينظريه هاي مذكور اقدام نمايند.طي سال هاي اخير ، تغييرات محسوسي در اين راستا درشبه نظام آموزش و پرورش كشور ايران مشاهده نشده است. در رابطه با منابع غير انسانينظير ابزارهاي آموزشي نيز انتخاب آنچه مورد بهره برداري قرار مي گيرد , براساسضوابط و معيارهاي مشخص و معلومي كه البته منطقي نيز هستند صورت مي گيرد ,واين درحالي است كه , همان گونه كه قبلا بدان اشاره گرديد، مفهوم تكنولوژي آموزشي باكاربرد صرف ابزارهاي آموزشي مترادف نبوده و اين از جمله اشكالاتي است كه در شبهنظام آموزش و پرورش ايران داير مي باشد. بعد هشتم , بعد كميت و كيفيت يادگيرياست.روند مناسب يادگيري از 3 ويژگي كاملا محسوس و بارز اعم از " عميق "بودن ، "موثر " بودن و "پايدار " بودن يا دگيري متشكل مي گردد. يك يادگيري عميق ، موثر و پايداررا تنها در سايه بهره گيري از يافته هاي علمي مي توان ايجاد نمود. اين امر در سايهطراحي، اجرا و ارزشيابي درست و علمي از برنامه هاي آموزشي ميسر مي باشد. نتيجه اينكه , اگرچه آموزش و پرورش كشور ايران طي سال هاي اخير شاهد توسعه كمي قابل ملاحظهاي بوده است , اما به نظر مي رسد, از كمترين حد رشد و اعتلاي كيفي قابل ملاحظه ايبرخوردار بوده است.

اصلاحات آموزشي چگونه بوده است

از جمله مهمترين اصلاحات نظام آموزشي كشور ايران مي توان به مواردذيل اشاره نمود:

1.بازبيني مداوم قوانين و پذيرش سياستها و روشهاي اثر بخش در جهتبهبود عوامل دروني و بروني موثر بر نظام آموزشي

2.تمركز بر سياستگذاري‌، حفظ مديريت دولت مركزي و واگذاريمسئوليت برنامه ريزي و اجراي كارهاي معين ‌به‌مناطق و مدارس سراسر كشور

3.تدارك امكانات، استانداردها، تسهيلات و روشهاي مناسب آموزشيجهت شناسايي‌،تقويت و رشد سطوح مختلف مديريتي در وزارتخانه،مراكز استانها و مناطقمختلف كشور

4.اولويت دادن ‌به‌تنظيم و اجراي برنامه‌هاي منسجم ‌آموزشيبه‌منظور جذب نيروي كاري و باز آموزي نيروي انساني در مراكز و ادارات ذيربط

5.راه‌اندازي سيستم ارزيابي برنامه‌ها و عملكرد نيروي انساني درفرآيند گزينش كاركنان و توسعه برنامه‌هاي آموزشي

6.بازبيني قوانين موجود و تنظيم قوانين جديد با توجه ‌به‌شوراهايمردمي و شوراهاي آموزش منطقه اي‌، ‌به‌منظور جلب همكاري مردم و ساير موسسات دولتيدر سطوح ملي‌، استاني‌، منطقه‌‌اي و سازماني .

7.هدايت منابع دولتي بسوي ارائه خدمات آموزشي درمناطق محروم واقشاركم درآمد و ايجاد وضعيت مناسب جهت توسعه مدارس غير انتفاعي غير دولتي

8.جمع آوري اطلاعات و ارزيابي عملكرد آموزشي موسسات غير دولتي‌،ارائه خدمات لازم جهت جلب معلمان مربوطه‌ و فراهم آوردن ترتيبات لازم جهت توسعهموسسات مذكور از طريق اجراي برنامه هايي نظير آموزش كاركنان‌، ارائه حمايت‌هاي فنيو آموزشي‌، خدمات رفاهي و ارزيابي منظم تاثير و كيفيت خدمات آموزشي

9.ارائه تسهيلات سازماني و پذيرش روشهاي اجرايي مناسب جهت آموزشقبايل چادر نشين، كودكان استثنايي

افزايش فضاهاي آموزشي در کشور

در راسناي فراهم نمودن فضاي آموزشي طي سالهاي 1998-1990 مجموعاتعداد 54917 كلاس درس ويژه مقطع آموزش ابتدائي احداث گرديد.

تعداد كلاس‌ درس های  احداث شده (طي سالهاي1998-1990)

سال تحصيلي

1990

1991

1992

1993

1994

1995

1996

1997

1998

تعدادكلاسهاي آموزشي

7516

7193

6546

10094

7838

5017

3921

3249

3533


بودجه و هزينه‏هاي جاري آموزشي چقدر است

طبق آخرين آمار بدست آمده طي سال 1996ميزان بودجه آموزشي مقاطع مختلف آموزشي دركشور ايران بر6130 ميليارد ريال معادل 8/3 درصد توليد ناخالص ملي بالغ مي گردد.

طبق آمار مذكور، بودجه مصوب مقطع آموزش ابتدايي بر 1675 ميليارد ريال،بودجه مقطعآموزش مقدماتي متوسطه بر 1023ميليارد ريال و بودجه مقطع تكميلي متوسطه بر 93386ميليارد ريال بالغ مي گردد.لازم به ذكر است كه مطابق آمارمذكور بودجه ساليانهتحقيقاتي كشور نيز بر 1659 ميليارد ريال بالغ مي گردد. حدود 90 درصد بودجه آموزش وپرورش كشور ايران به هزينه هاي جاري (حقوق پرسنل ) اختصاص يافته و مابقي آن بهتامين فضاهاي آموزشي و پرورشي و تجهيز مدارس اختصاص مي يابد.

توجه به كاهش اعتبارات عمراني آموزش و پرورش نسبت به بودجه عمومي از 07ر12 در صدطي سال 1371 به 4ر4 در صد طي سال 1375 و به 9ر3 درصد طي سال 1376 و همچنين كاهشاعتبارات جاري از 3ر21 در صد در شروع برنامه اول توسعه به 4ر12 در صد طي سال 1376 ،بيانگر مشكلات دولتي درجهت تامين بودجه مورد نياز آموزش و پرورش ميباشد. در حالحاضر،تعداد 390 هزار كلاس آموزشي در اختيار آموزش و پرورش قرار دارد كه تعداد 800, 46 باب از آن به دلايل مختلف غير قابل استفاده بوده و اما به نياز شديد به فضايآموزشي ، استفاده از آنها اجتناب ناپذير است . به تعداد فوق ، 2380 كلاس بدون سقفمستقر در فضاي باز و نامساعد جوي را نيز بايد افزود. طبق بررسي هاي به عملآمده،احداث سالانه 27 هزاركلاس جديد آموزشي در كشور الزامي بوده و اين در حاليست كهبه دليل كمي اعتبار ، امكان احداث بيش از 15 هزار كلاس درسي وجود ندارد.گفتني استكه سالانه بيش از 10 هزار كلاس درس به علت فرسودگي از رده خارج ميگردد . اين درحاليست كه درخصوص وضعيت كلاسها ي آموزشي موجود نيز مشكلات عديده اي وجوددارد . بيشاز 58 درصد مدارس شهرستان تهران قديمي ساز ، قريب به 43 در صد نوساز بوده و تنها 4ر7 درصد كلاسها از تهويه برخوردار مي باشند. .اين در حاليست كه مدارس شهرستانها ازوضعيت بهداشتي مطلوبي برخوردار نمي باشند.

هزينه هاي جاري آموزشي و پرورشي

سال

پيش دبستاني

سطح اول

سطح دوم

سطح سوم

ساير سطوح

توزيع نشده

1990

-

2/33

2/39

6 /13

8/5

2 /8

1994

-

7/27

1/36

22

-

6 /14

1995

-

29

9/33

9/22

5/3

6 /10

 


هزينه هاي عمومي آموزشي (برمبناي بيليون ريال)

 

سال

بودجه

200

1997

بودجه ساليانه آموزش غير رسمي

9/3

1997

هزينه هاي عمومي آموزشي به عنوان درصدي از GNP به درصد

5/2

1997

درصد سهم آموزش غير رسمي

 

  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 396 مشاهده

 

 چگونگی رهبري وهدايت كلاس

 

مدرسه هوشمند

تعريف مفهومي : مدرسه هوشمند مدرسه اي است كه جهت ايجاد محيط ياددهي - يادگيري و بهبود نظام مديريتي مدرسه و تربيت دانش آموزان پژوهنده طراحي شده است .
تعريف : مدرسه هوشمند مدرسه فيزيكي است كه كنترل و مديريت آن مبتني بر فناوري رايانه و شبكه مي باشد و محتواي اكثر دروس آن الكترونيكي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هوشمند است .
? اهداف :
- رشدهمه جانبه دانش آموزان ( ذهني . جسمي . عاطفي و رواني )

- ارتقاء تواناييها و قابليتهاي فردي

- تربيت نيروي انساني متفكر و آشنا به فناوري

- افزايش مشاركت مردمي



? راهبردها و خط مشي ها هدایت در کلاس:

- تاكيد بر مهارتهاي فكر كردن

- تدريس ارزشها و زبان از طريق آموزش

- فراهم نمودن محيط ياد دهي - يادگيري

- فراهم كردن انواع شيوه هاي آموزشي برا ياستعدادهاي مختلف

- آگاهي دادن به اولياء در مورد آنچه در مدرسه واقع شده است .

- فراهم كردن فرصتهاي همكاري افراد جامعه با مدرسه


? اركان مدرسه هوشمند :

*محيط ياددهي - يادگيري

*اين محيط چهار حوزه را تحت پوشش خود قرار مي دهد :

الف - برنامه درسي ب - روش تدريس ج - ارزيابي د - محتوا

* مديريت : منابع و فرآيندهاي مورد نياز محيط ياددهي - يادگيري را پشتيباني و حمايت مي كند.

*مسئوليتهاي افراد و مهارتهاي مورد نياز : در اين مدرسه نقش مدير. معلم .دانش آموز و والدين تغيير خواهد كرد و با توانيي ها و دانش خود نقش مؤثري در مدرسه خواهند داشت .

*فناوري : ايجاد محيط ياددهي - يادگيري . مديريت و ارتباطات بيروني راه حل هاي مبتني بر فناوري را الزامي مي كند.


? ويژگيهاي اركان مدرسه هوشمند:

محيط ياددهي - يادگيري

الف - برنامه درسي

اصول حاكم بر برنامه درسي در اين مدرسه به شرح ذيل مي باشد :

* طراحي براي كمك به دانش آموزان براي رشد همه جانبه و متعادل

*يكپارچه سازي دانش آموزان براي رشد همه جانبه و متعادل

*يكپارچه سازي دانش . مهارتها و ارزشها از طريق برنام? درسي ( باپروژه اي نمودن فعاليتها ي مربوط به محتوا )

*نظم و تداوم در آموزش

*ايجاد نگرشها ي مناسب در استفاده از فناوري

*دسترسي همه دانش آموزان به آموزش مطلوب


? ديدگاه برنامه درسي :

*معني دار بودن : همه دانش آموزان مفاهيم آموزش را درك مي كنند تا مقصود از آموزش خود را بدانند .

* مسئوليت اجتماعي : از وضايف و مسئوليتهاي خود در جامعه آگاه مي شود . نسبت به مردم احساس مسئوليت مي كنند .

*باز خورد برنامه درسي : برنامه درسي بايد در دانش آموز مهارت و نگرش نقادانه و خلاقيت مثبت ايجاد كند .

*همه جانبه بودن : برروي رشد همه ابعاد انساني تاكيد مي كند و به دانش آموزكمك مي كند كه روابط بين موضوعات مختلف را درك كند .

*عدم محدوديت : برنامه درسي محدود كننده نيست . اولا" دائما" برنامه هاي موجود بازنگري مي شود . ثانيا" به دانش آموزان اجازه مي دهد از برنام? درسي خود فراتر گام بردارند.

*هدفداري : برنام? درسي از فناوري به عنوان يكي از وسايل انتقال دانش استفاده مي كند و به دانش آموزان نيز مهارت استفاده از فناوري را براي رفع نياز خود را مي آموزد.

ب - روش تدريس

روش تدريس در اين مدرسه. دانش آموز محور خواهد بود.

اصول حاكم برروش تدريس به شرح ذيل مي باشد :

* فراهم كردن تركيبي از روشهاي يادگيري براي اطمينان از رشد همه جانيه استعدا ها و قابليتهاي دانش آموز به منظور :

الف - تشويق يادگيري و ارتقاء خلاقيت

ب - دانش آموز محوري فعاليتها و ارتقاء تواناييهاي فردي

*فراهم نمودن انواع روشهاي آموزشي براي ارتقاء يادگيري

*هدايت كلاس با روشهاي مختلف ياددهي - يادگيري

با توجه به دانش آموز محور بودن مدرس? هوشمند نقش دانش آموز مهمتر مي باشد به صورتي كه :

*درتعيين اهداف آموزشي دانش آموز با راهنمايي معلم خود اهداف را شكل مي دهد.

*درتعيين وظايف آموزشي به پيشنهاد معلم وظايف توسط دانش آموز تعيين مي گردد.

*در انتخاب منابع دانش آموز منابع خود را در نظر مي گيرد و از معلم در مورد آنها نظر مي خواهد.

ج - ارزيابي

ارزيابي در مدرسه به صورت هوشمند ودر برخي دروس با توجه به نوع درس غير هوشمندمي باشد .

ويژگيهاي ارزيابي :

*جامعيت *اجرا در انواع شكلها * روشهاي چند گزينه اي *به موقع بودن *دانش آموز محوري *استمرار

- حيطه ارزيابي در مدرسه هوشمند جامع مي باشد و علاوه بر ارزشيابي پاياني آمادگي و پيشرفت را نيز در بر مي گيرد و اين روش اطلاعات گوناگوني در مورد توانايي ها و نوع يادگيري دانش آموز ارائه مي دهد:

*ارزشيابي ورودي = سنجش سطح دانش و توانايي.

*ارزشيابي مستمر = اندازه گيري پيشرفت دانش آموز براي سنجش قوت ها و ضعف هاي موجود.

*ارزشيابي پاياني = با توجه به سيستم آموزشي حاضر اين ارزشيابي به صورت كتبي از ميزان يادگيري دانش آموز به عمل مي آيد .

- ارزيابي به شكلهاي مختلف طراحي مي شود : ارزيابي در كلاس ارزيابي مدرسه اي ارزيابي متمركز .

*ارزيابي در كلاس : اين نوع ارزيابي در حين آموزش و پس از آموزش مي باشد .

*ارزيابي مدرسه اي : اين نوع ارزيابي در پايان هربخش درسي مي باشد.

*ارزيابي متمركز : اين نوع ارزيابي هر زمان كه دانش آموز اعلام آمادگي كند به صورت يك پروژه ارائه مي گردد.

د - محتوا

در اين مدرسه محتوا به دو شكل مي باشد :

*محتواي تهيه شده با استانداردهاي لازم ( ازطريق آموزش و پرورش )

*محتوايي كه معلم توليد مي نمايد.

به طور كلي محتوا بر اساس چهار شاخص اصلي شكل مي گيرد:

*كيفيت فني *جذابيت * كيفيت آموزشي * تطابق با برنامه درسي


? مديريت :

مديريت كارا و اثر بخش كه بتواند منابع و فرآيندهاي مورد نياز براي پشتيباني تدريس و يادگيري را هدايت نمايد.

-اصول حاكم بر مديريت مدرسة هوشمند

*اداره امر آموزش مدرسه

*افزايش مشاركت والدين و جامعه

*مديريت معلمان توانمند و متخصص

*خصيص منابع به نفع حداكثر دانش آموزان

*فراهم آوردن محيطي سالم در مدرسه

*اطمينان از امنيت مدرسه و كاركنان آن

*بهره برداري از فناوري و اداره آن به طور كارآمد و اثر بخش


? وظايف مدير

*رهبري مدرسه

- ارتباطات مناسب با والدين و جامعه

- سياستگذاري در راستاي اهداف آموزش و تربيتي

- مديريت برنامه آموزش متناسب با محيط ياددهي - يادگير

*امور دانش آموزان

- تهيه سيستم جامع اطلاعات دانش آموزان به منظور ذخيره سازي بازيابي و گزارش دهي همه اطلاعات دانش آموزان .

- تسهيل فرآيند ثبت نام

- مشاوره و رسيدگي به امور آموزشي و تربيتي دانش آموزان

- مديريت آزمون ( شكل . نوع . صحت . نتايج )

- پيگيري امور بهداشت . بيمه و غيره

*منابع آموزشي

- آشنايي با استفاده از پايگاه اطلاعاتي جامع آموزشي براي دسترسي سريع و ساده دانش آموزان و معلمان .

- فراهم ساختن منابع متناسب با نياز معلم و دانش آموز به صورت الكترونيكي و چاپي ( كتابخانه الكترونيكي و........)

- آشنايي با نرم افزار هاي آموزشي .

- تدوين برنامه درسي متناسب با منابع آموزشي .

*امور مالي

- سيستم جامع حسابداري با توانايي توليد گزارشهاي مورد نياز به صورت خودكار.

- بازرسي و كنترل جامع براي اطمينان از كاركرد درست نظام مدرسه.

- بودجه ريزي سالانه و برنامه ريزي بلند مدت .

*منابع انساني

- برنامه ريزي معلمان ( زمان بندي - ارزيابي )

- ايجاد سيستم جامع منابع انساني ( كارگزيني - آموزشي - تحصيلات - مرخصي ها - مهارت آموزي ).

- ارتقاء نيروي انساني ( مديريت برآموزش معلمان كادر اداري )

- اداره برنامه كاري كاركنان بوسيله دسترسي آسان به اطلاعات .

*امنيت

- ايجاد ايمني مناسب براي دانش آموزان با سنين و نيازهاي مختلف

- ايجاد امنيت اطلاعات و دسترسي محدود فقط براي پرسنل مسئول

- تامين امنيت فيزيكي تجهيزات
IT

- تامين امنيت فيزيكي اقلام مدرسه

* فناوري

- نظارت برپياده سازي اجزاء فناوري در مدرسه

- برنامه ريزي واقع گرا براي توسعه قابليتهاي
IT

- نظارت و هماهنگي لازم براي پشتيباني از اجزاء فناوري

- آموزش فناوريها


? مسئوليتها و مهارتهاي حرفه اي

*مدير

مدير اين مدرسه در اداره مدرسه با اطلاعات و فرآيتدهاي هماهنگي سركار دارد . اثر بخشي مديريت در مدرس? هوشمند از طريق استفاده از فناوري اطلاعات ني باشد . مدير مدرسه بايد تحت آموزش مداوم فناوري اطلاعات باشد تا در اداره تجهيزات و فناوري و روشها توانمند گردد.

نكته : منظور از مهارتهاي اوليه
IT شامل آشنايي با ICDL ( word ، power point) ومهارتهاي استفاده از محيط WEB مي باشد.


 

آموزشهاي مورد نياز :

- مهارتهاي اوليه
IT ( word ، power point)

- نرم افزارهاي چند رسانه اي مرتبط با آموزش ( محتواهاي درس )

- نرم افزارهاي آموزشي و كمك آموزشي درسي ( طلاعات اوليه )

- نرم افزارهاي ويژه مديريت ( بانك هاي اطلاعاتي مرتبط )

- نرم افزارهاي اداري مانند ( نرم افزارجامع مدرسه )

*نقش ها و مسئوليتها:

- تنظيم اهداف قابل حصول براي مدرسه با بررسي نيازهاي دانش آموزان ،اولياء و مردم

- برنامه ريزي براي ارتقاء دائمي مهارتهاي كاركنان اداري در زمينه كاربرد رايانه در امور اداري

- برنامه ريزي راهبردي براي فعاليتهاي محوله به مدرسه

- تبادل نظر با معلمان در مورد چگونگي بهبود شيوه هاي ياددهي - يادگيري در دنياي پر تحول امروزي


 

*مهارتها :

- بكرگيري و عملياتي كردن تئوريهاي مديريت

- مهارتهاي خود رهبري ، انگيزش ، نوآوري ، خلاقيت ، كار گروهي

- توانايي استفاده از فناوريهاي مربوط در اداره مدرسه

- رهبري آموزشي

- كاربرد نرم افزارهاي چند رسانه اي و مديريتي

*معلمان
معلمان در مدرسه هوشمند نقش هدايتگر را دارا هستند . در اختيار قراردادن منابع و تشويق دانش آموزان و امر هدايت آموزش در مدرسه به عهده معلمان مي باشد و دانش آموز يادگيري را خواهد آموخت . مهارتها و آموزش دقيق و كارآمد معلمان عاملي مهم و نياز اساسي در مدرس? هوشمند مي باشد .

آموزشهاي مورد نياز :

- مهارت
IT ( word ، power point)

- كاربرد فناوري در فرآيند ياددهي - يادگيري ( برنامه درسي ، روش تدريس ، محتوا و ارزيابي )

- نوآوري در فعاليتهاي ياددهي - يادگيري

نقشها و مسئوليتهادر مدرسه :

- برنامه ريزي و تدارك امور تدريس

- مديريت فناوري آموزشي

- رسيدگي به وظايف تخصصي در محيط ياددهي - يادگيري

- ارائه آموزش اثر بخش

مهارتها

طراحي آموزش

- فرآيند مديريت كلاس

- ارزيابي يادگيري دانش آموز

- انتخاب منابع متناسب با دانش آموز

- استفاده مناسب از فناوري در امر آموزش

*كاركنان اداري

كاركنان اداري مدرسه كه مسئوليت آنها شامل نگهداري پرونده هاي دانش آموزان ، كاركنان ( آموزشي و غيرآموزشي ) ، امور مالي ،

روابط عمومي مدرسه ، انبار مدرسه و امور مربوط به رفاه دانش آـموزان و كاركنان مي باشد .

در مدرسه هوشمند اين وظايف به كمك فناوري انجام مي شود . كاركنان مدرسه بايد با نحوه اتوماسيون اداري آشنا باشند ، در واقع آنها بايد با مهارتهاي اوليه
IT ( word ، excel)و واژه پردازها و صفحه گسترده ها آشنا باشند.

آموزشهاي مورد نياز:

- مهارتهاي پايه
IT ( word، excel)

- نرم افزار هاي مديريتي

نقشها و مسئوليها :

- امور مالي مدرسه

- نگهداري پرونده دانش آموزان و كاركنان

- اداره امور مربوط به رفاه دانش آموزان و كاركنان

مهارتها :

- مهارت در
IT ( word، excel)
- كاربرد واژه پردازها

- كاربرد نرم افزارهاي مديريتي

*مسئول كارگاه رايانه

حضور يك نفر هماهنگ كننده امور رايانه و فناوري در مدرسه الزامي است .همچنين اين فرد مسئوليت راهمايي و كمك به آموزش معلمان در آموزش كارآمد با استفاده از فناوري را بر عهده دارد . در نتيجه مسئول كارگاه رايانه بايد معلمي ، با توانايي استفاده از
IT در زمينه آموزشي و مديريتي باشد.

آموزشهاي مورد نياز :

- مهارتهاي پايه و تخصصي
IT

- بكارگيري
IT در فعاليتهاي ياددهي - يادگيري

- خلاقيت و نوآوري در فعاليتهاي ياددهي - يادگيري

- ايفاي نقش به عنوان راهنما و پشتيبان آموزشي

- كمك به برنامه ريزي ارتقاء فني مداوم مدرسه و اعضاي آن

- آشنايي با سخت افزار و شبكه


نقشها و مسئوليتها

- حل مشكلات فني و شبكه و رايانه ها

- پاسخ به نيازهاي معلمان در مورد مسائل فني در كلاس درس

- همكاري با مدير در بكارگيري نرم افزارهاي مديريتي

- كمك در انتخاب و ارزيابي محتواهاي الكترونيك

- راهنمايي و آموزش معلمان در آموزش كارآمد از ابزارهاي فناوري

- نظارت بر نگهداري همه تجهيزات فني

- ارتباط با ستاد پشتيباني فني مدارس در خصوص تعمير ، جايگزيني و ارتقاء فني تجهيزات در موارد لزوم .

- حفظ همگامي با توسعه فناوري .

مهارتها :

- مهارتهاي پايه تدريس

- مهارتهاي پايه
IT

- مهارت در بكارگيري ابزارهاي فناوري براي جمع آوري اطلاعات ، آموزش ، فرآيند مديريت و ارتباطات

*اولياء دانش آموزان

والدين دانش آموزان نقش اساسي در دست يابي به اهداف مدرسه و رشد متوازن و كلي دانش آموزان ايفاء مي كنند . افزايش مشاركت والدين در فرآيندهاي آموزشي اين مدرسه از اولويتهاي مهم مي باشد . والدين مي توانند به عنوان منابع آموزشي تلقي مي شوند و اين مشاركت در فرآيند مادام العمرآنها نيز مفيد خواهد بود.

راهبردها و خط مشي ها :

- برنامه كلي براي والدين دانش آموزان مدرسه

*رسانه ها ( چاپي - الكترونيكي )

* نمايش و ارائه دستاوردها

- برگزاري نشستهاي مستمر در مورد نقش والدين در فرآيند تربيت دانش آموز

- برگزاري دوره هاي
IT براي اوليا ء ( به صورت محدود )

- جلسه ماهانه و تشكيل گروههاي پشتيباني

- اردوهاي
IT در مدرسه

- تابلوي اعلانات اولياء در سايت مدرسه

- صفحه ويژه والدين در سايت مدرسه

نقشها و مسئوليتها:

- تامين نيازهاي آموزشي فرزند خود

- پيگيري مراحل پيشرفت فرزند خود

- راهنمايي ، ايجاد انگيزش ، مشاوره با فرزند خود

- پشتيباني از فعاليتهاي مدرسه

مهارتها :

- توانايي استفاده ز پايگاه اطلاعاتي مدرسه

- آشنايي با فرآيندهاي آموزشي


?فناوري

*شبكه رايانه اي

شبكه اي از رايانه ها كه در آن بتوان منابع را به اشتراك گذاشت يكي از اساسي ترين بخش هاي مدرسه هوشمند مي باشد . شبكه در يك مدرسه هوشمند بخش هاي مختلف مدرسه را تحت پوشش قرار مي دهد. اين بخشها شامل دفاتر مدير، كاركنان اداري ، معلمين و كلاسهاي درس ، كتابخانه و محل ورود و خروج دانش آموزان مي باشد.

نظر به اهميت شبكه توجه به امنيت چنين شبكه اي مهم و حياتي است ، امنيت شبكه چه در بعد محرمانه بودن و چه در بعد حفظ اطلاعات ، بايد با توجه به استانداردهاي لازم تعريف گردد.

*محتواي الكترونيكي

محتواي الكترونيكي اصلي ترين بخش در آموزش الكترونيكي در يك مدرسه هوشمند مي باشد . يك محتواي الكترونيكي بايد از استاندارهاي مشخصي برخوردار باشد تا بتواند ارتباط با مخاطب را به خوبي برقرار نمايد. توليد محتواي الكترونيك از طريق معلم يا سازمان آموزش و پرورش انجام مي پذيرد، كه در هر دو صورت رعايت استانداردها لازم است .

محيط ارتباطي بين اجزاء مدرسه هوشمند (
platform)

مديريت آموزشي ، ارزيابي هوشمند ، محيطهاي گفتگوي دانش آموزان ، معلم و مدير، ارتباط با والدين ، نياز به يك بستر نرم افزاري دارد.

اين بستر كه به صورت مدلهاي مجازي به كار گرفته مي شود
platform نام دارد كه براي مدرسه هوشمند با توجه به نيازها و شكل كار بايد به طور مستقل تعريف گردد .



 

? آموزش و پرورش

* تجهيز مدارس

آموزش و پرورش به منظور پيشبرد اهداف آموزشي از طريق الكترونيك ، نياز دارد كه مدارس مجهز به فناوري داشته باشد ، مدرس? هوشمند به عنوان يك مدرسه الكترونيك كامل بايد از تجهيزات رايانه ، شبكه ، نرم افزارهاي مورد نياز غني گردد تا بتواند به اهداف مورد نظر خود دست پيدا نمايد .

*تهيه و استاندارد سازي محتوا

از وظايف آموزش و پرورش تهيه محتواي متناسب با اهداف و سياستهاي آموزشي كل كشور مي باشد . ايجاد استانداردهاي لازم در اين زمينه از اصولي ترين راهبردها است تا با ارائه اين استانداردها بتوان محتواهاي توليد شده در بخش خصوصي و دولتي را محك زد و از آن در مدرسه هوشمند استفاده نمود .

*قوانين لازم براي مدارس هوشمند

در برخي از بخش هاي مدرسه هوشمند نياز به تغيير قوانين و اعمال سياستها ي جديد مي باشيم كه اين كار دشوار ، بايد در طول زمان و با در نظر گرفتن شرايط فرهنگي كشور صورت پذيرد. از جمله بخشهايي كه در آن نياز به تغيير قوانين مي باشد :

الف )- بخش ارزيابي ب )آموزش در بخش تربيت معلم ج )- ساماندهي تجهيز مدارس

*پشتيباني از مدارس هوشمند

با توجه به اينكه مدارس هوشمند در حال تغيير ساختار آموزش در كشور مي باشند . حمايت از اين طرح داراي اهميت ويژه اي است ، پر واضح است كه استفاده ابزار توانمند فناوري در زمينه آموزش مي تواند قابليتهاو استعدادهاي دانش آموزان را به منصه ظهور برساند .

*ارزشيابي از مدارس هوشمند با در نظر گرفتن مدارس گواه

وظيفه مهم آموزش و پرورش ارزشيابي و اعلام نقصها و ضعفهاي مدارس هوشمند مي باشد كه خود بايد داراي استانداردهاي لازم باشد كه بايد به بخش مربوطه در آموزش و پرورش ارجاع گردد.

با تشکر سایت فروشگاه علمی اسمان

 

  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 2936 مشاهده

سایت فروشگاه علمی آسمان تقدیم میکند :

تحقیق کامل درباره آموزش پيش دبستاني

تاريخچه آموزش پيش دبستاني

سوابق تاريخي آموزش پيش دبستاني در كشور اسپانيا به نيمه دوم قرن 19ميلادي (زمانيكه يكسري مراكز آموزشي كودكان بر اساس اصول آموزشي فردريك فربول تأسيس گرديد) بازمي‌گردد.در اوايل قرن 20 آموزش پيش دبستاني مورد توجه قرار گرفته ورشد كرد. خصوصاً در منطقه كاتالونيا اين رشد در نتيجه احداث مراكز خصوصي آموزشي كودكان بود. درمراكز اسپانيا احداث گرديد. مفهوم آموزشهاي پيش دبستاني طي سالهاي 1936 تا 1970بيشتر بر كمك ومشاركت در آماده سازي كودكان جهت ورود به مدارس ابتدايي  وآموزشاوليه محدود مي‌گرديد.از اين روي،غفلت در توجه به آموزش پيش دبستاني بعنوان يك سطحآموزشي منجر به غفلت دولت از اجراي برنامه‌هاي  رسمي در اين مراكز گرديد.اين درحالي است كه از سال 1970، آموزش پيش دبستاني به عنوان نخستين مرحله رسمي نظامآموزشي كشور مورد توجه قرار گرفت.

از سال 1985 نيز برنامه‌هاي عملي آموزش پيش دبستاني با هدف حذف موانع موجود برسر راه استقرار اين سطح آموزشي به مورد اجرا در آمد.طي سال 1990 قوانين LOGSE دراين سطح آموزشي سازماندهي گرديده و اين مقطع آموزشي با عنوان آموزشي پيش دبستانيمرحله بين رده‌هاي سني 0 تا 3سالگي واز 3 تا 6 سالگي  براي كودكان طراحي گرديد. اگرچه اين سطح آموزشي بعنوان سطح غير اجباري ارائه  مي‌گردد اما به اصلاح فرآيند آموزشكودكان و رشد مهارتهاي دانش آموزان ورودي مقطع آموزش ابتدايي منتهي  مي‌گردد.  برنامه LOGSE نيز به ارزيابي اين نوع آموزش ونقش آن درمقايسه با ديگر سطوح آموزشي  مي‌پردازد.دولت اسپانيا نيز برفراهم سازي مراكز مناسب آموزشي و مراقبتي ويژه كودكانمعتمد  مي‌باشد.

ساختار آموزشي  آموزش پيش دبستاني

تعداد كل مراكز و واحدهاي آموزش پيش دبستاني و نرخ مراكز آموزش دولتي طي سال 2000

تعداد كل 15739

مراكز آموزش پيش دبستاني

نرخ مراكز دولتي 7202

تعداد كل 59199

واحدهاي آموزشي

نرخ مراكز دولتي 6852

 

نرخ كودكان ثبت نامي مراكز آموزش پيش دبستاني بر مبناي نوع مالكيت مراكزآموزشي طي سال2000

19.7درصد (56/1164نفر)

تعداد كل

19.0درصد

مراكز دولتي

20.9درصد

 مراكز خصوصي

 

نرخ حضور كودكان رده‌هاي سني مختلف در مراكز آموزش پيش دبستاني طي سال 1999

1.3

كودكان رده سني زير1 سال

5.7

كودكان رده سني 1سال

13.7

كودكان رده سني 2 سال

75.3

كودكان رده سني 3سال

98.0

كودكان رده سني 4 سال

100

كودكان رده سني 5 سال

سال تحصيلي

سال تحصيلي در مراكز آموزش پيش دبستاني معمولاً از هفته اول ماه سپتامبر آغازشده و تا پايان هفته ماه جولاي ادامه مي‌يابد. از جمله تعطيلات طولاني نيزمي‌توانبه تعطيلات يك هفته‌اي كريسمس، تعطيلات يك هفته‌اي عيد پاك و تعطيلات ماه آگوستاشاره نمود، گفتني است كه كودكان مراكز پيش دبستاني از مجوز حضور بيش از 9 ساعت دراين مراكز برخوردار نمي باشند.

اصول بنيادين قانونگذاري

 

  آموزش پيش دبستاني

  آموزش پيش دبستاني

 

 

 

با اجراي برنامه LODE طي سال 1985 و برنامه  LOGSE طي سال 1995 ايجاد مبانيقانوني وپايه‌اي  براي ساختار آموزشي پيش دبستاني در كشور اسپانيا فراهم آمد. علاوهبر اين در خصوص سازماندهي ومديريت مراكز آموزش پيش دبستاني، در قالب برنامه‌هاي LODEو LOGSEسري قوانين ويژه آموزش پيش دبستاني براي جوامع مستقل تدوين گرديد. گفتنياست چنين قوانيني به سازماندهي مراكز پيش دبستاني توسعه قوانين اين مراكزمي‌پردازند. علاوه  بر اين مباني مصوب برنامه LOGSE به برآورده سازي حداقل نيارهايمراكز آموزشي من جمله مراكز آموزش پيش دبستاني تاكيد دارد.

اهداف آموزشي

  آموزش پيش دبستاني

 

از جمله مهم ترين اهداف آموزشي مراكز آموزش پيش دبستاني  مي‌توان به موارد ذيلاشاره نمود:

1- بهبود توان فيزيكي، ذهني، احساسي، اجتماعي واخلاقي كودكان

2- تقويت روابط ميان كودكان و والدين

3- كسب شناخت كافي از درك كودكان و تربيت آنان در جهت ارائه تصوير مثبت و واقعياز خود و دستيابي به احساس خود اعتمادي

4- ارزيابي و شناخت استعدادها و محدوديت‌هاي رفتاري و شخصيتي كودكان

5- تربيت كودكان در جهت گام برداشتن در حوزه روابط اجتماعي و تاكيد بر آن

6- بهبود طرز تفكر كودكان در جهت احترام گذاري و مشاركت با ساير افراد جامعه

7- تقويت روحيه كودكان در جهت شناسايي جنبه‌هاي مختلف شخصيتي و استعدادي آنان بهويژه در پرداختن به فعاليتهاي هنري و ورزشي

 

 

 

 

 

آموزش پيش دبستاني

ساختار آموزشي

  آموزش پيش دبستاني

 

آموزش پيش دبستاني در كشور انگلستان در مهدهاي كودك و مدارسآمادگي به كودكان رده هاي سني 4-2 سال ارائه مي گردد.با وجودي كه آموزش كودكانانگليسي تا سن 5 سالگي اجباري نمي باشد، با اين حال بالغ بر 96 درصد از كودكان ردههاي سني 4 سال و بالاتر در مراكز آموزشي پيش دبستاني ثبت نام مي نمايند.

طبق آمار به دست آمده در سپتامبر سال98، در اسكاتلند 38% ازكودكان رده هاي سني4-3 سال درمراكز آموزش پيش دبستاني ثبت نام نموده اند. تداركامكانات و اتخاذ شرايط ويژه آموزش پيش دبستاني از محل اختيارات و مقامات دپارتمانهاي محلي آموزش و پرورش و هيئت هاي مديره آموزش غير رسمي تامين مي گردد. با وجوديكه در قوانين آموزشي و مفاد اختيارات مقامات محلي دپارتمان هاي آموزشي(LEA )مسؤوليتتدارك امكانات آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني لحاظ نگرديده است اما با اين حالهزينه هاي آموزشي مقطع آموزشي مذكور از محل بودجه دولتي حوزه آموزش، بودجه دوايرمحلي آموزش و پرورش و هيئت مديره مدارس پيش دبستاني تأمين مي گردد. به عبارت ديگردواير محلي آموزش و پرورش (LEA ) عهده دار مسووليت فراهم سازي شرايط مناسب برايكودكان رده هاي سني2 تا 5 سال و شناسايي نيازهاي ويژه مقطع آموزشي پيش دبستاني ميباشند .پذيرش كودكان درمقطع آموزش پيش دبستاني با معيارهاي تعيين شده توسط مدارس وبر اساس خط مشي هاي آموزشي دواير محلي آموزش و پرورش LEA صورت مي پذيرد كه از جملهاين معيارها مي توان به بررسي نيازهاي روانشناختي و آموزشي كودكان اشاره نمود. علاوه بر اين، كليه نهادها و مراكز ارائه دهنده خدمات اجتماعي كشور انگلستان ازمركز آموزشي پيش دبستاني برخوردار مي باشند كه كودكان زير 5 سال را تحت پوشش قرارمي دهند. عمده خدمات آموزش پيش دبستاني در كشور انگلستان از سوي ادارات خدماتاجتماعي با اختيارات محلي ارائه مي گردد.گفتني است كه مراكز مذكور بر پايه درجهنيازمندي كودكان به كمك متخصصين و خانواده هاي انگليسي درجهت ارائه خدمات آموزشي،بهداشتي و روان شناختي كودكان فعاليت مي نمايند. كليه مؤسسات آموزشي پيش دبستانيتحت نظارت ادارات محلي و مركزي آموزش و پرورش از سوبسيدهاي آموزشي برخوردار ميگردند. لازم به ذكر است، آن دسته از مراكز آموزشي پيش دبستاني كه تحت حمايت دوايرمحلي آموزش و پرورش (LEA ) اداره مي گردند، به طور كامل تحت حمايت هاي مالي دولتينيز قرارمي گيرند. علاوه بر اين مراكز آموزش خصوصي پيش دبستاني نيز فعاليت دارند كهتوسط والدين و انجمن هاي آموزش خصوصي سازمان دهي، نظارت و تأمين اعتبار ميگردند.طبق آخرين آمار بدست آمده طي سال1993، 51 درصد از كودكان رده هاي سني4-3سالبريتانيايي در مراكز پيش دبستاني دولتي و4درصد نيز در مدارس پيش دبستاني خصوصي ثبتنام نمودند. طي سال هاي 92/1991 در ولز، 5/68 درصد از كودكان در مدارس پيش دبستانيدولتي و 5/1 درصد در مدارس پيش دبستاني خصوصي ثبت نام نمودند.

به طور كلي مي توان گفت كه بالغ بر90درصد كودكان بريتانيايي ردههاي سني5-2 سال، از شرايط لازم جهت حضور در مراكز آموزش پيش دبستاني برخوردارميگردند.درمورخه نوامبر1994، دولت انگلستان توجه عمده اي بر تأسيس اماكن آموزشي پيشدبستاني ويژه كودكان رده هاس سني 5-2 سال متمركزداشت.از جمله اصلي ترين اهداف مقطعآموزش پيش دبستاني مي توان به توسعة مهارت هاي شناختي، فيزيكي، زبانشناسي، عقلاني،اجتماعي كودكان و شخصيتي كودكان رده هاي سني5-2سال اشاره نمود. از مدارس پيشدبستاني كشور انگلستان تحت عنوان مراكز تضمين كننده سلامت فيزيكي و رواني كودكانياد مي گردد.گفتني است كه دوره هاي آموزشي پيش دبستاني كه توسط دواير محلي آموزش وپرورش LEA ارائه مي گردند، 5 روز در هفته از ساعت9صبح تا 3 بعد از ظهر دايرمي باشد. مراكز پيش دبستاني خصوصي نيز معمولاً از ساعت30/7 تا 6 بعد از ظهر در سراسر سال بهارائه خدمات آموزشي پيش دبستاني مبادرت مي نمايند. دانش آموزان مراكز آموزش پيشدبستاني مطابق سن و با توجه به ابعاد كلاس ها گروه بندي مي گردند. مطابق قانون مصوبسال1989، ويژه آموزش كودكان، حضور حداقل 2 كارمند براي تعداد 26 كودك درمهدهاي كودكو 2 كارمند براي تعداد 20 كودك در كودكستان ها ضرروي است.اين درحالي است كه اينميزان در مهدهاي كودك روزانه، به نسبت1 به8 تقليل مي يابد. خدمات آموزش پيش دبستانيدر كودكستان و مهدهاي كودك كشور ايرلند به شهروندان ايرلندي ارائه مي گردد .طبق خطمشي جديد دولت ايرلند تا سال 2004، تدارك عمده آموزشي به اين مقطع آموزشي تعلقخواهد گرفت. طبق آمار به دست آمده طي سال هاي93 1992، تعداد مدارس پيش دبستانيكشور ايرلند بر88مدرسه تمام وقت، تعداد معلمين و مربيان آموزشي پيش دبستانيبر164مربي و تعداد كودكان ثبت نامي بر4500 نفر بالغ مي گردد.

برنامه هاي آموزشي و ارزشيابي تحصيلي

مقررات خاصي در خصوص برنامه ريزي درسي، روش تدريس و يا ارزيابيتحصيلي مراكز آموزش پيش دبستاني كشور انگلستان وضع نگرديده است . از اين روي مديرانو كادر آموزشي مؤسسات به صورت مستقل به تبيين برنامه هاي آموزشي مبادرت مي نمايند.

در سال1989، طبق دستورالعمل تهيه شده توسط هيئت ارشد نظارت آموزشيكشور، كادر آموزشي مراكز آموزش پيش دانشگاهي به گذراندن9ماده آموزشي تحت عناوينهنري، اجتماعي، زبانشناسي، رياضي، اخلاق، فيزيك، علمي، فني و حرفه اي و مذهبي درمدارس آموزش پيش دبستاني موظف گرديدند.

طرح هاي آموزشي آموزش پیش دبستانی

از جمله مهمترين طرحهاي به اجرا در آمده در مراكز آموزش پيشدبستاني انگلستان و ولز ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- طرح توسعه آموزش پيش دبستاني

اجراي طرح توسعه آموزش پيش دبستاني در ايرلند شمالي به احداث بيشاز 900 مركز جديد آموزشي ظرف مدت 4 سال منجر گرديده است. از جمله مهم ترين مشخصهدوره آموزشي پيش دبستاني درايرلند كه وجه تمايز اين كشور با كشور انگلستان نيزمحسوب مي گردد مي توان به اجباري نبودن حضور كودكان درمراكز آموزش پيش دبستانياشاره نمود.لازم به ذكر است كه ارزيابي عمل كرد طرح توسعه آموزش پيش دبستاني درايرلند توسط بنياد كودكان ايرلنديEU و سازمان تأمين اجتماعي ايرلند صورت ميگيرد.بيش از 5 ميليون پوند طي مدّت 5 سال اخير توسط بنياد كودكان ايرلندي EU جهتمراقبت از كودكان ايرلندي و احداث تعداد 100 كلوپ بازي در نواحي مختلف كشور اختصاصيافته است.احداث مراكز تفريحي مذكور امكان فعاليت والدين كودكان رده هاي سني 5-3سال را فراهم آورده است.گفتني است كه با اختصاص بودجه مازاد 10 ميليون پوندي بهبنياد كودكان ايرلندي EU، بالغ بر12000 مركز مراقبتي كودكان در اماكن غيرآموزشي(خارج از مدارس) احداث گرديده است.

2- طرح ملّي مراقبت از كودكان

در مورخه مي 1998، دپارتمان آموزش و استخدام(DFEE)، سازمان تأميناجتماعي(DSS) و دپارتمان زنان با مشاركت يكديگر، به ارائه طرحي با عنوان برآوردهسازي احتياجات كودكان انگليسي مبادرت نمودند. گفتني است كه طرح مذكور به عنوان طرحاستراتژي ملي مراقبت از كودكان مطرح مي باشد.به عبارت ديگر طبق طرح مذكور دولتانگلستان مسؤوليت مراقبت از كودكان رده هاي سني14- 5 سال اعم از مراقبت هاي رسمي ويا غير رسمي را بر عهده دارد.

تا به نيازها و روشهاي لازم در جهت مراقبت مناسب از دانش آموزانبرخوردار از والدين شاغل، بپردازد. هدف از طراحي و اجراي چنين راهبردي، ايجاد مراكزمراقبتي براي6 /1 ميليون كودك انگليسي تا سال 2004 مي باشد.مطابق طرح فوق، بالغبر45 هزار مركز مراقبتي جديد در جوار مراكز مراقبتي روزانه ايجاد خواهد شد. راهبردهاي مشابهي نيز در مناطق ولز و اسكاتلند به مورد اجرا در آمده است. طي سالهاي(2002- 1998) بودجه اي معادل470ميليون پوند جهت حمايت از سياست و استراتژي مليمراقبت از كودكان از محل بودجه دولت انگلستان به اين امر اختصاص يافت. گفتني است كهبالغ بر170ميليون پوند از اين مبلغ توسط مؤسسات حمايتي خصوصي با عنوان(NOF) تأمينمي گردد.مهم ترين هدف مؤسسات مذكور مراقبت از165 هزاركودك مستقر در سراسر كشورانگلستان تا سال 2003مي باشد.استراتژي ملي مراقبت از كودكان بصورت محلي برنامه ريزيشده و از طريق150سازمان حمايتي كودكان انگليسي(EYDCPS) اجرا مي گردد.

گفتني است كه دپارتمان آموزش انگلستان(DFEE) اصلي ترين مجري وسرمايه گذار طرح مراقبتي كودكان انگليسي مي باشد كه با اختصاص بودجه ساليانهمعادل57ميليون پوند در جهت اجراي هر چه جامع تر طرح مذكور تلاش مي نمايد.لازم بهذكر است كه بودجه دولتي فوق جهت اجراي برنامه ها و طرح هاي ذيل هزينه مي گردد:

1. اجراي تعداد 40هزار برنامه مراقبتي با عنوان مراقبت از كودكاندر خارج از محيط هاي آموزشي(DSC)

2. احداث تعداد 10هزار مركز مراقبتي ويژه كودكان پيش دبستاني تارده سني 14 سال

3. احداث تعداد10 هزار مركز جديد مراقبتي خارج از مدرسه توسطشوراي سرمايه گذاري آموزش

لازم به ذكر است كه از بودجه ساليانه 57 ميليون پوندي طرح مذكور،مبلغ 7 ميليون پوند توسط شوراهاي تربيتي(TEC) و بالغ بر6 ميليون پوند نيز توسطمراكز آموزش عالي تأمين اعتبار مي گردد.طي سال 99- 1998 طرح توسعه آموزش پيشدبستاني (مقدماتي) پاره وقت كودكان رده هاي سني4 سال و بالاتر در مشاركت با بخش هايخصوصي به اجرا گذارده شد.لازم به ذكر است كه در طرح مذكور اطلاعاتي در خصوص چگونگيمراقبت از كودكان و چگونگي ارتباط كودكان رده سني 4 سال با آموزش هاي مقدماتي ارائهگرديده است.مسؤوليت قانوني برقراري امنيت در مراكز آموزشي ويژه كودكان رده سني 4سال بر عهده مقامات محلي آموزشي كشور مي باشد.طي سال1999 بالغ بر390ميليون پوند جهتراه اندازي تعداد190 هزار مركز آموزشي مقدماتي ويژه كودكان رده هاي سني 4-3 سالتخصيص يافت.

علاوه بر اين، بالغ بر45ميليون پوند نيز ميان57 مركز آموزشيمحلي(LEA) درجهت اجراي برنامه هاي مراقبت از كودكان رده هاي سني14-3 سال و احداثمراكز آموزشي مقدماتي توزيع گرديد.عمل كرد مراكز آموزشي مقدماتي توسط دايرهاستانداردهاي آموزشي(OFSTED) مورد نظارت و ارزيابي قرار مي گيرد.طبق قوانين نظامآموزشي مصوب 1998، دولت انگلستان متعهد است كه سيستم واحدي از قوانين آموزش مقدماتيو مراقبتهاي روزانه طراحي و ارائه نمايد.از اين روي و در جهت نيل به هدف مذكور،دپارتمان آموزش انگلستان(DFEE)تحت نظارت دولت به مشاوره هاي گسترده اي با سازمانهايبهداشت و مراكز آموزشي در زمينه ارائه آموزش هاي مقدماتي و مراقبت هاي روزانهبهداشتي به كودكان مبادرت نموده است.از جمله مهم ترين مفاد مذاكرات و مشاورات مذكورمي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1.مشاركت با مقامات محلي در جهت جذب پرستاران كودك (ژانويه سال 1999)

2.تشكيل انجمن پرستاران كودك در جهت نظارت بر عمل كرد آنان

3.ارائه خدمات مشاوره به والدين در خصوص استخدام پرستارانكودك

از جمله برنامه هاي ويژه دپارتمان آموزش انگلستان(DFEE) درخصوصبرگزاري دوره هاي آموزشي و مراقبت روزانه از كودكان طي سال2001ميلادي مي توان بهموارد ذيل اشاره نمود:

1.اختصاص30 ميليون پوند بودجه اضافي طي 2 سال جهت تربيت تعداد 300مربي ويژه مراكز آموزش مقدماتي پيش دبستاني

2. ارائه خدمات به تعداد75هزاركودك در60 مؤسسه محلي LEA بر اساسشاخص محروميت دپارتمان آموزشي انگلستان(DFEE)

3. تشكيل دايره محلي استاندارد هاي آموزشي جهت ارائه آموزش هايمقدماتي و مراقبت هاي بهداشتي روزانه به كودكان محلي

4. كسب اطمينان از صلاحيت مربيان آموزشي و بهداشتي ويژه كودكانرده هاي سني8-3 سال

5. اعطاي معافيت هاي مالياتي به طرح هاي آموزشي- بهداشتي مقطعآموزش پيش دبستاني

3- مراكز محلي آموزش مقدماتي كودكان

تعداد 29 مركز محلي آموزش مقدماتي ويژه كودكان در مناطق مختلفكشور انگلستان فعاليت دارند. مراكز مذكور به ارائه خدماتي اعم از خدمات ارائه دورههاي آموزشي مقدماتي، مراقبت از كودكان و حمايت از خانواده هاي برخوردار از فرزندانخردسال مبادرت مي نمايند.دپارتمان آموزش انگلستان(DFEE) در حال ارزيابي و ارائهاستراتژي ملي در خصوص مراقبت از كودكان و ارائه آموزش هاي مقدماتي است تا از اينطريق نهادها و مراكز محلي نيز از اين استراتژي در برنامه ريزي هاي آموزشي و مراقبتيخود در نواحي مختلف كشور بهره برداري نمايند.

طي سال99- 1998، بودجه اي بالغ بر500 هزارپوند در جهت ارتقاءكيفيت برنامه هاي آموزشي و مراقبتي پيش دبستاني و احداث مراكز تفريحي ويژه كودكانهزينه گرديد.

هزينه بودجه اختصاصي فوق به ايجاد فضاهاي آموزشي و مراقبتي مناسبو حمايت از تشكيل مراكز آموزشي- مراقبتي جديد ويژه كودكان سراسر كشور منجرگرديد.

4- طرح مراقبتي خارج از مراكز آموزشي

طرح مراقبتي كودكان در محيط هاي خارج از مدرسه با عنوان(OSCI) ازسال1993، ارزيابي شده و به مورد اجرا گذارده شده است.در جهت تكميل طرح تا اواخرمارس1999، تعداد 122856 مركز مراقبتي جديد تشكيل يافت.از زمان آغاز فعاليت طرحمذكور، مسؤوليت ارائه خدمات و پيشبرد طرح مراقبتي كودكان درخارج از محيط هاي آموزشيبرعهده شوراي تربيتي انگلستان (Tec) بوده است.طي سال هاي99- 1998، دپارتمان آموزشانگلستان(DFEE) نيز در حمايت از طرح مراقبتي كودكان در خارج از محيط هاي آموزشي بهتشكيل40هزار مركز جديد مراقبتي ويژه كودكان مبادرت نمود.مسؤوليت نظارت بر استفادهاز بودجه طرح مراقبتي كودكان در خارج از محيط هاي آموزشي(OSCI) درجهت برآورده نمودننياز هاي مراقبتي كودكان بر عهده سازمان حمايت از كودكان انگليسي مي باشد. گفتنياست كه در حال حاضر، بودجه(OSCI) هم اكنون در جهت حمايت از ارتقاء ساختار كيفي وبرقراري انسجام در ساختار طرح مراقبتي كودكان در خارج از مدارس هزينه مي گردد. لازمبه ذكر است كه سرمايه گذاري ها از طريق مقامات محلي و تحت نظارت سازمان حمايت ازكودكان انگليسي (EYDCPS) به عنوان بخشي از سياست هاي استراتژيك دولت در جهت ارتقاءكيفيت آموزشي و مراقبتي كودكان در مناطق مختلف كشور صورت مي گيرد. شوراي تربيتيانگلستان، نهاد مركزي مسئول مراقبت از كودكان است كه تحت نظارت سازمان حمايت ازكودكان انگليسي((EYDCPS فعاليت مي نمايند.هيئت نظارت بر صلاحيت هاي آموزشي(QCA) بهارائه ساختاري در جهت مشاوره آموزشي طي نوامبر 1998 مبادرت نموده و ساختار اوليهتعيين صلاحيت هاي ملي حوزه آموزشي در اكتبر1999 طراحي گرديد.از افراد واجد صلاحيتخواسته شد تا جهت ارائه استوار نامه خود تا آوريل1999 اقدام نمايند.بدين ترتيبسرمايه گذاران تربيتي از موقعيتي برخوردار گرديدند تا برنامه هاي تربيتي خود را درنهادهاي ملي تربيتي(NTO) به ثبت رسانند.از اين روي دولت انگلستان متعهد به اعطايامكانات خاص به خانواده هاي كارگران گرديد، تا از اين طريق خانواده هاي مذكور بهصرف زمان بيشتري با كودكان خود مبادرت نمايند.

اعطاي مرخصي هاي بدون حقوق و تعطيلات كاري به والدين كودكان، ازجمله اين امكانات محسوب مي گردد.در اسكاتلند، هدف دولت از ارائه آموزش هاي پيشدبستاني فراهم نمودن مراكزي جهت ارائه دوره هاي آموزشي پاره وقت كودكان رده هاي سني 3 سال وبالاتر ميباشد.

در اسكاتلند، نيز مقامات محلي مسئوليت ارائه آموزش هاي پيشدبستاني را بر عهده داشته و بودجه آموزشي پيش دبستاني نيز توسط مقامات محلي تأمينمي گردد.

گفتني است كه بودجه هاي مذكور به واسطه تصويب لايحه آموزشاسكاتلند در سال 1996 و در جهت ارائه دوره هاي آموزشي پيش دبستاني سرمايه گذاري ميگردند. لازم به ذكر است كه ميزان بودجه مذكور طي سال (2000-1999) بر112ميليون پوند،طي سال2001- 2000 بر134ميليون پوند و طي سال 2002-2001 نيز بر 138 ميليون پوند بالغگرديد.

طبق آخرين آمار بدست آمده طي سال1999 تعداد600 هزار كودك در مدارسپيش دبستاني ثبت نام نموده اند. در ماه مي 1998، دولت به طراحي استراتژي مراقبت ازكودكان اسكاتلندي مبادرت نمود. استراتژي مذكور در جهت حمايت از خانواده هاياسكاتلندي از طريق حمايت و مراقبت از كودكان رده هاي سني14- 5 سال طراحي گرديد.هدفديگر دولت، كسب اطمينان از مراقبت با كيفيت بالاي كودكان اسكاتلندي و فراهم آمدنكليه احتياجات كودكان اسكاتلندي مي باشد. در جهت نيل به چنين هدفي تا اواخرسال2001، تعداد5000 مربي جديد در مراكز آموزشي اسكاتلند تعليم يافته و برنامه ريزيهاي آموزشي و متد هاي سرمايه گذاري مورد ارزيابي قرار گرفته و ارتقاءيافتند.بر اساسبرنامه ريزي هاي جديد خانواده هاي كارگر برخوردار از2كودك از هزينه هاي مراقبتي وحمايتهاي بيشتر دولتي برخوردار گرديده و بودجه هاي مربوطه نيز تا 4/8 ميليون پونددر سال افزايش مي يابند.علاوه بر اين بالغ بر 5 ميليون پوند بودجه اضافي طي سال 99-1998 و 25 ميليون پوند طي سال 2003-1999 در جهت توسعه طرح هاي مراقبتي كودكان درخارج از محيط هاي آموزشي هزينه مي گردد.لازم به ذكر است كه عمده مبالغ اضافي بودجهاختصاص يافته در جهت اجراي طرح هاي مراقبتي و آموزشي كودكان اقليت هاي قومي و نژاديمستقر در كشور هزينه مي گردد.علاوه بر اين مراكز تلفني، جهت برقراري ارتباط باوالدين كودكان و ارائه خدمات اطلاع رساني در زمينة طرح هاي مذكور به آنان احداثگرديده است.

در ايرلند شمالي نيز طرح استراتژي ملي مراقبت از كودكان ايرلنديدر مورخه 19 آوريل 1999 در جهت تقويت خدمات مراقبتي كودكان سراسر كشور به اجرا درآمد. در حال حاضر اكثريت مراكز مراقبتي كشور ايرلند توسط مراكز و بخش هاي خصوصياداره مي گردد. تعداد43200 مركز مراقبتي كودكان ايرلندي من جمله مهدهاي كودكروزانه، مراكز تفريحي- ورزشي، انجمن پرستاران كودك، كلوپ هاي تفريحي خارج از محيطمدارس و اردو هاي تفريحي به ارائه خدمات مراقبتي مبادرت مي نمايند.به عبارت ديگرمراكز فوق با ارائه خدمات مراقبتي بيش از13هزاركودك ايرلندي معادل 85 درصد از كلكودكان رده هاي سني 5-3 سال را تحت پوشش قرار داده اند.طي سال هاي2002- 1999، بالغبر61 ميليون پوند بودجه اضافي جهت ارائه خدمات اوليه مراقبتي بيشتر به كودكاناختصاص يافت. علاوه بر اين بالغ بر9ميليون پوند نيز به تربيت مربيان طرح مراقبت ازكودكان ايرلندي اختصاص يافت. لازم به ذكر است كه بالغ بر5 ميليون پوند از بودجه طرحمراقبت از كودكان از محل صندوق بنياد كودكان اتحاديه اروپا تأمين مي گردد.

 

5- طرح آغاز اطمينان

طرح آغاز اطمينان از جمله پروژه هاي محلي آموزشي است كه ازخانواده هاي برخوردار از كودكان زير رده سني4 سال حمايت مي نمايد. هدف از طراحي واجراي چنين طرحي، به مورد اجرا در آوردن تعداد 500 برنامه محلي تا سال 2004 درانگلستان است. گفتني است كه با اجراي طرح آغاز اطمينان، بالغ بر400 هزار كودكانگليسي تحت پوشش قرار مي گيرند. طبق آمار بدست آمده تا سپتامبر2001، بالغبر437برنامه ارائه گرديده كه192 طرح، به ارائه خدمات مبادرت نموده اند كه از جملهچنين خدماتي مي توان به برپايي جلسات ملاقات با والدين جديد ظرف2ماه اول تولد،حمايت در جهت مراقبت بهتر از كودكان، فراهم سازي امكانات تفريحي و سرگرمي، آموزشهاياوليه و دسترسي كودكان به مراقبتهاي بهداشتي اشاره نمود. علاوه بر اين، توصيه هايينيز درخصوص حمايت پس از تولد،تغذيه سالم و كسب شغل مناسب به والدين كودكان ارائه ميگردد. لازم به ذكر است كه برنامه هاي آغاز اطمينان مشابهي در ساير قسمتهايبريتانياي كبير به مورد اجرا گذارده شده است.

آمار آموزشي

نرخ مراكز و تعداد كودكان ثبت نامي مراكز آموزش پيش دبستاني طيسالهاي93/1992

تعداد كودكان ثبت نامي

كادر آموزشي

مراكز آموزشي پيش دبستاني

انگلستان

200/53

600 /1

561

ولز

(تمام وقت) 029/1 (پاره وقت) 525/2

113

52

نرخ ثبت نامي كودكان رده هاي سني4-3 سال در مراكزآموزش پيشدبستاني

كودكان رده هاي سني4- 3 سال


 

4

3

2

سال تحصيلي

87%89

%94

%93

%93

%92

%93

%9

5%

38%

39%

36%

44%

45%

47%

49%

50%

5%6

%5

%6

%6

%6

%7

%7

%

90-89

91-90

92-91

94-93

95-94

96- 95

 97-96

 98- 97

با توجه به جدول فوق مي توان گفت كه نسبت كودكان رده سني 2 سال كهتحت تعليم مراكز آموزش پيش دبستاني من جمله مهدهاي كودك قرار گرفته اند تا سال 98-97 بر 70درصد بالغ گرديده است.نرخ ثبت نامي كودكان رده سني 3 سال نيز از 40% طيسال 90-89 به 50% طي سال 98-97 افزايش يافته است. نرخ ثبت نامي كودكان رده سني 4سال نيز از 90% طي سال 90-89 به 95% طي سال 98- 97 بالغ گرديده است.

 

 

 

 

آموزش پيش دبستاني

ساختار آموزشي

ازمراكز پيش دبستاني در ايتاليا تحت عنواناسكولادل اينفاتريا يادميشود.كودكستان كه اولين شكل آموزش بچه ها در ايتاليا است ، اجباري نيست، اما درجايگاه اولين سطح تحصيلات قرار ميگيرد.تعداد دانش آموزان شركت كننده در اين مدارسدرحال افزايش است.اكنون درمجموع 96% از كودكان رده هاي سني 3 و 5 سال در اينكودكستانها شركت مي كنند.درطول اين دوره معلمان ، بايد مهارتهاي بچه ها  را  موردخلاقيت ، طرز برخورد هاي اجتماعي ، استقلال و روش يادگيري بهبود بخشند .

همة كودكان رده سني3سال درشروع سال تحصيلي (اول سپتامبر) يا آنهائيكه سومين روزتولدشان قبل از سي و يك دسامبراست ميتوانند در يك كودكستان پذيرفته شوند.

مطابق قانون شمارة 444 از 1968 ، كودكستانهاي دولتي از سه بخش ، تشكيل مي شوندكه هر بخش  كودكان همسن را  گروه بندي مي كند.

گاهي اوقات اين امكان وجود دارد كه بخش هايي با كودكان غيرهمسن درحوزه هاي كوچك، تشكيل يابد.هربخش نبايد بيش از25دانش آموزداشته باشد به استثناي بخشهائيكه دانشآموزان عقب ماندة ذهني دارند.از اول سپتامبر سال2000، به علت استقلال،كليه مراكزآموزش پيش دبستاني و مراكز مراقبتي كودكان در ايتاليا از بالاترين سطح قدرتسازماندهي و مديريت آموزشي درپذيرش اهداف كلي سيستم آموزش ملي ، ازادي تدريس و حقانتخاب آموزشي خانواده ها در تعيين برنامة مطالعات ، موضوعات و تعداد ساعاتبرخوردار گرديد.

برنامة آموزش كودكستانها بر اساس ارتباط نزديك بين اهداف آموزشي (همانندي ،استقلال و رقابت) و ابعاد توسعه و سيستم هاي فرهنگي نمادين پايه ريزي شده است.

برنامه هاي آموزشي

از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي كه در مراكز پيش دبستاني ارائه مي گرددميتوان از موارد ذيل نام برد:

. شناخت اعضاي بدن و اعضاي حركتي                   

. تقويت گفتار و اداي صحيح كلمات          

. شناخت اشياء ، زمان و طبيعت   

. شناخت پيام ها ، اشكال و وسايل 

. برقراري ارتباط با ديگران

آموزش پيش دبستاني در معناي دقيق تر آماده كردن تحصيلي بچه هاي 5 ـ3 سال است كهبوسيلة طرح به اصطلاح Materno Or Scuole per Ilnfanzia  فراهم شده است .

توجه و خدمات آموزشي ويژه اي براي بچه هاي كوچك زير 3 سال وجود دارد و بوسيلهبرنامة Asili Nido فراهم شده است . برنامة The Scuole Mateme بخشي از سيستم آموزشياست كه با مسئوليت وزارت آموزش و پرورش مي باشد در حاليكه Asili Nido متعلق بهسيستم آموزشي نيست و تحت مسئوليت وزارت كار است .

برنامة Asili Nido عمدتاً توسط شهرداريها حمايت مالي شده و در ميزان بسيارپاييني شركت هاي خصوصي و غير انتفاعي حمايت ميكنند كه البته فقط نسبت خيلي كمي ازجمعيت را تحت پوشش خود قرار مي دهند يعني در حدود %8 در سطح ملي و بويژه درايتالياي مركزي و شمالي . باضافة موارد اندكي در ايتالياي جنوبي و جزاير آن

اما در طي دهة اخير پيشرفت قابل ملاحظه اي در آمادگي تحصيلي افراد ديده مي شود.

درسال 1992 كمتر از 100000 دانش آموز( %7/5 از ميان بچه هاي زير 3 سال ) تحتبرنامة Asili Nido بودند كه در سال 1998، اين تعداد به 120000 نفر (حدود %8 ) رسيد.برنامة Asili Nido  توسط دولت يا گروههاي فردي ديگري حمايت مالي شد ( مناطق وايالت خود مختار ، شهرداريها ) يا يكسري مؤسسات خصوصي ، بويژه مؤسسات مذهبي و غيرانتفاعي بخشي از هزينه اين برنامه را به عهده مي گيرند .

حضور در مدارس پيش دبستاني اجباري نبوده اما تقريباً حالت فراگير گرفته و بيش از %95 بچه ها مورد نظر در نوعي از محيط هاي آموزشي پيش دبستاني حضور يافته اند.

بچه هاي معلول هم  به طور كامل در مدارس عمومي  ،  با ديگر بچه ها  تلفيق دادهشده اند كه حدود %98/0 از تعداد كل دانش آموزان را طي سالهاي 99 1998 تشكيل ميدادند .

در مورد تفاوت نسبت دانش آموزان دختر و پسر به هم در مقطع پيش دبستاني ، نسبتدانش آموزان دختر به پسر %2/48  بود در مقابل %8/51 ( پسران ) در سال 97 -  1999 واين نسبت بر مي گردد به عوامل جمعيتي به مسائل تبعيضي و . . .   .

اخيراً بيش از 50% خدمات آموزشي پيش دبستاني توسط مؤسسات غير دولتي ( شهرداريهاو بويژه مؤسسات مذهبي ) فراهم مي شود  طي دهة 90 پيشرفت بيشتر مدارس دولتي باعث Preminenco (؟) اين محيطهاي آموزشي در مقايسه با مؤسسات غير دولتي شد .

و حالا در سال 1999 اين ميزان شامل بيش از 57 % از بچه هايي كه در آموزش پيشدبستاني دولتي شركت كرده اند را در مقابل كمتر از 43% محيطهاي آموزشي غير دولتي ميشود .هدف اصلي سياستگزاران مملكت ، درحال حاضر تحت پوشش قرار دادن كل جمعيت موردنظر و نيز بهبود كيفيت آموزشي در محيطهاي آموزي مي باشد . مدارس پيش دبستاني دولتيمعيارها و الگوهايي را پيروي مي كنند كه توسط حكم وزارتي ( 3 ژوئن و 1991 ) صادرشده است كه اين الگوهاي آموزشي چيزي مثل برنامة آموزشي دورس براي معلمين ميباشد.اين طرحها در حقيقت ، اهداف مقطع پيش دبستاني را  طراحي مي كنند كه اين اهدافعبارتند از ك تقويت قابليتهاي فرد با توجه به ويژگيهاي بدني ، عقلاني وسايكوديناميك زد ، كمك به فرد در حصول اعتماد به نفس ، توسعة تواناييهاي فرد بويژهتواناييهاي عقلاني،  زباني ، حركتي . اداركي و احساسي اوست .

فعاليتهاي آموزشي  به طور منظم كنترل و ارزيابي مي شود كه اين كار توسط بازرسينيكه در وقع در نقش مشاورين عمل مي كنند انجام مي گيرد .

 بيشتر مقطع هاي پيش دبستاني غير دولتي هم ( نه به طور رسمي) اين الگوي آموزشيرا پذيرفته و به اين ترتيب ، كيفيت خدمات آموزشي را تضمين مي كند.عوامل احساسي كهانتظار مي رود در بهبود كيفيت خدمات آموزشي دخيل باشند شامل : الگوهاي آموزشي ذكرشده ، باضافة صلاحيت معلمين و نسبت تعداد معلمين به شاگردين است .

منظور از الگوهاي آموزشي ، يك سري از بايدهايي هستند كه مدارس پيش دبستاني بايدبه آن برسند و آن ها را بكار ببندند و فعاليتهاي تحصيلي بچه ها بايد در راستاي اينبايدها باشد .

البته اين « بايدها » صرفاً برنامة آموزشي واقعي يا خلاصة دروس نيست و فهرستي ازاستانداردهاي كسب شده را به ما نمي دهند ، اما مي شود چنين پذيرفت كه در واقع اين  معيارها به منزلة يك كتاب راهنماي آموزشي  براي معلمين  و نيز براي آن دسته ازافراديكه مهمترين ابعاد پيشرفت و ترقي تحصيلي بچه ها را توضيح داده و تعريف مي كنندو  روشها و الگوهايي مناسب را بريا آموزش مؤثر طراحي مي كنند مي تواند مؤثر واقعشود .

بسياري از مدارس غير دولتي هم ، يك سري هماهنگي هايي را در  راستاي فعاليتهايآموزشي دنبال مي كنند كه معمولاً همسو و هماهنگ با مدارس دولتي بوده اما تا حدودياز  طريق مطابقت با بافت محلي و اجتماعي ، غني شده است .در اين چارچوب ، تجارب مهميبايستي ذكر شود به عنوان مثال Scuole dell Infanzia از Regio Emilia و ميلان و ديگرشهرداريها ، Area Bambini  از Pistoia  ، مدارس پيش دبستاني Steiner  و Montessori

در بسياري از اين موارد هدف از حمايت آموزش پيش دبستاني ، مزيت و ويژگي خاص ايندوره است كه اغلب در سطوح بين المللي هم شناخته شده است .

در مورد معلمان آموزش مقدماتي آنان تا سال 1998  توسط دانشكده هاي ويژه اي درسطح متوسطة سطح بالاتر همه ساله تكميل شده بود ارسال 1998 سيستم اموزشي تغيير يافتهكه شامل آموزش علمي مدرسين در سطح آموزش پيش دبستاني با برنامة ويژة Laurea تا اينكه آنها براي پست تدريس صلاحيت لازم را كسب كنند .تقريباً (100 % در سال 92 ، 6 . 99 % )  در سال 1998 در مقطع پيش دبستاني معلم ها خانم بودند كه تعداد اين معلمينطي اين دهه از 589 . 116 در سال 91 1995 تا 312 . 131 در سال 1994 تا 1998 افزايشيافته است.اين افزايش به دليل اصلاحات اساسي است كه در مدارس دولتي در مقايسه بامؤسسات غير دولتي انجام گرفته كه نسبت بالاتري از ميزان معلم به شاگرد را نشان ميدهد .درمقايسه با مدارس پيش دبستاني بسياي از كشورهاي ديگر اين نسبت معلم به شاگردبسيار پايين است كه ميزان آن 1/12 در سال 1994 تا 1998 بود.( 3 . 11 در مدارس دولتي، 5 . 12 در مدارس غير دولتي ) كه اين نسبت پايين با هدف مدارس دولتي اين طور ترفيعداده مي شود و بسياري از مدارس خصوصي و شهرداري با امكان فراهم كردن بهترين خدماتآموزشي به عنوان مثال معرفي زمان آموزشي طولاني تر با همكاري دو يا چند معلم ،تعيين معلمان متخصص براي فعاليت هاي ويژه ، افزايش ساعت آزاد ، بالا بردن كيفيتتجهيزات آموزشي و اضافه كردن خدمات تكميلي سعي در بهبود وضعيت آموزشي مي كنند .

به واسطه تصويب  قانون شمارة 179 مصوب 27 مي 1991، مجلس شوراي ايتاليا ، توافقسازمان ملل متحد را درموردحقوق كودكان ( 20 نوامبر 1989 ) تصويب كرد و در حقيقت اينقانون نقطة شروع سياستهاي ايتاليا در حوزه آموزش پيش دبستاني محسوب مي گردد.

با تصويب اين قانون از سال 1989 مدارس پيش دبستاني دولتي به صورت رسمي و جديآغاز به فعاليت نمودند.

با تصويب قانون شمارة 444 مصوب سال 18 مارس ، 1998كه بر برخورداري كليه كودكانبراي حضور درمحيطهاي آموزشي و تربيتي عليرغم زمينة اقتصادي ـ اجتماعي ، اجتماعي ،نژادي ، مذهبي و زباني تاكيد دارد،آموزش پيش دبستاني از اهميت دوچنداني برخوردارگرديد.از سال 1998 ، يعني زماني كه آموزش پيش دبستاني دولتي ، پايه گذاري شد ،آموزش اولية كودكان و توجه به آن ، به ابتكارات شهرداريها . مؤسسات مذهبي ، مجمع وگروههاي خصوصي و فردي اختصاص يافته و فقط نسبت محدودي از كودكان ( كمتر از 50% ) از 6 – 3  ساله ها در آموزش پيش دبستاني و محيط آموزشي حضور پيدا مي كردند. ايندرحاليست كه در مدت 30 سال ، شركت در مدارس پيش دبستاني به بيش از 95% رسيده است كهاين به واسطة افزايش سرمايه گذاري دولت ، احداث مراكز پيش دبستاني در كليه مناطقوارتقاء كيفيت آموزشي مراكز آموزشي بوده است.

دهة كنوني 99 1990 ، نشان مي دهد كه در اين بخش هدف مورد نظر حداقل در زمينةميزان حضور در آموزش پيش دبستاني تحقق  يافته است.در زمينة كيفيت آمادگي تحصيلي ،مطالعات زيادي اخيراً انجام شده كه نشان مي دهد پيشنهاد معيارهايي براي مدارس پيشدبستاني دولتي در سال 1991باعث ايجاد روش جديدي در آموزش دوران كودكي شد كه برپيشرفت قابليتهاي كودك در ابعاد گوناگون شامل  پيشبرد تواناييهاي فيزيكي ، عقلاني وسايكو ديناميك ، كسب تدريجي اعتماد به نفس و پيشرفت تواناييهاي فرد بويژه قابليتهاياحساسي ، ادراكي ، حركتي و زباني و عقلاني فرد متمركز شده بود.

تأثير اين الگوها نه تنها در مدارس پيش دبستاني دولتي بسيار تقويت شده بلكه دراغلب محيط ها توسط شهرداريها ، مؤسسات مذهبي و بخش هاي خصوصي و غير انتفاعي حمايتمالي مي شوند.اين بخش ها مجبور به قبول Orientamenti نيستند اما با اين وجودعاقلانه تر است كه در رقابت با مدارس پيش دبستاني دولتي اين برنامه در نظر گرفتهشود .

مطلب ديگري كه قابل توجه است تلاش در زمينة كسب برتري در سطوح پيش دبستاني دولتيو غير دولتي است كه چنان رقابتي به نظر مي رسد كه از طريق تفاوت هاي موجود بين محيطهاي مختلف آموزشي مورد تشويق قرار مي گيرد.

تاريخچه آموزش پيش دبستاني

تاريخچه آموزش پيش دبستاني در ايران به 80 سال پيش باز مي گردد.

در سال 1298 مسيونر هاي مذهبي و اقليت هاي ديني به احداث كودكستانها و مراكز آموزش پيش دبستاني درتهران مبادرت نمودند .در همان اثنا زنده ياد جبارباغچه‏بان در سال 1303 به احداث باغچه اطفال در شهرستان تبريز مبادرت نموده و چندسال بعد در سال 1307 كودكستان ديگري در شهرستان شيراز داير نمود. گفتني است كه درآن اثنا تنها از كودكان خانواده هاي مرفه و كارمندان عالي رتبه ادارات در اين مراكزثبت نام به عمل مي آمد . استقبال اين خانواده ها از عملكرد مراكز آموزش پيش دبستاني (كودكستان ها( سبب گرديدكه طي مدت زمان كوتاهي در تهران وچندين شهر بزرگ ديگر كشور،كودكستان هايي توسط بخش خصوصي داير گردد .از جمله مهمترين برنامه هاي اين مراكز ميتوان به بازي هاي مرسوم ، آموزش مقدماتي خواندن و نوشتن ، نقاشي و بازي با عروسك واشكال هندسي اشاره نمود.در سال 1303 شوراي عالي فرهنگ ،به تصويب انحصاري آيين نامهاحداث مراكز آموزش پيش دبستاني در شهرستان تهران و درسال 1304به تصويب اين آييننامه براي ساير شهرهاي كشور مبادرت نمود.نخستين امتياز تاسيس كودكستان توسط وزارتمعارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در سال 1310 صادر گرديد.از اين روي سال1310 آغاز فصلجديدي در تاريخ آموزش پيش دبستاني ايران محسوب مي گردد.نخستين آيين نامه ويژهكودكستانها و مراكز آموزش پيش دبستاني درسال 1312 به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. در ماده اول اين آيين نامه ، سن كودكان جهت پذيرش در كودكستانها 4 تا 7 سال قيد شدهبود. اين در حاليست كه درسال 1335 ، آيين نامه جديدي جهت اداره كودكستانها به تصويبرسيد كه طي آن سن كودكان ، 3 تا 6 سال تعيين شده بود. در سال1334 ، اداره مستقليجهت رسيدگي و نظارت بر امور كودكستان ها تحت نظارت وزارت فرهنگ تاسيس گرديد. درسال1340 ، اداره امور كودكستانهاي كشور منحل شده و وظايف مربوطه به اداره كلتعليمات ابتدائي محول گرديد. در آن اثنا دولت به تلاش هايي درجهت احداث كودكستانهاي دولتي مبادرت نموده و با احداث كودكستانها در شهرهاي سراسركشور،كودكان خانوادههاي طبقه متوسط را تحت پوشش خود قرار داد. تا سال 1322 در سراسر كشور تنها تعداد 7كودكستان وجود داشت و اين در حاليست كه طي سال1331 به 74 و طي سال 51 13 به 431مركز بالغ گرديد. در همان اثنا تلاش هايي درجهت تربيت مربيان مراكز پيش دبستاني نيزآغاز گرديد. درسال 1336 ، آموزشگاه هاي كودكياري آغاز به فعاليت نمودند . اوليناساسنامه و برنامه درسي اين آموزشگاهها طي سال 1345 به تصويب شوراي عالي فرهنگرسيد. چندسال بعد تدريس رشته كودكياري يا آموزش و پرورش پيش ازدبستان در برخيدانشكده هاي علوم تربيتي من جمله مدرسه عالي شميرانات و دانشگاه ابوريحان آغازگرديد.

درسال1350 ، اداره كل تعليمات ابتدايي به دفتر برنامه ريزي آموزشابتدايي تغيير نام داده و واحد كودكستان هاي اين اداره، عهده دارمسئـوليت طرح وبرنامه ريزي آموزش و پرورش پيش دبستاني گرديد. درسال1354، با توجه به توسعهكودكستانها و تربيت مربيان كودك، دفتر برنامه ريزي آموزش ابتدايي به دفتر آموزشكودكستاني و ابتدايي تغيير نام داده و بالاخره درسال 1359 در اداره كل و سپس دردفتر آموزش عمومي ادغام گرديد . طبق آخرين آيين نامه كودكستانها كه در سال 1349بهتصويب شوراي عالي آموزش و پرورش رسيد، تشكيل كلاسهاي آمادگي ضميمه آموزش ابتداييگرديده و سن كودكان كودكستاني 3 تا 6 سال تعيين گرديد. درسال 1353 ، وزارت آموزش وپرورش طبق انتشار بخشنامه اي به اعمال اصلاحاتي در آيين نامه مذكور مبادرت نمود. مطابق اين تغييرات تنها آندسته از كودكاني كه از سن 5 سال تمام برخوردار بودند ازحق ثبت نام دركلاسهاي آمادگي بهره مند گرديدند.

درگذشته امتياز تاسيس مهدهاي كودك ويژه كودكان رده هاي سني 3 تا 6سال به وزارت آموزش و پرورش و مجوز تاسيس مراكز مراقبتي كودكان زير رده سني3 سال بهاتاق اصناف واگذار گرديد. ازسال1354، سازمانهاي دولتي موظف به تاسيس مهدهاي كودكشده و ضوابط آنها از سوي سازمان زنان تنظيم گرديد. درسال1356، در بودجه كلسازمانهاي دولتي، بودجه لازم جهت احداث مهدهاي كودك ويژه فرزندان زنان كارمند پيشبيني شده و سازمان زنان مسئوليت تشكيل و نظارت بر آنها را عهده دار گرديد. پس ازانقلاب اسلامي ، بر اساس تصميم گيري هيات وزيران، با انحلال سازمان زنان ، سازمانملي رفاه خانواده، سازمان تربيتي شهرداري تهران و انجمن ملي حمايت از كودكان، اجازهتاسيس مهدهاي كودك به وزارت بهداري و بهزيستي و سپس به سازمان بهزيستي محول گرديد. درحال حاضر صدور مجوز و نظارت بركليه مهدهاي كودك دولتي و خصوصي بر عهده سازمانبهزيستي كشور است. ازسال 1372 كليه كلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي به علت كمبودجا منحل گرديد.گفتني است كه اين كلاسها 30 سال پيش درسال1349 و با تصويب شوراي عاليآموزش و پرورش تشكيل شده بود . ازجمله انواع مهدهاي كودك كه درحال حاضر درسراسركشورفعاليت دارند ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

ــ مهدهاي كودك خصوصي كه توسط بخش خصوصي احداث گرديده اند.

ــ مهدهاي كودك خود محوركه وابسته به موسسات دولتي بوده و با كمكهزينه هاي دولتي و والدين كودكان اداره ميگردند.

ــ مهدهاي كودك كارگري كه متعلق به كارخانجات بوده و تحت پوششوزارت كار فعاليت دارند.

ــ مهدهاي كودك ادارات آموزش و پرورش كه به ثبت نام از فرزندانزنان شاغل درآموزش و پرورش مبادرت مي نمايند.

ــ مهدهاي كودك انجمنهاي حمايتي سازمان بهزيستي كه به ثبت نام ازكودكان تحت پوشش بهزيستي و درصدي از افراد عادي مبادرت مي نمايند.

ــ مهدهاي كودك انجمنهاي روستايي كه به ثبت نام از كودكان روستاييمبادرت مي نمايند.

تاريخچه فوق بيانگر اين واقعيت است كه سهم دولت در تاسيس مهدهايكودك بسيار ناچيز بوده و عمدتا به تنظيم آيين نامه ها و اعطاي مجوزهاي قانوني محدودبوده است به نحويكه پس از تشكيل اولين مهدهاي كودك ، وزارت آموزش و پرورش به تاسيسمهدهاي كودك دولتي پس از 42 سال مبادرت نمود. درحال حاضر براي كودكان زنان غير شاغلمهد كودك دولتي وجود نداشته وكلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي نيز از سال 1372منحل گرديده است. علاوه بر اين تعداد فارغ التحصيلان رشته كودكياري با توجه به نيازمهدهاي كودك ، بسيار اندك بوده و دوره هاي باز آموزي بهزيستي ويژه مربيان و مديران، چه از لحاظ مدت زمان و چه از لحاظ تعداد نفرات تحت پوشش هر دوره آموزشي، جوابگوينياز مهدهاي كودك نمي باشد. . بعنوان مثال از سال 61 13تا 69 13يعني ظرف مدت زمان 8سال تنها 1215 نفر ازمديران و مربيان موفق به گذراندن دوره هاي آموزشي كوتاه مدتبهزيستي شده اند و اين در حاليست كه اين رقم درمقايسه با تعداد مديران ومربيانمهدهاي كودك بسيار ناچيز مي باشد.

علاوه بر اين تعداد مهدهاي كودك نسبت به جمعيت كودكان در ايرانبسيار ناچيز مي باشد.. بعنوان مثال طي سالهاي1360- 1359 تعداد مهدهاي كودك بر2971 ،تعداد كودكان بر 172002، تعداد كلاسها بر6340 و تعداد كاركنان بر9356 نفر بالغ ميگرديد واين درحاليست كه طي سالهاي 68 ـ 67 تعداد مهدهاي كودك بر 2547 ، تعدادكودكان ثبت نامي بر177979، تعداد كلاسها بر5951، تعداد كاركنان بر1983و تعدادكودكان رده هاي سني1 تا 6 سال بر12ميليون نفر بالغ گرديد . ضــمنا تعداد مهدهايكودك خصوصي شهرستان تهران طي سال1370 بر200 مركز، طي سال1371بر174مركز و طيسال1372بر170 مركز بالغ گرديد.

آمارفوق نشانگر افزايش دائمي تعدادكودكاني ثبت نامي مراكز آموزشپيش دبستاني و مهدهاي كودك و كاهش تعداد مهدهاي كودك و كادر ويژه آن مي باشد . آمارسال 68 ـ67 مبين اين واقعيت است كه تنها 5 ر1درصد كودكان رده هاي سني 1 تا 6 سال و 5 ر2درصد كودكان رده هاي سني 3 تا 6 سال ا ز امكانات آموزشي وتفريحي مهدهاي كودكاستفاده نموده اند. درضمن تعداد كودكان هركلاس بر 30 نفر و نسبت كودكان به كادرآموزشي به نسبت 25 به1 بوده است.به عبارت ديگر به ازاي هر 1 پرسنل، 25 كودك وجودداشته است . چنانكه قبلا نيز بدان اشاره گرديد رده هاي سني 1 تا 6 سال در رشد وپرورش شخصيت كودكان ،از نقش اساسي برخوردار بوده و از اين روي آموزش پيش دبستاني بهعنوان بخشي از نظام آموزش عمومي محسوب شده و دولتها به برنامه ريزي و سرمايه گذاريدر اين عرصه مبادرت مي نمايند .در كشور ايران آموزش پيش دبستاني در واقع به بخشخصوصي واگذار گرديده وبدين ترتيب خانواده هاي كم در آمد و متوسط قادر به بهره گيرياز امكانات مهدهاي كودك نمي باشند و اين درحاليست كه كودكان خانواده هاي مواجه بامشكلات اقتصادي و فرهنگي از نياز بيشتري به توجه و آموزش برخوردار مي باشند. به اينترتيب به دليل وجود كمبودها ، نواقصات زياد و برنامه هاي نادرست و عدم برخورداري ازكادر مناسب و عدم اولويت دولت به آموزش كودكان در دوره هاي پيش دبستاني، اكثريتكودكان با مشكلات عديد ه اي در روند آموزشي و رشد شخصيتي خود مواجه مي گردند.

سرمايه گذاري درامور كودكان پيش دبستاني آثار پيش گيرانه بر آسيبهاي دوران نوجواني و جواني وبزرگسالي دارد . بسياري از انحرافات اخلاقي ريشهدركمبودهاي روحي و رواني دوران كودكي دارند. ارتباط اوليه كودك با الگوهاي شخصيتي،آينده او را رقم ميزنند .برخلاف تصورات عمومي مبني بر عدم سود آوري سرمايه گذاري درمهدهاي كودك چنين سرمايه گذاري هايي به معناي تربيت نيروي خلاق ، هدفمند و آگاهآتيه هر ملت و عوامل بازدارنده بسياري از آسيب هاي اجتماعي مطرح مي باشند . در مقطعآموزش پيش دبستاني ،والدين و مربيان كودك به شناسايي توانايي هاي بالقوه كودكان ورشد وتوسعه چنين توانايي هايي مبادرت نموده، شعور و رفتارهاي هاي رواني كودك شكلگرفته و هـدايت صحيـح تجربيات كودك بــه خصوصيات رواني مي انجامد كه شخصيت او راپرورش ميدهند. درجريان حضور درمراكز آموزش پيش دبستاني است كه كودك شناخت نزديك بهواقعيتي از خود بدست آورده و خواسته هاي او به عنوان تبلوري از رشد عاطفي ،عقلي واجتماعي او شكل مي گيرد.

آموزش پيش دبستاني

بر اساس تجربيات و بررسيهاي روان شناختي و تربيتي ، سال هاي اوليهزندگي كودكان نقش اساسي در رشد و پرورش آنان ايفا مي نمايدچراكه 80 درصـد شخصيتكــودك ظرف6 سال اوليه حيات او شكل ميگيرد. براين اساس آموزش و پرورش پيش دبستانياز اهميت ويژه‏اي برخوردار بوده و تلاش عمده دولت ها بر اين بوده است كه هرروزهتعداد بيشتري از كودكان تحت پوشش آمــوزشهاي اين دوره قرار گرفته و بــا توجه بهويژگي ها ونيــازهاي فردي ،از آموزشهاي مناسب وسازنده برخوردار گردند. اولينارتبـاطات انساني- اجتماعي كودكان دردوران پيش دبستانـي شـكل گرفته و شكوفـائي ورشد اين ارتباط منوط به آموزش عشق ورزيدن ، محبت نمودن ، .... و نشان دادن راه صحيحبرقراري ارتباط توسط والدين و مربيان آنان مي باشد . در واقع پايه هاي اوليه اعتمادبه نفس ، مسئـوليت پذيري و استقلال و خلاقيت كودكان در دوران پيش از دبستان استوارمي گردد. توجه دقيق و مناسب به كودكان به رشد و شكوفائي استعدادهاي آنان كمك مينمايد. مهدهاي كودك‏ و مربيان اين مراكز نقش اساسي وحياتي در تربيت و رشد شخصيتكودكان و نيل به اهداف فوق ايفــا مي نمايند.

برنامه هاي آموزشي

از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشيمقطع آموزش پيشدبستانيمي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- برنامه هاي علمي و عملي آموزشي كه بر مشاهده و بازديد ، آموزشزبان فارسي ، رياضيات مقدماتي ، مفاهيم ابتدايي علوم و اعتقادات مذهبي مشتمل ميگردد.

2- فوق برنامه هاي آموزشي كه بر صنايع دستي ، خمير بازي ، بريدن وچسباندن اشياء ، نقاشي ، بازيهاي فكري ، قصه گويي ، شعرخواني و تمرينات بدني مشتملمي گردد.

برنامه ريزي و مديريت آموزشي

اولين مركز مستقل آموزش پيش دبستاني در سال 1924 در جهتارائه دوره هاي آموزش اختياري (سيستم آموزش غير اجباري در سيستم آموزش رسمي)احداثگرديد در طول دهه 1980 از مراكز فوق تحت عناوين مختلف اعم از مراكز مراقبتروزانه،كودكستانها، مدارس پيش دبستاني ياد مي گرديد.مراكز مذكور عمدتا در محلسازمانها و وزارتخانه هاي دولتي استقرار يافته و به مراقبت از كودكان با والدينشاغل در سازمان يا وزارتخانه مربوطه مبادرت مي نمايند. مراكز مذكور به طور خصوصيوتحت نظارت سازمان بهزيستي وتحت سرپرستي وزارت آموزش و پرورش فعاليت مي نمايند.

هدف عملي مراكزفوق مراقبت و تربيت كودكان برخوردار از والدين شاغلو ارائه تسهيلات به آنان بود. از جمله تقسيم بندي هاي به عمل آمده توسط مراكز پيشدبستاني كشور مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

كودكان رده هاي سني4 تا 18 ماه

كودكان رده هاي سني 18 ماهه تا 3 سال

كودكان رده هاي سني 3 تا 5 سال

كودكان رده هاي سني 5 سال

از مراكز ويژه كودكان رده سني زير 5 سال تحت عنوان(مراكز مراقبتيروزانه) و از مراكز ويژه كودكان رده سني 5 سال تحت عنوان مدارس آمادگي ياد مي گردد.

مسئوليت برنامه ريزي ، آماده سازي و توسعه متدهاي آموزشي وتفريحيمراكز پيش دبستاني برعهده اداره برنامه ريزي و توسعه متون درسي كشور مي باشد.

وظيفه نظارت بر عملكرد مراكز مذكور به دايره آموزش ابتدايي ومسووليت تدارك امكانات و تسهيلات رفاهي به (( مديريت عمومي تعاون و رفاه اجتماعي )) وزارت آموزش و پرورش تفويض گرديده است. معلمين ومربيان مراكز آموزش پيش دبستاني ازميان فارغ التحصيلان رشته هاي تربيتي مراكز تربيت معلم و يا از ميان فارغ التحصيلاندانشگاهي علوم تربيتي در حوزه آموزش پيش دبستاني انتخاب مي گردد.وجود تغييراتاقتصادي، فرهنگي ، اجتماعي و سياسي دو دهه اخير در ايران ، افزايش نسبت زنان شاغل وضرورت مراقبت از كودكان به افزايش نرخ ثبت نام كودكان در مراكز پيش دبستاني منجرگرديده است.برگزاري كنفرانس جامتين و تأكيد كليه كشورهاي شركت كننده بر اهميت ضرورتارائه مقطع آموزش پيش دبستاني به كليه شهروندان باعث اعمال توجه بيشتر به اين جنبهاز آموزش گرديده است. طي دهه پاياني قرن بيستم به اطمينان از برقراري هماهنگي ميانوزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزيستي به عنوان دو مجموعه مسئول در جهت رشد وتوسعههر چه بيشتر آموزش پيش دبستاني تأكيد شد. با اين وجود در نتيجه تمركز نامحسوس دربرنامه ريزي ، مديريت و سرپرستي مقطع آموزش پيش دبستاني ، هر يك از سازمانهاي دولتيبه تنظيم استراتژي هاو سياست جاري خود با توجه به نيازها و امكانات كارشناسانمبادرت مي نمايند.

اهداف آموزشي

اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني

از جمله مهمتريناهداف مقطع آموزش پيش دبستانيميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

1-رشد جسماني ، ذهني ، عاطفي و اجتماعي كودكان بر پاية اصولاخلاقي و مذهبي

2-افزايش سطح توانائيها و استعدادهاي كودكان

3- آماده سازي و تربيت كودكان جهت درك مفاهيم علمي و ذهني

4- رشد و پويش زبان فارسي همسطح با زبانهاي محلي

5- آماده سازي و تربيت كودكان جهت برقراري همكاريها و معاشرتهاياجتماعي

6- حمايت از خانواده هاي كم درآمد در روند تربيتي و تحصيليفرزندان

از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني ميتوان به مواردذيل اشاره نمود:

1. تربيت كودكان درجهت اجراي اصول اسلامي در زندگي شخصي و اجتماعي

2. تقويت احساس همكاري و مشاركت كودكان در فعاليت هاي اجتماعي وحس مسئوليت پذيري آنان

3. افزايش قدرت جسمي و ذهني، برقراري تعادل جسمي و افزايش مهارتهاي پايه كودكان

4. آموزش زبان فارسي درجهت تقويت ارتباطات وابزارهاي آموزشيكودكان اعم از خواندن ، نوشتن ، شنيدن و حرف زدن

از سال 1989 نظر به مشكلات زباني كودكان مناطق دو زبانه كشور حينورود به مقطع آموزش ابتدايي ، نرخ بالاي تجديد كودكان طي سالهاي اوليه آموزشابتدايي ،عدم تسلط كافي دربرقراري ارتباطات به زبان فارسي و در دسترس نبودن تعدادكافي از مراكز پيش دبستاني ، هر ساله كلاس هاي آمادگي يك ماهه قبل از شروع سالتحصيلي در مناطق مذكور تشكيل مي گردد. گفتني است كه وزارت آموزش و پرورش به فراهمنمودن زمينه هايي جهت آمادگي كودكان ساكن مناطق مذكور جهت ورود به مقطع آموزشابتدايياز طريق تعيين برنامه هاي مورد نياز و صدور بخشنامه هاي مربوطه اقدام مينمايد.

استراتژي هاي آموزشي

ازجمله مهمترين راهبردهاي آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني مي توانبه موارد ذيل اشاره نمود:

1. ترغيب اولياي امور وزارت آموزش و پرورش به توجه هر چه بيشتر بهسطح آموزش پيش دبستاني

2. كسب اطمينان از برقراري حداكثر هماهنگي ممكن ميان نهادهاياداره كننده مراكز آموزش پيش دبستاني در وزارت آموزش و پرورش

3. اختصاص بيشتر وجوه غير مستقيم از سوي وزارت آموزش و پرورش بهمراكز آموزش پيش دبستاني

4. آموزش و تربيت نيروي انساني ماهر از طريق تمركز بر آموزشهايدوره پيش دبستاني

5. گسترش فضاهاي مستقل آموزش پيش دبستاني

آموزش پيش دبستاني

ساختار آموزشي

حضور در دوره‌هاي آموزش پيش دبستاني در كشور فرانسه  اختياري و رايگان بوده وبه منظور آموزش كودكان رده هاي سني 5-2 سال در نظر گرفته شده است. شايان ذكر است آندسته از  كودكاني كه تا روز اول سال تحصيلي مدارس به سن 2 سالگي رسيده باشند، مورد پذيرش واقع مي‌گردند اقداماتي نيز در خصوص اولويت احداث  مدارس مذكور در نواحي محروم اجتماعي كشور صورت گرفته است.

كودكان رده سني 2سال(حدود 40% ) منحصرا در چارچوب مدارس و ظرفيت كلاسهاي آموزشي موجود و كليه كودكان رده سني3‌سال مورد پذيرش قرار مي‌گيرند و اين در حاليست كه در سال1960 ميلادي تنها 36% از كودكان  فرانسوي  مورد پذيرش مراكز آموزش پيش دبستاني قرار گرفتند. هدف غائي وزارت آموزش و پرورش، پژوهش و فن‌آوري فرانسه از ارائه دوره‌هاي آموزش پيش دبستاني، ارتقاء توانمنديهاي كودكان، در جهت شكل دهي به  شخصيت اجتماعي آنان ميباشد. از سال 1995 ميلادي، طرح  آموزش واقعي پيش دبستاني با اهداف دقيق و كارآموزان متبحر به‌اجرا گذارده  شد. درتمام مدت 26 ساعت آموزش در هفته، آموزش زبان از امتياز ويژه اي  برخوردار بوده و  تسلط شفاهي و آشنايي با نوشتار،تقويت قدرت احساس، تخيل و قدرت  خلاقيت دانش آموزان از طريق پرداختن به  آموزش هنري توسعه مي‌يابد.گفتني است كه بالغ بر20هزار مركز آموزش پيش دبستاني به ثبت نام از بيش از2ميليون كودك فرانسوي مبادرت مي‌نمايند. در صورت عدم وجود كلاس‌هاي پيش دبستاني،كودكان رده سني 5 سال به كلاس‌هاي آمادگي و مدارس ابتدايي پيوسته و به چرخه آموزش  ابتدايي ومقدماتي وارد مي‌گردند.از آنجاييكه كشور فرانسه از تجربه فراواني در ارائه آموزش پيش دبستاني به كودكان برخوردار مي‌باشد، از اين روي بيش از99% كودكان رده سني3 سال در اين مدارس حضور مي‌يابند. رقم مذكور درخصوص كودكان رده سني2سال بر2/ 35 % بالغ مي‌گردد.تحصيل در مدارس  عمومي‌پيش دبستاني رايگان مي‌باشد واين در حاليست كه مراكز خصوصي  به اخذ شهريه تحصيلي مبادرت مي‌نمايند. مدارس عمومي‌پيش دبستاني نيز  توسط شهرداري ها احداث و اداره مي‌گردند. طبق قانون اصلاحيه آموزشي مصوب15جولاي1989و قانون مصوب 1975كليه كودكان فرانسوي رده سني3 سال از  امكان حضور در مهدهاي كودك برخوردار مي‌باشند.علاوه بر اين قانون مصوب6 سپتامبر 1995 نيز كه در خصوص نمايش ساختار و نحوه عملكرد مهدهاي كودك تصويب گرديده بر تقويت خصيصه‌هاي بالقوه كودكان، به فعل در آوردن  آن در جهت  شكل گيري شخصيت آنان و فراهم آوردن بهترين امكانات در جهت موفقيت كودكان در مدارس ويادگيري بيشتر تأكيد دارد.

 گفتني است درمهدهاي كودك كشور فرانسه  از تخصصهاي سرباز معلمان جهت  آموزش كودكان استفاده مي‌گردد چرا كه خدمت سربازي درحال حاضر در كشور فرانسه به حالت تعليق در آمده و با اجراي طرح جامع جذب سرباز معلم JAPD جايگزين گرديده است.از سوي ديگر،جهت جبران به حد نصاب نرسيدن تعداد ثبت نام كنندگان  مهدهاي كودك،كه معمولاً در مناطق كم جمعيت وكوهستاني كشور رخ مي‌دهد، كودكستانهاي بين منطقه اي تأسيس گرديده است كه به ارائه خدمات آموزشي به كودكان نواحي مختلف مبادرت مي‌نمايند.در مناطق كم جمعيت نيز كلاس‌هاي موقتي پاره وقت تشكيل مي‌گردد.به طور كلي دانش آموزان  به سه رده سني كودكان،رده سني نوجوانان ورده سني جوانان تقسيم مي‌گردد. گفتني است، تقسيم بندي فوق در جهت مد نظر قرار دادن  بلوغ فكري و استعداد يادگيري رده‌هاي‌سني از انعطاف پذيري برخوردار مي‌باشد.تيم تدريس، با مشورت والدين به تعيين جايگاه كودكان  در رده‌هاي سني آموزشي  مطابق  با استعداد ها و نيازهاي آنان مبادرت مي‌نمايند. سه رده سني مذكور  با اولين چرخه آموزشي تطابق داشته در حالي كه رده سني جوانان و مقطع آموزش مقدماتي متوسطه با چرخة آموزشي پايه و مقدماتي تطابق دارد. چرخه‌هاي آموزشي چندين ساله نيز  با هدف برآورده نمودن  نيازهاي كودكان طراحي گرديده است. متوسط آموزش هفتگي26 ساعته به كودكان مقطع پيش دبستاني ارائه مي‌گردد.

سياستهاي آموزشي

مهم‌ترين سياست آموزشي مقطع پيش‌دبستاني فرانسه بر اين اصل استوار است كه مراكز پيش‌دبستاني به عنوان ابزاري جهت برخورداري از برابري فرصت محسوب مي‌گردند، چرا كه كودكان از طريق به كارگيري زبان و توسعه اين وسيله ارتباطي، به آماده‌سازي خود در جهت پرداختن به تمرينات ذهني كه لازمه موفقيت در مقاطع آموزش ابتدايي و كالج است، مبادرت مي‌نمايند.

اهداف آموزشي

از جمله مهمترين اهداف آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

1-    بيداري حواس و رشد عاطفي كودكان به ويژه كودكان متعلق به خانواده‌هاي كارگران و مهاجرين

2-    پيشگيري از افت تحصيلي كودكان طي سنوات آموزش پايه

3-  توسعه كليه امكانات بالقوه كودك درجهت شكل‌پذيري شخصيت و فراهم‌سازي فرصت كسب موفقيت در تحصيل، اشتغال و زندگي وي

4-    رشد هوشي، حسي حركتي و ذهني كودكان

5-    رشد ارتباطات غيركلامي (بيدارسازي حس زيبايي‌شناسي و درك هنري) و كلامي (كيفيت كلام و تمرين زبان)

6- آگاهي نسبت به زمان و مكان

7-    مشاركت درتشخيص نارسايي‌هاي حسي- حركتي و ذهني و فراهم‌سازي امكان درمان به موقع اين قبيل نارسايي‌ها

8-    آموزش مهارت و تمرينات لازم در جهت مشاركت مثبت كودكان در زندگي اجتماعي

برنامه‌هاي آموزشي و ارزشيابي تحصيلي

اجراي فعاليت‌هاي مقدماتي آموزشي در مقطع آموزش پيش دبستاني،  به رشد اوليه كودكان و  آمادگي آنان جهت حضور در مدارس ابتدايي منجر مي‌گردد.گفتني است كه  فعاليت ها ي مذكور بر فعاليت‌هاي فيزيكي، علمي‌و فني و فعاليتهاي آموزشي ارتقاء دهنده سطح ارتباطات ومهارتهاي شفاهي و نوشتاري كودكان مشتمل مي‌گردد. در مهدهاي كودك، اجراي  بازي‌هاي مختلف از  نقش مهمي ‌برخوردار مي‌باشند، اما اين امر بدين معني نيست كه درمراكز مذكور تدريس وجود ندارد.هيات نظارت ملي آموزش كه مسئوليت رسيدگي ونظارت بر آموزش  نواحي كشور را بر عهده دارد،برفعاليت‌هاي اداري وآموزشي موسسات نيز نظارت مي‌نمايد.شوراي مدارس نيز به بازديد حداقل يك بار در طول ترم از مدارس كشور مبادرت مي‌نمايند.شوراي مذكور همچنين به ارائه نظراتي درخصوص قوانين داخلي مدارس و تعيين برنامه‌هاي آموزشي  هفتگي مدارس كشور مبادرت مي‌نمايد.چرخه آموزشي كشور سبب ميگردد كه تيم تدريس  به تطبيق فعاليت‌هاي تدريس  با روند آموزش وپيشرفت كودكان مبادرت نمايند. تيم تدريس  همچنين مسئوليت ارزشيابي ميزان پيشرفت تحصيلي كودكان را بر عهده دارد. علاوه بر اين تيم مذكور همچنين تعيين مينمايد كه كودكان ملزم به ثبت نام  در مدارس ابتدائي بوده و  يا مي‌بايستي  در سيستم آموزشي پيش دبستاني باقي بمانند. از آنجايي كه مدارس پيش دبستاني از نقش پييچيده اي در سيستم آموزشي كشور فرانسه برخوردار مي‌باشند، از اين روي مدرسين مراكز مذكور،مشابه مدرسين مدارس ابتدايي، دوره‌هاي آموزشي ويژه اي را گذرانده و پس  از گذراندن دوره3 ساله آموزشي (پس از اتمام  تحصيلات آموزش متوسطه كه به دريافت ديپلم متوسطه منتهي مي‌گردد) به گذراندن  دوره آموزشي2-1ساله تربيت مدرس در موسسات دانشگاهي تربيت معلم مبادرت مي‌نمايند.

پس از اتمام سال دوم آموزش دانشگاهي در مراكز تربيت مدرس، از دانشجويان موفق به عنوان معلمين مدارس دعوت به همكاري مي گردد. معلمين مراكز آموزشي پيش دبستاني، به عنوان مدرسين رسمي‌  نظام آموزش عمومي و ‌يا به عنوان مدرسين قرار دادي مدارس خصوصي، از حقوق،وظايف و مسئوليتهاي مشابه معلمين مدارس ابتدايي برخوردار مي باشند.

   آمار وارقام تعداد مراكز و مدرسين مراكز آموزش پيش دبستاني ( طي سال1993/1992)

تعداد دانش آموزان

عمومي

خصوصي

تعداد مهدهاي كودك

1895547

36793

تعداد مدارس  آمادگي

336950

280348

تعداد مربيان

279078

-

نسبت تعداد مربيان به دانش آموزان

27.5

27.3

نقاط ضعف و قوت آموزشي

      با وجوديكه يك سوم كودكان فرانسوي به آغاز دوران آموزش از رده سني2 سال مبادرت نموده، تمامي كودكان رده سني3 سال رهسپار مراكز آموزش پيش دبستاني شده و مراكز آموزش پيش دبستاني عمومي كه در آن بر آموزش مهارت‌هاي سواد و زبان تاكيد مي‌ گردد، رايگان و براي همگان قابل استفاده مي باشند، اما با اين حال، افزايش نرخ مواليد دركشور فرانسه به وارد آمدن فشار بر پيكره نظام آموزشي كشور منجر گرديده است.

 به نحوي كه افزايش غيرمنتظره نرخ زاد و ولد كودكان از سال2000 به بعد،‌ به انتظار بيش از17 هزار كودك در فهرست ثبت نامي منجر گرديده است. بنابر اعلام وزارت آموزش، طي سال 2002، مراكز آموزش پيش دبستاني با كاهش فضاي آموزشي براي54 هزار كودك مواجه بوده اند كه اين امر خود به ايجاد مباحثاتي درخصوص تغيير امتيازات آموزشي از سنين پيش دبستاني به پايه منجر گرديده است. اين درحالي است كه كشور آلمان، همسايه فرانسه درگير بحث داغي در خصوص اصلاح نظام آموزشي است. در مطالعه بين‌المللي جديدي كه بر روي 32 كشور جهان صورت گرفت، دانش‌آموزان رده سني15 سال آلماني از نظر سواد،‌ رياضيات و مهارت‌هاي علوم در رده بيست و پنجم قرار گرفتند كه اين امر خود سبب گرديد تا تلنگري به نظام آموزشي آلمان وارد آيد كه همواره به تربيت نيروهاي انساني ماهر مباهات نموده است.كارشناسان معتقدند، علت اصلي نتيجه ضعيف آلمان در اين مطالعه، اين است كه در اين كشور، آموزش رسمي از رده هاي سني7-6 سال آغاز مي گردد. از اين روي مراكز آموزش پيش دبستاني اين كشور، چيزي جز زمين بازي به شمار نمي آيند.كشور فرانسه كه در اين مطالعه به طور متوسط در مكان دوازدهم قرار گرفت، از اين نظر متفاوت است. مراكز آموزش پيش دبستاني اين كشور با زمين بازي تفاوت دارند، چرا كه در اين قبيل مراكز، سواد و مهارت‌هاي اجتماعي از طريق فعاليت‌هاي گوناگون ارائه شده و كلاسهاي هفتگي26ساعته برگزار مي‌ گردد. علاوه بر اين، با وجودي كه آموزش از رده سني6 سال اجباري مي‌گردد،‌ بيش از99درصد كودكان فرانسوي از رده سني3 سال رهسپار مدرسه مي‌ گردند. افزون بر اين، بالغ بر 5/35 درصد از كودكان به حضور در مراكز آموزشي،1 سال زودتر  از موعد مقرر، مبادرت مي نمايند.

 

 

آموزش پيش دبستاني

ساختار آموزشي

مهدكودك هاي مجزا ديگر در هلند وجود ندارند ار آنجا كه آموزش ابتدايي به پوششدادن دانش آموزان 4 تا 6 ساله توسعه يافته است همچنين براي سنين 4 تا5 سال كه درمدارس ابتدايي حضور نداشتند متداولترين تسهيلات مواظبت از كودكان ،مراكز بازيومراكز مراقبتي روزانه است.برانگيختن توسعه اجتماعي واحساس وشناحتن كودكان از طريقبازي مي باشد . گروه هاي ازي براي بجه هاي 2 تا4 سال مي باشد  ومعمولاً هفته اي 3روز براي هفته اي 2.5 روز وروزانه 4 ساعت اين محل بازي مي باشد.هزينه آنها تااندازه اي توسط اولياي محلي ايالت تأمين مي شود اما ممكن است اين هزينه ها خصوصي همباشد.والدين موظف به مشاركت مي باشند اندازه گروه حداكثر به 12 تا 14 كودك محدود ميشود 35% رده هاي 2 تا 3 ساله به گروه هاي بازي مي روند كه 50%‌آنها سه ساله ميباشند.فقط بعضي گروه هاي بازي كارمندان تخصصي بكار مي گيرد . مراكز مراقبت روزانهبراي كودكان از سن 6 هفتگي تا 4 سالگي مي باشند كودكان ممكن است هفته اي 5 روز وازساعت حدود 7 صبح تا 6 بعد از ظهر به مراكز مراقبت  روزانه بروند يا اينكه فقط بخشياز هفته را به آنجا بروند.هزينه براي تسهيلات نگهداري كودك در چنين سيستمهايي ازطريق نماينده هاي محلي وزارت بهداشت ، بهزيستي وورزش تأمين مي گردد.والدين موظف بهپرداخت حق عضويت مي بانشد مراكز مراقبت روزانه همچنين ممك ن است توسط منابع خصوصيتأمين هزينه گردد.در اين مراكز مي بايست دو ناظر تمام وقت يا سه ناظر پاره وقت وجودداشته باشد.هيج منع قانوني در تعداد كودكان در يك گروه وجود ندارد اما معمولاًتعداد كودكان در گروه 8 تا 16 نفر ميباشد.تقريباً 1% كودكان بين سنين صفر تا 4 سالروزانه به اين مراكز تربيتي ميروند.ناظر ها مي بايست حداقل گواهينامه MBO و يا HBO را داشته باشند.درپايان سال 1992، 3766 گروه بازي وجود داشت كه در كل حدود 191 هزاربچه را در برميگرفت. 1155 مركز تمام وقت داراي تسهيلات مراقبت روزانه و153 مركزپاره وقت داراي تسهيلات مراقبت روزانه وجود داشت .

تاريخچه

از سال 1840  دير زماني است كه مراقبت از ودكان به صورت سازمان يافته  در سرزمينهلند وجود  داشته است زماني كه كودكان مادران كارگر از سن 2.5 سالگي  به موسساتي بهنام Bewaarscholenفرستاده مي شدند.اين موسسات توسط خيريه يا كليسا تأمين بودجهواداره مي شوند . تغيير توجهات از مراقبت نمودن كودكان به امر آموزشئآنها سرانجامبه گسترش آموزش كودكستان منجر شد.پس از جنگ جهاني دوم Bewaarscholen به كوكستانمعروف شدند.بين سالهاي 1956، 1985 آموزش 4 تا 6 ساله ها در حيطه مسئوليت قاتنونآموزش كودكستاني بود  در طول اين مدت اغلب كودكان ، كودكستان را در ن 4 سالگي آغازكردند گر چه براي آنها اجباري نبود كه تا سن 6 سالگي به مدرسه بروند .

سال 1985 شاهد ايجاد قانون جديد  آموزش ابتدايي بود  كه اموزش 4 تا 12 ساله راتأمين مي كرد در نتيجه فعاليت كودكستان ها خاتمه يافت در همان زمان سني را كه لازمبود كودكان به مدرسه بروند به 5 سالگي كاهش يافت.اولين گروه بازي پس از جنگ جهانيدوم  روم به وجود آمد.در سال 1970 انجمن مراكز مراقبت از كودكان (WKN) باهدف متخصصنمودن مربيات در مهد كودمك ها وگروه هاي بازي با ارائه راهنماي ها ، تشئيقكارمنتدان ومربيان وفراهم نمودن اطلاعات تأسس شد.اين انجمن هم چنين راهنماي هايي رابه مراكز مراقبت از كودكان و دولت محلي ارائه م كند . WKNتا به حال بخش از انستيتوبهداشت وخدمات اجتماعي هلند بوده است.درسال 1977، طرح كمك ودولت به مهد كودكم هاارائه شد كه طبق آن مهد كودكم هايي كه تا قبل ار سال 1975 تأسيس شده بودند ميتوانستند تقاضاي مك ماتلي نمايند.در اواخر دهه هشتاد اين كمك ها هماهنگ با قوانينجديد رفاهي لغو شدند.از سال 1990 با اعطاء كمك  دولتي وحذف ماليات كار فرمايانووالدين ، سياست ودولت بر گسترش تعداد مكانهاي مراقبت از كودكان متمركز شده است .

خط مشي قانوني

مراقبت از كودكان تحت اداره قانون رفاه اجتماعي سال 1994 قرار مي گيرد . اينقانون به مسئولان شهرداري مسئليت برنامه ريزي وتأمين بودجه تسهيلات رفاهي را در سطحمحلي مي دهد.حداقل استانداردهاي كه توسط مقامات شهرداري بر تسهيلات مراقبت اركودكان اعمال مي شود در حكم شرايط كيفيت مراكز مراقبت از كودكان  مقرر  مي شود كهدر 1ژانويه 1996 به اجرا در آمد اين ظرايط در تمام مراكز مراقبت از كودكان  اعمالمي شود.در سال 1996 طرح مراقبت از كودكان ومراقبت خارج از مدرسه  توسط وزارت اموراجتماعي واشتغال برنامه ريزي شد تا اين والدين قادر سازد تا كار ومسئوليت هايخـانوادگي را با انگيزه مبارزه با فقر پنهان ومحروميت اجتماعي با يكديگر  هماهنگنمايند .

طبق  اين طرح ، مقامات شهرداري مي توانند كل هزينه مراكز مراقبت از كودكانرابراي والديني كه به تنهايي عهده دار سرپرستي فرزندانشان هستند وكمك هزينه دريافتمي كنند پرداخت نمايد تا آنان بتوانند به محل كار خود بروند.اين طرح در سال 1997دائمي شد در سال 1999 طرح توسعه مراكز مراقبت از مودكان وئمراقبت خارج از مدرسهاجرا شد كه بودجه ايجاد 71000 مكان اضافي  ديگر را بين  سالهاي 1999 و2000 تأمين ميكند .اين طرح تا پايان سال 2003 بسط داده مي شود .بر خلاف سيستم آموزشي هيچ خطمشيفراگيري در قالب واژه هاي تعريف شده به صورت شفاف وجود ندارد. برخي تسهيلاتاختصاصاً  كودك محور ميباشد مانند گروه هاي بازي كودكان نوپا در حالي كه يعضي مانندمهدهاي كودك در طي روز جهت كمك به والدين شاغل در مراقبت از كودكان آنان ايجاد شدهاند.مراقبت از كودك تحت نظر قانون اجتماعي بهزيستي قرار دارد وينابراين تحت مجموعهوزارت بهداست ، بهزيستي قرار دارد .

مسئوليت مراقبت كودك بعهده مقامات شهري گذاشته شده است. در 1990 شماي پيشبرنده  مراقبت كودك با هدف افزايش تعداد مراكز مراقبتي كودكان در طيف وسيع معرفي شدند.

اين شما كه توسط مقامات شهري اجرا مي شود  برپايه قانون بهزيستي  اجتماعي بناشده ودر مورد مراكز مراقبتي كودكان دريافت كننده يارانه قديمي وجديد هر دو اعمال ميگردد.

مدارك خط مشي بهزيستي 1998-1995 به برقراري سيستم بيمه با ويژگي ملي اشاره دارداستانداردهاي حداقلي كه توسط مقامات شهري بر امكانات مراكز مراقبت كودك تحميل ميشود از طريق شورا تعيين مي گردد.اين نيازهاي حداقل در مورد تمام مراكز مزبور بدونتوجه به دريافت يا عدم دريافت  سوبسيد اعمال مي گردد.هيچ كنترلي قانوني رسمي براهداف محتوي وطراحي مهذ هاي روزانه ومراكز بازي اعمال نمي گردد. همچنين اجباري برايشركت در آموزش پيش دبستاني يا خارج دبستاني وجود ندارد. حضور در اين مراكز اختياريمي باشد.از اول ژانويه 1996 شماي عملي كلي براي نيازهاي كيفي مراقبت كودك به ثمرنشسته است. اين اعمال تنظيم موسسات مراقبت كودك وپرستار را قادر مي سازد تا مجموعهنيازهاي استاندارد كيفي را فراهم سازند ، اجازه نامه يا گواهي از مقامات محليدريافت  دارند وحقيقت برآوردن اين نيازها را اثبات نمايند.پس از اتمام يك دوره 5ساله اين شماي كلي انقضاء مي يابد سپس دولت محلي در مورد موفق  بودن يا عدم موفقيتاين اعمال بررسي وتحقيق مي تمايد.سياست گذاري ECEC  تا حدودي از اشتياق والدينوپيشرفت اقتصادي ـ اجتماعي وتا حدودي علاقه به تقويت همبستگي اجتماعي كاهش معايبآموزشي وپيشگيري  از رفتار بزهكارانه از طريق مداخله زودهنگام منشأ مي گيرد.تداركاتبراي آموزش ومراقبت اوايل كودكي در هلنداهداف ومقاصد مختلفي را تحقق مي بخشد. يكهدف مهم قادر ساختن مادران در مشاركت به عنوان نيروي كار مي باشد.

سياستهاي اخيرآموزشي

در ژوئن 2000 وزارت آموزش ، فرهنگ وعلوم ، وزارت بهداشت ، رفاه وتربيت بدنيووزارت برنامه ريزي شهري وهماهنگي اقليت ها يك سند سياسي را در مورد آموزش خردسالان (VVE) منتشر كردند.اين سند ساست رئوس كلي سياست دولت ا مطرح كرده وتدابير مشخصرافهرست برداري ميكند.آموزش خردسالان به كودكان 2 تا 5 ساله اي ارائه مي شود كه درخطر ضعف آموزشي هستند.هدف تا حدي هماهنگ ساختن اين سياست با سياست برنامه ريزي شهريوسياست شهرداري درباره ضعف آموزشي است.سند سياست درباره مراقبت از كودكان در سال 1999 شامل يك ديد كلي به سياست اخير است كه به منظور افزايش قابل توجهي مكانهاي دردسترس مراقبت از كودكان مخصوصاً براي 4 تا 12 ساله ها هماهنگ مي شود.در سال2001دولت لايحه مقدماتي ايجاد مراكز مراقبت از کودكان را تصويب كرد وبراي اظهار نظر بهشوراي دولتي ارائه شد.احتمالاً اين لايحه در1 ژانويه 2004 اجرا مي شود قانون جديديساختار  بخش مراقبت از كودكان يعني تقسيم مسئوليت ، كيفيت ، نظارت  وتأمين بودجه راهماهنگ خواهد كرد .

استانداردهاي جديد شفافيت بيشتري ايجاد خواهد كرد.به علاوه گرفتن اجازه ساختوجواز كار را آسانتر خواهد نمود.اساساً  مسئوليت مراكز مراقبت از كودكان ميانوالدين ، كار فرمايان ودولت تقسيم شود يا همانطور كه بودجه آن تقسيم مي شود.زمانيكه قانون جديد اجرا مي شود ديگر مراكز مراقبت از كودكان تحت نظارت قانون رفاهاجتماعي سال 1994 نخواهد بود.طي سالهاي 1999-2000 سند سياسي درمورد رفاه بهعنوان«به سوي كيفت» سياست  مراقبت از كودكان بخش كاملي از سياست  مشاركت وهماهنگيرا شكل ميدهد و بنا براين با گسترش بيشتر سياست محلي جوانان وآموزش هماهنگ مي شود .

نهادهاي مركزي

مقامات شهرداري

سيستم جديد  به مقامات واجد صلاحيت شهرداري نقش متفاوتي مي دهد تا سال 2004شهرداري ها هستند كه تصميم مي گيرند كه چطور هزينه ها تقسيم مي شوند آنها همچنينمسئوليت هاي زير را انجام خواهند داد:

. كمك  به تأمين بودجه ( از طريق سياست برنامه ريزي وتأسيس )

. هماهنگ سازي سياست ملي كودكان وآموزش آنان درمراكز مراقبتي كودكان

مقامات شهرداري همچنين مسئول يارانه اي كردن مراكز مراقبت از كودكان به گروه هايخاص از افراد  است كه از كار فرما كمكي رابراي هزينه هاي مراقبت از كودكان دريافتنمي كنند.اين گروه ها شامل افرادي كه مساعدت وخدمات اجتماعي دريافت مي كنند افراديكه دوباره وارد بازار كار شده اند مهاجران جديد ، دانش آموزان وافراد با مشكلاتاجتماعي ، پزشكي مي گردد.آنان بودجه جداگانه اي رابه اين منظور دريافت خواهندكرد.

بودجه آموزشي

تأمين بودجه

بالغ بر 20000 كودك از تسهيلات بيش از 300 مركز مراقبت از كودكان كه هزينه آنهاتوسط والدين ، كار فرمايان ويا دولت پرداخت مي شود استفاده مي كنند.افزايش تعدادمراكز مراقبت از كودكان در سالهاي اخير در دستور كار جلسات سياسي بوده است.يك سبكهجامع وگسترده از تسهيلات با كيفيت بالاي مراقبت از كودكان اين كار را براي والدينآسانتر مي كند تا كار ومراقبت را با هم انجام بدهند.از جمله منابع مختلف تامينبودجه مراكز پيش دبستاني ميتوان از موارد ذيل نام برد:

. دريافت اعانات از مقامات شهرداري

. تامين بودجه توسط كارفرمايان

. دريافت شهريه تحصيلي از والدين كودكان

. تامين بودجه از محل اعتبارات وزارت خدمات اجتماعي واشتغال

مراكزمراقبتي كودكان

اكثر موسسات مراقبت از كودكان هيچ شيوه آموزش يا تدريس مشخصي ندارد. اگر چه بعضياز آنها كه بر اساس مفهوم آموزش خاص از قبيل  گروه بازي  است.پزوژه تضمين كيفيتمراقبت از كودكان در سال 1999 با تأمين بودجه از وزارت بهداشت ، رفاه وتربيت بدنيارائه شد.گواهينامه اي ارائه شد كه توسط يك مجموعه مستقل به سازمانهاي مراقبت ازكودكان كه استانداردهاي ملي رابر آورده نمايند داده مي شد.اين كار چنين موسساتي رابر آن مي داشت تا به طور برنامه ريزي شده بر كيفيت مراكز خود نظارت كرده وآن رابالاتر ببرند.مشاركت به صورت داوطلبانه است اما دريافت يك گواهينامه سبب مي شود كهموسسه اي در نظر مشتريان متمول جذابتر شود. اولين گواهينامه  در بهار سال 1999 اعطاشد.

در سالهاي اخير به منظور انسجام كودكان ناتوان در مراكز عادي مراقبت از كودكانمهارت هاي تخصصي بسياري ايجاد شده است.هدف پايان دادن به تفاوت ميان تسهيلات كودكانعادي وكودكان با معلوايت جسمي وذهني است . با مجهز شدن  به تخصص هاي لازم ، اطلاعاتوحمايت ، مراكز مراقبت  از كودكان مي توانند  كمك با ارزشي به رشد كودمكان ناتواننمايند ودرحاليكه همزمان خطر انزوا را نيز كم مي كنند.آنها همچجنين مي توانندوالدين را حمايت كنند اين كار به اين معني نيست كه به امكانات متخصصيت ديگري نيازنيست.موسسات تخصصي متعددي وجود دارند كه حمايت هاي بسياري را به كارمندان مراكزمراقبت از كودكان عادي كه از كودكان  ناتوان مراقبت مي كنند ارائه مي دهند.

از جمله مراكز مراقبتي كودكان ميتوان ازموارد ذيل نام برد:

. شيرخوارگاه

شيرخوارگاه ها تسهيلات لازم را براي كودكان 6 هفته تا 3 سال فراهم مي كنند.

اين مكانها در روزهاي كاري با چند مورد استثناء از ساعت 7 تا 18 باز است .

براي هر گروه از كودكان 2 كارمند واحد صلاحيت وجود دارد. شيرخوارگاههاي نيمه وقتامكانات لازم را براي همان گروه سني فراهم مي كنند وحداقل 5 ساعت در روز باز هستند. كاهي اين دو نوع شير خوارگاه با يكديگر تلفيق مي شوند.

. مراكزمراقبتي خارج از مدرسه

اين مراكزبراي كودكان بين 4 تا 12 ساله فراهم است. اين مراكز قبل وبعد از مدرسهعصرها يا روزهاي كه مدرسه باز نيست ودر طول تعطيلات باز هستند.اغلب اين مراكزدرتمام طول سال دايرند. مراقبت پس از مدرسه نوع خاصي از مراقبت خارج  از مدرسه استكه پس از ساعت مدرسه فراهم  مي شود.برنامه هاي  آزمايشي براي نوجوانان زير 16 سالنيزطراحي شده است.اين برنامه ها فعاليت ها  وامكانات ووسايل تفريحي رابراي انجامتكاليف پيشنهاد مي كنند.

. مراكز پرستاري كودك

مراكز فوق،آژانس هايي قابل دسترسي هستند كه به منظور دستيابي  والدين به اينپرستــاران براي نگهداري  ازكودكان تا 4 سال در منازل خود ايجاد شده اند.

. مراكز اداري مراقبتي كودكان

مراكز فوق نيزدر شركت ها براي مراقبت از كودكان كارمندان يا دانشجويان دانشگاههادر حين انجام وظيفه وغيره درنظر گرفته مي شود.اين مراكز شامل مهد كودك هاي ضميمهشده به يك شركت ، مهد كودكهاي شركتهاي سهامي ومراكز رزرو شده درشير خوارگاه هاي بايارانه وبدون يارانه مي باشند. براي اينكه كار فرمايان امكانات مراقبت از كودكان رابراي كارمندان خود فراهم نمايند ماليات كمتري مي پردازند.

. مراكز تفريحي و بازي

مراكز فوق نيزمخصوص كودكان 2 تا 3 ساله است وبراي  پرورش مهارتهاي اجتماعيكودكان ايجاد مي شود.معمولاكودكان دو روز يا دو عصر در هفته به مدت 2.5 تا 4 ساعتدر روز به آن مراكز مي روند.به گروه هاي بازي معمولاً توسط شهرداري يارانه داده ميشود همچنين والدين كمك مالي اعطا مي نمايند.كمك هاي والدين در هر شهرستان متفاوتاست وگاهي ثابت شده است وبا ميزان در آمد والدين در ارتباط مي باشد.

. مراكز تغذيه كودك

مراكز فوق تنها به هنگام نهار مدارس باز هستند ومخصوص كودكان 4 تا 12 ساله اياست كه در موقع نهار به خانه نمي روند.

پذيرش تحصيلي

شرايط پذيرش

به طور كلي تمام كودكان بين 2.5 تا 4 ساله مي توانند در كروه هاي بازي ، جاييداشته  باشند اگر چه ممكن است اوليت با كودكاني باشد كه به مسكلات اجتماعي ـ پزشكيدارند وكودكاني كه از تأخير  در رشد رنج مي برند.ممكن است كودكان تا 4 ساله در شيرخوارگاه هاي روزانه يا نيمه وقت پذيرفته شوند كودكان بين 4 تا 12 ساله واجد شرايطمراقبت خارج از مدرسهع وپس از مدرسه هستند.حد سن كودكمان براي پرستاري متغير استمقامات شهرداري مي توانند در اختصاص يارانه به مراكز مراقبت از كودكان به گروه هايهدف استثنايي مثل كودكان با مشكلات اجتماعيـ پزشكي اولويت بدهند.مي توان با توافقميان كار فرما وكارمند محل هاي مراقبت از كودكان را در محل كار ايجاد نمود.عاملمحدوديت پذيرش در گروه هاي بازي وشيرخوارگاه تعداد آنان است .

گروه بندي كودكان

با توجه به شرايط كيفيت براي مراكز مراقبت از كودكان ، گروه هاي بازيوشيرخوارگاه هاي روزانه محدوديت هاي در تعداد گروه ونسبت  كارمندان به كودكان وجوددارد.دستورات شهرداري بر مراكز مراقبت از كودكان اين قوانين را به عنوان استانداردحداقل در نظر مي گيرد :

ـ براي كودكان زير 12 ماه : بيش از 12 كودك در يك گروه نباشد .

ـ براي كودكان زير 13 ماه : بيش از 16 كودك در يك گروه نباشد

ـ براي كودكان 4 تا 12 ساله : بيش از 20 كودك در يك گروه نباشد

حداكثر مجاز تعداد كودكان به بزرگسالان به صورت زير است :

ـ كودكان زير 12 ماه : 4 نفر

ـ كودكان 1 تا 2 ساله : 5 نفر

ـ كودكان 3 تا 4  ساله : 8 نفر

كودكان 4 تا سن پايان مدرسه : 10 نفر

هر گروه بايد توسط حداقل 2 نفر از كارمندان نظارت شود الگوي دستوراتي كه توسطانجمن شرهداري ها در هلند طراحي شد.تعداد كودكان را در هر گروه به 16 نفر كاهش ميدهد.اين قوانين ممكن است به گروه هاي بازي ارائه شود حتي اگراين گروه ها توسط دستورشرايط كيفيت مراكزمراقبت از كودكان تحت پوشش قرار نگرفته باشند وممكن است كه مقاماتشهرداري استانداردهاي جداگانه اي برا گروه هاي بازي طراجي نمايند .

اهداف كلي

امكانات مراقبت از كودكان وكودكان وگروه هاي بازي موقعيت وفضاي رابراي كودكانفراهم مي كند تا بازي كنند ودر جمع كودكان همسن خود رشد كنند هدف تحريك رشد اجتماعي، فكري وعاطفي كودكان است.مراكز مراقبت از كودكان سبب مي شوند كه والدين در فعاليتهاي خارج از مدرسه شركت كنند.دولت مركزي به تأمين مراكز مراقبت از كودكان به عنوانوسيله اي نگريسته مي شود كه به والدين بيشتري به خصو.ص مادران كم سن وسال اين اجازهرا براي رفتن به محل كار مي دهد.هنوز بسياري بر سر راه مردان وزناني كه تقسيم برابركار ومسئوليت هاي خانوادگي را ترجبح مي دهند وجود دارد. سياست دولت به گونه ايطراحي مي شود تا اين مشكلات را به گونه اي با گسترش مكانهاي مراقبت از كودكانوايجاد طرحهاي  مرخصي با حقوق ب طرف نمايد .

برنامه هاي آموزشي

برنامه آموزشي به معناي واقعي در مراكز مراقبت از كودكان وجود ندارد. ازسن 4سالگي كودكان به مدارس ابتدايي يا استثنايي ميروند تسهيلات مراقبت خارج از مدرسه بهطو كلي در ساعات خارج از مدرسه براي كودكان 4 تا 12 ساله اي كه والدين آنها خواستارآن هستند موجود است.

مراقبتهاي سالهاي اوليه اوايل كودكي

سيستم آموزش ابتدايي كودكي ومراقبت كودك (ECEC) درهلند شامل انواع مختلف تداركاتمي باشد كه خدمات مختلفي را جهت بر آورده  ساختن جامعه از قبيل مشاركت زنان درنيروي كار وافزايش گوناگوني در نژاد، زبان ، فرهنگ ودين در جامعه مسير برنامه ريزيشده ECEC را تحت تأثير قرار داده است.از آنجا  كه نتايج اين تغييرات براي انواعمختلف  تداركات متفاوت مي باشد ، تنوع قابل ملاحظه اي نيز در ايجاد تداركات وجوددارد اين تنوع با توجه به عقايد مختلف درمورد كودكان ، آموزش اوليل كودكي وچگونگيبر آوردن نيازهاي والدين وكودكان تشديد ميگردد.انتظار ميرود  بحث در مورد ECEC درمحدوده سياسي وعلمي ودر جامعه در آينده نزديك در مقياس گسترده ادامه خواهد يافت.

اين امر ممكن است يا همگرايي  رهيافت ها ب اساس توافق عمومي منجر كردد ويا  روندهاي مختلفي را در بخش هاي متفاوت سيستم ، هر يك در زمينه  كاري خود در پيشگيرند.مدارك اداري  گوناگوني  منتشر شده است كه جهت هاي ممكن براي پيشرفت وتكامل رادر آينده نشان مي دهند.با توجه به زمينه سياسي اي ندارك بر جهات اجتماعي ECEC ياارتباط آن با يادگيري در تمام عمر يا پيشگيري ازجرم ، تأكيد مي ورزند.طي دسامبر 1998لايحه سياست گذاري  منتشر گرديد كه برايجاد ارتباط  نزديك تر بين مراكز مراقبتاوايل كودكي ، مراكز بهداشت شهري ، تداركات قبل از مدرسه ، مدارس ابتدايي ومدارسمتوسطه به منظور تضمين زنجيره تداركات مورد پيشنهاد قرار گرفته  است كه ممكنن استبه رشد مداوم كودكان كمك نمايد.

مراكز مراقبت بهداشتي اوايل كودكي

حدود 2000 مركز از اين دست در كشور وجود دارد. اين مراكز رشد فيزيكي كودكاننوباوه را تحت نظر قرار داده وواكسيناسيون انجام مي دهد. همچنين ممكن است والدين رادر مورد تربيت كودكان راهنمايي نمايد.اين مراكز تحت مسئوليت اداره مستقيم سازمانهايمراقبت  در منزل قرار دارند ودر سطح ملي تحت محدوده اداري وزارت بهداشت ، بهزيستيوورزش اداره مي گردند. اين مراكز از طريق قانون عمومي هزينه هاي خاص پزشكي وتوسطكمپاني هاي بيمه سلامتي اعتبار مي شوند.

مهدهاي كودك

اين مراكز از كودكان والدين شاغل مراقبت مي نمايند كودكان ممكن است تمام ياقسمتي از روز را در اين مراكز بسر برند.طبق آمارسال 1996 ، 2300 مركز مراقبتي كودكدر 5600 مركز شهري با ظرفيت كل 75000 حا براي 140000 كودك موجود است.

در نتيجه الكوي مشوق مراقبت كودك ونيز در اثر سرمايه گذاري  كمپاني ها ، ظرفيتمراكز مراقبت كودك بسرعت رو به افزايش مي باشد.مهد كودك ويا مراكز مراقبت به مقاماتشهري ويا به بخش هايي كه مهد كودك را تأمين مالي مي كنند جوابگو هستند.

در سطح ملي مهد كودكها به محدوده اداري وزارت بهداشت ، بهزيستي وورزش تعلقدارند.مقامات ايالتي تقرييباً يك سوم هزينه مهدهاي كودك را به عهده مي گيرند. والدين بيش از 40% هزينه ها و كمپاني هاي خصوصي 25% هزينه ها را تامين مي نمايند.كلهزينه اي كه ايالت جهت مراقبت كودكان ومراقبت خارج از مدرسه كودكان در سال 1998پرداخته است 750 ميليون NLG تخمين زده مي شود.

مراكز تفريحي پيش از مدرسه

مراكز تفريحي امكان بازي  كودكان 2-4 ساله را با ديگر كودكان همسنشان فراهم ميآورند. مراكز بازي كودكان همجچنين ممكن ست فعاليت هاي خاصي را در جهت رشد ونمودكودكان انجام دهند.هيأت مراقبتي مراكز بازي كودكان تحت مسئوليت مقامات شهري قراردارند.درسطح ملي مراكز بازي به دامنه اداري وزارت بهداشت ، بهزيستي وورزش تعلقدارند.مراكز بازي توسط مقامات شهري تأمين اعتبار مي شوند.والدين مبلغي را بعنوانمشاركت اولياء مي پردازند كه توسط مقامات شهري  معين مي گردد.

آمار تحصيلي

نرخ موسسات ومراكزمختلف پيش دبستاني طي سالهاي1996- 1990

1996

1994

1990

موسسات

1587

1368

7213

مهد هاي روزانه

168

187

92

مهدهاي پاره وقت

  -

95

88

مهدهاي اداري

3857

3890

3076

مراكزبازي

738

600

160

مراكزمراقبتي خارج از مدرسه

  -

175

-

طرح پرستار كودك

 

نرخ كودكان تحت پوشش مراكز مختلف پيش دبستاني طي سالهاي1996- 1990

100800

38000

38400

موسسات

4100

4200

2500

مهد هاي روزانه

-

5100

4600

مهدهاي پاره وقت

-

200600

-

مهدهاي اداري

-

15200

-

مراكزبازي

-

12200

-

مراكزمراقبتي خارج از مدرسه

-

-

-

طرح پرستار كودك

 

نرخ مراكزمختلف آموزش پيش دبستاني برمبناي ظرفيت طي سالهاي1999- 1989

1999

1989

مراكز

116007

22507

تعداد كل مراكز

78036

17624

تعداد مراكزويزه كودكان زير 4 سال

37072

4883

تعداد مراكز ويزه كودكان 4 تا 12 ساله

28446

13611

تعداد مراكز يارانه اي

53544

2847

تعداد مراكز تحت نظارت كارفرمايان

13029

1700

تعداد مراكز خصوصي

14679

4346

تعدادمراكزبرخوردار از ظرفيت

 

1999

1989

تعداد

3255

927

تعداد كودكان آزانسهاي پرستاري از كودك

292

79

آژانس هاي پرستاري از كودكان

2073

719

تعداد مراكز ويزه كودكان زير 4 سال

1182

208

تعدادمراكزويزه كودكان 4 تا 12 ساله

 

1999

1989

تعداد

209072

48066

تعداد كودكان مراكز مراقبتي كودكان

998

234

تعداد مراكز ويزه كودكان زير 4 سال

209

0.27

تعداد مراكز ويزه كودكان 4 تا 12  ساله

 

1999

1989

تعداد

313870

27365

تعداد كودكان منتظر ورود به مراكز  مراقبتي

 

2000

تعداد

4250

تعداد مراكز تفريحي و مراقبتي خارج از مدرسه

250000

تعداد كودكان مراكز تفريحي و مراقبتي خارج ازمدرسه

  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 453 مشاهده

سایت فروشگاه علمی اسمان :

تحقیق رایگان

تحقیق درباره ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

نگرش كنوني علماي تعليم و تربيت به ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به عنوانمكمل موثر آموزش و فرآيند ياددهي يادگيري ، مباحث نوين و پويا در زمينه يارزشيابي را به همراه داشته است.

در ديدگاه هاي نوين ارزشيابي تحصيلي ،جايگاهي براي تنش و اضطراب دانش آموز در مقابل واژه ي هميشگي “ امتحان ” وجود ندارد،بلكه امتحان در قالب جديد “ ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ” با تاكيد بر انواع آن و باواژگاني نو و پويا و ارائه ي سا ز و كارهاي منطبق با فلسفه ي تعليم و تربيت و درراستاي تحقق اهداف آموزش و پرورش معرفي مي گردد .

موجي كه در سالهاي اخير باتغيير آئين نامه امتحانات دوره هاي ابتدايي و راهنمايي تحصيلي آغاز گرديد ، در همينراستا ارزيابي شده و ضمن آنكه تعداد دفعات امتحان يا آزمون پاياني را از 3 به 2نوبت تقليل داد ، واژه هاي مترقي ( ارزشيابي مستمر )‌و ( فعاليتهاي خارج از كلاس ) را به ميدان آموزش و پرورش عمومي وارد نموده ، فصلي جديد در ارتباط با ارزشيابيپيشرفت تحصيلي را گشود .

در اين مقوله بر آنم تا با تكيه بر مطالعات انجامگرفته در راستاي ارزشيابي توسط صاحب نظران و اساتيد گرامي ، به بحث پيرامونارزشيابي به مفهوم واقعي آن بپردازم .

اميد كه اين تلاش در تحقق اهداف آموزشو پرورش عمومي و نيز تنوير افكار معلمان محترم در رابطه با ارزشيابي پيشرفت تحصيليموثر واقع گردد.

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به عنوانيك تخصص

يكي از تخصص هاي مورد نياز دست اندركاران تعليمو تربيت در سطوح مختلف سازماني واجرائي ، برخوردار بودن از دانش و مهارت سنجش وارزشيابي پيشرفت تحصيلي مي باشد كه فقدان آن در عرصه ي عمل و اجرا ، ناكارآمديفرايند ياددهي يادگيري را به دنبال خواهد داشت .1

لذا بايد گفت : تاثيرارزشيابي پيشرفت تحصيلي در ارتقاء بهره وري و بهبود اثر بخشي نظام تعليم و تربيتاجتناب پذير مي باشد .

ضرورت ارزشيابي آموزشي

درواقع قدمت اندازه گيري وارزشيابي آموزشي به آن زمان بر مي گردد كه براي اولين بارفردي به آموزش فرد ديگري پرداخته است .

در اينجا ماهيت آن ارزشيابي مد نظرما نيست بلكه مراد ، بيان لازم و ملزوم بودن آموزش و ارزشيابي
بوا سطه ي همزمانيو همگامي در تحولات عرصه هاي تعليم و تربيت است .

در تعريفي كه اغلب مربيانتربيتي از آموزش و پرورش مي كنند ، آن را به عنوان يك سلسله فعاليت هاي منظم ميدانند كه در جهت ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار فراگير صورت مي گيرد.

باتوجه به اين تعريف ، هرگز نمي توان بدون ا ندازه گيري وارزشيابي تغييرا ت ، ادعانمود كه
آموزش صورت گرفته است .

به عبارتي مي توان ارزشيابي را شاهدي بهنحوه ي آموزش و داوري بر ميزان يادگيري ( كه نتيجه آموزش است )‌ قلمداد كرد .2

جايگاه و نقشارزشيابي پيشرفت تحصيلي در آموزش و يادگيري فرايند - مدار

هدف نهايي تعليم و تربيت ، انسان سازي و آيندهسازي است . از آنجا كه آينده ي جوامع به دست انسانها ساخته مي شود ،هدف و رسالتاصلي تعليم و تربيت را بايد در انسان سازي جستجو
كرد …… كه بخش عمده ي آن بهنهاد رسمي آموزش و پرورش و مدرسه سپرده شده است .

مهم ترين مسووليت مدرسهبرنامه ريزي براي آموزش ويادگيري است .

براي آنكه آموزش به يادگيري منتج شودبايد براي آن برنامه ريزي شود .

طراحي آموزشي شامل كليه ي تجارب و فرصتهايياددهي و يادگيري است كه از جانب معلم به منظور ايجاد تغييرات مطلوب در رفتارفراگيران طراحي واجرا مي شود و بازده آن مورد ارزشيابي قرار
مي گيرد .

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به عنوان جزيي جدا ناشدني از فرايند ياددهي ويادگيري محسوب
مي شود كه هدف آن كشف مشكلات آموزش و يادگيري و برنامه ريزي برايرفع اين مشكلات
مي باشد .3

بد نيست در اينجا به تفاوت ديدگاه رفتارگرايانو ديدگاه شناختي پيرامون ارزشيابي بپردازيم .

در رويكردهاي رفتارگرايي ،ارزشيابي بيشتر به نتيجه ي بازده يادگيري توجه دارد و براي تعيين
ميزان پيشرفتيادگيرندگان و رسيدن به هدفهاي آموزشي به كار گرفته مي شود .

اين نوعارزشيابي غالبا در پايان درس يا پايان يك دوره ي آموزشي اعمال مي شد تامعلوم شود چهمقدار از تغييرات مورد نظر ، در اعمال و رفتار فراگيران ظاهر شده است .

دراينجا فرايند تفكر و مؤلفه هاي آن مورد توجه قرار مي گيرد و تنها پاسخ دادن بهمحركهاي آموخته شده ، نشانه ي يادگيري و دست يافتن به يك هدف آموزشي محسوب مي شود .

ابزارهاي اندازه گيري و سنجش پيشرفت يادگيري غالبا بر آزمونهاي مداد وكاغذي تاكيد دارد كه در قالب پرسشهاي كليشه اي و حافظه اي ، يادگيري هاي پراكنده يفراگيران را مورد ارزشيابي قرار مي دهد .

در رويكردهاي شناختي در كنار توجهبه نتيجه و بازده يادگيري ، به فرايند يادگيري و
مجموعه ي فعاليتهاي ذهني كهيادگيرنده از طريق آنها به نتيجه رسيده است نيز توجه مي شود .

در اينجا صرفاارزشيابي به ارائه ي پاسخهاي مورد انتظار از يادگيرنده ، بسنده نمي كند ،بلكه
مي خواهد بداند چرا و چگونه يادگيرنده به چنين نتايجي دست يافته است .

در ارزشيابي فرايند مدار ، ارزشيابي پيشرفت يادگيري به عنوان امري مستمر وپويا در نظر گرفته مي شود كه در تمام مراحل آموزش و يادگيري بهكار گرفته مي شود ودر واقع نقش تكويني دارد و هدف آن اصلاح و بهبود فرايند ياددهي - يادگيري مي باشد .

بهترين زمان براي اين نوع ارزشيابي ، زماني است كه فرايند آموزش و يادگيريدر حال انجام است .

در اين رويكرد ، توصيف عملكرد يادگيرنده در هر مرحله ازيادگيري كمك خواهد كرد تا يادگيرنده و معلم ، مشكلات آموزش و يادگيري را شناسايينموده و براي رفع آنها اقدام كنند .

اين نوع ارزشيابي را مي توان به هر سهشيوه ي گفتاري ، نوشتاري و عملكردي و با استفاده از انواع ابزارهاي اندازه گيري وسنجش مانند بحث و گفتگو ، ارائه ي گزارش شفاهي ، پاسخ دادن به پرسشهاي كتبي ،اجراي
پروژه هاي پژوهشي و .. مورد استفاده قرار داد .4

ويژگي ارزشيابي فرايند - مدار

اين نوع ارزشيابي صرفا به ارزشيابي از جانب معلم محدودنمي شود ، بلكه در كنار آن ، يادگيرنده به
خود ارزشيابي فردي ، گروهي و كلاسي ميپردازد واز اين طريق نقاط قوت و ضعف خويش ، گروه و كلاسي را كه در آن عضويت داردروشن مي سازد .

نتابج ارزشيابي فرايند مدار ، نه تنها ميزان تحقق هدفهارا درهر مرحله از آموزش و يادگيري نشان مي دهد ، بلكه بازخورد آن ، زمينه ي اصلاحات لازمدر برنامه ي درسي ، مواد آموزشي ، رسانه ها ، روشهاي تدريس و فرايند ارزشيابيپيشرفت تحصيلي را فراهم مي نمايد .5

آشنايي با مفاهيم ارزشيابي

الف - اندازه گيري ( Measurment ) :

فرايندياست كه تعيين مي كند يك شخص يا يك چيز ، چه مقدار از يك ويژگي برخوردار است . 6

دكتر حسن پاشا شريفي در اين مورد مي گويد :

انداره گيري يعني نسبتدادن اعداد به مقادير متفاوت خصايص افراد بر اساس يك قاعده ي معين . 7

ب سنجش ( Assessment ) :

به معناي جمع آورياطلاعات در مورد آموخته ها و فرايند يادگيري دانش آموزان به منظور كسب آگاهي ازميزان يادگيري و نيازهاي آموزشي آنان است .

اين جمع آوري اطلاعات مي تواندبه شيوه هاي مختلف صورت پذيرد ، مانند :

مشاهده ي رفتار و ثبت مشهودات ،انجام محاسبه ، اجراي آزمون و . 8

جآزمون ( Test ) :

وسيله يا ابزاري است كه براي اندازه گيري عملكردآزمودني بكار مي رود .

آزمون ممكن است شامل مجموعه هايي از پرسش هاي امتحانيباشد . آزمون همچنين مي تواند شامل موقعيتي باشد كه دانش آموز در آن موقعيت ياانجام دادن يك كار يا يك تكليف ، ميزان توانايي و مهارت خود را نشان دهد . 9

د امتحان ( Examination ) :

عبارت است از تعدادي سوال كه به صورت گزينش تصادفي از جامعه اي ازسوال ها تهيه شده
و يا به عبارت ديگر يك وسيله يا روشي است كه در آن آزمودني هابا تعدادي از سوال هاي همخوان و هماهنگ با يكديگر مواجه مي گردند ، يا به انجامفعاليت هاي علمي وادار مي شوند كه در نتيجه ي اين شرايط و در خاتمه ي موقعيت ، ميتوان از تواناييهاي افراد شركت كننده ي در امتحان مقايسه اي كمي به دست آورد . 10

دكتر پاشا شريفي ، امتحان را آزموني در مقياس وسيع تر تعريف نموده و آنرامعمولا شامل چند آزمون
مي داند كه اغلب به صورت رسمي انجام مي گيرد .

ه ارزشيابي ( Evaluation ) :

ارزشيابي به يك فرايند نظام دار براي جمع آوري ، تحليل و تفسيراطلاعات گفته مي شود به اين منظور كه تعيين شود ، آيا هدفهاي مورد نظر تحقق يافتهاند يا در حال تحقق يافتن هستند و به چه ميزاني ؟11

و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي : ( Academic achivement evaluation ) :

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي عبارت است از سنجش عملكرديادگيرندگان و مقايسه ي نتايج حاصل با هدفهاي آموزشي از پيش تعيين شده به منظورتصميم گيري در اين باره كه آيا فعاليت هاي آموزشي معلم و كوششهاي دانش آموزان بهنتايج مطلوب انجاميده اند و به چه ميزاني ؟ 12

اصول و مفاهيم قابلتاكيد در ارزشيابي

Ø چون ارزشيابي حالت فرايندي دارد، جريان آن متوقف د ر مرحله ي خاصي ازفعاليت يا فعاليتها
نمي باشد .

Ø فعاليت ارزشيابي ، نظامدار و هدفمند است ومراحل منظم ومستمر و منسجمي دارد كه براساس آن ، تحليل يافته ها و مقايسه ها صورت مي گيرد .

Ø نتيجه ي ارزشيابي ،داوري و تصميم گيري است ،در غير اين صورت فاقد ارزش اساسي و توجيه علمي است . 13

اهدافي كه ارزشيابي آموزشي درنظر دارد

با عنايت به اهميت ارزشيابي آموزشي ، مي توان اهدافزير را براي آن مطرح نمود :

Ø ارزشيابي آموزشي مي تواند به عنوان عاملي موثردر تشخيص شيوه ي صحيح تدريس و كمك به ارتقاء و اعتلاي آن ياري رسان معلم باشد .

Ø بر اساس نتايج حاصله از ارزشيابي آموزشي مي توان در انتخاب معلمانكارآمد و شيوه ي تدريس موثر تصميم گيري نمود .

Ø دانش آموزان نيز در اينزمينه بهره ور خواهند شد و از نتايج ارزشيا بي مي توانند به نقاط ضعف و قوت خودآگاهي پيدا نموده درصدد رفع يا تقويت آن نقاط باشند .

Ø ترسيم ضوابط خاص درزمينه ي ارائه ي شيوه هاي موثر تدريس

نقش ارزشيابي در برنامه درسي و پيشرفتتحصيلي

بحث ارزشيابي را مي توان از مهم ترين مباحث قلمروبرنامه ي درسي و پيشرفت تحصيلي دانست ، كه بطور بايسته مورد توجه قرار نگرفته است .

تا قبل از 1930 ، فعاليت و عملكرد يادگيرنده در فرايند يادگيري ، پايه واساس ارزشيابي را تشكيل مي داد . بر همين اساس ، ميزان موفقيت يك برنامه ي درسي نيزباتوجه به ميزان موفقيت شاگردان در يادگيري محتواي آن برنامه ي درسي ، سنجيده مي شد .

براي نخستين بار ، درفاصله ي سالهاي 1930 تا 1940 ، رالف تايلر ، مساله يارزشيابي برنامه ي درسي را مطرح كرد .

او ارزشيابي برنامه ي درسي را در قالب، اندازه گيري و سنجش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مطرح نمود و معتقد بود كه درارزشيابي يك برنامه ي درسي بايد به ارزشيابي بازده يا محصول برنامه بر اساس هدفهايآن توجه شود .

ارزشيابي هدفهاي آموزشي زماني به اوج اهميت خود رسيد كه بلومو همكارانش به طبقه بندي حيطه هاي يادگيري اقدام كردند و يادگيري هدفهاي تربيتي رادر سه حيطه ي شناختي ، عاطفي و رواني حركتي قرار دادند . هدف ارزشيابي ، فراهمكردن اساسي براي تصميم گيري در مورد نياز براي تغيير و راهنمايي است .

ارزشيابي مداوم اجازه ميدهد اصلاح يك برنامه ، ادامه داشته باشد و نيزارزشيابي قادر است يك تصوير كلي از يك برنامه ، كه بايد شكل بگيرد ، ارائه دهد وقضاوت درباره ي اختصاصي بودن ( Rite ctiveness ) ، نتيجه بخش بودن ( Appropriateness ) و كارا بودن ( Efficiency ) برنامه ي مدرسه و فعاليتها را ممكنسازد . 14

اما به راستي سه مقوله ي مطرح شده در ارتباط با يك برنامه ، بهويژه در مدرسه چه زوايايي را شامل
مي شود ؟ چه مسائلي را مورد توجه قرار مي دهد؟ و در نهايت محورهاي اساسي اين سه مقوله در كارآمدي يك برنامه چه خواهد بود؟

در قسمتهاي زير به بحث هاي فوق از كلام دكتر رضا محمودي مي پردازم :

اختصاصي بودن يكبرنامه :

اين مقوله موارد ذيل را مورد توجه قرار ميدهد :

Ø همانند كردن رشد نيازهاي يادگيري دانش آموزان .

Ø ويژگي ها ونيازهاي دانش آموزان را كه در اهداف گروه قرار دارد ، تشخيص مي دهد و برآورد مي كند .

Ø تجربيات و علايق زندگي دانش آموزان راتصديق مي كند و همانند مي نمايد .

Ø برنامه ريزي را ، هم براي يادگيري و هم براي ارزيابي تشريح مي كند .

Ø روي نتايج يادگيري مشترك تمركز مي كند و زمينه ي مشترك را تلفيق مينمايد .

كارايي يك برنامه :

درزمينه ي كارايي موارد ذيل مد نظر قرار مي گيرد :

Ø مقاصد برنامه ها وفعاليتهاي مستند مدرسه را اتصال مي دهد .

Ø نيازهاي دانش آموزان ويژه را بههم مربوط مي كند .

Ø بر اساس تداوم ، بازخورد دانش آموزان تعديل شده است .

Ø منابع انساني ، فيزيكي و مطالب را فراهم مي كند .



نتيجه بخش بودن يك برنامه :

نتيجهبخش بودن اجزاء برنامه هاي مدرسه ، بوسيله ي گرد آوري داده ها و قضاوت درباره يقلمرو راهبردهاي اجراي مسايل تربيتي و يادگيري دانش آموزان بشرح زير ارزيابي شدهاست :

Ø از برنامه مدرسه به عنوان يك سند پيروي مي شود .

Ø منابعيراشامل مي شود كه فرصتهاي يادگيري دانش آموزان را زياد مي كند .

Ø دانش آموزاندر مراحل يادگيري به صورت فعال درگير هستند .

Ø دانش آموزان از آنچه يادگرفته اند و فرصتها ، براي انعكاس و ارزيابي خود ، آگاه مي شوند .

Ø فرصتهاو وقت كافي را براي دانش آموزان جهت ارائه نتايج يادگيري در زمينه هاي مورد نظرفراهم
مي كند .

Ø ارزيابي اي كه قادر است در مورد آنچه دانش آموزان ازنتايج يادگيري ارائه داده اند ،
داوري كند را تشكيل مي دهد .

تجزيه و تحليل هدفهايارزشيابي :

الفايجاد رغبت وكسب عادات صحيح آموزشي توسط ارزشيابي قابل تحقق مي باشد .

ب - ارزشيابي به عنوان عاملي براي ارتقاي دانش آموزان مطرح است .

ج - ارزشيابيمي تواند وسيله اي براي بهبود و اصلاح فعاليتهاي آموزشي و روشهاي تدريس معلمباشد.

د ارزشيابي محور مهمي در شناساندن هدفهاي آموزشي در فرايند تدريساست .

ه نارساييهاي تدريس و آموزشي ، در سايه ي ارزشيابي قابل تشخيص وترميم مي باشد.

اصول ورهنمودهايي در مورد سنجشوارزشيابي

با عنايت به مباحثي كه دكتر پاشا شريفي درويژهنامه ي شماره ي 11 پژوهشكده ي تعليم و تربيت مطرح نموده ، موارد ذيل مستفاد مي شود :

Ø ارزشيابي سنجش اساسي و جدايي ناپذير فرايند ياددهي ـ يادگيري مي باشد .

Ø ارزشيابي بايد به شيوه اي برنامه ريزي شده ، منطبق با هدفهاي برنامه وهم آهنگ با راهبردهاي تدريس و يادگيري به صورت مستمر انجام گيرد .

Ø سنجش وارزشيابي بايد بر هدفهاي قصد شده ي برنامه هاي آموزشي استوار باشد وبراي انجام آن ،متناسب با مواد درسي و هدفهاي هر درس از انواع مختلف ابزارها ، فنون و راهبردهايسنجش استفاده شود .

Ø در سنجش وارزشيابي ، نه تنها بازده و نتيجه ي يادگيري، بلكه فرايند و راهبردهاي يادگيري
دانش آموزان ، تعيين و چگونگي و ابعاد كيفييادگيري و روشهايي كه دانش آموزان براي رسيدن به نتايج يادگيري ، بكار مي بندند نيزبايد مورد توجه قرار گيرد .

Ø ابزارهاي سنجش و اندازه گيري و فنوني كه بكاربسته مي شود بايد به گونه اي باشد تا دانش آموزان فرصت يابند كه دانش ، مهارت ،توانايي ، نگرش و ديگر صلاحيتهاي آموخته شده ي خود را به راههاي مختلف نشان دهند .

آنچه معلم بايد در ارتباط با ارزشيابي بداند و رعايتنمايد

1. در ارزشيابي توسط معلم بايد تفكر و مهارتسطح بالاي دانش آموزان سنجيده شود نه
آموخته هاي طوطي وار آنان .

2. درارزشيابي معلم بايد به تفاوتهاي فردي دانش آموزان عنايت ويژه شود و به جاي آنكهعملكرد
دانش آموزان باهم مقايسه شود موارد ذيل مد نظر قرار گيرد :

الف ـ مقايسه ي عملكرد دانش آموزان با اهدافآموزشي .

بـ مقايسه ي عملكرد دانشآموزان با عملكردهاي قبلي خودشان و توانايي هاي آنان .

3 . سوق دادندانش آموزان به سوي آموختن مهارتهاي زندگي واقعي ، حل مسائل و معضلات اجتماعي وايجاد روابط مناسب بين مدرسه و جامعه از محورهاي اساسي در ارزشيابي معلم بايد باشد .

4 . در ارزشيابي معلم بايد همكاري هاي گروهي و رشد اجتماعي جايگزينرقابتهاي فردي شود .

5 . پرورش توانايي خود سنجي وقضاوت در مورد عملكرد خودو ديگران بايد از ثمرات ارزشيابي معلم باشد .

قضاوت پيرامون عملكردهاي خوديكي از پيوندهاي استوار جامعه است كه مي تواند نقطه ي آغازين آن ازمدرسه باشد .

انواع ارزشيابي

1 . ارزشيابي آغازين ( preassessment ) :

اين نوعارزشيابي همانگونه كه از نام آن نيز مشخص است ، نخستين ارزشيابي معلم است كه پيش ازفعاليت هاي آموزشي او به اجرا در مي آيد .

معلم در اين نوع ارزشيابي بهآموخته هاي پيشين دانش آموزان واقف مي گردد .

2 . ارزشيابي تكويني ( formative evaluation ) :

اين نوع ارزشيابي داراي تعاريف متعددي است كه در ذيل به پاره اي ازآنها اشاره مي شود :

v آنچه عمدتا به منظور كمك به اصلاح موضوع موردارزشيابي ، يعني برنامه يا روش آموزشي ، مورد استفاده قرار مي گيرد ، ارزشيابيتكويني نام دارد .15

v ارزشيابي تكويني ، كه ارزشيابي منظم ومداومي است وبراي تشخيص آموخته هاي دانش آموز
در پايان هر بخش يا هر فصل از برنامه و در طولسال تحصيلي انجام مي گيرد .16

v ارزشيابي تكويني عبارت است از قضاوت در مورداطلاعات جمع آوري شده در طول فعاليت آموزشي كه به منظور تصميم گيري هاي بعدي وبهبود فرايند يادگيري صورت مي گيرد .17

v ارزشيابي تكويني يا مستمر بافرايند ياددهي ـ يادگيري يك پارچه مي شود و در سر تا سر
دوره ي آموزش تداوم مييابد .اين نوع ارزشيابي ، هم بر فرايند يادگيري و هم به بازده يا
فرآورده هاييادگيري تاكيد دارد . 18

3 . ارزشيابي پاياني ( تراكمي ) ( summative evaluation ) :

اداره ي كل سنجش وارزشيابي درجزوه ي منتشره ي خود ، ارزشيابي پاياني را به صورت ذيل تعريف نموده است :

Ø در ارزشيابي تراكمي ، تمام آموخته هاي دانش آموزان در طول يك دوره ي آموزشيتعيين
مي شود و هدف آن نمره دادن به دانش آموزان و قضاوت درباره ي اثر بخشي كارمعلم و برنامه ي درسي با يكديگر است.

دكتر پاشا شريفي ، تعريف ذيل را برايارزشيابي پاياني ( تركمي ) ارائه نموده است :

Ø ارزشيابي تراكمي اغلب درپايان دوره ي آموزشي يا واحد درسي انجام مي گيرد . هدف اين نوع ارزشيابي تعيين سطحدانش ، مهارت ، توانايي و نگرش پرورش يافته در يك دوره ي آموزشي بر اساس برنامه يخاص و هدفهاي آموزشي از پيش تعيين شده است .

در نهايت عليرضا محمد ميرزايي ،براي ارزشيابي پاياني نقدي به صورت ذيل ارائه كرده است :

Ø ارزشيابي پاياني ( تراكمي ) كه در پايان هردوره ي آموزشي براي تشخيص آموخته ها ي دانش آموز از كلمفاهيم و مطالب كلي و مهارتهاي آموخته شده توسط دانش آموز در يك درس انجام مي گيرد .

نتايج ارزشيابي تشخيصي براي معلم ودانش آموز

ارزشيابي تشخيصي به معلم امكان مي دهد تا مطالب درسي وروشهاي آموزش را با سطح آموخته هاي پيشين و نيازهاي دانش آموزان تطبيق دهد و تجاربيادگيري مناسب را برايشان فراهم سازد . معلم بر اساس نتايج حاصل از ارزشيابي تشخيصي، شكاف بين توانايي هاي فعلي دانش آموزان و پيش نيازهاي يادگيري مطالب جديد را ازطريق آموزش جبراني و ترميمي پر مي كند . 19



ارزشيابي تشخيصي چه اهدافي را دنبال مي كند ؟

اهداف ارزشيابي تشخيصي عبارتند از :

Ø مشخص نمودن ميزانآموخته هاي دانش آموزان و معلومات آنان .

بديهي است اين شناسايي سنگ زيربناي آموزش هاي بعدي دانش آموزان خواهد بود . ”

Ø كشف و تشخيص معضلات ،مشكلات و نارسايي هاي آموزشي دانش آموزان .

Ø وجود مشكلات گوناگون آموزشيدردانش آموزان امري طبيعي و تقريبا اجتناب ناپذير مي باشد كه به
وسيله يارزشيابي تشخيصي مي توان به اين مشكلات پي برد و در جهت برطرف نمودن آنها برنامهريزي مناسب طراحي نمود . ”

Ø اتخاذ برنامه ي مناسب همراه باتصميم گيري درجهت نوع آموزش لازم در راستاي برطرف نمودن نقاط ضعف آموزشي دانش آموزان .

نتايج ارزشيابي تكويني براي معلم ودانش آموز

Ø ايجاد بازخوردي براي معلم و دانش آموز كه در سايه ي آنمي توانند مشاهده كنند هدفهاي آموزشي تا چه اندازه تحقق يافته است .

Ø تصميمگيري معلم با استقاده از اين بازخورد ، در مورد انطباق برنامه و روشهاي آموزشي باسطح يادگيري و نيازهاي دانش آموزان .

Ø ايجاد فرصت براي دانش آموزان در جهتتوجه نسبت به آنچه ياد مي گيرند و مهارت ها و
توانايي هاي فكري خود را پرورشدهند .

Ø ايجاد امكان براي دانش آموزان در جهت كسب آگاهي از نقاط ضعف و قوتخود براي رسيدن به اهداف آموزشي ، رفع نارساييها و پرورش و تقويت جنبه هاي مثبتتوانايي هاي خود .

هدفهاي ارزشيابيتكويني 20

الف ـ آگاهي از كيفيت برنامه ي درسي و پيشرفت آن .

ب ـ بررسي روشهاي تدريس معلم و كيفيت يادگيري دانش آموز و راهنمايي او واصلاح تدريجي
فرايند آموزش و يادگيري .

ج ـ به دست آوردن نمرات و قضاوتدرباره ي فراگيري مرحله به مرحله دانش آموز در
چهار چوب هدفهاي جزيي و رفتاري آنبخش .

ويژگي ارزشيابي پاياني  چیست

اين نوع ارزشيابي در جهت هدفهاي كلي انجام مي شود و منظور ازانجام اين نوع ارزشيابي ، تشخيص مهارت هاي آموخته شده و تعيين استعدادها و پيش بينياحتمال موفقيت در كلاس ها و يا دوره هاي بعدي است .

ارزشيابي پاياني ميتواند مورد تجزيه و تحليل دست اندركاران واحدهاي آموزشي قرار گيرد
تا با اتخاذتصميم گيري مناسب واحد آموزشي را درمسير مطلوب خود قرار دهد .


منابع
ارزشيابي در مدارس از عليرضا محمدميرزايي -مجموعه رويه هاي سنجش وارزشيابي از اداره كل سنجش

خلاصه مقالات همايشارزشيابي در خدمت تعليم وتربيت به اهتمام دفتر ارزشيابي تحصيليوتربيتي

پژوهش نامه آموزشي شماره 11 از پژوهشكده تعليم وتربيت - مجموعهجزوات آموزشي سنجش وارزشيابي

شماره 1 از معاونت آموزش وپرورش عمومي استانفارس -تجارب ومطالعات مولف پيرامون سنجش وارزشيابي

با تشکر

تحقیق درباره Icu و ccu

پست شماره 1633
  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 558 مشاهده

 

Icu  و ccu

 

هر كدوم از اينا يه واحد توي بيمارستان هستن كه بر اساس كاربرد‌ها و تجهيزاتي كه دارن تقسيم بندي شدن و بيماراني كه در شرايط بحراني هستن، بر اساس نيازشون توي يكي از اين واحد ها بستري ميشن.

 

icu : مخفف intensive care unit هست. همون بخش مراقبت‌هاي ويژه گفته ميشه. اسم‌هاي ديگه‌اي هم داره. مثل: Critical Care Unit (CCU) ، Intensive Therapy Unit و Intensive Treatment Unit (ITU)

اين واحد براي بيماراني هست كه به خاطر آسيب‌هاي شديد يا بيماري‌هاي حاد، نيازمند مراقبت مداوم هستن و به خاطر مشكلاتي كه ارگان‌هاي مختلف بدنشون داره، براي ايجاد عملكرد طبيعي بدن، بايد مدام از يه سري دستگاه ها كمك بگيرن.

مثل بيماراني كه به خاطر تصادف يا بيماري ريوي حاد بايد تنفسشون رو با دستگاه ونتيلاتور كنترل كرد. كه مثل يه ريه‌ي مصنوعي، اكسيژن مورد نياز خونشون تامين شه.

اين بخش نيازمند تجهيزات پيشرفته و پزشكان و پرستاران ماهري هست كه مخصوصا براي اين بخش آماده شده باشن.

 

ccu: اين عبارت مخفف coronary care unit (CCU) هست كه cardiac intensive care unit (CICU هم گفته ميشه. به معني بخش مراقبت‌هاي ويژه‌ قلبي كه براي رسيدگي به بيماراني هست كه از نظر قلبي در شرايط حادي هستن. مثل افرادي كه سكته‌ي قلبي كردن، آنژين ناپايدار دارن يا به هر دليلي سيستم قلب و عروقيشون به خوبي نميتونه كار كنه. نكته‌ي حياتي توي اين بخش اينه كه عملكرد قلب بيمار بايد به طور مداوم مانيتور بشه و نيازمند الكتروكارديو گرام به تعداد بيماران هست.

با اين مانيتورينگ در صورت بروز مشكل، درمان دارويي يا دفيبريلاسيون قلبي مورد نياز خيلي سريع تر صورت ميگيره.

 

nic: اين عبارت هم مخفف Neonatal Intensive Care Unit (NICU) هست. اين بخش مثل همون مراقبت‌هاي ويژه هست منتها براي نوزادان بيمار يا نارس. به همين ترتيب بايد پزشكان و تجهيزاتي كه استفاده ميشه هم متناسب با اين بخش باشن.

به عنوان مثال انكوباتور نوزاد يكي از مهم ترين تجهيزات اين بخش هست.

انواع بخش ویژه[ویرایش]

بخش مراقبت‌های ویژه در هر بیمارستان معمولاً به انواع زیر تقسیم می‌شود:[۲][۳]

 

مراقبت‌های ویژه کودکان Pediatric Intensive Care Unit) PICU)

مراقبت‌های ویژه سیار Mobile Intensive Care Unit) MICU)

مراقبت‌های ویژه جراحی Surgical Intensive Care Unit) SICU)

در ایران، ریاست بیمارستان موظّف است یک نفر از پزشکان شاغل در آن بیمارستان را که در مفاد دوره بالینی تخصصی خود دوره مراقبت‌های ویژه (متخصصین بیهوشی، متخصصین داخلی، و متخصصین ریه) پیش‌بینی شده‌است را بر اساس قابلیت، تجربه و تبحر علمی و عملی بعنوان ریاست بخش مراقبت‌های ویژه منصوب نماید. در صورتی که انتخاب رئیس بخش مراقبت‌های ویژه از گروه‌های نام‌برده امکان‌پذیر نباشد، ریاست بیمارستان می‌توانند از سایر گروه‌های تخصصی که دوره مورد تایید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه‌ها را گذرانده باشند یکنفر را بعنوان ریاست بخش انتخاب نماید.[۴]

 

سرپرستار بخش مراقبت‌های ویژه از کارشناسان ارشد پرستاری که دوره خاصی تحت عنوان طب مراقبت ویژه را طی نموده‌اند انتخاب خواهد شد. پرستاران با ۳ سال سابقه کار در بخش مراقبت ویژه نیز بعنوان اولویت دوم می‌توانند به سمت سرپرستار بخش مراقبتهای ویژه انتخاب شوند و رئیس آی‌سی‌یو یک متخصص بی هوشی می‌باشد.

 

ارزیابی بیماران قبل از پذیرش به بخش مراقبت ویژه به صورت معاینه بالینی و درج یافته‌ها در برگ مشاوره (درخواست شده توسط پزشک معالج اولیه) بعهده پزشک مقیم می‌باشد.

  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 579 مشاهده

تحقیق رایگان 

سایت فروشگاه علمی آسمان

www.asemankafinet.ir

تحقیق در مورد قارچ  و تغذیه

نياز روز افزون به تا مين مواد غذايي و به خصوص مواد پروتئيني  از مسائل عمده اي است كه بخش عظيمي از سرمايه و انرژي ملتها و دولتها را به خود اختصاص داده است و اصولاٌ باعث دغدغه خاطر دولتها و ملتها گرديده است و از طرفي هزينه هاي سنگين توليد و عرضه گران قيمت اين محصول و همچنين رشد تصاعدي جمعيت باعث فقدانيا كمبود مواد پروتئيني در رژيم غذايي گشته است .

در اين بين توليد و مصرف  قارچ هاي خوراكي در اكثر كشور هاي دنيا با توجه به ارزش غذايي و خواص دارويي بالا جايگاه با ارزش در رژيم غذايي مردم پيدا كرده است و از آنجايي كه توليد اين محصول ارزشمند از ضايعات استحصالي ، زراعي، باغي و جنگلي مثل كاه و گندم ، جو، ذرت، خاك اره ني،... ممكن مي باشد مي تواند راه حلي براي استفاده بهينه از ضايعات كشاورزي و تامين بخش عظيمي از غذاي جامعه مورد استفاده قرار گيرد و قارچ هاي خانوادة پلوروتوس (صدفي) به لحاظ سازگاري بالا، تكنولوژي ساده، تنوع وسيع بستن و دورة رشد كوتاه از مزاياي خوبي برخوردار هستند لذا در ذيل به يكي از روشهاي موجود در پرورش قارچ صدفي اشاره خواهد شد.

 

 

 

نكته: اگر پيدا كردن « كاه، كيسه پلاستيكي و كيسه چهالا»برايتان مشكل است با ما تماس بگيريد تا آنها را در اختيارتان قرار دهيم.

 

ابتدا كاه را داخل كيسه پلاستيكي بريزيد و با طناب در آن را ببنديد كيسه را داخل ديگ بگذاريد و سپس وزنه سنگين(موزاييك) را روي كيسه قرار دهيد و داخل ديگ آن قدر آب بريزيد كه كيسه محتواي كاه و موزاييك كاملاٌ زير آب بروند سپس ديگ را روي اجاق گاز قرار دهيد و منتظر بمانيد تا آب جوش آيد و از زماني كه آب شروع به جوشيدن كرد بايد 30 دقيقه بگذرد  تا كاه كاملاٌ ضد  عفوني شود . سپس كيسه را از آب بيرون آوريد و در صورت امكان آن را آويزان كنيد تا آب اضافي آن خارج شده و سرد شود.

 

 

پلاستيك بذر را كه در يخچال نگه داري نموده ايد را برداريد و بدون اينكه در آن را باز كنيد آن را از روي پلاستيك آنقدر بفشاريد تا بذر ها به صورت دانه دانه در آيد و كاملاٌ از هم جدا شوند به طوري كه با برداشتن در پلاستيكي بذر به راحتي از  آن بيرون بيايد.

كاه هاي ضدعفوني شده را پس از اينكه كاملاٌ سرد شد داخل يك ظرف تميز ريخته و بذر را هم روي آن ريخته و با دستهاي كاملاٌ تميز آنها را با يكديگر مخلوط كنيم.

پلاستيك چهارلا را برداشته و آن را باز كنيد و مخلوط كاه و بذر را به آن منتقل كنيم و با مشت خوب فشار دهيم و سپس در آن را با طناب ببنديد.

تيغ را بر داريد و روي پلاستيك حدوداٌ 24 سوراخ به صورت( x) ايجاد كنيد اندازه سوراخها حدوداٌ يك سانتيمتر باشد(سعي كنيد فاصله سوراخ ها از يك ديگر برابر باشد)

يك چنگال تميز هم برداريد و ته پلاستيك چند سوراخ ايجاد كنيد تا آب اضافي احتمالي خارج شود.

بسته بوجود آمده را«بستر قارچ» مي گويند اين بستر را به داخل حمام منزل ببريد واز سقف آويزان كنيد اگر آويزان كردن بستر برايتان امكان پذير نيست آن را روي يك چها پايه كوچك قرار دهيد يا به طريقي عمل كنيد كه كف بستر با كف حمام كه آلوده است تماس نداشته باشد.

 

سعي كنيد هر روز از حمام استفاده كنيد تا رطوبت كافي براي رشد قارچ تامين شود.

 

هر روز كه مي گذرد بذر ها رشد مي كنند (پنجه دواني مي كند   ) و روي سطح كاه را مي پوشاند و بين 20 الي 30 روز طول مي كشد تا تمام سطح كاه را فرا گيرد و كاملاٌ سفيد شود تا زماني كه بستر شما در حال پنجه دواني مي باشد فرقي نمي كند كه به آن نورو اكسيژن برسر يا نرسد.

 

پس از  20 الي 30 روز كه كاملاٌ بستر شما سفيد شد بايد منتظر محصول باشيد و از حالا به بعد بستر شما هم نياز به نور دارد و هم نياز به اكسيژن وسعي كنيد پنجره حمام را كمي باز كنيد و لامپ حمام را هم روشن كنيد تا نور كافي در اختيار بستر قرار گيرد(بهتر است از لامپ كم مصرف سفيد استفاده شود)

قارچ ها به صورت تجمعي از سوراخ ها بيرون خواهد زد و حداكثر  5 الي 7 روز طول مي كشد تا كاملاٌ برسد و بهترين زمان برداشت قارچ قبل از برگشتن لبه هاي قارچ به طرف بالا مي باشد و براي برداشت بايد ساقه مشتركي كلاهك ها را با پيچاندن از بدنه جدا نمود(از برداشت كلاهك ها به صورت انفرادي خود داري كنيد)

بسترهاي فوق را به مدت 2ماه نگه داري كنيد تا حداكثر برداشت قارچ استحصال گردد.

 

اگر در شهرهايي زندگي مي كنيد كه آب و هواي شرجي دارد (مثل شهرهاي استان گلستان،مازندران،گيلان) پس از آماده كردن بسترها نيازي نيست آن را داخل حمام منزل قرار دهيد بلكه كافي است آن ها را در فضاي آزاد و جاي كه نور مستقيم آفتاب به آن نخورد قرار دهيد(در سايه)

 

هدف ما از آموزش اين روش پيش بيني با آفتاده بالا بردن اعتماد به نفس شماست و با اجراي اين روش خواهيد فهميد كه توليد اين قارچ چقدر ساده است ولي اگر قصد داريد اين قارچ را توليد و به بازار عرضه كنيد مي توانيد جهت توليد از مكا نهايي مثل پيلوت منزل، انبار هاي خالي منزل، زير زمين  منزل و مكانهاي مشابه استفاده كنيد و فقط كافي است دماي اين مكانها را( به روش خاص ) به  20 الي 30 درجه سانتيگراد و رطوبت آن را به مدت 85 الي 95  درصدبرسانيد(مانند شرايطي كه در  حمام  موجود است) حالا اگر اعتماد به نفس كامل را پيدا كرديد (پس از اجراي آنچه گفته شد) و به اين كار علاقه مند شديد « خود آموز كشت قارچ صدفي در سالن» را با يك تلفن از ما درخواست كنيد و ما با كمال ميل تا آخرين لحظه مشاور شما به صورت تلفني براي رفع ابهامات شما در اين زمينه خواهيم بود.

 تحقیق رایگان 

سایت فروشگاه علمی آسمان

www.asemankafinet.ir

 

تحقیق در مورد صدا

پست شماره 1631
  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 869 مشاهده

تحقیق رایگان 

سایت فروشگاه علمی آسمان

www.asemankafinet.ir

تحقیق در مورد صدا

مقادير حد تماس شغلي (AOE) صدا و مدت مواجهه با آن (جدول شماره 1) به شرايطي اشاره دارد كه به نظر مي رسد چنانچه كليه شاغلين به طور مكرر در مواجهه با اين مقادير قرار گيرند آثار نامطلوب در توانايي شنيداري و درك محاوره طبيعي آنان ظاهر نشود. تا قبل از سال 1979 ميلادي از نظر پزشكي، اختلال شنوائي موقعي حادث شده است كه متوسط حد آستانه شنوائي از dB 25 در فركانس هاي 500 و 1000 و 2000 هرتز تجاوز نمايد (ANSI S3.6-1986). مقادير ارائه شده در اين كتاب براي پيشگيري از افت شنوائي به محدوده فركانس هاي بالاتر مانند 3000 و 4000 هرتز نيز گسترش يافته است. مقادير حد تماس شغلي به عنوان راهنما براي كنترل مواجهه با صدا مورد استفاده قرار مي گيرد و با توجه به حساسيت متفاوت افراد نبايد به عنوان مرز بين حد ايمني و حد خطر تلقي گردد. بايد تأكيد نمود كه مقادير حد تماس شغلي، همه شاغلين را در برابر اثرات نامطلوب تماس با صدا محافظت نمي نمايد. مقادير حد تماس شغلي مي بايست ميانه جامعه شاغلين را در مقابل افت شنوايي در حد 2 دسي بل در فركانس هاي 500 و 1000 و 2000 و 3000 هرتز پس از 40 سال مواجهه شغلي با صدا محافظت نمايد. اجراي برنامه حفاظت شنوايي با در نظر گرفتن كليه عوامل مؤثر و آزمايش شنوايي سنجي در مواقعي كه شاغلين در مواجهه با صداي بيش از مقادير حد تماس شغلي يا در حد آن هستند ضروري است.

 مقادير حد تماس شغلي صدا

مدت مواجهه در روز

تراز فشار به صورت dBA

24                          ساعت

80

16                           ساعت

82

8                             ساعت

85

4                              ساعت

88

2                               ساعت

91

1                               ساعت

94

30                             دقيقه

97

15                            دقيقه

100

50/7                     دقيقه

103

75/3                     دقيقه

106

88/1                     دقيقه

109

94/0                     دقيقه

112

12/28                     ثانيه

115

06/14                     ثانيه

118

03/7                      ثانيه

121

52/3                      ثانيه

124

76/1                      ثانيه

127

88/0                      ثانيه

130

44/0                      ثانيه

133

22/0                      ثانيه

136

11/0                      ثانيه

139

 

مقادير حد تماس شغلي در فركانس هاي مركزي اكتاوباند (مبناي 0002/0 ميكروبار) به دسي بل

 

                       فركانس Hz

مدت تماس در روز

125

250

500

1000

2000

4000

8000

8 ساعت

96

92

88

86

85

85

86

4 ساعت

103

96

91

88

86

85

87

2 ساعت

110

101

94

91

88

87

90

1 ساعت

118

107

99

95

91

90

95

30 دقيقه

126

114

105

100

95

92

99

15 دقيقه

135

122

112

106

99

98

104

7 دقيقه

135

135

122

114

105

104

120

3 دقيقه

135

135

134

124

113

111

120

كمتر از 5/1 دقيقه

135

135

135

134

124

121

130

 

 

 

صداي پيوسته يا متناوب:

تراز فشار صوت بايد توسط صدا سنج يا دوزيمتري تعيين گردد كه حداقل با ويژگي هاي ANSI براي صداسنج SI.4-1983,type S2A يا ويژگي هاي ANSI SI.25-1991 براي دوزيمترهاي فردي صدا مطابقت داشته باشد. وسايل اندازه گيري بايد در شبكه وزن يافته A در وضعيت آهسته (SLOW) تنظيم شوند. مدت مواجهه نبايد از مقادير مندرج در جدول (1) تجاوز نمايد. اين مقادير بدون توجه به اينكه مواجهه به صورت مداوم يا به صورت مواجهه هاي كوتاه مدت است، براي كل مدت مواجهه كار روزانه به كار مي رود. وقتي مواجهه روزانه با صدا از دو يا چند دوره زماني با ترازهاي متفاوت تشكيل شده باشد اثر تركيبي آنها بايد بيشتر از اثر جداگانه هر يك از مواجهه ها مورد نظر قرار گيرد در چنين مواردي براي ارزيابي از رابطه زير استفاده مي شود:

                                                                                 

در رابطه فوق  بيانگر مدت مواجهه با تراز فشار صوت معين و  بيانگر مدت مجاز مواجهه با همان تراز فشار صوتي معين مي باشد. در صورتي كه حاصل جمع رابطه فوق از عدد يك تجاوز كند ميزان تماس از مقدار حد تماس شغلي فراتر رفته است. تمام تماس هاي شغلي با تراز فشار صوتي 80 دسي بل A و بيشتر به طريق فوق محاسبه مي شود.

در صورت استفاده از صداسنج معمولي اين رابطه زماني قابل استفاده است كه صدا با تراز يكنواخت حداقل به مدت 3 ثانيه ادامه داشته باشد. در غير اين صورت بايد از دوزيمتر و يا صداسنج از نوع جمع شونده (integrating) استفاده شود. لذا در دستگاه دوزيمتري كه مطابق با اصل متغير 3 دسي بل نسبت به زمان و تراز صداي 85 دسي بل A براي 8 ساعت مواجهه تنظيم شده است، چنانچه دوزيمتر دوز صدا را بيش از 100 درصد نشان دهد، مواجهه با صدا بيش از حد مجاز است. لذا دوز بيش از صد در صد دليل بر مواجهه بيش از 85 دسي بل A به ازاي 8 ساعت كار است. مواجهه بيش از حد تماس شغلي بر روي دستگاه صداسنج از نوع جمع شونده هنگامي حادث مي گردد كه متوسط تراز صدا از مقادير مندرج در جدول 1 تجاوز نمايد.

 

صداي ضربه اي يا كوبه اي

در صورت استفاده از وسايل اندازه گيري توصيه شده توسط ANSI مدل SI.4 و SI.25 يا IEC804، صداي ضربه اي يا كوبه اي در هنگام سنجش صدا به طور خودكار اندازه گيري مي شود. تنها ضابط، آن است كه دامنه اندازه گيري مورد نياز بايد بين 140-80 دسي بل A و دامنه ضربه حداقل 63 دسي بل باشد. مواجهه بدون حفاظ گوش، با تراز فشار صوت بيش از 140 دسي بل در شبكه وزن يافته C مجاز نمي باشد. اگر وسيله اندازه گيري قادر به اندازه گيري تراز قله در شبكه وزن يافته C نباشد آنگاه بايد اندازه گيري تراز قله (peak) با ميزان كمتر از 140 دسي بل ملاك اندازه گيري قرار گيرد.

 

تذكر:

1- براي صداهاي ضربه اي بالاتر از 140 دسي بل C وسيله حفاظت از شنوايي بايد استفاده شود و براي چنين شرايطي از محافظ شنوايي (گوشي صداگير) با ويژگي هاي MIL-STD-1474 C در داخل گوش يا روگوشي به تنهايي يا توأم استفاده شود.

2- ممكن است تماس با برخي از مواد شيميايي منجر به افت شنوايي گردد. لذا انجام شنوائي سنجي دوره اي شاغلين در محيط هايي كه علاوه بر مواجهه با صدا، امكان تماس با برخي مواد شيميايي نظير تولوئن، سرب، منگنز، ان بوتيل الكل وجود دارد، توصيه مي گردد.

3- در نظافت و بهداشت وسايل حفاظت از شنوايي دقت و توجه لازم معمول گردد.

  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 360 مشاهده

تحقیق رایگان 

سایت فروشگاه علمی آسمان

www.asemankafinet.ir

تحقیق کامل درباره آسیب مغزی

مغز در محدوده جمجمه آزاد است كمي حركت  كند،سپس  مي تواند  با يك ضربه به سر تكان  داده شود  اين تكان  آسيب مغزي ناميده مي شود .درميان سببهاي  معمول تر آسيب مغزي با حوادث ترافيك ، صدمات ورزشي ،سقوط، وضربات در پروازها مي باشد .

آسيب مغزي اخلال موقت و معمول  در فعاليت مغز معمول بوجود مي آورد درعين حال ،اين مسئله  معمولاً با هرصدمه  طول كشيده در مغز ارتباط داده مي شود  اين تصادفات ، ذهن مصدوم را مي رنجاند ولي اين مسئله  مدت كوتاهي طول مي كشد (معمولاً چند دقيقه ) و بهبودي كامل رابه دنبال  دارد با اين تعريف ، مطمئناً آسيب مغزي تشخيص داده مي شود  تنها زمانيكه  مصدوم  كاملاً بهبود  يابد .

مصدومي كه دچار آسيب مغزي  شده است  بايد مراقبت و راهنمايي شود تا كمك پزشكي بگيرد  اگر علائمي مثل سردرد يا ديد تار شده بعداً بيشتر شود .

در مقابل  به فشردگي مغزي رجوع كنيد .روشهاي حفظ زندگي صفحه 7

هدفتان

        · مطمئن شويد مصدم كاملاً و قطعاً  بهبود  مي يابد .

        ·مصدوم رادر مراقبت  فرد مسئول  قرار دهيد .

        ·كمك پزشكي بگيريد  اگر لازم شد .

! هشدار

اگر مصدوم  كاملاٌ بهبود نمي يابد ، يا اگر سطح وخامت واكنش بعد از بهبود  اوليه  وجود دارد  با اورژانس  به شماره 999 تماس بگيريد .

!احتياط

تمام مصدومين كه آسيب  ديدگي سر داشته اند همچنين بايد بخاطر آسيب ديدگي گردن معالجه  شوند . (رجوع كنيد به آسيب ديدگي نخاعي صفحه 165 -127)

تشخيص آسیب مغزی

        · دوره كوتاهي از ذهن صدمه زده شده كه ضربه  سررابه دنبال دارد .

همچنين موارد زير را در بر مي گيرد:

        ·گيجي يا تهوع دوره بهبود .

        ·فقدان  يادآوري  حوادث به هنگام  يا فوراً آسيب  كه مقدم  مي باشد .

        ·سردرد كلي يا خفيف.

مكانيسم  آسيب مغز

آسيب مغز  معمولاً بعنوان  نتيجه اي  از ضربه اي  به سر اتفاق مي افتد . اين  كار مغز رادر محدوده جمجمه  تكان مي دهد  كه منجر به آشفتگي موقت  عمل مغز مي شود .

      1.         مصدوم را بخاطر ذهن صدمه زده شد معالجه كنيد .

      2.        علائم بسيار مهم _ سطح واكنش ، ضربان ، تنفس را زير نظر قرار گرفته  ويادداشت  شود (صفحه 43_42) چنانكه  گويي مصدوم ظاهراً به طور كامل بهبود  مي يابد ، اورا بخاطر  وخامت بعدي با سطح واكنش اش مراقب باشيد .

      3.        زمانيكه مصدوم  بهبود يافته ،اورادر مراقبت فرد مسئول قرار دهيد . اگر مصدوم درزمين ورزش مصدوم  شده  باشد ، هرگز به او اجازه ندهيد كه بدون توصيه پزشك به بازي ادامه دهد.

      4.         به مصدوم توصيه كنيد تابه بيمارستان برود اگر به سردرد ،تهوع ، استفراغ ، با خواب آلودگي  شديد به دنبال ضربه  به سردچار شد .

ذهن مصدوم 

هيچ خط مستقيمي كامل بين  هوش و بيهوشي  وجود ندارد . مردم شايد كاملاً آگاه و بيدار (هوش) ،بي واكنش  به هر محرك (بيهوش ) ، يادر هر سطح  بين اين موارد  شديد باشند. براي مثال  ،مصدوم  شايد ضعيف باشد يا تنها به صداهاي بلند  يا به درد واكنش نشان دهد. ذهن مصدوم  واژه اي كه بكار برده  مي شود  زمانيكه  مصدوم  باهوشي كاملاً كمتري نسبت به هر موردي داشته باشد .

كدAvpu

با معاينه سطح واكنش مصدوم به محركي بكاررفته كد Avpu مي توانيد  هوش را بسنجيد .

A آيا مصدوم از خطر آگاه شده است ؟ آيا چشمانش را باز مي كنيد و به سوالات جواب مي دهد ؟

V- آيا مصدوم به صدا واكنش نشان  مي دهد ؟ آيا به سوالات ساده جواب مي دهد و فرمانهاي را به جا  مي آورد ؟

P- آيا مصدوم به درد واكنش نشان مي دهد ؟ آيا  چشمانش راباز مي كند يا حركت مي كند اگر فشار داده شود؟

u- آيا مصدوم بي واكنش به هر محركي  است ؟

بايد يافته يتان رادر جدولهاي مراقبت يادداشت  كنيد .

هدفتان

        ·يك خط هوايي باز را حفظ كنيد .

        ·سطح واكنش رايادداشت كنيد و تخمين زنيد .

        ·انتقال فوري به بيمارستان  ترتيب دهيد اگر لازم شد .

! هشدار

        ·اگر شما حدس زديدكه مصدوم  صدمه (نخاعي ) گردن دارد ، سرش را خيلي با دقت  جابجا كنيد  به منظور  باز كردن خط هوايي ، روش ضربه آرواره را به  كار برديد ( صفحه( 167) :پشت سر مصدوم زانو بزنيد و دستانتان رادر دو طرف صورتش ، با نوك انگشتان در گوشه هاي  آرواره اش قرار دهيد ، به آرامي آرواره را با لا بريد .

        ·بدون ضرورت مصدوم را حركت ندهيد .

علتهاي اصلي ذهن مصدوم  خطر  ساختاري يا فقدان  تغذيه _ يعني اكسيژن و گلوگز (قند )هستند كه به  مغز  مي رساند . خطر ساختاري  شايد  با ضربه  سريا تومور مغزي  اتفاق افتد. اكسيژن پايين (hypoxia) يا قند  پايين (hypoglycaemia)با هر شرايطي روي مي دهد اگر جريان  خون  به مغز كم  شود ، نظير ضربه ،شوك ،بيهوشي ، يا حمله قلبي اين مسئله نيز مي تواند اتفاق افتد اگر جريان  خون طبيعي  باشد  ولي اكسيژن  كافي يا گلوگز در خون نباشد براي مثال با توجه به آلودگي ،يا  نامتعادلي شيميايي كه باitusmell بيماري قند سبب مي شود . صرع مي تواند ذهن مصدوم  رابا توجه فعاليت  الكتريسيته غير طبيعي در مغز بوجود آورد .

        ·بهitusmell بيماري قند نيز رجوع كنيد صفحه 240

        ·ضربه به سر در مقابل  Hypoxia صفحه 206.

        ·روش حفظ زندگي صفحه 102-71.

        ·صدمه نخاعي صفحه 167-165

1-             معاينه سريعي از ذهن  بابررسي سطح واكنش بكار رفته  باكو Avpu (دربالا ) انجام دهيد ، اگر فرد ضعيف است ولي به صدا  يادرد  واكنش  نشان مي دهد ، اورادر يك موقعيت  استراحت كننده ، راحت قرار دهيد  و براي تغيير در سطح واكنش مراقبش باشيد .

2-             اگر مصدوم  بيهوش است ، روش رابراي معالجه يك مصدوم  بيهوش دنبال كنيد (به روش حفظ - زندگي رجوع كنيد - صفحه 102-71)

بااورژانس به شماره 999 تماس بگيريد .

در حاليكه منتظر كمك پزشكي  مي باشيد تا برسد ، علائم  بسيار مهم _سطح واكنش با ضربان ، و تنفس ، رايادداشت  كنيد ومراقبت از بيمار نماييد .آسيب ديدگي  هاي مرتبط را معالجه كنيد .

آسيب ديدگي سر

اساساً تمام آسيب هاي سر جدي هستند  و نياز به بررسي مشخص دارد چون آنها مي تواند منجر به هوش مصدوم  شود (برعكس ) آسيب ديدگي ها شايد با آسيب به يافته مغز يابه رگهاي خوني داخل جمجمه ، يابه آسيب مغز  شكستگي جمجمه  ارتباط داشته باشد .

آسيب ديدگي سر شايد هوش را بوجود آورد كه دوره اي كوتاه از بيهوشي كه با بهبودي كامل دنبال مي شود . بعضي آسيب ديدگي هاي سر مي تواند فشار مغز (فشار مغزي ) بوجود آورد ، كه تهديد زندگي  مي باشد . اين مسئله  بنابراين مهم است تا قادر شويم علائم ممكن فشار مغزي - بويژه ،سطح درمغز را تشخيص داد.

سري كه مجروح شده بايد شمارابه خطر شديدتري ،آسيب اساسي ، نظير شكستگي جمجمه آگاه كند  كه شايد  جدي باشد . خونريزي داخل جمجمه نيز شايد  اتفاق افتد ومنجر فشار شود مايع واضح يا خون آبي مانند كه از گوش  يا دماغ تراوش كند  علائم آسيب جدي  هستند .

هر مصدوم  با آسيبي به سر بايد فرض شود آسيب ديدگي (نخاعي ) گردن را دارد و بايد معالجه  شود (آسيب ديدگي  نخاعي رانگاه كنيد صفحه 167-165).

!هشدار

سر مصدوم  راخيلي با دقت بخاطر خطر آسيب ديدگي گردن (نخاعي) دردست  گيريد. خط هوايي راباز كنيد ، روش ضربه آرواره رابكار بريد (صفحه 167) و تنفس رابررسي كنيد .

اگر اين  موقعيت كه درآن  مصدوم پيدا شده مانع حفظ يك مسير هوايي باز شود با شما نتوانيد آنرا به كارگري فشار آرواره باز كنيد ، اورادر موقعيت  بهبودي قرار دهيد (صفحه 84-85 ) اگر دستياراني داريد ، روش تخت خوابيدن دوراني را بكار گيرد.

همچنين فشار مفزي رانگاه كنيد  صفحه 181 .هوش صفحه 180 .روش حفظ زندگي  صفحه 102-71. مراقبتهاي سروپوست سر صفحه 137 . شكستگي جمجمه صفحه 182. آسيب ديدگي نخاع صفحه 165-167 .

تشخيص

هوش

        · دوره كوتاه از ذهن مصدوم  كه با ضربه به سر دنبال مي شود .

همچنين  مواردي عبارتند از :

        ·گيجي يا تهوع دوره بهبودي

        ·صدمه  يادآوري هر حادثه  كه درآن  زمان ،يا فوراً به دنبال آسيب ديدگي اتفاق مي افتد.

        ·سردرد كلي با ضعيف

فشار مغزي

        ·وخيم تر شدن  سطح  واكنش شايد به بيهوشي پيش رود .

همچنين  موارد مي باشد كه :

        ·سابقه  اخير آسيب ديدگي سر .

        ·سردرد شديد .

        ·تنفس با صدا ، كه كند مي شود .

        ·ضربان كند ، ولي كامل و قوي .

        ·اندازه محصل تا مساوي .

        ·ضعف و ناتواني  يك طرف صورت يا بدن .

        ·دماي بالا ، سرخ شدگي صورت .

        ·نيم خوابي .

        ·تغيير قابل توجه در شخصيت يا رفتار ، نظير تند خويي .

        ·شكستگي جمجمه .

        ·زخم ياخون مردگي درسر .

        ·قسمت  نرم يا گودي برروي پوست سر .

        ·كبودي دريك يا دو چشم .

        ·نبود خون آب مانند يا مايع روان از دماغ يا گوش .

        ·خون در سفيد چشم .

        ·تغيير شكل يا فقدان تناسب سر يا صورت .

        ·وخيم تر شدن  سطح واكنش شايد به بيهوشي پيش رود .

سيستم اعصاب

اين موضوع اطلاعات بدن تجمع ، ذخيره و سيستم كنترل است . اين مسئه يك واحد بررسي كننده مركزي مغز و يك شبكه پيچيده از رشته ها و سلولهاي عصبي را شامل مي شود .

دو بخش اصلي در سيستم  عصبي مي باشد : سيستم  عصبي مركزي ، كه شامل  ذهن و نخاع شوكي و سيستم عصبي جزئي رادر بر ميگرد، كه تمام عصبهاي متصل  به مغز و نخاع شوكي را در بقيه  بدن شامل  مي شود . بعلاوه  ، سيستم عصبي ارادي (غير ارادي ) اعمال بدن نظير هضم ، ضربان قلب ، و تنفس را كنترل  مي كند . سيستم عصب مركزي اطلاعات رادر تمام  بخشهاي  بدن دريافت و تجزيه و تحليل مي كند اين عصبي حامل پيغامي با شكل  ضربه الكتريسيته سريع بالا ، بين مغز وبقيه  سيستم عصبي مي باشد .

ساختار سيستم عصبي

1-             اين سيستم  شامل  مغز ، نخاع شكلي و يك شبكه فشرده عصبي           مي باشد  كه ضربان الكتريسيته بين مغز و بقيه بدن را حمل مي كند .

2-             نخاع شوكي ضربه هاي عصبي بين مغز و بقيه بدن را حمل مي كنند.

3-             اعصاب  نخاعي (31 جفت ) از نخاع شوكي خارج مي شود و به ستون مهره اي  امتداد مي يابد .

حفاظت  نخاع شوكي

4-             نخاع  شوكي با ستون (نخاع ) مهره استخواني حفاظت مي شود . عصبها  از نخاع  شاخه شاخه مي شود  بين مهره مجاور ظاهر               مي شود .

مغز

5-             عصب هاي  جمجمه اي (12 جفت ) مستقيماً از زير مغز امتداد مي يابد ، بيشتر سر ، صورت ،گردن  و شانه ها را تامين مي كند .

6-             عصبVagus بلندترين عصبهاي جمجه اي ، ارگانهاي در سينه و شكم را تامين  مي كند اين مورد  ضربان قلب را كنترل مي كند .

7-              عصب ريشه اي ماهيچه  ها را كنترل مي كند كه انگشتان و آرنج راراست مي كند .

8-             عصب سياتيك ماهيچه هاي زرد پي پشت زانو و كفل را بكار مي گيرد .

9-                       قسمتها سراسر عصب

هر عصب  از مجموعه اي از رشته هاي عصبي با نام Fascicle ساخته شده است . يك ماده چربي محافظ با نام  myelin رشته هاي عصبي بزرگتر رادرميان  مي گيرد و محافظت مي كند .

سيستم اعصاب اصلي

مغز و نخاع  شوكي از سيستم  اعصاب اصلي ساخته  شده است . اين سيستم  ميليونها سلول عصبي به هم متصل  شده (نورن ها ) رادر بر مي گيرد و با سه پرده غشاء (meninges) محصور مي شود .  يك مايع روان  با نام  مايع cerebrospinal سراسر مغز و نخاع شوكي جريان  دارد . اين مورد بعنوان  يك جذب كننده  شوك عمل  مي كند ، اكسيژن ،تغذيه را فراهم  مي كند و توليدات صنايع را بين مي برد.  مغز  سه ساختار  دارد : مخ ،كه با فكر سروكار دارد ، احساسات و حركت ذهن ؛cerebllum كه حركت ، تعادل و حالت بدن را منظم مي كند . ستاك مغز كه اعمال اصلي مثل تنفس را كنترل مي كند . عمل اصلي نخاع شوكي اينست كه علائم را بين مغز و سيستم اعصاب حاشيه اي  برساند.

ساختار مغز

مغز در جمجمه قرارداده شده است . سه بخش اصلي دارد مخ ،كه يك لايه خارجي به نام پوسته ،مخچه و ستاك مغز دارد .

 

سيستم اعصاب حاشيه اي

اين بخش از سيستم  اعصاب شامل دو مجموعه عصبهاي جفتي مي شود -جمجمه اي وعصب نخاع - كه CNS به بدن متصل مي شود. اين عصبهاي جمجمه اي در 12 جفت از سطح پاييني مغز بيرون مي آيد . 31 جفت از عصبهاي نخاعي فاصله هايي از نخاع شوكي منشعب مي شوند،كه  به بقيه  بدن مي پيوندند. عصب ها مجموعه هاي از رشته هاي عصبي شامل مي شوند  كه مي تواند برعلائم ورود (حسي )و خروج (حركت دهنده ) تكيه كنند.

سيستم اعصاب ارادي

بعضي عبصهاي  مخچه اي و چندين  عصب نخاع ،مثل سيستم عصبي ارادي كار مي كند ، اين سيستم را  اعمال اصلي بدن  مثل ضربان قلب و تنفس  مربوط مي شود . اين دو بخش سيستم ،سيستم هاي Parasympathetic,Sympathetic يكديگر را خنثي مي كنند. سيستم Sympathetic بدن رابراي عمل رها كردن هورمونها آماده مي كند كه ضربان  قلب را افزايش مي دهد و جريان خون به پوست وروده را كم مي كند ، Parasympathetic هورمونها رابا تاثير آرامش دهنده رها مي كند.

 

 

آسيب ديدگي قوزك پا

اگر قوزك پا شكست ، آنرا مثل يك شكستگي پاي كوچكتر معالجه كنيد (صفحه 173) يك آسيب ديدگي معمول تر يك رگ به رگ شدگي است كه معمولاً با چرخش  به قوزك پا سبب مي شود. اين مسئله مي تواند با روش RICE معالجه شود ، قسمت متاثر استراحت كند ، يخ استفاده كنيد ، با بانداژ به هم بفشاريد .

هدفتان

        ·درد و متورمي را آرام كنيد .

        · كمك پزشكي  بگيرد اگر لازم شد .

!احتياط

اگر شما به استخوان شكسته مشكوك هستيد ، به مصدوم بگويد وزنش رابه روي پايش نيندازد. پاي كوتاه تر را كمك و حفظ كنيد (صفحه 173) مصدوم رابه بيمارستان ببريد يا بفرستيد .

تشخيص

        · درد ،با حركت يا با گذاشتن وزن به روي پا زياد مي شود .

        ·متورم مي شود .

به دررفتگي استخوان و رگ به رگ شدن  رجوع كنيد .

      1.         قوزك پارادر موقعيتهاي راحت تري استراحت دهيد ، ساكن و حمايت كنيد .

      2.        اگر آسيب ديدگي  اخيراً اتفاق افتاده ،يك بقچه يخ رابكار برديد يا سرما را به محل فشار دهيد تا متورمي  را كم كنيد .

      3.        قوزك  پا را با يك لايه گذاري ضخيم و بانداژ محكم بپچيد . عضو مصدوم را حمايت كنيد و بالا ببريد .به مصدوم  توصيه كنيد تا قوزك پا را استراحت دهد و اينكه اگر درد ادامه داشت به دكتر مراجعه كند.

      4.        آسيب ديدگي هاي بالا و پا

      5.        شكستگي ها كه بسياري استخوانهاي كوچك پا را تحت تاثير قرار          مي دهند معمولاً با آسيب ديدگي ها فشردن سبب مي شود. اين شكستگي  ها بهتراست در بيمارستان درمان شود زمانيكه اولين كمك را مي گيردو به علائم برجستگي مثل تورمي مربوط مي شود .

تشخيص

        ·در راه رفتن مشكل داشتن

        ·سختي حركت

        ·كبودي و متورمي

 

 

هدفتان

        ·متوري را كم كنيد .

        ·انتقال به بيمارستان را ترتيب دهيد .

      1.        سريعاً پا را نگه داريد وبا لا ببريد تاجريان خون به اين قسمت را كم كند ، كه متورمي را كم مي كند .

      2.        يك بقچه يخ يا فشار سرماي بكار بريد ،اين مسئله به آرام كردن متورمي كمك مي كند .

      3.        ترتيبي دهيد تا مصدوم را به بيمارستان ببريد يا بفرستيد اگر او با آمبولانس انتقال داده نمي شود ،سعي كنيد تامطمئن شويد كه پا در طي مسير بالا باقي مي ماند.

(1)            بقچه  يخ رابراي كاهش  متورمي بكار بريده

(2)             وسيله اي  نرم مثل يك بالش براي نگهداري  راحت استفاده كنيد .

(3)             پارا با وسيله اي سفت مثل كتاب بالا ببريد.

سيستم اعصاب پيچيده ترين سيستم در بدن  مي باشد . مركز كنترلش ، مغز ، منبع هوش ، فكر، سخن وحافظه مي باشد . همچنين اطلاعات حسي رادريافت و تفسيرمي كند كه با عصبها حمل مي شود ، و ساير سيستم هاي بدن را كنترل مي كند. زمانيكه كاملاً آگاه ،بيدار ،هشيار ،آگاه از اطرافمان هستيم درعين حال اگر ذهن صدمه زده شد ،حتي مكانيسمهاي حياتي مثل سرفه عكس العمل نشان مي دهد تا سير هوايي مشخص را نگه دارد ،شايد عمل نكند.

ضرورتهاي معالجه

بخاطر بسياري مسائل كه دراين فصل داده شده است مي تواند هوش مصدوم را بوجود آورد ،آنهانياز به توجه فوري دارند. ضروريتان مثل يك دستيار اول قرار است تا اعمال اصلي تنفس و گردش را مراقبت و حفظ نمايد .

ضروريتهاي دستيار اول

        ·تشخيص  شرايط مصدوم.

        ·مصدوم رادوباره قوت قلب دهيد و ارام كنيد .

        ·يك مسير هوايي باز را نگه داريد ، تنفس را چك كنيد وآماده شويد تا به هوش آوريد مصدوم را اگر لازم است .

        ·مصدوم رااز آسيب حفظ كنيد .

        ·آسيب ديدگي را پيدا و معالجه نمايند.

كمك پزشكي بگيريد اگر لازم شد . به آمبولانس زنگ بزنيد اگر آسيب ديدگي يا مريضي جدي را شك داريد .

آسيب ديدگي زانو

زانوپيوند مفصل بين استخوان ران (استخوان ران )و استخوان ساق پا (درشت ني )است قادر به خم كردن ،راست كردن ، ودر موقعيت خميدگي ،چرخش كم مي باشد .

مفصل زانو با ماهيچه هاي قوي و بندها حمايت  مي شود و در جلو با يك ديسك استخوان به نام  كاسه زانو (استخوان كشكك) حفظ مي شود. اين سطح هاي استخوان ها اصلي با ديسكهاي غضروف نگهداري  مي شود  . اين ساختارها شايد با ضربات مستقيم ، پيچ خوردگي هاي شديد ، يا رگ به رگ  شدگي آسيب ديده  شود. آسيب ديدگي احتمالي  زانو شكستگي استخوان كشكك ،رگ به رگ شدگي ،وآسيب به غضروف رادر بر مي گيرد.

يك آسيب ديدگي زانو شايد آنرا  غير ممكن  براي مصدوم  كند تا اين بند را خم كند، و شما بايد  مطمئن شويد  كه مصدوم سعي ندارد كه با پاي آسيب ديده اش راه برود .

خونريزي يا متحركي در بند پا شايد متورمي اطراف زانو را سبب شود.

 

تشخيص

عبارت است از :

        ·درد ، از آسيب ديدگي عميق مي شود تا در بند جايگزين  شود ،درد را افزايش مي دهد .

        ·اگر زانوي خم شده  قفل شد،درد شديدي براي راست كردن پا بوجود مي آورد .

        ·متورمي را در بند زانو سريع مي كنند.

رگ به رگ شدگي و پيچ خوردگي رجوع كنيد ( صفحه 154-155)

هدفتان

        · زانو رادر موقعيت  را حت تري نگه داريد .

        ·انتقال فوري مصدوم به بيمارستان را ترتيب  دهيد .

!هشدار

        ·سعي نكنيد كه زانورابه اجبار راست كنيد ،غضروف جابه جا شده يا خونريزي داخلي آنرا غيرممكن مي كندتا بند زانورا به سلامت راست كنيد .

        ·به مصدوم اجازه ندهيد كه چيزي بخورد ،بنوشد يا سيگار بكشد ،چون او شايد به يك داروي بيهوشي در بيمارستان نياز پيدا كند.

        ·به مصدوم اجازه راه رفتن ندهيد .

(1)     كمك كنيد مصدوم ترجيحاً برروي پتو دراز بكشد تااورااز زمين جدا كند. لايه اي نرم ،مثل بالش ،پتو ،يا كت ،زير زانوي آسيب ديده اش بگذاريد تاآنرا در موقعيت راحتري قرار داده باشيد .

(2)     بالايه اي نرم سرتاسر بند را بپيچيد پا پانداژها محفوظش كنيد كه از نيمه ران تا وسط پايين تر پا ادامه يابد .

(3)    ترتيب انتقال مصدوم به بيمارستان را دهيد . مصدوم نياز دارد تا در وضعيت معالجه باقي بماند و بدين ترتيب بايد با يك آمبولانس انتقال داده شود.

آسيب ديدگي پايين تر پا

آسيب ديدگي ها در پايين تر پا شامل شكستگي هاي استخوان ساق پا (درشت ني ) و استخوان برآمدگي (ساق كوچك مي شود ،ودرمان يافته هاي  نرم (ماهيچه ها ،بندها ، وزرد پي ها ) شكستگي هاي درشت ني معمولاً بنا به ضربه سنگين (براي مثال ،از چيز خيلي بزرگ يك وسيله متحرك ) هستند . همانطوريكه گوشت كمتري برروي درشت ني مي باشد ، شكستگي تقريباً زخمي را بوجود مي آورد . ساق كوچك مي تواند با پيچ خوردگي شكسته شود كه زانو را رگ به رگ مي كند.

 

تشخيص

اين موارد :

        · درد را به يك محدود كنند .

        ·زخم باز .

        ·كبودي ، متورمي ،بدشكلي پا .

هدفتان

        ·پارا ساكن كنيد .

        ·انتقال فوري به بيمارستان ترتيب دهيد .

1-  به مصدوم كمك كنيد تادراز بكشد ،وبا دقت ساكن كنيد و پا ي آسيب ديده شده را نگه داريد. اگر زخم بازي وجوددارد ،به آرامي زخم رابي حفاظ گذاريد و خونريزي را معالجه كنيد. لايه اي براي حفظ آسيب بكار بريد .

2-  براي آمبولانس با شماره 999 تماس بگيريد . پاي آسيب ديده را با دستتان نگه داردي تا مانع هر حركت محل شكسته شود. اين كار را بكنيد تا آمبولانس برسد .

3-  اگرآمبولانس تاخير داشت ،پاي آسيب ديده راباتراشه اي آنرا به پاي ديگر ببنيد . عضو سالم را به موازات پاي آسيب ديده بياوريد و پانداژ رازير دو پا آوريد وضعيت بانداژ بندكي درپا وقوزك پا سپس زانوها بايد باشد بانداژها را به بالا و به زير شكستگي اضافه كنيد .لايه اي رابين پايين ترپا وارد كنيد . سپس بانداژ ها را محكم ببنديد ،آنها را به طرف سالم گره زنيد

مورد خاص

شكستگي مشكوك نزديك قوزك پا

بانداژها را جدا دربالاي قوزك پا و اطراف پا به نسبت يك شكل به هشت بانداژ كنيد .

! احتياط

اگر سفر مصدوم به بيمارستان تقريباً طولاني و سخت مي باشد ، لايه اي نرم بر خارج پاي آسيب ديده از زانو به پا قرار دهيد. پاها را با پانداژهاي بزرگ حفظ كنيد همانطور يكه در بالا شرح داده شده است .

 

  • تاریخ ارسال : جمعه 01 آبان 1394
  • بازدید : 622 مشاهده

 

تحقیق رایگان 

سایت فروشگاه علمی آسمان

www.asemankafinet.ir

آترواسكلروز (تصلب‌شرايين(

Atherosclerosis

آترواسكلروز (تصلب‌ شرايين) عبارت‌ است‌ از يك‌ گونه‌ بسيار شايع‌از تصلب‌ شرايين‌ كه‌ طي‌ آن‌ رسوباتي‌ به‌ نام‌ پلاك‌ در ديواره‌ رگ‌هايي‌ كه‌خون‌ حاوي‌ اكسيژن‌ و ساير موادمغذي‌ را از قلب‌ به‌ ساير بخش‌هاي‌ بدن‌ مي‌برند،تشكيل‌ مي‌شوند. آترواسكلروز مي‌تواند باعث‌ آسيب‌ كليوي‌، كاهش‌ خونرساني‌ به‌ مغزو اندام‌ها، و بيماري‌ رگ‌هاي‌ قلبي‌ شود. آترواسكلروز يكي‌ از علل‌ عمده‌ سكته‌مغزي‌ و قلبي‌ است‌. شروع‌ آن‌ مي‌تواند در سي‌ و چند سالگي‌ باشد. شيوع‌ آن‌ تاسن‌ 45 سالگي‌ در مردان‌ بيشتر است‌. اما پس‌ از يائسگي‌، شيوع‌ آن‌ در زنان‌افزايش‌ مي‌يابد.

   علايم‌ شايع آترواسكلروز ‌

تا زماني‌ كه‌ آترواسكلروز به‌ مراحل‌ پيشرفته‌ نرسيده‌ باشد،اغلب‌ بدون‌ علامت‌ است‌. بروز علايم‌ بستگي‌ به‌ اين‌ دارد كه‌ خونرساني‌ كدام‌قسمت‌ بدن‌ كم‌ شده‌، و شدت‌ و گسترش‌ بيماري‌ در چه‌ حد است‌.
گرفتگي‌ عضله‌،وقتي‌ كه‌ رگ‌هاي‌ پا درگير شده‌ باشد.
آنژين‌ صدري‌ يا حمله‌ قلبي‌، وقتي‌رگ‌هاي‌ قلبي‌ درگير شده‌ باشند.
سكته‌ مغزي‌، يا كاهش‌ ناگهاني‌ و موقت‌خونرساني‌ به‌ مغز اما بدون‌ بروز سكته‌، در صورتي‌ كه‌ رگ‌هايي‌ كه‌ به‌ گردن‌ وسپس‌ مغز مي‌روند درگير شده‌ باشند.

   علل آترواسكلروز ‌

تكه‌هاي‌ بافت‌ چربي‌دار، كه‌ حاوي‌ ليپوپروتئين‌ كم‌چگال‌ (همان‌كلسترول‌ بد) هستند و به‌ ديواره‌ سرخرگ‌ آسيب‌ مي‌رسانند، اغلب‌ در محل‌ اتصال‌ وانشعاب‌ سرخرگ‌ها رسوب‌ مي‌كنند. تشكيل‌ اين‌ رسوبات‌ شايد حتي‌ در اوايل‌ جواني‌آغاز شود. بافت‌ پوشاننده‌ ديواره‌ داخلي‌ سرخرگ‌ در اين‌ نقاط‌ اتصال‌ و انشعاب‌،مواد چربي‌ موجود در خون‌ را به‌ دام‌ مي‌افكند. با تجمع‌ مواد چربي‌،انعطاف‌پذيري‌ سرخرگ‌ كم‌ و فضاي‌ داخلي‌ آن‌ تنگ‌تر مي‌شود. در نتيجه‌ جريان‌ خون‌مشكل‌ پيدا مي‌كند. از طرفي‌ اين‌ رسوبات‌ ممكن‌ است‌ شكاف‌ بردارند يا پاره‌ شوندو روي‌ آنها لخته‌ خوني‌ تشكيل‌ شود كه‌ در نتيجه‌، رگ‌ مسدود مي‌شود.

   عوامل تشديد كننده بيماري   آترواسكلروز

فشارخون‌ بالا
كلسترول‌ بالا (بالا بودن‌ غلظت‌ ليپوپروتئين‌كم‌ چگال‌ [كلسترول‌ بد] و پايين‌ بودن‌ غلظت‌ ليپوپروتئين‌ پرچگال‌ (كلسترول‌خوب‌).
سن‌ بالاي‌ 60 سال‌
جنس‌ مذكر
استرس‌
ديابت‌ شيرين‌ (مرض‌قند)
چاقي‌؛ كم‌تحركي‌
سيگاركشيدن‌
تغذيه‌ نامناسب‌ (خوردن‌ چربي‌ وكلسترول‌ به‌ مقدار زياد)
سابقه‌ خانوادگي‌ آترواسكلروز

   پيشگيري‌

ترك‌ سيگار
توصيه‌هايي‌ كه‌ در قسمت‌ رژيم‌ غذايي‌ آمده‌ است‌را رعايت‌ كنيد. كودكان‌ و نوجواناني‌ كه‌ والدين‌ آنها دچار آترواسكلروز هستند نيزاز رژيم‌ كم‌ چربي‌ سود خواهند برد.
به‌ طور منظم‌ ورزش‌ كنيد.
حتي‌المقدوراسترس‌ را كاهش‌ دهيد و به‌ سطح‌ قابل‌ كنترل‌ برسانيد.
اگر ديابت‌ يا فشارخون‌بالا داريد، برنامه‌ درماني‌ مربوطه‌ را به‌ دقت‌ رعايت‌ كنيد.

 

 

   عواقب‌ مورد انتظار  آترواسكلروز

اين‌ بيماري‌ در حال‌ حاضر علاج‌ناپذير است‌. اما به‌ تازگي‌گزارشات‌ زيادي‌ رسيده‌ مبني‌ بر اين‌ كه‌ درمان‌ مجدانة‌ عوامل‌ خطر اين‌ بيماري‌مي‌تواند تا حدي‌ انسداد را كاهش‌ دهد. بدون‌ درمان‌، عوارضي‌ پديد خواهند آمد كه‌نهايتاً به‌ مرگ‌ منتهي‌ خواهند شد.
تحقيقات‌ در زمينه‌ علل‌ و روش‌هاي‌درماني‌ اين‌ بيماري‌ ادامه‌ دارند.

 

   عوارض‌ احتمالي آترواسكلروز ‌

سكته‌ قلبي‌
سكته‌ مغزي‌
آنژين‌ صدري‌
بيماري‌ كليوي‌
نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌
مرگ‌ ناگهاني‌

   درمان آترواسكلروز ‌

 

   اصول‌ كلي ‌

آزمايشات‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ موارد زير باشد: نوار قلب‌،آزمون‌ ورزش‌، آزمايش‌ خون‌ از نظر كلسترول‌ كلي‌، خوب‌ و بد، قندخون‌، و نيزعكس‌برداري‌ از قفسه‌ سينه‌ و عروق‌
ترك‌ سيگار
براي‌ بعضي‌ از بيماران‌كه‌ خطر در مورد آنها زياد است‌، جراحي‌ انجام‌ مي‌شود: بازكردن‌ رگ‌ بابادكنك‌هاي‌ مخصوص‌ در مورد رگ‌هاي‌ تنگ‌ شده‌؛ و ساير روش‌هاي‌ جراحي‌ مانندتعويض‌ رگ‌ بيمار با سياهرگ‌ يا رگ‌هاي‌ مصنوعي‌.

 

 

   داروها

به‌ دليل‌ اينكه‌ كار از كار گذشته‌ و آسيب‌ قبلاً وارد شده‌ است‌،هيچ‌ داروي‌ رضايت‌بخشي‌ براي‌ درمان‌ آترواسكلروز وجود ندارد.
در تحقيقات‌اخير مشخص‌ شده‌ است‌ كه‌ پايين‌ آوردن‌ سطح‌ كلسترول‌ در كساني‌ كه‌ كلسترول‌خونشان‌ بالا است‌، مي‌تواند طول‌ عمر را افزايش‌ دهد. اگر شما علايم‌ يك‌ اختلال‌ناشي‌ از آترواسكلروز را داريد، و رژيم‌ غذايي‌ و ورزش‌ در كاهش‌ كلسترول‌ مؤثرواقع‌ نشده‌ باشند، شايد براي‌ شما داروهاي‌ ضدچربي‌ تجويز شود.
براي‌ درمان‌مشكلات‌ همراه‌ آترواسكلروز (مثلاً فشار خون‌ بالا، يا بي‌نظمي‌هاي‌ ضربان‌ قلب‌) ممكن‌ است‌ تجويز داروهاي‌ ديگر ضروري‌ باشد.
در برخي‌ تحقيقات‌ مشخص‌ شده‌است‌ كه‌ آسپيرين‌ و ويتامين‌ ـ اي‌ ممكن‌ است‌ خطر سكته‌ قلبي‌ را كاهش‌ دهند. باپزشك‌ خود در مورد اينكه‌ آيا تجويز آنها براي‌ شما لازم‌ است‌ يا خير مشورت‌كنيد.

 

   فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري  آترواسكلروز

معمولاً محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد. البته‌ ميزان‌ فعاليت درزمان ابتلا به اين بيماري بستگي‌ به‌ وضعيت‌ عمومي‌ سلامت‌ و وجود بيماري‌هاي‌ ديگردارد.

   رژيم‌ غذايي

رژيم‌ غذايي‌ بايد كم‌ چرب‌، كم‌ نمك‌ و پرفيبر باشد. مصرف‌ غلات‌،ميوه‌ها و سبزيجات‌ تازه‌ را افزايش‌ دهيد.

   درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان داراي‌ عوامل‌ خطر بروزآترواسكلروز هستيد و تمايل‌ داريد از اين‌ بيماري‌ پيشگيري‌كنيد.

 

يكي از عوارض تصلب شرايين سكته قلبي (انفاركتوس )مي باشد كه به شرح اين بيماري مي پردازيم .

 

سكته قلبي (انفاركتوس )                                     


است‌‏قلبي‌‏بيماري‌هاي‌‏از‏پيشگيري‌‏شيوه‌‏بهترين‌‏طبيعت‌ ، ‏با‏همزيستي‌‏
تنبلي‌‏و‏سيگار‏به‌‏مفرط ، اعتياد‏كار‏از‏ناشي‌‏خستگي‌‏عصبي‌، ‏فشارهاي‌‏
مي‌باشد‏قلبي‌‏بيماري‌هاي‌‏ايجاد‏مهم‌‏عوامل‌‏از‏جسماني‌‏


...سالم‌‏زيست‌‏محيط‏اول‌‏


و‏ازآب‏برخورداري‌‏طبيعت‌ ، ‏با‏تماس‌بيشتر‏كرده‌اند ، ‏اعلام‌‏پژوهشگران‌‏
صوتي‌ ،ساليان‌‏آلودگي‌‏به‌ويژه‌‏ازآلودگي‌ها‏بودن‌‏دور‏و‏سالم‌‏هواي‌‏
محيط‏آلودگي‌‏.مي‌دارد‏سالم‌نگه‌‏را‏قلب‏دوران‌كهنسالي‌‏در‏حتي‌‏دراز ، ‏
هواي‌‏آلودگي‌‏در‏مي‌توان‌‏آن‌را‏نمود‏بدترين‌‏كه‌‏ما‏عصر‏زيست‌در‏
ميليون‌هاشهروند‏زندگي‌‏يكسان‌‏صورت‌‏يافت‌به‌‏پرجمعيت‌‏و‏بزرگ‌‏شهرهاي‌‏
مردمي‌‏و‏صنايع‌آلاينده‌‏صاحبان‌‏.است‌‏داده‌‏جدي‌قرار‏خطر‏معرض‌‏در‏را‏
معرض‌‏در‏مي‌گيرند ، ‏قرار‏سمي‌‏پسابهاي‌‏و‏گازها‏خطر‏معرض‌‏در‏ناچار‏به‌‏كه‌‏
انتخاب‏را‏آدم‌ها‏شهرها ، ‏آلوده‌‏هواي‌‏در‏موجود‏سرب‏.دارند‏قرار‏خطر‏
زيست‌ ، ‏محيط‏آلودگي‌‏.مي‌گيرد‏هدف‌‏شهر‏همه‌‏در‏را‏سلامتي‌‏بلكه‌‏نمي‌كند‏
خود‏بيرحمانه‌‏هجوم‌‏مورد‏را‏انسانها‏ريه‌‏و‏قلب‏عضوي‌ ، ‏هر‏از‏زودتر‏
شهر‏در‏قلبي‌‏سكته‌هاي‌‏شمار‏افزايش‌‏تكان‌دهنده‌‏آمارهاي‌‏مي‌دهد ، ‏قرار‏
داشتن‌‏براي‌‏پس‌‏.مي‌كند‏خوبي‌آشكار‏به‌‏را‏تلخ‌‏واقعيت‌‏اين‌‏تهران‌‏بزرگ‌‏
.
باشيم‌‏داشته‌‏سالم‌‏زيست‌‏بايدمحيط‏سالم‌‏قلب‏
علل‌‏رديف‌ 3‏در‏همچنان‌‏مغزي‌‏و‏قلبي‌‏سكته‌‏بيماري‌‏به‌‏ابتلا‏از‏ناشي‌‏مرگ‌‏
علل‌‏تاكنون‌‏بيستم‌‏قرن‌‏اوايل‌‏از‏.مي‌رود‏به‌شمار‏آدمي‌‏مير‏و‏مرگ‌‏اصلي‌‏
ميلادي‌‏سال‌ 1900‏مقارن‌‏.است‌‏يافته‌‏تغيير‏ملاحظه‌اي‌‏قابل‌‏بطور‏مير‏و‏مرگ‌‏
از‏بسياري‌‏مرگ‌‏عامل‌‏سل‌‏و‏پنوموني‌‏آنفلوانزا ، ‏نظير‏عفوني‌‏بيماريهاي‌‏
يافته‌‏توسعه‌‏كشورهاي‌‏در‏بهداشتي‌‏خدمات‌‏كه‌‏مرور‏به‌‏اما‏بود‏انسانها‏
صدر‏از‏و‏درآمد‏كنترل‌‏تحت‌‏نيز‏عفوني‌‏بيماري‌هاي‌‏نهاد ،بهبودي‌‏به‌‏رو‏
اكنون‌‏هم‌‏كه‌‏به‌طوري‌‏رفته‌‏كنار‏مير ،و‏مرگ‌‏علل‌‏به‌‏مربوط‏جدول‌‏
و‏سرطانها‏انواع‌‏قلب ، ‏بيماريهاي‌‏مانند‏مزمن‌‏و‏غيرواگير‏بيماريهاي‌‏
داده‌‏تشكيل‌‏را‏مير‏و‏مرگ‌‏علل‌‏مهمترين‌‏ترتيب‏به‌‏مغز‏عروق‌ ، ‏بيماريهاي‌
.
است‌‏


و‏مرگ‌‏علت‌‏كل‌‏بك‌دهم‌‏وعروق‌‏قلب‏بيماريهاي‌‏موجود ، ‏آمارهاي‌‏براساس‌‏
تا‏بين‌ 35‏ميرهاي‌‏و‏مرگ‌‏يك‌سوم‌‏و‏بوده‌‏سال‌‏از 35‏سنين‌كمتر‏ميرهاي‌‏
شامل‌‏مسن‌‏افراد‏در‏را‏ومير‏مرگ‌‏سه‌چهارم‌تمام‌‏تقريبا‏و‏سال‌‏‏‏45‏
.
مي‌شود‏


شده‌‏منتشر‏زهرا‏بهشت‌‏سوي‌سازمان‌‏از‏كه‌‏آماري‌‏تازه‌ترين‌‏بنابه‌‏همچنين‌‏
سكته‌‏سال‌ 1375براثر‏در‏بزرگ‌‏تهران‌‏ساكنان‌‏از‏نفر‏و 674‏هزار‏است‌ ، 18‏
رقم‌‏اين‌‏سپرده‌اند‏جان‌‏تهران‌‏در‏گردش‌خون‌‏از‏ناشي‌‏بيماريهاي‌‏و‏قلبي‌‏
سال‌‏سني‌ 65‏گروههاي‌‏.است‌‏يافته‌‏افزايش‌‏نفر‏حدود 950به‌سال‌ 1374 ، ‏نسبت‌‏
در‏را‏مير‏و‏مرگ‌‏رقم‌‏بالاترين‌‏فوت‌‏و 456مورد‏هزار‏با 16‏بالا‏به‌‏
بيماري‌هاي‌‏از‏ناشي‌‏ومير‏مرگ‌‏ميزان‌ترتيب‏اين‌‏به‌‏.داشته‌اند‏سال‌گذشته‌‏
.
است‌‏يافته‌‏افزايش‌‏تهران‌ 5/1درصد‏در‏قلب‏
به‌‏نسبت‌‏سني‌‏هيچ‌‏كه‌‏مي‌شود‏چنين‌استنباط‏موجود‏آمارهاي‌‏و‏شواهد‏از‏
از 95‏بيش‌‏در‏قلبي‌‏نارسائي‌‏رقم‌‏بالاترين‌‏اما‏نيست‌ ، ‏ايمن‌‏نارسايي‌قلب‏
.
بالاست‌‏سنين‌‏با‏افراد‏به‌‏مربوط‏موارد‏درصد‏
در‏كه‌‏بدن‌‏از‏عضوي‌‏به‌‏نرسيدن‌خون‌‏از‏است‌‏عبارت‌‏سكته‌‏پزشكي‌ ، ‏نظر‏از‏
بدن‌‏يااندام‌هاي‌‏اعضا‏از‏يكي‌‏فلج‌‏يا‏و‏مرگ‌‏به‌‏است‌منجر‏ممكن‌‏نهايت‌‏
.
دارند‏قرار‏سكته‌‏عارضه‌‏به‌‏ابتلا‏معرض‌‏در‏همواره‌‏بدن‌‏اعضاي‌‏تمام‌‏شود‏
.
مي‌آيد‏شمار‏به‌‏سكته‌‏نوع‌‏حادترين‌‏قلبي‌‏و‏مغزي‌‏سكته‌‏البته‌‏
حمله‌‏اصطلاح‌‏:مي‌گويد‏وداخلي‌‏بهداشت‌‏متخصص‌‏ -پازوكي‌‏جهانگير‏دكتر‏
قسمتي‌‏فساد‏يا‏ناگهاني‌‏مرگ‌‏معني‌‏به‌‏ (انفاركتوس‌‏)سكته‌قلبي‌‏يا‏قلبي‌‏
خون‌‏گردش‌‏كامل‌‏توقف‌‏يا‏كافي‌‏خون‌‏نرسيدن‌‏علت‌‏به‌‏قلب‏ماهيچه‌‏بافت‌‏از‏
.
مي‌باشد‏قلب‏عضله‌‏در‏


اول‌‏درجه‌‏در‏.دارد‏گوناگوني‌بستگي‌‏عوامل‌‏به‌‏قلبي‌‏سكته‌‏بيماري‌‏بروز‏
دوم‌‏درجه‌‏در‏و‏الكل‌‏و‏قند‏حيواني‌ ، ‏چربيهاي‌‏زيادبخصوص‌‏چربي‌‏صرف‌‏
اجتماعي‌ ، ‏فعاليتهاي‌‏در‏روي‌‏زياده‌‏سوم‌‏درجه‌‏در‏و‏خون‌‏فشار‏و‏سيگار‏
تحريكات‌‏از‏ناشي‌‏بدني‌‏و‏مغزي‌‏خستگي‌هاي‌‏تغذيه‌ ، ‏در‏افراط‏و‏پرخوري‌‏
هوا، ‏آلودگي‌‏بي‌موقع‌ ، ‏عصبي‌‏خستگي‌هاي‌‏چاقي‌ ، ‏رواني‌ ، ‏خستگي‌‏شديد ، ‏عصبي‌‏
زنده‌داري‌ ، ‏شب‏در‏افراط‏جانبه‌ ، ‏چند‏مسئوليتهاي‌‏اعتيادات‌ ، ‏برخي‌‏استرس‌ ، ‏
قلبي‌‏ناراحتي‌هاي‌‏بروز‏مهم‌‏عوامل‌‏از‏آنها‏امثال‌‏و‏قمار‏به‌‏شديد‏گرايش‌‏
.
مي‌آيند‏شمار‏به‌‏


تحصيلي                                                                  ‌‏مدرك‌‏با‏سكته‌‏ براي‌‏را‏خود‏اندازه‌‏همان‌‏به‌‏بشربايد‏مي‌كند ، ‏پيشرفت‌‏صنعتي‌‏
تلاش‌‏دليل‌‏همين‌‏به‌‏آماده‌كند‏زيست‌‏محيط‏آلودگي‌‏ويژه‌‏به‌‏آن‌‏باپيامدهاي‌‏
مي‌تواندمانع‌‏توجهي‌‏قابل‌‏حد‏تا‏عمومي‌، ‏بهداشت‌‏محيطزيست‌و‏حفظ‏راه‌‏در‏
.
شود‏قلبي‌‏بيماري‌هاي‌‏بروز‏از‏
پزشكان‌‏گيرند ، ‏قرار‏قلبي‌‏سكته‌‏معرض‌‏در‏كمتر‏افراد‏اينكه‌‏براي‌‏
.
مي‌كنند‏مطرح‌‏را‏خاصي‌‏توصيه‌هاي‌‏
بهداشتي‌‏اصول‌‏رارعايت‌‏باره‌‏اين‌‏در‏توصيه‌‏اصلي‌ترين‌‏ -پازوكي‌‏دكتر‏
هر‏از‏بهتر‏پيشگيري‌‏كه‌‏مي‌كند‏تاكيد‏و‏تغذيه‌مي‌داند‏و‏رواني‌‏از‏اعم‌‏
يك‌‏مشورت‌هاي‌‏از‏برخورداري‌‏به‌‏را‏افراد‏حال‌‏عين‌‏در‏وي‌‏.است‌‏درماني‌‏
مراجعه‌‏برخورداري‌و‏مساله‌‏.مي‌كند‏توصيه‌‏كاردان‌‏و‏متعهد‏عمومي‌‏پزشك‌‏
تاكيد‏و‏نظر‏مورد‏خاص‌ ، ‏عمومي‌‏يك‌پزشك‌‏به‌‏خانواده‌‏يك‌‏افراد‏يا‏فرد‏
بيماري‌‏به‌‏ابتلا‏آمده‌ ،ميزان‌‏عمل‌‏به‌‏برآوردهاي‌‏براساس‌‏.است‌‏عموم‌پزشكان‌‏
مراجعه‌مي‌كنند ، ‏مشخصي‌‏پزشكان‌‏به‌‏كه‌‏اعضاي‌خانواده‌هايي‌‏و‏افراد‏در‏
حاصل‌‏بهبودي‌‏و‏انجام‌‏سرعت‌‏نيزبه‌‏درمان‌‏اينكه‌‏ضمن‌‏است‌‏كمتر‏بسيار‏
و‏ازراهنمايي‌‏برخورداري‌‏و‏خاص‌‏